بخشهاي خبري
به نظر شما باید:
در شهرآورد بزرگ سرخابیهای پایتخت
مباحث انجمنها

خبرنامه
ايميل:

Parsfootball Online Shop

خانه | ستون خبرنگاران | فوتبال برتر - جواد خیابانی | فوتبال براي زندگي يا...؟!(مصاحبه با جواد خياباني)

فوتبال براي زندگي يا...؟!(مصاحبه با جواد خياباني)

اندازه فونت : Decrease font Enlarge font
image

مهدی مرادی

اشاره: جواد خياباني يکي از چهره هاي موفق گزارش تلويزيوني فوتبال کشور است که علي رغم اين که اکنون کار گزارش فوتبال را به طور حرفه اي انجام مي دهد، دل چندان خوشي از توپ و فوتبال ندارد. او قبلاً بازي زيبا و زيبايي هاي فوتبال را از دور ستايش مي کرد. ولي اکنون که در اين دنيا غوطه ور شده است. زياد هم به آن اعتنا نمي کند. جواد خياباني دانشجوي فوق ليسانس رشته متالورژي است و به گفته خودش، فوتبال در رسيدنش به سطح فوق ليسانس هفت سال تاخير ايجاد کرده است. او سال 75 همکاري خود را با تلويزيون آغاز کرد و نخستين بازي اي که گزارش آن را به عهده داشت يک بازي ايتاليايي بود. ..و شايد به همين دليل است که به گزارش هاي فوتبال ايتاليا هم تعلق خاطر بسيار دارد.

آقا جواد، این بار نه به عنوان کارشناس همکار در خبرگزاري تخصصی فوتبال ایران ،پارس فوتبال دات کام که به عنوان طلایه دار سبکی جدید در گزارشگری فوتبال ایران در خدمتتان هستیم! به عنوام اولین سوال : علاقه مندان به فوتبال مي خواهند که در تمام بازي ها يک کارشناس فوتبال کنار شما باشد. در حالي که در خيلي از بازي هاي رده پايين کارشناس را کنارتان نمي بينيم.

 هر وقت که شبکه از ما خواسته که کارشناسان کنار ما باشند ما قبول کرده ايم و با کمال ميل کنارشان نشسته ايم. برعکس، من فکر مي کنم کارشناس ها هميشه مي آيند کنار من مي نشينند.

 

 

در بازي هاي نه چندان حساس بيش تر اين خلا ديده مي شود.

بله. بازي هايي که کيفيت و حساسيت زيادي ندارند قطعاً نيازي هم به کارشناس ندارند. ولي من فکر مي کنم مخاطبان فوتبال زياد دوست ندارند و مايل هم نيستند که در بازي هاي خوب بحث هاي کارشناسي زياد مطرح بشود و يک بازي را با شنيدن حرف هاي يک کارشناس خراب ببينند. بهترست آن ها بازي را کامل ببينند و بعد بحث کارشناسي را به همراه بازي ضبط شده ارائه بدهيم. آن ها هم اکثراً دوست دارند يک بازي گزارش بشود و بعد از يک فراغت چهار- پنج ساعته مباحث مربوطه را بشنوند و يا ببينند. ما چهار- پنج سال پيش در شبکه يک همين کار را مي کرديم.

مباحث کارشناسي بعد از بازي کاربرد بيش تري دارد؟

 به هر حال، باعث مي شود که ما بيش تر در برنامه خودمان را جمع و جور کنيم. نظرخواهي از چندکارشناس خبره و برجسته فوتبال کشورمان درباره آن بازي... آن هم با يک فاصله چند ساعته... منطقي ترست.

از شما انتظار مي رود که خيلي از حوادث کوچک و بزرگي را که در حاشيه بازي مي بينيد براي بينندگان گزارش کنيد. چرا نمي کنيد؟

 اگر اين کار را مي کردم و آن چيزها را مي گفتم، خود شما الان مي پرسيديد که چرا اين قدر موقع گزارش کردن حاشيه مي رويد! حاشيه ها و پشت صحنه ها براي مردم خيلي جالبست. ولي خيلي ها هم هستند که مي خواهند فقط فوتبال را تماشا کنند، توپ زير پاي علي دايي است و دارد به سمت دروازه حريف حرکت مي کند؛ من اين جا نمي توانم از چيزي ديگري حرف بزنم.

