ParsFootball.com | پارس فوتبال | اولين پايگاه تخصصي فوتبال ايران: تحلیلی بر اوضاع این فوتبال رو به احتضار ; براستی درد این فوتبال چیست؟ از علی آبادی ها تا شعبان بی مخ ها... تحلیلی بر اوضاع این فوتبال رو به احتضار ; براستی درد این فوتبال چیست؟ از علی آبادی ها تا شعبان بی مخ ها... ================================================================================ tourajatef on 23 April, 2009 01:44:00 تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال روزي كه علي دائي از كار بر كنار شد قاطعانه نوشتيم " بينوا دائي " و حالا در روزهاي تلخ فوتبال و در ايامي كه سر در گمي ها و بي اعتمادي ها به اوج خود رسيده است باز هم مي گوئيم بي نوا فوتبال ما كه اسير اين گونه سو مديريتها و مديريتهاي چند شغله شده است با هم نگاهي به چند واقعه فوتبال مي افكنيم : 1/ سرمربي تيم ملي فوتبال ايران تنها 15 روز از انتخاب يكي از بدترين ترين گزينه هاي تاريخ براي انتخاب سر مربي تيم ملي ايران يعني انتخاب مايلي كهن نگذشته بود كه بار ديگر فوتبال ملي ما بدون سرمربي شد. در فرداي شكست خفت بار در برابر عربستان هيچ نداي پاسخ گوئي وجود نداشت كه مسئو ليت اين بحران روحي وورزشي و حتي اجتماعي ايران را بر عهده گيرد فوتبالي كه پر از مردان چند شغله هست به طور حتم بايد هم از ضيق وقت و بي توجهي و سهل انگاري در تصميمها اين آقايان در رنج باشد براستي با كدام ادله اي مردان حاكم بر تصميم گيريهاي تيم ملي اقدام به انتخاب علي دائي گرفتند ؟آيا كسب يك عنوان قهرماني در ليگ مي توانست دليلي بر انتخاب علي دائي بعنوان سر مربيگري تيم ملي ايران باشد ؟ انتخاب محمد مايلي كهن بر چه اساسي بود ؟آيا رفاقت چند عضو هييت رئيسه از جمله عزيز محمدي با مايلي كهن و ... مي توانست دلايل منطقي براي انتخاب مايلي كهن باشند ؟ شايعه انتخاب منصور ابراهيم زاده وياوري و مظلومي بعنو ان سر مربي آينده تيم ملي بر اساس چه ادله اي وجود داشت ؟ براستي به صرف صدر نشيني و يا احتمال قهرماني ذوب آهن ابراهيم زاده همان سر مربي مستاصلي كه در بازي نخست در راه جام جهاني تيم ايران در استاديوم آزادي و در برابر سوريه بر روي نيمكت رهبري تيم ملي ايران نشسته بود مي توانست اعلام كند كه ابراهيم زاده داراي قابليت رهبري تيم ملي ايران شده است ؟در مورد مظلومي و ياوري و حتي افشين قطبي چه ادله اي وجود داشته و دارد ؟ *** بي انگيزگي و نداشتن زمان بعلت چند شغله بودن عوامل فدراسیون و مطيع اوامر رئيس سازمان تربيت بدني (كه حالا بخوبي مي فهمد آن ادعاي با 20% توانش هم مي تواند فوتبال را اداره كند تا چه حد گزاف بود ) و نداشتن سابقه مديريت اجرائي كافي و عدم سابقه ورزشي و عناد با افكار عمومي و خصوصا رسانه ها ... نتيجه اي بغير از آن چه امروز بر فوتبال ما آورد مي توانست بیاورد كه مديران منتخب با اين فاكتورها آورده است ؟ و حالا باز اسير سر درگمي افرادي هستيم كه بعلت چند شغله بودن و نداشتن سابقه مديرت منطقي مي خواهند براي فوتبال بي نواي ما تصميم بگيرند ؟ براستي در هييت رئيسه اي كه امثال تاج و عزيز محمدي و فتح الله زاده و خانم شجاعي و كفاشيان و... قرار است بنشينند و منتظر دستور از مقامهاي ديگر شوند مي توان به فوتبال لقبي به غير از " بي نوا " داد؟ 2/ليگ قهرمانان باشگاههاي آسيا خوشحال شديم ! سر انجام ركورد ديگري در جهت منفي به جا گذاشتيم در هيچ مقطع تاريخي سابقه نداشته است كه در مقابل يك تيم قطري 5 گل بخوريم براستي بايد شاهكارهائي چون باخت 5 به 1 به الغرافه را در چه منطقي بگنجانيم ؟ شكست سنگين پرسپوليس به الغرافه نتيجه مديرت چند شغله مرداني است كه در هييت مديره پرسپوليس هستند و نه محلي از اعراب مديرت داشته و نه سابقه و كارنامه روشني دارند و وقتي اين نتيجه را در كنار باخت سپاهان به بنياد كار ازبكستان و شكست استقلال به ديگر نماينده قطري مي گذاريم آنگاه متوجه مي شويم كه مديرت دو لتي و چند شغله ها چه بلائي برسر فوتبال ما آورده اند مديراني كه بر اساس روابط انتخاب شده و آنقدر در گير شغلهاي ديگر هستند كه نه زمان و نه توان و نه انگيزه براي كار در حيطه كاري فوتبال دارند آيا بايد نتايج ديگري به غير از آنچه در اين روزها شاهديم پديد آورند كه تنها قلب مردمي را درد مي آورد كه مرداني چون مايلي كهن تمامي تيغ حمله و زبان محترم و ادبيات شيواي گفتاريش!! را نثار آنان كرده است و كسي از او نمي پرسد كه چرا اين همه فريادها نثار آنهائي نمي كند كه او را به فوتبال ما تحميل كردند و 15 روز طلائي فوتبال ما را بار ديگر با آزمودن او به جوي آب گذرزمان ريختند . براستي با اين مديران كه در آستانه حضور پرسپوليس در ديدارهاي برگشت ليگ قهرمانان آسيا خبر از اخراج قريب الوقوع وينگادا مي دهد و يا خبر از جدائي قريب الوقوع ستاره اي چون كريمي را مي دهد و حتي نمي داند كه بازيكنش يعني نيكبخت واحدي از تيم طلب دارد و يا بدهكار است, چگونه مي خواهيم پرسپوليس و استقلال اسير در فوتبال دولتي و مديران چند شغله را در روزهاي خوش ببينيم؟ فوتبالي كه تيمهاي متمولش نظير سپاهان و سايپا و پيكان و صبا باطري اين گونه روزگاري دارند نبايد لقب " بي نوا" گيرد ؟و... فوتبال ما در بعد داخلي با بحران دو پينگ و تباني و سقوط ارزشهاي انساني مواجه است و در بعد بين المللي تنها دست آوردش شكست و باز هم شكست است. فوتبال ما هم نتيجه و هم جوانمردي را باخته است .در فوتبال ما مشكل افكار شعبان بي مخي نيست .در فوتبال ما درد را نوچه ها ي ژنرالها و سلطانها و خان ها بوجود نمي آورند . در فوتبال ما شكست محصول دولتي بودن و چند شغله بودنها است !در فوتبال ما عدم مديرتها و بي برنامگي ها و شهرت طلبي ها و رانت هاي اشتهار است كه باعث شده است مرداني چون مايلي كهن و قلعه نوئي و... نيزادعاي مظلوميت نمايند در فوتبال ما دردي به نام صداقت وجود دارد همان عدم صداقتي كه نداي صادقانه اي چون سوالهاي فردوسي پور در برنامه 90 و قلمهاي بسياري محكوم به خيانت مي شوند در فوتبال ما تنها لقبي كه فرياد كشيده مي شود " بي نوائي " است. ...و باز هم افسوس !