- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › یادداشت - اردشیر لارودی
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › نگاه روز - علی عالی کردکلایی
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › هت تریک - سهیل نوری پناه
- › تک به تک - سعید قرایی
- › آفساید بی پرچم - چیا فؤادی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › کرنر - اردشیر طیبی
- › از پشت هجده قدم- نادر جهانفرد
- › دقیقه صفر - نیما شریفی
- › به رنگ ایران - آرلن گالوسیان
- › از دید آخرین بک - پیام قدسی
- › فراموشخانه - افشین اسدی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
مصاحبه با جواد خياباني
محمدرضا نصیری
-خياباني:
خودم ازعادل تست گرفتم
-هيچگاه داربي پايتخت را گزارش نمي كنم
- سواد من كم نشده، دانش مردم زياد شده
براي شما فرد مهم است. اگر يك گزارشگر درباره مسايل فني اظهار نظر كند ، شما نمي پسنديد و اگر گزارشگر ديگري همين حرف ها را به زبان بياورد ، مي پذيريد. اشكالي هم ندارد، گزارشگري هم امري سليقه اي است
اشاره: جواد خياباني گزارشگري است كه اگر بازي ايران –استراليا را گزارش نمي كرد، احتمال داشت به سرنوشت بسياري ديگر از گزارشگران روزمره دچار شود. او صداي گيرايي دارد در استاديو وصدايي نسبتا ضعيف تر در استاديوم.
در وصف او عده اي مي گويند ، روزگاري از هواداران دو آتشه استقلال بوده كه خود اين حرف را تكذيب مي كند. او عاشق هيجان دادن به بازي است وخوب اين كار را انجام مي دهد خياباني آدم عجيبي است. تحصيلات او به رشته ريخته گري مربوط مي شود وشهرتش به فوتبال .
در ضمن او قسم خورد كه اختلافي با فردوسي پور ندارد. قسم خورد.گفت وگوي دوساعته او با محمد رضا نصيري جذابيت هاي زيادي دارد.
س: با انتقاد چه رابطه اي دارید؟
جواد خياباني: خب، كار ما حتما ايراد دارد كه انتقاد مي كنند.
س: آيا خياباني افت كرده؟
جواد خياباني: من فكر نمي كنم كه خياباني افت كرده باشد. درست تر اين است كه بگوييم سطح اطلاعات مردم بالا رفته و عامل بالارفتن سطح سواد مردم هم همين شبكه سوم يا روزنامه ها و خبرگزاري ها بوده.
س: يعني مردم به رقيب گزارشگر تبديل شده اند؟
جواد خياباني: خب، من اگر مثلا 8 سال قبل مي توانستم از مارك ويدوكا بگويم يا از الكس توبين كه چه مي دانم ايشان اصليت آرژانتيني داشت و مقدماتي در جام جهاني 90 به خودشان گل زد و خيلي ها گفتند ، چون آرژانتيني است به سود حريف گل زده و از اين جور چيزها، اينها را ديگر الان همه مي دانند.
س: شما هم مي دانيد و نيازي به انتقال اطلاعات به بيننده نمي بينيد؟
جواد خياباني: من احساس مي كنم كه ديگر لزومي ندارد به خاطر اطلاعاتي كه من دارم و بقيه هم دارند فخر بفروشم يا اظهار فضل كنم. الان با آمدن اينترنت ديگر نيازي نيست كه درباره ديويد بكهام حرف بزنم. حالا شايد مثلا لولوا را كسي نشناسه و مجبور بشيم درباره او اطلاعات بدهيم. اما كلا چون سطح سواد مردم خيلي بالا رفته، من فكر مي كنم كه نقش گزارشگر نسبت به گذشته خيلي كمرنگ تر شده و بايد حرف زدن ها كمتر شود.
س: گزارشگر بجاي اين اطلاعات اضافي چه چيزي بايد به مخاطب منتقل كند؟ بايد چه كاري انجام بدهد؟
جواد خياباني: همان كاري كه الان انجام مي دهد. همين ارايه اطلاعات عمومي و معمولي و معرفي بازيكنان كفايت مي كند.
