بخشهاي خبري
- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › نوشدارو - مهدی بذرافکن
- › دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی
- › قاب بي رنگ - هومن كواكبي
- › تک به تک - سعید قرایی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › لذت فوتبال- نيما سبك روحيه
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
نظر شما چیست؟:
راه موفقیت فوتبال ایران
مباحث انجمنها
در فوتبال ما چه می گذرد؟ / فوتبالی که استدلال و منطق از آن رخت بر بسته
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
مي گويند روز گاري مردي با يك كاسه ماست به كنار دريا رفته و آن را در آب دريا خالي مي كرد شخصي از او پرسيد چه مي كني ؟ و او جواب داد كه مي خواهم يك دريا دوغ داشته باشم . آن شخص دو باره پرسيد مگر مي شود ؟ و آن مرد گفت اگر بشود چه مي شود ... اين حكايت همان حكايت فوتبال ما است مثلا:
1/علي كفاشيان چون همه روزها از همه چيز بي خبر است ، در مورد محروميت 6 بازيكن تيم ملي به سبب استفاده از مچ بندهاي سبز نيز اين قضيه صدق مي كند. در نامه اي كه از سوي فدراسيون بين المللي فيفا آمده است قرار شده كه فدراسيون غير بين المللي ايران توضيحي در مورد آن 6 بازيكن بدهد و اعلام كند كه آيا اين حركت سياسي بوده و يا خير ؟البته اين كه چگونه فدراسيون بين المللي فوتبال نسبت به اين مسئله واكنش نشان مي دهد هم يك مسئله داخلي است ! زيرا از قرار معلوم روزنامه اي كه نام كشور " ايران " را بر خود دارد گزارشي در مورد خلافكاري هاي بازيكنان تيم ملي " ايران " داده است !!و در اين ميان جناب كفاشيان طبق معمول از همه چيز بي خبر و در عين حال خبر هم دارد !!او در اظهار نظر هاي اخير خود چندين موضع مختلف نشان داده است. نخست اين نامه فيفا را تكذيب مي كند و بعد مي گويد كه صحبتهاي سرپرست تيم ملي يعني منصور پورحيدري در مورد استفاده اين بازيكنان از مچ بند هاي سبز كه گفته است " مربوط به نذر ابولفضل بوده است " بي معني است زيرا اعلام مي دارد " مگر مي شود يك نيمه نذر داشت !!" خدمت جناب كفاشيان بايد عارض شويم كه در روزگار ما و خصوصا فوتبال اتفاقهائي مي افتد كه بسيار عجيب تر از اين واقعه بوده ولي شده است.
2/ مگر مي شود تيمي در يك دوره مسابقات جام جهاني در گروه مقدماتي پنج تيمه خود صاحب رتبه چهارم شود آنگاه رئيس فدراسيون فوتبال آن كشور اعلام بدارد كه اتفاق خوبي است زيرا قرار است اگر تيم فوتبالي از آن كشور به جام جهاني رود بهتر است كه در جام جهاني بدرخشد و گرنه همان به كه حذف شود آيا اين گفته از سوي رئيس فدراسيون كشور ما گفته نشده است ؟
3/ در همين فوتبال ما تيمي چون استيل آذين با مربيگري نادر دست نشان به ليگ برتر مي آيد. دست نشان همان مربي كه در ليگ برتر هم با تيم پگاه به نتايج نسبتا خوبي رسيد و حتي اين تيم را فيناليست جام حذفي كرده است اما به يك باره به علت اين كه گروهي مي خواهند تلافي هاي مدیريتي كنند به يك باره او را از كار بر كنار و به لج مدير عامل باشگاه پرسپوليس سر مربي تيم استيل آذين را حميد استيلي مي كنند كه هيچگاه نه سابقه سر مربيگري داشته و نه در طول سال گذشته در تيمي حتي به اندازه يك دقيقه مربيگري كرده است ؟آيا اين چنين اتفاقهائي در جاي ديگر مي شود كه در اين مرز پر گوهر شده است ؟
4/بازيكني چون امير حسين صادقي به تيم پرسپوليس مي آيد و قرار داد داخلي امضا مي كند آن وقت به مدير عامل باشگاه مي گويد اولويتم با تيم استقلال است. اين حكايت مانند اين مي ماند كه كريس رونالدو و يا كاكا كه اين روزها با رئال مادريد قرار داد امضا كرده اند به يك باره بگويند اولويت آنها رفتن به تيم بارسلونا بوده است آِيا اين گونه مي شود؟ آري در ايران شده است
5/چقدر اين جناب عنايت از شرافت و پاكي فوتبال سخنراني مي كرد اما اين روز ها قرار است كه اسامي داوران خاطي را اعلام كنند و در اين ميان آن كه از همه بيشتر سرو صدا مي كند جناب عنايتي است كه خبر از پاكي و بي گناهي داوران مي داد و اعلام مي دارد اسامي داوران خاطي نبايد اعلام شود. مي پرسيم مگر مي شود كه با اعلام نكردن ليست اسامي داوران خاطي كه به احتمال زياد داراي دانه درشتهاي زيادي است بخواهيم مدعي پاكي داوري شويم و اصل قضيه يعني محيط سر شار از آلودگي و احتمال آلوده شدن قضات را كه ماحصل مديريت غلط حاكم بر اين مجموعه هست را ناديده انگاريم ؟
6/در پرسپوليس حكايت تكذيبها بيشتر از تاييد ها است و هر روز مي شنويم كه اين تيم آنقدر قرار دادهايش فسخ و یاموفق به عقد قرار داد نمي شود و يا آنقدر كه صحبت از جدائي بازيكنانش هست خبر از تمديد قرار دادها نيست. حال در اين ميانه مگر مي شود تيمي كه اين نوع مديريت را در حفظ بازيكنانش دارد و از بعد شرايط تمريني حتي يك جلسه تمرين نداشته زيرا سر مربي ندارد و از بعد مالي هر روز با خطر محروميتهاي فيفا رو به رو است بتواند شرايطي براي قهرماني يعني آن چه كه تاپ مولر سر مربي 800 هزار دلاري اين تيم خواسته است را فراهم كند؟
مي بينيد قصه " شدن " هاي فوتبال ما چون درست كردن دریای دوغ آن مرد ديوانه است شايد بايد در مورد درست شدن اين اوضاع در فوتبالمان حديث حافظ را گوئيم كه فرمود:
گويند سنگ لعل شود به مقام صبر
آري شود اما به خون جگر شود
آري با اين گونه مديرتها بايد هم صبر طولاني و هم خون جگر فراواني نثار كنيم تابلكه اندكي منطق و استدلال و كاررائي به اين فوتبال بازگردد ولي مگر مي شود؟ بعيد مي دانيم
به اين مطلب امتياز دهيد



Digg
Cloob
Balatarin


نظر (0 تا كنون ارسال شده است):
نظر خود را اضافه كنيد