- › خارج از محدوده - یاسر اشراقی
- › فوتبال برتر - جواد خیابانی
- › فراتر از نود - عادل فردوسی پور
- › یادداشت - اردشیر لارودی
- › نیش و نوش - تورج عاطف
- › زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
- › نگاه روز - علی عالی کردکلایی
- › هت تریک - سهیل نوری پناه
- › تک به تک - سعید قرایی
- › آفساید بی پرچم - چیا فؤادی
- › کنارگود - شهامت شکرنیا
- › از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
- › مستطیل سبز - علیجواد دهقان
- › دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی
- › بین دونیمه - شهاب احمدی
- › فوتبال احساسی - عماد عطایی
- › کرنر - اردشیر طیبی
- › از پشت هجده قدم- نادر جهانفرد
- › دقیقه صفر - نیما شریفی
- › به رنگ ایران - آرلن گالوسیان
- › از دید آخرین بک - پیام قدسی
- › فراموشخانه - افشین اسدی
- › سکوی سرد - امیر غفاربیگی
- › فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
- › رادیکال - مانی غفار
- › تلنگر - حمید شایسته فرد
مصاحبه تفصیلی و متفاوت با افشین قطبی از همه چیز و همه جا:من بچه تهران هستم / دوست دارم قهرمان جام جهانی بشوم
یاسر اشراقی/ سردبیر خبرگزاری پارس فوتبال
افشین قطبی:
در بچگی مدام به خاطر فوتبال از درس خواندن فراری بودم
از حدود 14 سالگی مربی فوتبال بودم
من مربی تیم ملی کره جنوبی بودم نه آنالیزور ...
گاس هیدینک مجبور شد عنوان آنالیزور را برای سمت من اختراع کند!
به آقای کاشانی گفتم من فقط به عنوان سرمربی به پرسپولیس می آیم
من همان قطبی پارسال هستم و هیچ فرقی نکرده ام
حتی اگر کسی انگشت به چشم من فرو کند, تنها اشکم در می آید!
افتخار می کنم که در خدمت پرسپولیس هستم
من سرباز پرسپولیس و هوادارانش هستم
پرسپولیس از امثال قطبی خیلی بزرگتر است
فوتبال در ایران مهمتر از برزیل است
مارکو به من گفت تو از پله هم محبوبتری
دوست دارم قهرمان جام جهانی بشوم
خیلیها هستند که نمی خواهند من و پرسپولیس موفق باشیم
انشاءالله دایی به عنوان مربی نقش مهمی در آینده فوتبال ایران داشته باشد
من به دوری از خانواده عادت کرده ام
اگر فرصت کار در ماه هم باشد , من به ماه می روم و تیمم را قهرمان می کنم
برنامه های ورزشی تلویزیونی کارهای مثبت فراوانی انجام می دهند
پوشش تلویزونی لیگ برتر بسیار خوب است
مقدمه:
بنا به درخواست خوانندگان خبرگزاری پارس فوتبال قرار شد تا مصاحبه ای متفاوت با افشین قطبی ترتیب دهیم. بعد از چند روز پیگیری و هماهنگی با مسوولان باشگاه پرسپولیس , نهایتا در شرایطی که حواشی زیادی پیرامون باشگاه پرسپولیس و افشین قطبی جریان داشت , با همکاری خوب قطبی و آقای ترابی از دست اندرکاران روابط عمومی باشگاه , آقای خوردبین و افشین پیروانی , امکان انجام این مصاحبه فراهم شد .
افشین قطبی از همه جا در این مصاحبه صحبت کرد, به تمام شبهه ها پاسخ داد , مسائلی را عنوان کرد که پیش از این در جایی بیان نکرده بود و البته صحبتهایی کرد که از ما خواست به رسم امانت آنها را نزد خود محفوظ بداریم و ما نیز با وجود آنکه صدای این مصاحبه را نیز ضبط کرده داشتیم , همان کاری را کردیم که او می خواست. با هم متن این مصاحبه را می خوانیم:
خبرگزاری پارس فوتبال: ضمن عرض سلام خدمت شما آقای قطبی و تشکر بابت فرصتی که در اختیار ما و خوانندگان خبرگزاری پارس فوتبال قرار دادید, از شما درخواست می کنیم اگر صحبتی در ابتدا با خوانندگان ما دارید بفرمایید.