ولي در وقت هاي مرده که مي توانيد.

 در وقت هاي مرده و تا آن جا که ميسر بوده گفته ايم. ضمن اين که خيلي وقت ها من از کارگردان تلويزيوني آن بازي عقب مي افتم. در بازي عربستان و ايران کارگردان( آقاي بلوکات) آخر بازي به من گفت: خياباني من دوبار تصوير مربي تايلند را که در استاديوم نشسته بود به تو دادم. چرا حرفي درباره او نزدي؟ و من به کارگردان گفتم: ببخشيد من آن تصويري را که فرستاديد، نديدم.

 آن موقع چه کار مي کرديد؟

 محو بازي بودم و چشم از مونيتور روبه روي خودم برداشته بودم.

 پس، گاهي بازي حواس شما را از مونيتور پرت مي کند.

بله، گاهي پرت مي کند... ولي خب، بايد به خاطر داشته باشيم که من دارم به خاطر آن تصاوير گزارش مي کنم. و اگر بخواهم خارج از آن تصاويري که ارسال مي شود براي بيننده حرف بزنم. تماشاگر حرف و تصوير را قاطی خواهد کرد.

 اين مشکل چگونه براي شما آسان تر خواهد شد؟

در بازي هاي خارجي- که من رفته ام و ديده ايم- معمولاً سه تا مونيتور در کنار و روبه روي گزارشگر وجود دارد، و او به هر طرف که نگاه کند بازي را در روبه روي خود از يکي از مونيتورها خواهد ديد، اين شيوه و تجهيزات فني کاملتر کار را آسان تر خواهد کرد.

در تحليل هايي که وسط دو نيمه بيان مي شود، اطلاعات مربوط به وضعيت دو تيم در يک جدول نشان داده نمي شود و فقط يک سري اطلاعات شفاهي به بيننده عرضه مي شود. آيا امکان دارد پيش از شروع و ميان دو نيمه. و در زمان هاي مرده بازي اين جدول اطلاعاتي بارها به مردم نشان داده شود يا در پشت سر مجري و گزارشگر باشد؟

 اگر تهيه کننده اي اطلاعاتي را بخواهد، من حتماً ارائه مي دهم. حرف و تذکر شما درستست. ما هم از همين جا از تهيه کننده ها مي خواهيم که چنين چيزهايي را از ما بخواهند.

آيا همان طور که هنگام گزارش مشهودست، عاشق توپ و فوتبال هستيد؟

 نه، الان نيستم... روزگاري خيلي شيفته فوتبال خوب و زيبا بودم و تيم ها و بازيکنان معروف خيلي برايم دوست داشتني بودند( و هنوز هم دوستشان دارم) منتها ديدن مسائل حاشيه اي فوتبال و پشت صحنه اي که من از فوتبال مي بينم- و خيلي ها نمي بينند- موجب شده که ديگر نسبت به فوتبال آن احساسات گذشته را نداشته باشم.

براي مردم هم اين چيزها را توضيح مي دهيد؟

وقتي از من درباره فوتبال مي پرسند به آن ها مي گويم شما فوتبال را در همان نود دقيقه تماشا کنيد و به اتفاقات قبل و بعد آن کاري نداشته باشيد.

 آن اتفاق ها شيرين اند يا تلخ؟

تلخ...

براي شما تلخ ست؟

 اگر مردم هم بعضي از ماجراهاي پشت صحنه فوتبال خودمان و حتي فوتبال دنيا را ببينند اين طور عاشق آن نخواهند بود.

الان چه حسي به فوتبال داريد؟

با ديدن اين چيزها آدم از فوتبال زده مي شود و من گاهي فکر مي کنم آن چيزي که من اين قدر آن را دوست داشتم چرا اين طوري ست؟ از دور دل مي برد و از جلو زحله!

با اين حال پاي بند آن هستيد؟

پاي بند آن نيستم... الان ديگر اين کار و حرفه من است. فقط راجع به بازي هاي تيم ملي ست که مسئله برايم فرق مي کند. آن جا ديگر رنگ من مطرح است که رنگ کشورم است.