س:شايد كارهايي كه الان انجام مي شود مورد تاييد همه نباشد. مثلا گزارشگري داريم كه از كاپلو ايراد مي گيرد و مي گويد به نظر من فلان سيستم براي هر تيمي سم است. آيا گزارشگر صلاحيت اظهار نظر در اين موارد را دارد؟
جواد خياباني: وقتي يك پسر بچه 17 ساله در روزنامه ها از همه ايراد مي گيرد و انتقاد مي كند ، صلاحيت دارد كه مي گويد خياباني بي سواد است ، يا بد است؟
س: خياباني از نظر ذائقه و سليقه مورد نقد قرار مي گيرد. مخاطب دوست دارد گزارشگر او آرماني باشد، عاري از هر گونه نقص.
جواد خياباني: خب، گزارشگر هم همين حالت را دارد. او هم دوست دارد كه تيم كاپلو بي عيب و نقص باشد. اشتباه يعني چه؟ مثلا در مورد تيم عربستان وقتي سامي جابر بد بازي مي كند من مي گويم ، بايد تعويض شود. حالا اگر همه هم بيايند از خياباني ايراد بگيرند، دقيقه 60 بازي آقاي سانتراچ مي آيد و سامي جابر را تعويض مي كند. پس من خوب تشخيص دادم كه اين بازيكن خوب بازي نكرده.
س: خوب بازي كردن امري نسبي است. شايد مربي از يك بازيكن انتظاراتي داشته كه برآورده شده. حالا اگر انتظارات تماشاگر يا بيننده تلويزيوني برآورده نمي شود ، لزوما بازيكن مورد اشاره بد بازي نكرده است.
جواد خياباني: پس چرا دقيقه 60 تعويض شده، حتما چيزي كه از او خواسته اند ، انجام نداده.
س: حالا شايد براي همين 60 دقيقه از او انتظار داشته و در اين دقيقه تصميم گرفته كه فرد ديگري را با انتظاراتي ديگر به جاي او به ميدان بفرستد.
جواد خياباني: براي شما فرد مهم است. اگر يك گزارشگر درباره مسايل فني اظهار نظر كند ، شما نمي پسنديد و اگر گزارشگر ديگري همين حرف ها را به زبان بياورد ، مي پذيريد. اشكالي هم ندارد، گزارشگري هم امري سليقه اي است.
س: بالاخره گزارشگر صلاحيت اظهار نظر در مسايل فني را دارد يا خير؟
جواد خياباني: وقتي آقاي عليفر جرات گفتن اين حرف ها را دارد چرا نگويد؟ مگر شما ايراد نمي گيريد كه فلانی عكس با لباس ورزشي ندارد؟ حالا يك گزارشگر پيدا شده كه خودش مربي فوتبال است.
س: نمي خواهيم به دفاع يا انتقاد از يك گزارشگر ديگر بپردازيم. از خودت بگو، قبول داري كه خياباني بعد از ملبورن اشباع شده و افت كرده باشد؟
جواد خياباني: نه، قبول ندارم.
س:هنوز هم به همان اندازه سابق مطالعه داري؟
جواد خياباني: من الان حاضرم با شما يا هر كسي ديگري درباره هر تيمي مناظره كنم. من كم نمي آورم. شما بگو دروازه بان فرايبورگ اهل كجاست؟
س: من اطلاعي ندارم.
جواد خياباني: پس چرا مي گويي خياباني ضعيف است. وقتي تو از من ضعيف تري نمي تواني با من بحث كني.
س:من از شما ضعيف تر، حتي اسم دروازه بان هامبورگ را به زور بلدم. اما وقتي مي بينم درباره چيزي كه اطلاع دارم اطلاعات غلط از گزارشگر مي شنوم ، توي ذوقم مي خورد.
جواد خياباني: گفتم كه هر كس از من قوي تر است بايد اظهار نظر كند.
س: خودت كسي را كه قوي تر باشد سراغ داري؟
جواد خياباني: مثلا عادل و مزدك.
ايپنا: چرا آنها از شما قويترند؟
جواد خياباني: از اول هم قوي تر بودند از عادل و مزدك خودم امتحان گرفتم و قبولشان كردم. خيلي هم خوشحالم كه آنها با من همكارند.
