- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › یادداشت - اردشیر لارودی
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › نگاه روز - علی عالی کردکلایی
- › هت تریک - سهیل نوری پناه
- › تک به تک - سعید قرایی
- › آفساید بی پرچم - چیا فؤادی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › کرنر - اردشیر طیبی
- › از پشت هجده قدم- نادر جهانفرد
- › دقیقه صفر - نیما شریفی
- › به رنگ ایران - آرلن گالوسیان
- › از دید آخرین بک - پیام قدسی
- › فراموشخانه - افشین اسدی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
خداحافظ بدترين خوب دنيا/نگاهی متفاوت به خداحافظی افشین قطبی...
علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
نگاه منفي:قبول كن خودت مقصري... تو با بازگشت به ايران بزرگترين اشتباه را در آيندهنگري براي حرفهات انجام دادي بدون اينكه مشورت كني، بدون اينكه بخواهي نظر ديگران را بداني، شايد در اين مورد همه تقصير مربوط به تو نباشد چون در اين فوتبال واقعا دوست صادق پيدا نميشود اما آمدي، آن هم با توصيه رئيس سازمان تربيتبدني و پولهاي حسين هدايتي، همان لحظه كه با دسته گل قدم به فرودگاه گذاشتي بايد چهره عليآبادي را ميديدي كه در اتاقش نشسته و لحظه ورود تو را از LCD اتاقش ميديده و به پيروزي بزرگش بر حبيبكاشاني لبخند ميزده است. قبول كن خودت مقصري...برگزينهاي به نام دوكارمو اصرار كردي و اينقدر به او آرزوي پرواز دادي كه يادت رفت جوجهاي بيش نيست و نياز به آموزش و خوگرفتن به شرايط جديد دارد، در حساسترين بازي ليگ به زمينش فرستادي و از همان روز، او را به مهره سوخته نيمكت تبديل كردي. قبول كن خودت مقصري... همين تو بودي كه دست ماركو را گرفتي و پايت را در يك كفش كردي كه اين كمك مربي را ميخواهم، همان مردي كه با تاخير آمد و هرچند هفته ناگهاني خبر ميرسيد ناپديد شده و سر از برزيل در آورده است. ماركو آن مربي ايدهالي نبود كه دربارهاش با آن حرارت حرف زدي و زمين و زمان را به هم دوختي.ماركو در ذهن خيليها تبديل به دلالي شده بود كه با تصميم نادرست تو، براي بازي دادن به دوكارمو به حقيقت نزديك شد .درحالي كه شايد اينگونه نبود. قبول كن خودت مقصري... تو ديگر آن مربي فصل قبل نبودي، ديگر نگاه نو در فوتبال نداشتي و ادبياتت كسي را به وجد نميآورد. تو نماينده نسلي تازه بودي كه به ركود رسيده بود و خودت مقصري...
ديدگاه مثبت:قبول كن بهترين كار را كردي... اين همه مشتاق، اين همه علاقمند و اين همه هوادار براي خودت جمع كرده بودي كه همه آنها ميخواستند به پرسپوليس بازگردي. افشين قطبي رفت چون فصل را تمام شده دانست و وقتي اين همه شور و اشتياق هواداران ديد تصميم گرفت به «همه» احترام بگذارد و باز گردد. چه چيزي بهتر از اينكه رئيس سازمان تربيتبدني با تو تماس بگيرد و بخواهد كه بيايي، همه شرايط را برايت مهيا كند و بخواهد كه بيايي و دنيايي تازه بسازي و اينكه پولهاي وسوسه كننده هدايتي هم كاري كند تا تيمي بينالمللي بسازي. هركسي بود چنين تصميمي ميگرفت. قبول كن بهترين كار را كردي... تو ميخواستي جاي خليلي از مهرهاي استفاده كني كه مثل او تركهاي و تمام كننده باشد، دوكارمو واقعا بازيكن بدي نبود. مثل او در فوتبال ايران خيلي كم پيدا ميشد، كسي كه بتواند اينگونه خودش را در موقعيت گل قرار دهد و براي خودش موقعيت بسازد به اندازه انگشتان دستهايمان هم نميشود. دوكارمو خوب و محتاج روحيهاي تازه بود، ليگ ايران و راي همه ويژگيها، نيازمند روحيه پولادين است و دوكارمو ميتوانست بعد از مدتي به آن برسد. قبول كن بهترين كار را كردي .... ماركو كارنامهاي قابل دفاع داشت، مربي برزيلي ميتوانست تاثيرگذار باشد اما چه كنيم كه هم بدشانس بود و هم موقعيت فوتبال ايران اجازه هنرنمايي را به او نميداد. حضور ماركو در ايران همراه با وجود مشكلات خانوادگياش بود و از طرف ديگر، فوتبال ايران نميخواهد نفر دومي جز يك ايراني را در كنار سرمربي ببيند، ماركو ميتوانست مغز قطبي باشد اما خيليها دوست نداشتند چنين اتفاقي نيفتد و البته به هدفشان هم رسيدند. احتمالا شما هم طرفدار يكي از اين دو ديدگاه هستيد اما به هر دو طرف توصيه ميكنيم كه در فوتبال ايران هيچچيز آنگونه كه فكر ميكنيد نيست. فوتبال هم مثل خيلي از مسائل زندگي ما وضعيت «نسبي» دارد و بسته به نگاه شما ميتواند خوب يابد تلقي شود.افشين قطبي رفت چون تطابق با اين ديدگاه كار سادهاي نيست و در مسير حضور بايد بسياري از مسائل را پذيرفت. احتمالا قطبي هم مقصر است و هم حق دارد،دوكارمو هم خوب بود وهم بد، بازگشت قطبي ميتواند درست باشد يا نادرست و حتي جذب ماركو هم نشانه خوبي باشد يا بد اما مهمترين موضوع زاويهاي است كه ما بر آن مينگريم كه بايد كارشناسنامه و نزديك به حقيقت باشد. تحليل رفتن قطبي مثل خوشبيني مفرط يك بدبين و يا بدبيني مفرط يك خوشبين باشد و معمولا هم ما آدمهاي سياه و سفيدي هستيم. مهم اين است كه اصرار ما براي تغيير نگاه سنتي به نگاه نو به بنبست رسيده است، از اين ناراحتيم كه بايد برگزينههايي زوم كنيم كه هيچ چيز جديدي ندارند و تكرار مكررات را به ما ميگويند.خداحافظ بدترين خوب دنيا كه هنوز هم نميدانيم خوب بودي يابد؟





Digg
Balatarin






نظر (2 تا كنون ارسال شده است):
نظر خود را اضافه كنيد