ج: من هم به شما و همه مردم ایران و خوانندگان پارس فوتبال سلام می کنم . امیدوارم بتوانم پاسخهای خوبی به سوالات شما بدهم.
خبرگزاری پارس فوتبال:آقای قطبی به عنوان اولین سوال, می خواهیم به سالها قبل برگردیم.زمانی که شما دوره کودکی و نوجوانی را پشت سر می گذاشتید. یعنی درست قبل از 13 سالگی و مهاجرت شما به ینگه دنیا.
ج: من اول از همه باید بگویم که باید یک اشتباه را درست کنم. تقریبا همه رسانه های ایرانی نوشته اند که من در شیراز به دنیا آمدم. اما حقیقت این است که من در پنجم بهمن ماه 1343 در تهران به دنیا آمده ام و بچه تهران هستم.
خبرگزاری پارس فوتبال: کدام منطقه تهران؟
ج: فکر کنم به آن ژاله( میدان شهدا و منطقه 17 شهریور ) می گویند.البته اصلیت من وپدر بزرگ و مادربزرگم از نیریز و جهرم استان فارس هست. من بیشتر ایام فصل تابستان را در استان فارس و شهر شیراز در کنار پدر بزرگ و مادربزرگم سپری می کردم.
خبرگزاری پارس فوتبال:چه خاطره شیرینی از آن روزها دارید؟
ج: آن روزها بزرگترین تفریح برای من فوتبال بود. پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگم بارها من را شماتت می کردند که به درس خواندن مشغول باشم, اما من مدام به کوچه و خیابان می رفتم و فوتبال بازی می کردم و به خاطر فوتبال از درس فراری بودم.
خبرگزاری پارس فوتبال: اما خب گویا با این وجود عاقبت به خیر شدید و درس و تحصیل را با هم به سرانجام رساندید.
ج:بله! هر چه سنم بالاتر رفت متوجه شدم که درس خواندن خیلی مهم است و این را فهمیدم که برای موفقیت بیشتر در هر کاری باید تحصیلات بالا داشت. درس و تحصیل باعث بالا رفتن درک و قوه تحلیل و منطق انسان می شود و به نظر من که ستونهای زندگی باید روی دانش و آموزش بنا شده باشد.
خبرگزاری پارس فوتبال: خب! به سالهای بعد تر برویم! یعنی زما نیکه شما 13 سال بیشتر نداشتید و به همراه خانواده راهی امریکا شدید.
ج: بله... در سال در سال 1356 و در 13 سالگی به آمریکا رفتم .البته فوتبال خودم را از سه سالگی در تهران آغاز کرده بودم اما بعد از مهاجرت و بعد از یادگیری زبان انگلیسی به بازی فوتبال ادامه دادم. آنجا نکته خوبی که برای من وجود داشت وجود زمین های زیاد و پارکهایی با چمنهای سبز بود, چیزی که در ایران آن رانداشتم. من در مدرسه "جونیور هایس هود" که در آن درس می خواندم به عضویت تیم فوتبال آن مدرسه در آمدم و توسط شخصی که پدرش ایرانی و مادرش مصری بود و صاحب یک مدرسه فوتبال هم بود ، به عضویت مدرسه فوتبال در آمدم . پس از مدتی مربی این تیم هم شدم و توانستم تیم تحت هدایتم را به مقام اول در کالیفرنیا برسانم. در آن زمان تنها حدود 14 سال داشتم.
خبرگزاری پارس فوتبال: وقتی به امریکا رفتید , قطعا مشکلاتی از جمله مشکل زبان داشتید. از آن مشکلات بگویید.
ج:خب! آنجا و در آن سالها فوتبال هنوز آنقدر در آنجا گسترش پیدا نکرده بود و پیدا کردن تیم برای بازی خیلی سخت بود. جدای از آن من سختی های زیادی داشتم و به همراه درس خواندن و آموزش فوتبال به کار روزنامه فروشی و باغبانی هم پرداختم تا بتوانم خرج خود را در بیاورم.
خبرگزاری پارس فوتبال:... و در دانشگاه بود که به درجات موفقیت بیشتر در فوتبال رسیدید!