 چرا انسان ها اين قدر به توپ عشق مي ورزند؟

 براي اين که فوتبال تکراري نيست. از ميليون ها بازي که در سطح دنيا انجام شده، شما دو بازي شبيه به يکديگر پيدا نمي کنيد. اين دليل جاذبه فوتبال و فرق فاحش آن با ديگر رشته هاست. از طرف ديگر، توپ جاي خيلي از چيزها و کمبودها را در زندگي انسان ها پر مي کند.

 کار گزارش کردن مسابقه هاي ورزشي آن هم در زير ذره بين ميليون ها چشم، به نظر شما يکي از مهم ترين شغل هاي دنيا نيست؟ آيا شما همکارانتان پر مسئوليت ترين و حساس ترين شغل تلويزيوني و راديويي را انتخاب نکرده ايد؟

عيب ندارد آن را پذيرفته ام؛ با تمام سنگيني مسئوليت هايش. و سعي مي کنم با رفع نقايص کارم، چشم هاي بيننده برنامه هايم را بيش تر کنم.

 شما گاهي وسط بازي حرف هايي هم مي زنيد که به مذاق خيلي ها خوش نمي آيد. مثل همان جملات معروفي که در بازي ايران و عربستان زمزمه کرديد و گفتيد" باختن که ديگر ناراحت شدن ندارند". نظرتان درباره اين گونه جملات و عبارات در حين گزارش ها چيست؟ از دستتان در مي رود يا اين که...

من يکي- دو روز قبل از اين بازي به تمام دوستان خودم گفته بودم که اگر تيم ايران به عربستان گل بزند- که مطمئن هستم گل مي زند- اين گل را با فرياد گزارش خواهم کرد. چند ساعت قبل از حرکت به سمت ورزشگاه با مجري برنامه، آقاي يعقوبي، در اين باره صحبت کردم و گفتم مي خواهم براي گل ايران داد بکشم. او گفت: جواد براي گل دوم داد بکش. گفتم چرا؟ گفت: شايد بعد از گل اول يک گل بخوريم. آن وقت داد و فرياد تو بي اثر مي شود. ولي بعد از گل دوم داد بکش. و حرف او منطقي بود. البته گل اول پنالتي بود و داد زدن هم نداشت؛ ولي براي گل دوم که واقعاً سخت هم زده شد داد کشيدم.

چرا بعد از آن گل آن عبارات را به کار برديد؟ انگار به تيم مقابل توهين خاصي شد.

سامي جابر داشت خيلي بد بازي مي کرد و من بد بودن بازي او را توضيح دادم اگر من مربي عربستان بودم اصلاً نمي گذاشتم او بازي کند! ولي مربي او را دقيقه 56 کنار گذاشت. اصلاً قصد توهين کردن نداشتم. يا موضوعي که دايماً از من مي پرسند که چرا به تيم عربستان گفتي" عرب ها"... من احساس مي کنم اين بي احترامي نبود. ما به اهالي ترکيه هم مي گوييم ترک ها؛ به مردم شوروي هم مي گوييم روس ها؛ ... و به تيم هندوستان هم مي گوييم هندي ها. اين ديگر بي احترامي نيست. گفتن اين لفظ" عرب ها" فقط به خاطر آسان تلفظ شدن آن است. اگر احساس شده که به آن ها بي احترامي شده، من از همينجا از همه عزيزان عرب زبان و عربستاني پوزش مي خواهم. من بيش از ديگران به فکر بازي جوانمردانه در يک زمين فوتبال هستم و به عقيده من هم فوتبال يعني يک جنگ شرافتمندانه.

...و اما آن صحنه اي که دروازه بان عربستان خواست يکي از بچه هاي ما را بزند و اين موضوع از تلويزيون پخش نشد.

من صحنه را از نزديک ديدم که دروازه بان مي خواست با لگد بازيکن ما- رحمان رضايي- را بزند. همان موقع تصوير آهسته يک لحظه حساس در حال پخش شدن بود. و او با لگد زد پشت و نزديک کمر رحمان رضايي و من آن عبارات را گفتم و حتي در همان صحنه هم قصد من بي احترامي به آن تيم نبود. من نظير اين حرفها را در بازي هاي خارجي چند بار تا حالا زده ام. وقي تا به حال واکنشي از کسي ديده نشده. چون بازي آن روز مربوط به تيم ملي خودمان بود. حساسيت ايجاد شد.

مردم مثل خودتان حساسيت دارند در مورد تيم ملي ايران.

