- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › نوشدارو - مهدی بذرافکن
- › دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی
- › قاب بي رنگ - هومن كواكبي
- › تک به تک - سعید قرایی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › لذت فوتبال- نيما سبك روحيه
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
نگاهی به تمام داستان پانزده روزه سرمربیگری مایلی کهن در تیم ملی بدون حتی یک بازی و ثبت رکوردی تاریخی / سرنوشت مردی که با دو بیانیه اسباب استعفای اجباری خود را فراهم کرد
پانزده روز. اين ركوردي است كه بايد به نام محمد مايلي كهن و فدراسيون فوتبال در كتاب آمارهاي گينس به ثبت برسد.
زماني كه در شامگاه دوشنبه 17فروردين سران فدراسيون فوتبال پس از ساعتها جلسه بر روي محمد مايلي كهن به عنوان سرمربي جديد تيم ملي به جمع بندي رسيدند بسياري به ديدهي ترديد به انتخاب فدراسيون فوتبال نگريستند. با اين حال انتخاب انجام شده بود و با وجود مخالفت هايي كه انجام شده بود همه موظف به حمايت از سرمربي تيم ملي شدند.
يك روز بعد انتقادها فروكش كرد. همه مايلي كهن را به عنوان سرمربي جديد تيم ملي پذيرفتند. قدم اول را مايلي كهن برداشت، او دست دوستي به سمت فردي دراز كرد كه سالها روابطشان تيره بود. مايلي كهن در دومين برنامهي تلويزيوني پس از انتخابش به عنوان سرمربي تيم ملي رو به دوربين برنامهي ورزش و مردم كرد و از دايي عذرخواهي كرد.
اين حركت مايلي كهن فضا را تا حدود بسيار زيادي تلطيف كرد اما بازي با سايپا و اتفاقات حاشيهاي اين بازي شرايط جديدي را به وجود آورد.
...اما انتشار بيانيهي تاريخي مايلي كهن خطاب به قلعه نويي فصل جديدي را در فوتبال ايران گشود. بيانيهاي كه تا سالها بحث فوتبال ايران خواهد بود واگر روزي قرار باشد رسانهها اتفاق عجيبي را گزارش كنند قطعا نقبي به اين بيانيه خواهند زد.
پس از انتشار اين بيانيه و بازتاب آن در بين مردم و رسانه ها فدراسيوني كه تنها دو هفتهي آرام را پشت سرگذاشته بود وارد فضاي تازهاي شد. از همان زمان نشستهاي اضطراري در فدراسيون فوتبال برگزار شد، هرچند كه برگزاري چنين جلساتي ابتدا رد شد و پس از مدتي دوباره تاييد شد. شب انتشار بيانيه، جلسهاي فوري در فدراسيون فوتبال تشكيل شد جلسهاي كه با حضور اعضاي ارشد فدراسيون فوتبال از جمله مهدي تاج و عزيز محمدي برگزار شد.
يك روز بعد در صبح دوشنبه جلسات ادامه پيدا كرد. صبح آن روز بسياري از روزنامه ها با تيتر "احتمال بركناري مايلي كهن" به استقبال جلسهي مهم فدراسيون رفتند. جلسهاي كه اين بار با حضور محمد مايلي كهن برگزار شد.
در اين جلسه كه ابتدا در حضور تاج به صورت دو نفره برگزار شد سرمربي تيم ملي خطاب به نايب رييس فدراسيون فوتبال گفت كه من انتظار حمايت فدراسيون فوتبال را داشتم. مي خواستم از من حمايت كنيد. تعدادي از تماشاگران استقلال در بازي با سايپا به من و خانوادهام توهين كردند. اما حمايتي از فدراسيون فوتبال صورت نگرفت.
او پس از اين صحبت ها و با تاكيد بر اينكه از نظرش دربارهي انتشار آن بيانيه كوتاه نمي آيد گفت كه دست فدراسيون براي هرگونه تغييري بازاست و تلويحا از استعفا سخن گفت. اين يك تعارف به مسوولان فدراسيون بود که صد البته از آنجا که از قدیم گفته اند " تعارف آمد نیامد دارد " فدراسیونیها بیانیه دوم او را که بنا به اعلام خود مایلی کهن استعفا نبوده است را در هوا زدند و به زور او را مستعفی کردند.
آری تنها ساعاتی بعد از برنامه دوشنبه شب 90 دومين بيانيهي عجيب و نامتعارف محمد مايليكهن روي سايتهاي خبري قرار گرفت اما، اين بار خطاب او نه امير قلعهنويي بلكه خودش بود. او خودش را لايق سرمربيگري تيم ملي نميدانست اما منظورش به هیچ وجه استعفا نبود ولی....
... آری اين سرنوشت مردي بود كه تنها 15 روز سرمربي تيم ملي بود و با دو بیانیه اسباب استعفای اجباری خود را فراهم کرد!



Digg
Cloob
Balatarin


نظر (11 تا كنون ارسال شده است):
واقعا مرده
چون كه رك گو است.چاخان و دقل بازي تو كارش نيست.اي كاش همه در اين مملكت اين طوري بودند و در مقابل دروغ ها و چاخان ها و زشتي ها وچاپلوسي ها مي ايستادند.
چرا همه دارند به او مي تازند ؟ چرا هيچ كس از او حمايت نمي كنه ؟ واقعا كه او در اين فوتبال كثيف و پر از دقل كاري و چاپلوسي به عنوان مردي كه اهل اين كارها نيست و حق را رك مي گويد تنهاست.