ج:بله! در 17 سالگی به دانشگاه معروف " یو سی ال " رفتم و در این دانشگاه مهم نیز به عضویت تیم فوتبال این دانشگاه در آمدم و تنها ایرانی تیم فوتبال این دانشگاه بودم . تحت نظر مربی آلمانی این دانشگاه " زیک ایشلید " الفبای حرفه ای فوتبال را فرا گرفتم . همزمان با دوران دانشجویی در یک مدرسه ورزش استخدام شدم و مربی تیم فوتبال شاگردان 7 تا 14 ساله را بر عهده داشتم. البته من تا 28 سالگی فوتبال بازی می کردم , اما بدشانسی من این بود که در آن سالها NASC یا همان لیگ قدیمی فوتبال امریکا به علت مسائل مالی تعطیل شد و تا سالها بعد(1996 که MLS یا همان لیگ جدید فوتبال امریکا بعد از جام جهانی 1994 که فوتبال در این کشور رونق گرفت) اصلا لیگی وجود نداشت که من بخواهم در آن بازی کنم. به همین جهت و از طرف دیگر چون که دیدم آینده من در مربیگری است سعی کردم که به صورت دائم ( و نه پاره وقت) به کار مربی گری بپردازم. به عنوان مثال در دانشگاه که بودم برای اینکه بتوانم هم تجربه خوبی بدست بیاورم و هم کمک خرجی برای خود داشته باشم , به پیشنهاد مسوولان دانشگاه , با توجه به تواناییهایی که در من دیدند مربی تیم فوتبال بانوان دانشگاه هم شدم. در آن سالها تنها 19 سال داشتم و جالب اینجا بود که خیلی از بازیکنان بودند که سنشان از من بیشتر بود, با این وجود همه بازیکنان از من حرف شنوی داشتند. این تیم آنقدر خوب بازی می کرد که از تیم مردان بهتر نتیجه می گرفت و از 114 بازی بیشتر از 100 بازی را بردیم و در سه سالی که مربی این تیم بودم بارها قهرمان شدیم.
خبرگزاری پارس فوتبال: ... و بعد از دانشگاه؟
ج: در سال 1986 موفق شدم در رشته مهندسی برق الکترونیک از دانشگاه معتبر "یو سی ال" فارغ التحصیل شوم. در سن 24 سالگی یعنی در سال 1988 تصمیم گرفتم که مدرسه فوتبالی را برای خودم تأسیس کنم ، در این دو سالی که از فارغ التحصیلی ام در دانشگاه می گذشت موفق شده بودم مدرک مربیگری A را از فدراسیون فوتبال آمریکا دریافت کنم.
خبرگزاری پارس فوتبال: ماجرای آشنایی با بورا میلوتینویچ هم در همین مدرسه بود؟
ج: بله! کم کم کارم رونق گرفت به طوری که در روز حداقل 120 شاگرد از سن 6 تا 19 ساله داشتم و مجبور شدم چند مربی فوتبال را برای مدرسه فوتبال به خدمت بگیرم . ما در سال حدود 1000 نفر شاگرد تربیت می کردیم. به همین دلیل محبوبیتم در لس آنجلس بیشتر شد و همین امر باعث شد که مربیان بزرگی را برای مدرسه فوتبالم بیاورم از جمله " کو آدریانس " مربی تیم جوانان باشگاه آژاکس امستردام هلند و همچنین "بورا میلوتینوویچ" مربی معروف و شناخته شده یوگسلاوی که سابقه پنج حضور در جام جهانی (با تیم های مکزیک در سال 1986 ، کاستاریکا در سال 1990 ، آمریکا سال 1994 ، نیجریه سال 1998 و چین سال 2002 ) را دارد.
خبرگزاری پارس فوتبال: گویا از مدرسه فوتبال شما بازیکنان مهمی نیز به تیمهای مهم راه پیدا کرده اند!