من هم فکر مي کنم واقعاً همين طورست.

 مردم در برخورد با شما، اول از شما چه مي خواهند؟

هيچ... مي خواهند بدانند و يا از زبان من بشنود که من طرف دار کدام تيم هستم.

جواب هم مي گيرند؟

خير

قانع مي شوند؟

هر چه بگويم، آن ها فکر مي کنند مخالف آن را گفته ام.

دليلي هم دارند؟

 گاهي مواقع حرف هايي مي زنند و استناد مي کنند به تکيه کلام هايي درباره بعضي از بازيکنان در بازي هاي تيم ملي.

نتيجه گيري شما اين نيست که مردم خيلي در مورد اين عبارات حساس هستند؟

چرا، خيلي حساس هستند، و من بايد خيلي روي حرف هايي که مي زنم دقت بکنم. البته من خوشحالم که اين قدر با سوال و حساسيت مردم روبه رو مي شوم. معلوم مي شود يک کاري دارد انجام مي شود که مردم اين همه درباره اش بحث مي کنند، وگرنه ديکته ننوشته که غلط ندارد. من ديکته را مي نويستم. با شجاعت هم مي نويسم. و مطمئن هستم پر از غلط است و مي دانم که مردم حساس هستند و غلط هاي مرا مي گيرند؛ و اگر اين بار بازي ايران و عربستان را گزارش کنم، قطعا، ديگر نخواهم گفت" عرب ها..."، چون مردم نمي پسندند. من از هر گزارش بايد يک چيز جديد ياد بگيرم و نقايص خودم را کم کنم.

اگر قرار باشد براي خودتان کلاس آموزيش بگذاريد، از تجربيات کدام يکي از گزارشگران قديمي حاضريد بهره مند شويد؟

نه از قديمي ها... از تجربيات جوان تر از خودم هم استفاده مي کنم، و بارها از آن ها سوالاتي کرده ام.

بازي هاي قديمي را به اين خاطر نگاه نمي کنيد؟

نه... خيلي از نوارهايش را دارم و نگاه مي کنم؛ فقط به اقتضاي حرفه .

روش هاي اجرايي گزارش هاي قديمي با الان فرقي نکرده؟

من فکر مي کنم الان کار خيلي سخت تر شده؛ نمي شود با آن دوره مقايسه کرد. چون هر سال هر تيم فوتبال دايما در حال تغييرست و نقل و انتقالات واقعاً کار تشخيص بازيکنان را در تيم هايي که در آن ها جابه جا شده اند مشکل تر کرده.

اگر فردا صبح به شما بگويند به مدت يک هفته اصلاً راجع به فوتبال حرف نزن. چه وضعي پيدا مي کنيد؟

 اصلاً مهم نيست برايم!

اصلاً حرف نمي زنيد؟

 نه، اصلاً حرف نمي زنم.

سکوت مي کنيد؟

 بله... همين الان هم من در منزل اصلا از فوتبال حرف نمي زنم و اجازه نمي دهم خانواده ام راجع به فوتبال حرف بزنند

 بدون فوتبال مي توانيد زندگي کنيد؟

بله... خيلي هم راحت! سهراب سپهري مي گويد: تا شقايق هست زندگي بايد کرد؛ نمي گويد تا توپ هست زندگي بايد کرد؛ و فوتبال نه سيب است نه شقايق!

 آيا به راحتي مي توان آن را ترک کرد؟

شايد خيلي ها نتوانند ولي من الان مي توانم آن را ترک کنم.

نمي خواهيد بيست سال ديگر از شما به عنوان يک گزارشگر خوب ياد شود؟

 اگر بيست سال ديگر از من به عنوان يک ايراني وطن پرست ياد بشود بهترست.

کداميک ازبازي هايي را که گزارش کرديد بيش تردوست داريد؟

بازي ايران و يوگسلاوي در 24 خرداد 1377، ساعت 9 شب به وقت آن جا و ساعت 11 شب به وقت تهران نتيجه بازي هم باخت تيم ما بود. همان نتيجه يک بر صفر !شايد الان بگويند چرا خياباني يک بازي باخته را بهترين گزارش خود مي داند.

 بله، من هم همين سوال را دارم.