س: شما روزي چند ساعت مطالعه داريد؟
جواد خياباني:هر گزارشي كه داشته باشم ، مي روم از اينترنت اطلاعات در مي آورم. گزارش هم نداشته باشم ، همه سايت هاي معتبر را چك مي كنم، مثل همین پارس فوتبال .
س: بنابراين از قبل هم بيشتر مطالعه داري. با اين حال مطالعات شما زياد مشخص نيست.
جواد خياباني: شما بياييد پشت ميكروفن قرار بگيريد، ببينيد اصلا حرف زدن آسان است؟
س: ما نمي توانيم. اما ايده آل خودمان را داريم.
جواد خياباني: اين كه نمي شود، بگوييد خودم نمي توانم ، اما فلاني بايد بهترين باشد.
س: كار نشد ندارد. وقتي آدم يك هنر پيشه را مي بيند و ايرادي مي گيرد كه بيني او بزرگ است، هيچوقت در آينه نگاه نمي كند تا مقايسه اي بين خودش و هنرپيشه انجام داده باشد. مخاطب دوست ندارد ، كه گزارشگر ايراد داشته باشد.
جواد خياباني: من به شخصه از كسي ايراد نگرفته ام. اعتقاد دارم كه هر كس هر كاري كه انجام مي دهد ، در حد توانايي خودش است. براي خودش خوب است و فقط بايد ايرادهايش را بر طرف كند.
س: شما ايرادها را چطور برطرف مي كنيد؟
جواد خياباني: مجلات خارجي به هر زباني كه باشد مي خوانم.
س: به همه زبان ها تسلط داري؟
جواد خياباني: فقط به استانبولي و انگليسي، اما فوتبال يك زبان بين المللي است. نيازي به زبان تخصصي مثلا متالورژی(رشته تخصصی جواد در مقطع کارشناسی ارشد) نيست. وقتي من مي خواهم تركيب تيم ها يا آمار آنها را ببينم نيازي به اين ندارم كه زبانم كامل باشد. به بحث تحليلي و مربيگري فوتبال كه كاري ندارم. فقط چيزهايي كه كار آدم را راه بيندازد.
س:نتيجه مي گيريم كه اطلاعاتت بيشتر از قبل شده!
جواد خياباني: صد در صد، من هفت سال قبل پل اسكولز را نمي شناختم ، چون اصلا وجود خارجي نداشته. پس علاوه بر اينكه من رابي اسليتر را مي شناختم، حالا لولوا را هم مي شناسم. فقط كار من به اين دليل سخت شده كه اطلاعات مردم بالا رفته.
س: كلا چقدر براي فوتبال وقت مي گذاري؟
جواد خياباني: توانايي من هم حدي دارد. توانايي من اين نيست كه همه وقتم را به فوتبال اختصاص بدهم. من نبايد زندگي كنم؟ من چكم بر نمي گردد؟ بدهي ندارم؟ دخترم مريض نمي شود؟ شايد يك شب كه قرار بوده يك مسابقه را گزارش كنم ، همسرم مريض شده و من به بيمارستان رفتم و به همين دليل نتوانستم مطالعه كنم. حالا جنايت كردم. شما ميگويي سطح توقع مردم بالاست٬ ما خودمان زماني كه ايران و عربستان در جام ملتهاي آسيا 84 با هم بازي ميكردند ، بازي را از راديو مونتهكارلو با گزارشگر عرب ميشنيديم و تا چهار ساعت بعد فكر ميكرديم كه ايران دو هيچ برده. چرا، چون گل اول را شاهرخ بياني زد وگل دوم را شاهين بياني به خودمان زد. سطح اطلاعاتي و اطلاع رساني تا اين حد پايين بود. آن موقع حتي تلويزيون خبر اين مسابقه را نميداد.
س: الان همه از بالا و پايين تمام مسابقات خبر دادند.
خياباني- ما خودمان تلاش كرديم كه مسابقات اروپايي به صورت زنده پخش شود. حالا اين خودش شده مشكل ما. سطح سواد مردم بالا مي رود و وقتي كه خياباني مي آيد ، گزارش كند همه ميگويند چقدر بي سواداست.