ج: بله...مهمترین شاگرد مدرسه من "جان اوبرایان " بود که از 14 سالگی تا 16 سالگی در مدرسه من به یادگیری فوتبال می پرداخت و در سن 16 سالگی به آژاکس رفت و در دو جام جهانی هم برای تیم ملی آمریکا بازی کرد. در المپیک سیدنی , و در تیم ملی امریکا سه بازیکن از تیم اصلی از مدرسه فوتبال من بود. از این مدرسه من , خیلی از بازیکنان به تیمهای مهم امریکایی, مکزیکی و اروپایی راه پیدا کردند. اما متاسفانه مدرسه فوتبالم را در سال 2002 تعطیل کردم ، چرا که دیگر در آمریکا نبودم و نمی توانستم آن را اداره کنم.
خبرگزاری پارس فوتبال: ماجرای پیوستن به کادر فنی تیم ملی امریکا چه بود؟
ج: در سال 1997 به عنوان مربی تیم ملی آمریکا در آمدم. من از سالها قبلتر با سرمربی وقت تیم ملی آمریکا "استیو سمپسون" که مربی من در دانشگاه بود آشنا بودم و همین آشنایی او با من باعث شد که او با توجه به شناختی که از توانایی های من پیدا کرده بود , از من برای حضور در این تیم دعوت کند. البته بعد از جام جهانی 1998 پس از شکست آمریکا از آلمان و ایران و یوگسلاوی ، به همراه سرمربی تیم آمریکا از این تیم استعفاء دادم.
خبرگزاری پارس فوتبال: چطور با هیدینک و مربیان بزرگ دیگر هلندی آشنا شدید؟
ج:در این سالها یعنی قبل از 2002 من هنوز مدرسه فوتبال را داشتم و به همراه تیم فوتبال ان مدرسه بارها به کشورهایی مانند هلند می رفتم و این رفت و آمدها به اروپا به خصوص هلند و تعامل مدرسه فوتبال من با باشگاههای معروف باعث آشنایی من با مربیان طراز اول هلندی شد, بطوریکه در سال 2001 هنگامی که گاس هیدینک سرمربی تیم ملی کره جنوبی شد این مربی معروف از من دعوت نمود تا مربی این تیم شوم.
خبرگزاری پارس فوتبال: پس این بحث ها که شما آنالیزور تیم ملی کره جنوبی بودید از کجا نشات می گیرد؟
ج: ببینید! وقتی هیدینک از من برای حضور در کادر فنی تیم ملی کره جنوبی دعوت کرد , از سوی فدراسیون فوتبال کره جنوبی دو مربی کره ای , یک کمک مربی و دیگری مربی دروازه بانان به وی تحمیل شده بود و با توجه به حضور " پیم وربیک " دستیار هلندی هیدینک دیگر جایی برای اضافه شدن یک کمک مربی دیگر نبود. هیدینک به همین جهت نمی دانست که چگونه به فدراسیون فوتبال کره جنوبی بگوید که من می خواهم یک مربی دیگر هم به تیم اضافه کنم . به همین جهت ایشان یک سمت برای من در تیم اختراع کرد با عنوان :" آنالیزور فوتبال" یا همان " فوتبال آنالیست ". از اینجا بود که این عنوان برای من بوجود آمد. من به همره گاس هیدینک و دیگر مربیان موفق شدیم بهترین نتیجه یک تیم ملی آسیایی را در تاریخ فوتبال جام جهانی به ثبت برسانیم و تیم کره جنوبی را در جام جهانی 2002 به مقام چهارمی جهان رساندیم.
خبرگزاری پارس فوتبال:... و بعد از جام جهانی بود که به سامسونگ پیوستید.
ج: بله! پس از جام جهانی 2002 تا سال 2004 به عنوان دستیار مربی تیم سامسونگ بلووینگز انتخاب شدم .و در سال بعد مجددا دستیار "استیو سمپسون" در تیم فوتبال گالکسی لس آنجلس شدم .بعد از آن در جام جهانی 2006 به عنوان دستیار "دیک ادووکات" به آلمان رفتم . بعد از جام جهانی که ادووکات به تیم " زنیت روسیه" رفت من دستیار "پیم وربیک " در تیم ملی کره جنوبی شدم و در جام ملت های آسیای سال 2007 موفق شدیم پس از شکست تیم ملی ایران به مقام سومی برسیم.
خبرگزاری پارس فوتبال:... و بالاخره مربی پرسپولیس شدید.