واقعا كه تاسف داره . ما در اين فوتبال به دنبال چي مي گرديم ؟مگر غير از اين است كه فوتبال تنها يك ورزش است وبراي تفريح و سر گرمي است؟
پس چرا اي مردم به ورزشگاه ميرويد و بخاطر هيچ حاضر مي شويد زشت ترين حرف ها را به زبان آوريد و پدري را در مقابل پسرش اين گونه مورد فحاشي قرار دهيد ؟
بهتر است خودتان را جاي او بگذاريد .در چنين حالتي چه حسي به شما دست مي داد؟
چه مي كرديد؟
مگر او چه كرده بود؟ غير از اينكه تيمش با شرافت و مردانگي بازي مي كرد؟
اي استقلالي ها گناه او چه بود كه اكبرپور آن خطاي بچه گانه را انجام داد باعث گل خوردن تيمش شد؟
حالا شايد فكر كنيد و بگيد كه اين يارو كه اينا را نوشته چه آدم ... يا انكه مايلي به او چقدر پول داده يا از بستگانش است يا اينكه يارو بسيجيه و طرفدار او يا هر چيز ديگر.....
ولي حقيقت چيزي نيست جز اينكه:
هيچ كدوم از موارد با شامل حال من نمي شود.وقتي مايلي انتخاب شد گفتم كه ديگه بايد فكر جام جهاني را از سرمان بيرون كنيم.چون اصلا مايلي را قبول نداشتم (از لحاظ فني) . ولي وقتب به برنامه نود رفت و صحبت كرد از رك گوييش خوشم اومد و اينكه اصلا از كسي بيخودي طرفداري نمي كند.
بعد از بازي با استقلال وقتي كه فهميدم در ورزشگاه به او فحاشي كرده اند آن هم در مقابل پسرش آن وقت دلم به حالش سوخت و تاسف خوردم.وقتي بيانيه اولش را منتشر كرد دلم خنك شد . آن هم به 2 دليل:
1.جواب افحاشي استقلالي ها را خيلي خوب داد
2.چون كه من پرسپوليسي هستم كلا كيف كردم.
وحالا امروز وقتي بيانيه دومش را منتشر كرد:
اون را كامل خوندم.بازم دلم به حالش سوخت.حس كردم كه خيلي تنهاست توي اين فوتبال نامرد ما.واقعا حق را گفت.فوتبالمون را خيلي خوب توصيف كرد.خيلي خوب ما را با خارجي ها مقايسه كرد. و .....
آيا در كشور هاي اروپايي كه آن ها را كافر محسوب مي كنند هم چنين الفاضي گفته ميشه؟
حالا شمايي كه به ورزشگاه رفتيد و به مايلي فحاشي كرديد.شما چه ديني داريد؟
آيا مسلمانيد ؟ اگر ادعاي مسلماني داريد .اسلام در كجا به شما گفته كه به ديگران فحاشي كنيد ؟ حالا اون كس هركي مي خواد باشه.
اگر كه مسلمان نيستيد و حكومت را قبول نداريد و كورش بزرگ ودين او را قبول داريد. پس از او الگو بگيريد و توجه كنيد به:
گفتار نيك .كردار نيك . پندار نيك
و يا اگر به هر دين ديگري اعتقاد داريد . فكر نكنم هيچ ديني فحاشي را توصيه كرده باشد.
و اگر هيچ ديني نداريد پس لا اقل آزاده باشيد و به ديگران احترام بگذاريد.
ببخشيد كه از بحث اصلي خيلي فاصله گرفتم فقط خواستم ياد آوري كنم.
اي دوستان مايلي هم با تمام ماجراهايش آمد و رفت .
بهتر است به اين فكر كنيد كه فوتبال ما به كجا رسيده؟ چي بدست آورده؟ به كجا داره ميره؟ به دنبال چي هستيم؟ و...
امروز به طورواضح و روشن ديديم كه چه بر سر فوتبال ما آمده است.سپاهان در ايران به ازبك ها باخت و پرسپوليس هم باخت تاسف آوري به قطري ها داشت و ...
من اعتقاد دارم وجود مرداني چون مايلي و خداداد عزيزي و تا قسمتي هم فيروز كريمي و عادل فردوسي پور و ... به دليل رك بودنشون به نفع فوتبال ماست.
به اميد روز هاي بهتر....
زیادی دنبال حاشیه بود
اولا اینکه جواب فحش را با فحش دادن نشان از رک گویی و شجاعت نیست بلکه مایلی نشان داد که هیچ فرقی با آن تماشاگرنماها ندارد آنهم در قامت سرمربی تیم ملی یک کشور
در مورد اخلاق مایلی همین بس که بدترین تهمتها و دروغها را در سال 2006 به دایی نسبت داد. همین پارسال در مورد همسر قطبی و زندگی شخصی او اظهار نظر کرد. تهمتهای او به مدیران استقلال اهواز و در این آخر هم به قلعه نویی بدون اینکه بتواند آنها را ثابت کند . او چه کاری انجام داده از نظر اخلاقی چه سابقه برجسته ای دارد که به او مربی ارزشی میگویند ؟ او که ادعای دینداری دارد باید این را بداند که تهمت زدن و غیبت در اسلام به شدت نهی شده و برای آن مجازاتی بس شدید است.
در آخر هم به مظلوم نمایی میپردازد و ناله و فغان سر میدهد تا دل مردم را با خود همراه کند.
نظر خود را اضافه كنيد