س: البته فقط اطلاعات مطرح نيست. خب، صداي گرم هم هست كه قطعا شما از آن برخورداريد. اما گزارشهاي شما طوري شده ، كه آدم فكر مي كند مدام قرار است ، حماسه ملبورن تكرار شود.
خياباني- ايرادي دارد اگر به مسابقه هيجان بدهم؟
س: اتفاقا اگر هيجان ندهي ايراد دارد. اما موقع گزارش حالتي به صدايت مي دهي ، كه انگار تصنعي است.
خياباني - الان صداي من ايراد دارد؟ اين حالتي كه شما مي گويي توي صداي من هست؟
س: الان نه؟
خياباني- پس ايراد از ميكروفن است كه صدا را به اين حالت در مي آورد.
س:البته اين تغيير حالت در همه گزارش ها نيست.
خياباني- شما بحثهايي را مطرح مي كني كه در صلاحيت كارشناس صداست. كارشناس صدا، تصوير، فني يا بقيه بايد اينجا نشسته باشند و نظر بدهند. شما يك نفري نمي تواني در تمام اين موارد اظهار نظر كني.
س:فقط از ديد مخاطب بررسي مي كنيم.
خياباني - من به نظر شما احترام مي گذارم ، اما شما يك نفري نمي تواني در مورد همه اينها نظر بدهي. صداي من همان صداست.
س: وقتي تغيير صدا مي دهي، انگار فيلم دوبله مي كني.
خياباني- شما يك ميكروفن بياوريد تا ببيني اين تغيير صدا به خاطر ميكروفن است و نه چيز ديگر.
س: وقتي كه هيجان مي دهي چطور؟
خياباني- هيجان؟ خب، نگاه كن همين الان گفتم \"هيجان\"، اگر ميكروفن بود ، معلوم مي شد كه هيچ تغيير لحن و صدايي در كار نيست.
س:انگار داري هوا بيرون مي دهي. مثل يك نوار كاست كه هوا داشته باشد.
خياباني- مگر بد است كه من به گزارشم هيجان بدهم؟ اگر بد است، من كج وكوله حرف بزنم تا نظرشما تامين شود. بد است كه آدم بخواهد مثلا اداي يك صداي قشنگ را در بياورد؟
س: بله، بد است.
خياباني - من خودم روي صدا خيلي حساسيت دارم. به عادل فردوسي پور هم همان روز اول گفتم كه \" تو بايد بروي و صدايت را درست كني. اين صدا صداي خوبي نيست.\" حتي كارشناس صدا هم به او معرفي كردم. گفتم نبايد كلماتش را اين قدر كش بدهد.هميشه به عادل مي گفتم بايد خودت براي خودت فردوسي پور بشوي ، نه اينكه سعي كني شبيه خياباني باشي.
س: شما با هم رقابت هم داريد؟
خياباني - نمي دانم چرا همه فكر مي كنند من و عادل با هم بديم. شايد شما خبرنگارها كه زيرآب همديگر را مي زنيد ، فكر مي كنيد همه بايد با هم بد باشند. باور كنيد وقتي بقيه گزارش مي كنند ، انگار من گزارش كرده ام. ما اصلا با هم رقابتي نداريم.
س:راستي، بالاخره خياباني افت كرده يا نه؟
خياباني- ببينيد، شما وقتي مطلب مي نويسي، اول فكر مي كني بعد مي نويسي. بعدش هم مي دهي سردبير نظر مي دهد، حروفچين مي خواند، مصحح مي خواند و دست آخر، مديرمسوول هم تاييد ميكند. حتي نوشته ات را خط هم مي زني.
بيچاره خياباني و فردوسي پوركه در گزارش زنده در همان لحظه بايد جمله را ادا كنند ، بدون اينكه قادر به حك و اصلاح باشند ، يا اينكه يك كلمه را خط بزنند. آنها كه معصوم نيستند. ممكن است اشتباه هم بكنند. ما خودمان اشتباهات و غلط هاي خودمان را مي دانيم.
س: كسي قصد مچگيري ندارد
خياباني- اتفاقا شما داريد مچگيري مي كنيد. بنده خدا عليفردر تمام نود دقيقه بازي اگر يك حرف اشتباه بزند، همان را بهانه مي كنيد.
س: وقتي يك اشتباه به ترجيع بند گزارش تبديل مي شود ، ايراد دارد.