ج: بله! بعد از سال 1356 که از ایران خارج شدم تا سال 1386 و بعد از 30 سال به کشور عزیزم آمدم و آن روز برایم خیلی روز شیرینی بود.
خبرگزاری پارس فوتبال:حقیقت این شایعاتی که در رابطه با شما مطرح است مبنی بر اینکه در جلسه معروف شما و آقای کاشانی و استیلی در دوبی به شما پست دیگری به جز سرمربگری پیشنهاد شده است چیست؟
ج: ما با هم جلسه کوتاهی در دوبی داشتم. در آن جلسه آقای کاشانی به بنده پیشنهاد دادند که من مربی تیم پرسپولیس بشوم.من در پاسخ ایشان گفتم که منظور شما از مربی چیست؟ کمک مربی یا سرمربی؟ ایشان گفتند که ما دوست داریم که شما به پرسپولیس تشریف بیاورید و کمک مربی آقای استیلی باشید. من به ایشان نگاه کردم و گفتم ببخشید , من الان در یکی از بزرگترین تیمهای ملی آسیا در کنار یکی از مربیان بزرگ دنیا کمک مربی هستم و در آمد بسیار بالایی هم دارم و با این شرایط نمی توانم به پرسپولیس بیایم. من تنها به شرطی به پرسپولیس می آیم که حقوق بالاتری از تیم ملی کره جنوبی برایم در نظر گرفته شود .ضمن اینکه سمت من در تیم باید سرمربی باشد و نه دستیار.
خبرگزاری پارس فوتبال: آقای قطبی در سال اولی که به پرسپولیس آمدید موفق شدید توانایی های خود را بار دیگر اثبات کنید و به همراه این تیم بعد از 6 سال پرسپولیس را قهرمان لیگ برتر ایران کنید. بعد از صحبتهای فراوان که مبنی بر رفتن شما از پرسپولیس بود , باز هم با شاد کردن دل هواداران پرسپولیس به این تیم پیوستید. اما عده ای معتقدند که شما نسبت به سال گذشته تفاوتهایی کرده اید.مثلا در فصل گذشته همیشه از مسائل تعریف می کردید اما امسال از افرادی صحبت می کنید که نسبت به شما حسادت دارند و ا اینکه می خواهند شما موفق نباشید. یا اینکه به داور و خبرنگاران معترض می شوید. نظر خودتان در این رابطه چیست و آیا پشیمان نیستید که به ایران آمدید؟
ج: نه! من نسبت به سال پیش هیچ تفاوتی نکرده ام و همان قطبی قبل هستم.
خبرگزاری پارس فوتبال:اما سال گذشته از همه چیز تعریف می کردید و مثلا دست بر گردن مخالفانتان می انداختید.
ج: هنوز هم تعریف می کنم و هنوز هم می گویم همه چیز خوب است. اما معتقدم مردم ایران خیلی باهوشند . ] با آنکه من آن تعریف ها را از همه چیز انجام می دادم [ مردم سال گذشته هم می دانستند که دشمنان پرسپولیس و قطبی چه کسانی هستند . می بینید که آنها شخصیت انسانها را تشخیص می دهند و تفاوت رفتارها را می فهمند خودشان با رفتارشان قضاوت خودشان را کرده اند و با حضور خودشان در ورزشگاه و حمایتی که از من می کنند و علاقه ای که نسبت به پیروزی تیم دارند حقیقت را نشان می دهند. من از بازگشتن به پرسپولیس هم پشیمان نیستم. الان فقط افتخار می کنم که در خدمت پرسپولیس هستم و می توانم برای شاد کردن دل هوادارن تلاش کنم. چرا که پرسپولیس از من و امثال من خیلی بزرگتر است. پرسپولیس قبل از من بوده و بعد از من هم خواهد بود و الان به دور از همه این مسائل تنها خوشحالم که همچنان سرباز پرسپولیس و هوادارانش هستم.
خبرگزاری پارس فوتبال:آقای قطبی ! افتخاراتی که شما بدست آورده اید بر هیچ کسی پوشیده نیست, اما می خواهیم از خودتان بپرسیم که به نظر افشین قطبی , بزرگترین افتخار او چیست؟
ج: بزرگترین افتخارم خدمت به مردم و ایران است.ببینید وقتی که یک پیرمرد یا کودک با پیروزی ما از خوشحالی گریه می کند , این ارزشش از هر افتخار مادی بالاتر است.