گزارش بازي گزارش روان و خوبي از آب درآمد. من همه اطلاعات دقيق دو تيم را داشتم و قبل از بازي حدود سه ساعت با گزارشگر تلويزيون يوگسلاوي مبادله اطلاعات مي کرديم و جدا از اين که تيم ما در آن جا بود، کار من گزارش کم نقصي از آب درآمد.

بعد از آن جند بار آن بازي را تماشا کرديد؟

شايد ماهي يک بار، اين خودش يک جور زنده کردن خاطراتست.

کدام صحنه آن براي شما حساس تر بود؟

 زماني که ميهاييلوويچ مي خواست توپ را به سمت دروازه ما شلیک کند، من گفتم بايد مواظب او بود؛ او به خيلي از دروازه بان هاي دنيا گل زده است... و کسي هم مواظب ضربه او نبود و او توانست همان لحظه تک گل اين بازي را به ما بزند.

آيا از همان کنار زمين، برخي از دانسته هاي خود را به بازيکنان منتقل نمي کنيد؟

نه، من در کنار زمين و جاهاي ديگر با آن ها هيچ ارتباطي ندارم.الان هم که جتیگاه گزارشگران در یک استودیو مجهز است(از برکات بازی با آلمان). در واقع گزارش هم دخالتي در بازي نمي کنم و همان چيزي را مي گويم که مثلاً احساس و خواست مردمست.

 مثلاً؟

 مثلاً اين که " الان وقت آنست که خداداد از زمين بيرون برود" اين حرف شايد احساس خيلي از هموطنان موقع ديدن آن بازي باشد.

 شما به گزارش هاي به سبک" تصوير بيش تر، کلام کم تر" اعتقاد داريد يا نه؟

من فکر مي کنم در يک گزارش نود دقيقه اي بايد 78 دقيقه حرف زد.

زياد نيست؟

 اين آماري ست از گزارش هاي خارجي. اگر الگوي ما خودمان هستيم. بايد محک جديدي بزنيم و اگر الگوي ما بازي هاي خارجي ست، بايد آن را قبول کنيم. مثلاً گزارشگرهاي اسپانيا معروف است که در نود دقيقه صد دقيقه حرف مي زنند؛ به قول آقاي عطاء الله بهمنش، مردم اسپانيا راحت صحبت مي کنند. آلماني ها مقداري سنگين حرف مي زنند. گزارشگر آلماني ممکن ست 82 دقيقه حرف بزند.

کدام يکي از زبان ها را موقع گزارش فوتبال دوست داريد؟

 در ميان اکثر زبان ها، زبان فوتبال تلويزيون ايتاليا را بيش تر مي پسندم.

موقعي که کارتان را در تلويزيون شروع کرديد، به شما نگفتند توي يک بازي نود دقيقه اي چند دقيقه بايد حرف بزنيد؟

 الگويي که نبود؛ ولي الان اقرار مي کنم که موقع گزارش کردن فوتبال زياد حرف مي زنم. از طرفي هراس دارم که اگر سکوت کنم، عده اي بگويند خياباني چيزي تو چنته ندارد. وقتي هم زياد حرف مي زنم،عده اي مي گويند چرا خياباني اين قدر حرف مي زند! به هر شکل، منتقدان با شما يک جوري مشکل دارند. به هر حال، منتقد همه جا نشسته. شايد بعضي از آن ها بخواهندهمه چيز  را سياه ببينند و فقط بخواهند انتقاد کنند؛ يعني همان حرف معروف" مخم و مخم، مخالفم" را. ولي از آن جا که معتقدم 99 درصد انتقادها سالم ست.

اضافه نمودن به : del.icio.us | Digg this story Digg | به دنباله ارسال كنيد Donbaleh | ارسال به بالاترين BalatarinAdd to your del.icio.us

نظر (0 تا كنون ارسال شده است):

نظر خود را اضافه كنيد comment

لطفا كد حك شده در تصوير را وارد كنيد :

  • email ارسال براي دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه متني
به اين مطلب امتياز دهيد
0
تبليغات








خبرگزاری پارس فوتبال با بیش از 180 هزار بازدید کننده در روز,تعداد محدودی آگهی تبلیعاتی برای این ستون می پذیرد.
جهت كسب اطلاعات بیشتر با واحد آگهی ها (تلفن های 02144043902 و 09122048562 و 09123030051)
تماس حاصل فرمایید.