خياباني - من قبول نميكنم. شما با گزارشگرهاي بقيه كشورها آشنايي نداريد و نميدانيد كه الگو چيست. شما از هيجان دادن من هم ايراد مي گيريد.
ببينيد چطور به بازيهاي ملي هيجان مي دهند.
س: اتفاقا با گزارش هاي سرد وكسل مشكل داريم. حالا شايد هيجان در مسابقات ملي- حالا تصنعي يا طبيعي- به مخاطب منتقل شود. اما در بازيهاي باشگاهي مي بينيم كه عمدا از القاي هيجان پرهيز مي شود. مثلا موقع رد و بدل شدن گل، گزاشگر ميگويد: \"و... توي دروازه\"، همين!
خياباني- خب، معلوم است كه در اين زمينه معذوريت داريم. اگر من براي گل تيم مقابل فلان تيم شور بدهم، اولين كسي كه اعتراض مي كند ، خود اين باشگاه است و بعد هواداران و بقيه... حتي به شماي خبرنگار هم برمي خورد. مشكل اينجاست كه همه فكر ميكنند همان چيزي كه اعتقاد دارند درست است و اجازه فكركردن به بقيه را نمي دهند.
س: چه كسي اين اجازه را نمي دهد.
خياباني- خود شما! شماي نوعي قلم را برمي داريد و با بي رحمي مي نويسيد. من اشتباه كردم؟ قبول. خب، اقلا زنگ بزن و بپرس چرا اشتباه كردم. من هم دليلش را مي گويم، اگر قانع نشدي برو در روزنامه ات بنويس.
س: مثل اينكه با انتقاد ميانه اي نداري!
خياباني- نه، اصلا براي من مهم نيست. يك بار هم گفتم و تيتر زدند كه : \" آنقدر بنويسيد تا چشمتان در بيايد.\" من مي دانم دليل انتقادات چيست و براي همين هم اهميتي به آنها نمي دهم.
س: دليلش چيست؟
خياباني- يكي از دلايلش غرض ورزي است. من را نميشناسند و فكر مي كنند طرف، غول بي شاخ و دم است. حالا بايد شاخش شكسته شود. گفتم كه من هم دخترم مريض مي شود، كوپنم باطل مي شود و.... يكبار يك خبرنگار پيش من آمد و گفت سلام. من گفتم كه خوشبختم. گفت من هماني هستم كه از تو بد مي نويسم. من هم جواب دادم بدبختم. گفتم بيا اين 50 هزار تومان را بگير وديگر بدننويس(یعنی دردت چیست؟). طرف ناراحت شد ، گفتم پس برو آنقدر بنويس تاچشمهايت در بيايد.
س:يكبارگفتي ، عربستان روستايي بازي مي كند كه به خيلي ها برخورد.
خياباني- وقتي مي گوييم پيتر اشمايكل يك اشتباه بچهگانه كرد چرا به كسي برنمي خورد؟ مثلا به بچهها؟ حالا اينكه من گفتم عربستان روستايي بازي كرد ، شايد به خاطر كمبود واژگان درآن لحظه بود. منظورم اين بود كه عربستان واقعا داشت بدبازي مي كرد. حالا يك كلمه\"روستايي\" گفتم ، يعني اينكه تمام ليوان خالي؟ خب، به همان يك كلمه گير بدهيد.چرا همه گزارش را مي بريد زير سوال؟
س: بعضي وقت ها بعضي گزارشگرها جوگير نمي شوند؟
خياباني: بعضي ها طور ديگري جو گير مي شوند، من هم وقتي پرچم ايران را مي بينم ، هيجان زده مي شوم. ايرادي دارد كه احساس غرور مي كنم؟
س: براي فوتسال هم خرج كردن اين همه احساس ضرورتي داشت؟
خياباني: مگر بد است كه يك نفر از موفقيت تيم كشورش خوشحال شود؟
س:تا اين حد كه مردم را دعوت به بالا پريدن در آپارتمان بكنيد؟
خياباني: به نظر من خوب است. چرا مردم نبايد با فوتبال تفريح كنند؟
س:پس چرا با بازيهاي باشگاهي، تفريح و هيجان مردم نايده گرفته مي شود؟
خياباني: به خاطر اين كه در بازيهاي باشگاهي محدويت وجود دارد. من خودم ديگر بازيهاي پيروزي و استقلال را گزارش نمي كنم ، يا اگر گزارش كنم آن قدر سرد حرف مي زنم كه به هيچ فردي برنخورد.