خبرگزاری پارس فوتبال:از لحاظ کسب عناوین چطور؟ به عنوان مثال همه می دانند که هیچ مربی ایرانی نتوانسته در سه جام جهانی حاضر شود. از این جهت بزرگترین افتخارتان را چه می دانید؟
ج: بدون شک رسیدن به عنوان چهارمی جام جهان به همراه کره جنوبی. وقتی که دکتر چونگ (رئيس فدراسيون فوتبال كره جنوبي و نايب رئيس فيفا) در یک جشن ملی مدال چهارمی جام جهانی را به من داد , آن روز بزرگترین افتخار ورزشی ام را کسب کردم. فکر می کنم هیچ ایرانی به این افتخار نرسیده است.
خبرگزاری پارس فوتبال: در کره جنوبی محبوبتر بودید یا ایران و آیا در کودکی فکر می کردید که روزی به این درجه از محبوبیت برسید؟
ج: خب ببینید . همیشه تمام محبوبیت ها و احساسات مردم معمولا به سمت سرمربی تیم می رود و این هم طبیعی است. به همین جهت فکر می کنم در پرسپولیس محبوب تر از کره هستم. من معتقدم که علاقه به فوتبال در ایران استثنایی است و حتی هیدینک هم در کره به اندازه ای که من در ایران محبوب شده ام در کره محبوب نشد.حتی من معتقدم فوتبال در ایران از برزیل هم محبوبتر, مهمتر و بزرگتر است. مارکو (کمک مربی برزیلی اخراجی قطبی) به من می گفت که محبوبیت تو در ایران قطعا از محبوبیت پله در برزیل بیشتر است.
خبرگزاری پارس فوتبال: چه آرزویی در بچگی داشتید که به آن نرسیدید و چه آرزویی دارید که می خواهد به آن برسید؟
ج: از کودکی دوست داشتم به عنوان بازیکن قهرمان جام جهانی بشوم که خب این آرزویم محقق نشد , اما الان هم دوست دارم به عنوان مربی بتوانم قهرمان جام جهانی بشوم.
خبرگزاری پارس فوتبال: نظرتان در مورد کریم باقری و بازگشت مجددش به تیم ملی چیست؟
ج: کریم باقری یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران و لیگ برتر که می تواند به تیم ملی کمک شایانی داشته باشد.
خبرگزاری پارس فوتبال:در مورد آقای دایی چه نظری دارید؟
ج: آقای دایی بازیکن بزرگ و مهم در تاریخ فوتبال ایران بوده است که امیدوارم انشاء الله نقش بزرگی در پست مربیگری برای پیشرفت و آینده فوتبال ایران داشته باشد!
خبرگزاری پارس فوتبال: شما سالها دور از وطن بوده اید و حالا هم به دور از خانواده خودتان زندگی می کنید .به عنوان مثال پدرتان همچنان در امریکاست. این دوری از خانواده برای شما مشکل نیست؟
ج: من تمام زندگی ام را دور از خانواده و در نقاط مختلف دنیا سپری کرده ام و معتفدم کسی که این شغل را انتخاب کرده است باید شجاع باشد و از هیچ مشکلی ناراحتی به خود راه ندهد . اگر فرصت کار در ماه هم باشد , من به ماه می روم و تیمم را قهرمان می کنم.
خبرگزاری پارس فوتبال: حرف از خانواده شد. هنوز هم شایعاتی مطرح است مبنی بر اینکه شما نسبتی با آقای قطبی رییس سابق رادیو و تلویزیون ایران در زمان شاه( از بستگان فرح پهلوی) دارید. خودتان حقیقت مساله را بگویید...
ج: من هیچ نسبتی با ایشان ندارم. نام پدر من سید محمد قطبی است . ایشان متولد جهرم هستند و تمام سابقه و گذشته شان مشخص ( و بدون هیچ گونه سابقه سیاسی ) است. اکثر خانواده و اقوام من معلم و یا تحصیلکرده هستند و من افتخار می کنم که از چنین خانواده ای هستم.
