- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › نوشدارو - مهدی بذرافکن
- › دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی
- › قاب بي رنگ - هومن كواكبي
- › تک به تک - سعید قرایی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › لذت فوتبال- نيما سبك روحيه
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
مشکل فوتبال ما با دایی ها , حاجی ها , قطبی ها و ... حل نمی شود/ چه کسی می تواند این فوتبال را نجات دهد جز همانهایی که این بلا را سر این بیمار رو به مرگ آورده اند؟!
میعاد سیداحمدپور / خبرگزاری پارس فوتبال
"فوتبال ایران نزول می کند".این تنها جمله ای است که این روزها همه ی اهالی فوتبال و شاید مردم ایران به آن ایمان آورده اند.شکست های پیاپی و نتایج فوق ضعیف تیم های فوتبال ایرانی کم کم عادی می شوند و این بار ورق به گونه ای تلخ بر می گردد و مردمی که چند سال پیش شکست در برابر عربستان برایشان یک فاجعه ملی بود اینک به تساوی مقابل اماراتی راضی می شوند که تنها امتیازش را از ما می گیرد و داستان تلخ فوتبال ما زمانی تلخ تر می شود که سرمربی وقت تیم ملی با بادی در غبغب می گوید ما در زمین حریف یک امتیاز گرفتیم و باید واقع بین باشم که این کار دشواری بود!
به راستی لفظ واقع بین بودن را چه کسی در فوتبال ایران باب نمود؟آیا واقع بین بودنی که علی دایی پس از تساوی در بربر امارات از آن سخن گفت امروز گریبان فوتبال ایران را نگرفته؟هرچند این واقع بین بودن را می توان پارچه ای پوشاننده بر ضعف های درون فوتبال ایران دانست اما این رشته سر دراز دارد و هرگز به تیم ملی و یکی دو سال گذشته باز نمی گردد.اما اکنون سوالاتی هست که مسولا فوتبال ایران،خود نیز آن ها را بیان می کنند. به راستی به سوالات بی حدی که در ذهن مردم نقش بسته است چه کسی پاسخ می دهد؟
وقتی تیم نخست لیگ ایران از پس یک تیم قطری بر نمی آید مقصر کیست؟وقتی نماینده نخست لیگ ایران در برابر تیمی که دو هفته پیش آنرا با 3گل بدرقه کرده،با 5 گل در هم می شکند چه کسی ناراحت می شود؟ ...و هنگامی که نایب قهرمان چند دوره گذشته لیگ قهرمانان آسیا در خانه با ارائه ی ضعیف ترین بازی ممکن شکست می خورد دل چه کسی به درد می آید؟
به راستی مردانی که امروز فوتبال ایران را در دست گرفته اند از کجا آمده اند؟مگر نه این است که در زمان مصطفوی ها وصفایی فراهانی ها با یک نتیجه ی تساوی هم خشم عمومی گریبانگیر مسئولان می شد؟پس اکنون چه شده که فوتبال دوستان ایرانی به شکست در برابر عربستان آن هم در تهران راضی می شوند و بی تفاوت از کنار آن می گذرند؟
از قدیم گفته اند برای هر کاری بار اولی وجود دارد و اگر امروز می بینیم که تماشاگران فوتبال کمتر به استادیوم ها می آیند،حرارت و حساسیت گذشته را ندارند و دیگر برای تیم های محبوبشان از جان مایه نمی گذارند باید بترسیم از روزی که کم کم فوتبال ایران بی پشتوانه شود.که در نتیجه آن،جوانان دیگر به سمت آن کشیده نخواهند شد و همین تساوی های خفیف مقابل فلان تیم دسته چندمی آسیا هم به شکست هایی تلخ و تلخ تر تبدیل خواهد شد.
در خطاب به آقایان فدراسیون نشین تنها می توان گفت که فوتبال ایران دیگر بیمار نیست بلکه به مرگ نزدیک می شود و تنها کسانی که می توانند آن را از رسیدن به تباهی نجات دهند همان هایی هستند که باعث ضعف امروز آن شده اند.آقایانی که در راس کار هستند باید بدانند که مشکل فوتبال ایران با دایی ها،حاجی مایلی ها،قطبی ها،قلعه نویی ها و وینگادا ها حل نمی شود بلکه با ترسیم یک برنامه بر روی کاغذی بی ارزش و "عمل" به آن حل خواهد شد.
...و فردوسی چه زیبا می گوید:
دریاب تا که نعمتت هست به دست
کاین نعمت و مُلک می رود دست به دست



Digg
Cloob
Balatarin


نظر (1 تا كنون ارسال شده است):
مشکل فوتبال ما، فقط مشکل فوتبال نیست، بلکه ریشه در این باور تاریخی ما ایرانیها دارد که خودمان را عقل کل میدانیم و با وجود عدم اطلاع ("عدم تخصص" پیشکشمان!!) در همه ی موارد خود را صاحب نظر و دارای توانایی حل مشکلات میدانیم.
یک نمونه اش وجود این همه "مهندس" و "سردار" در میان مدیران باشگاههای ورزشی ما است.!)
نظر خود را اضافه كنيد