س:چرا تخصصي برخورد نمي كنيد. يعني اينكه يك گزارشگر فقط براي بازيهاي استقلال بگذاريد و يكي را براي بازيهاي پيروزي تا هيجان بازي از بين نرود.
خياباني:خيلي سخت است. الان ما براي بازيهاي ملي احساسي حرف مي زنيم ، ايراد مي گيرند.
س:گزارشگران شهرستاني براي تيمهاي شهرشان هيجان به خرج مي دهند و اتفاقي هم نمي افتد. چه عيبي دارد كه همه بدانند فلان گزارش مثلا پرسپوليسي است؟
خياباني:در تركيه چنين چيزي هست. گزارشگر رسما اعلام مي كند ، اسم من اين است و طرفدار فنرباغچه هستم.
س:اگر اينجا اعلام كنند كه طرفداري از تيم هاي باشگاهي آزاد است، شما قبول مي كنيد كه گزارش يكي از تيمها را بپذيريد؟
خياباني:نه برخورد هواداران تيم مقابل را نمي شود تحمل كرد. اجازه بدهيد همين روال ادامه داشته باشد.
س:اينكه بيننده سر مسابقه خوابش ببرد؟
خياباني: شما نمي توانيد گزارشگران ايراني را انكار كنيد ايراني ها از همه بهترند. من عادل فردوسي پور را مثال مي زنم كه نفر اول است. عادل خودش عاشق يك گزارشگر انگليسي است. اما شما برويد از گزارشگر انگليسي درباره دل پيرو سوال كنيد، به خدا قسم اگر اطلاعات زيادي داشته باشد. گزارشگر تلوزيوني در جام جهاني اطلاعات تيمش را از من مي پرسيد ، كه مثلا استويكوويچ چند سال در تيم \'\'ناگوياگرامپوش ايت\'\' ژاپن بازي كرده است. در بحث اطلاعاتي ما سريم.
س:برگرديم به بحث گزارشگري شما. تلفظ ها را از كجا به دست مي آوريد و چرا بين گزارشگران در اين زمينه اختلاف وجود دارد؟
خياباني:خب بعضي ها از تلفظ انگليسي استفاده مي كنند و بعضي ها از تلفظ بومي.
س:اما اين طور به نظر مي رسد كه سعي بر ايرانيزه كردن اسامي است.
خياباني:به نظر من اين طوري بهتر است. تلفظ \'\'خرافسخاب\'\' براي ايراني ها دشوار است ومن اگر\'\' گرافشاپ\'\' را اين گونه تلفظ مي كنم، همه به من مي خندند يا كلمه آژاكس كه تلفظ صحيح آن آياكس است.
س:چرا تلفظ ها هماهنگ نمي شود؟
خياباني:اين كار انجام شده.
س:پس چرا آنري را هانري تلفظ مي كنيد؟
خياباني: اصلش آنقي است كه در زبان نمي چرخد. پس آنري هم غلط است.
س: دو راه وجود دارد، يا همه اسامي را با تلفظ انگليسي ادا كنيم يا با همان تلفظي كه بازيكن را در محل زندگي اش صدا مي كنند. شايد هم همين ايراني كردن بهترين راه باشد.
خياباني:نظر من همين است چون من گزارشگر ايراني هستم. مثلا من نمي توانم نام فلان بازيكن تيم ملي تركيه را مثل خودش تلفظ كنم. به طور مثال مايكل در زبان آلماني ميشاييل، اسكانديناوي ميكاييل و در اسپانيايي ميكل تلفظ مي شود.
س:گلزني كردن درست است؟
خياباني:مگر خود زني كردن درست است؟ اينها غلط هاي مصطلح هستند
س:خياباني افت كرده؟!
خياباني: \"خنده\"...





Digg
Balatarin






نظر (1 تا كنون ارسال شده است):
نظر خود را اضافه كنيد