خبرگزاری پارس فوتبال: در رابطه با شایعات که مبنی بر اختلاف شما با کادرفنی در سال گذشته و امسال بوده است نظرتان چیست؟
ج: من بارها گفته ام که با هیچ کسی مشکلی نداشته و ندارم.من طی این همه سال در نقاط مختلف دنیا با مربیان مختلف با فرهنگها و ادیان مختلف کار کرده ام و با هیچ کسی هم مشکلی نداشته و ندارم. همیشه آرزوی موفقیت همه را داشته و دارم. سال گذشته تمام تلاش من و همکاران من موفقیت پرسپولیس بوده و امسال هم تمام هدف ما به همین سمت است. من در کلیه اتفاقاتی که در طی سالیان عمرم افتاده است حتی اگر کسی انگشت در چشم من هم کرده است تنها اشک در چشمانم آمده است و حرکت من متقابل نبوده است. عکس العمل من همیشه توام با مهربانی بوده است. شما می توانید این را از تمام مربیان بزرگی که با آنها کار کرده ام از هیدینک , پیم وربیک , بورا میلوتینوویچ , استیو سمپسون , کو آدریانس , ادووکات و ... سوال کنید و تمام آنها به شما می گویند که جز صداقت از من ندیده اند!
خبرگزاری پارس فوتبال: خب می خواهیم چند سوال رسانه ای هم از شما بپرسیم. نظرتان راجع به خبرنگاران ایرانی چیست؟
ج: معتقدم که اکثر خبرنگاران تلاش می کنند که کار خود را به خوبی انجام دهند. با هوش هستند و سعی می کنند با این هوش و تلاششان پلی باشند میان مردم و ورزش! اما من تنها خواهشی که از آنها دارم این است که حرفه ای تر باشند و سعی بکنند به حاشیه ها کمتر بپردازند. حرف من این است که من فکر می کنم آمدن من به ایران برای همه خوب بوده است.هم برای لیگ برتر, هم برای بالا بردن هیجان فوتبال و هم برای مطبوعات.خواهش من این است که همانطور که من سعی کرده ام رابطه خوبی با مطبوعات و رسانه ها داشته باشم و من برای آنها مثمر ثمر و مثبت بوده ام , آنها هم باید با من و امثال من تعامل و همکاری داشته باشند و این رابطه دو طرفه باشد. چرا که ما همه باید به یک سمت که موفقیت فوتبال ایران است حرکت کنیم.
خبرگزاری پارس فوتبال: آن چیزی که از شما در بین مردم شناخته شده است , یک مربی مودب است , اما خب مسائلی همچون اتفاقاتی که در یکی از تمرینات پرسپولیس رخ داد و عنوان شد که شما به خبرنگاران بی احترامی کردید چهره دیگری از شما بین عده ای ترسیم کرده است.
ج: متاسفانه خیلیها هستند که نمی خواهند من و پرسپولیس موفق باشیم. عده ای با خراب کردن من و برخی با حاشیه درست کردن... در آن روز ما مانند همیشه از خبرنگاران استقبال کردیم. اما در بین آن خبرنگاران یک نفر بود که ما وی را می شناختیم.نشریه ای که ایشان از آنجا آمده بود در آن روز مطلبی را منتشر کرده بود که به مارکو و تیم پرسپولیس توهین بزرگی کرده بود. آنها در حالیکه مارکو به علت سکته مغزی پدرش و به کما رفتن وی به برزیل رفته بود نوشته بودند که مارکو به برزیل رفته تا در نقش یک دلال ظاهر شود و برای فولاد یک بازیکن بیاورد.من با آن خبرنگار خیلی ساده برخورد کردم و عنوان کردم که این رفتار شما اصلا منصفانه نیست و یک حیوان هم با یک حیوان چنین رفتاری را نمی کند که شما با ما این رفتار را انجام می دهید.اما متاسفانه مطبوعات این جمله من را به شکل دیگری منتشر کردند.
خبرگزاری پارس فوتبال:... و در رابطه با آن جمله معروفی که در کنفرانس مطبوعاتی عنوان کردید و از کلمه Crazy استفاده کردید, چه توضیحی دارید؟
ج: این هم متاسفانه از برداشت اشتباهی بود که رسانه ها از صحبتهای من داشتند.یک فیلم هست با نام " Lost in Translation ". در این فیلم یک امریکایی به کشور ژاپن می رود و به علت تفاوت زبانها و تفاوت برداشتها در فرآیند ترجمه دچار مشکلهای فراوانی می شود. وقتی که من به شما می گویم " I am Crazy for You " یا اینکه می گویم " I am Crazy for Football" منظور من این است که من عاشق فوتبال و یا ایران هستم و اینجا این کلمه معنای عشق را می دهد و نه دیوانگی, مانند این کلمه خسته نباشید که ما ایرانها ساعت 8 صبح هم به همدگر می گوییم " خسته نباشید " و یا می گوییم " نوکرتم" درصورت که اینها مثلا معادلی در انگلیسی ندارند.
خبرگزاری پارس فوتبال: در مجموع چقدر به نقش رسانه در حوزه های مختلف از جمله ورزش اعتقاد دارید؟
ج: ببینید! در واقع من معتقدم که رسانه نقش مستقیم و کاملا موثری در پیشرفت یا پسرفت ورزش دارند. چرا که آینه تمام نمای اتفاقات ورزشی برای مردم هستند و باعث بالا رفتن علاقه مردم به فوتبال , تیمهای باشگاهی و ملی هستند و به همین جهت شغل بسیار مهم و خطیر و مسوولیت بالایی دارند, چرا که باید حقایق را همانطور که هست منتقل کنند و از پرداختن به حواشی و مسائل خصوصی ورزشکاران خودداری کنند.
خبرگزاری پارس فوتبال:چقدر رسانه های ورزشی نوشتاری از مطبوعات گرفته تا خبرگزاریهای اینترنتی را دنبال می کنید؟
ج: متاسفانه فرصت زیادی برای پیگیری و خواندن روزنامه ها ندارم و تنها سعی می کنم آن خبرها و روزنامه های داخلی و خارجی که کمتر به حاشیه می پردازند , از جمله همین پارس فوتبال را پیگیری کنم .
خبرگزاری پارس فوتبال:در مورد برنامه های ورزشی صدا و سیما چطور؟ خصوصا در مورد برنامه پربیننده 90 چه نظری دارید؟ نقش اینگونه برنامه ها را برای پیشرفت ورزش ایران موثر و مناسب می بینید؟
ج: به نظر من تمام برنامه های ورزشی صدا و سیما کارهای مثبت فراوانی انجام می دهند و به همین دلیل بیننده های فراوانی دارند. من خوشحالم که فرصت حضور در برخی از این برنامه ها را پیدا کرده ام و در آن برنامه هایی هم که حاضر نیستم تمام تلاشم را می کنم که به عنوان یک بیننده برنامه ها را دنبال کنم . معتقدم که لیگ برتر پوشش بسیار خوبی توسط برنامه های ورزشی تلویزیونی و دیگر رسانه ها دارد.





Digg
Balatarin






نظر (16 تا كنون ارسال شده است):
واقعاً باید قدر این فرد و شخصیت و دانش او را فهمید و اسیر حاشیه های شکل گرفته پیرامون او نشد. واقعاً از صمیم قلب دوستش داریم و برایش آرزوی موفقیت می کنیم.
آقاي قطبي به خاطر شخصيت و منش بالايي كه دارند مورد احترام اكثريت قريب به اتفاق ورزش دوستان بخصوص طرفداران پرسپوليس هستند طبيعي است كه هر فرد موفقي بدخواهاني نيز دارد اما در مجموع من ايشان را انساني بلند مرتبه و مربي با دانش مي دانم متاسفانه حاشيه هميشه در فوتبال وجود دارد اما اينها چيزي از ارزش هاي قطبي و تيم پرسپوليس كم نمي كند
Thanks and good luck.
دستیار سوم یا همون آنالیزوری که با زبون چرم و نرمش اومد ایران و 2 میلیارد ناقابل از بیت المال رو حال کرد و رفت ...
در حالی که یه هفته قبل از حضور در جمع لنگی ها پس از شکست ایران در برابر کره در برابر چشمان گریان ایرانی ها با پرچم کره دور افتخار زد ...
نظر خود را اضافه كنيد