بخشهاي خبري
نظر شما چیست؟:
راه موفقیت فوتبال ایران
مباحث انجمنها

خبرنامه
ايميل:

خانه | ستون خبرنگاران | دست نوشته های یک لمپن - علی باستانی | صدمه دیدن عابدزاده بدشانسی من بود / آقای ... و .... در لبنان با یکدیگر هم اطاقی بودند اما در بازی داربی ازخجالت یکدیگر درآمدند.

صدمه دیدن عابدزاده بدشانسی من بود / آقای ... و .... در لبنان با یکدیگر هم اطاقی بودند اما در بازی داربی ازخجالت یکدیگر درآمدند.

اندازه فونت : Decrease font Enlarge font
image من هیچ وقت در حوزه کاری و درون زمین با بازیکنم کوتاه نمی آیم

علی باستانی / خبرگزاری پارس فوتبال 

بر خلاف خیلی ها که باید از هزاران فیلترشان عبور کنی و کلی کلاس برایت می گذارند تا حتی تلفنی ترا به حضور بپذیرند، جلال طالبی با رویی گشاده از ما استقبال کرد. آقا جلال که بارزترین خصوصیتش ادب و متانتش می باشد هیچ گاه در طول مصاحبه سعی نکرد نظراتش را القا کند و البته صحبت هایی نیز انجام داد که به رسم امانت نزد ما باقی خواهد ماند.
از مردی که در 27 سالگی فوتبال را بدلیل مصدومیت از دست داد از جام جهانی 98، جامملتهای آسیا و وقایعی کهدرآن اتفاق افتاد و بسیاری از مسائل پشت پرده حرف زدیم.بخوانید سوالات ما و جوابهای سرمربی سابق تیم ملی را.


- آیا واقعا آمدن جلال طالبی، سیاستی بود برای اینکه تیم ملی با مربی ایرانی به جام جهانی برود؟

من چنین تصوری نداشتم. اگر تیم ایویچ برابر رم، هفت گل میزد و یا اصلا بازی را می برد چگونه می خواستند او را بردارند؟ به چه دلیل؟

- اصلا فلسفه اینکه یک مشاور فنی ایرانی آوردند چه بود؟

اگر به گذشته برگردیم، ایویچ زمانی که سرمربی تیم ملی بود نتایج چندان جالبی درتورنمنت هایی که برگزار شد بدست نیاورد(تورنمنت هنگ کنگ و LG) و از طرفی همیشه در برابر سوال منتقدین پاسخ می داد که بازی های اصلی ایران را در ایتالیا خواهید دید. مهندس فراهانی هم که الحق یکی از بهترین مدیریت ها را داشت دو شب قبل از بازی با رم از ایویچ در تلویزیون حمایت کرد.
اما بعد از بازی با رم، فشاری که بر فراهانی از سوی مقامات بالا برای تعویض سرمربی بود و نیز تماس مردم برای پخش نکردن نیمه دوم بازی از عوامل اصلی بود(مردم ازبابت این نتیجه خیلی ناراحت بودند).
البته این چندان عجیب هم نیست چرا که اینگونه اتفاقات در فوتبال می افتد. مثل باخت پرگل انگلیس برابر آلمان در چندسال گذشته. این ذات فوتبال است.

- اما زمان برانکو هم شاهد همین مسائل بودیم. رئیس وقت سازمان تربیت بدنی مصر بود تا برانکو عوض شود اما دادکان به پای برانکو ایستاد. شاید اگر در مورد ایویچ هم اختیار با فراهانی بود او را برکنار نمی کرد؟!

بنظر من در دوره فراهانی اینگونه نبود. اگر مربی ایرانی می خواستند خب از همان اول کار ایرانی می گذاشتند. هرچند من از سیاست پشت پرده خبر ندارم ولی آنچه شنیدم مشکلاتی بود که بوجود آمده. حتی فراهانی در مجلس هم از ایویچ حمایت کرد اما شاید باخت به رم کاسه صبر او را هم لبریز کرد. چرا که ایویچ به او وعده دیدن تیم اصلی در ایتالیا را داده بود.

- شما در جایگاه یک مربی – کارشناس تا چه حد قبول دارید تیم زمان فرانسه از نظر فنی دست پرورده ایویچ بود و از نظر روحی با جلال طالبی؟

من بارها گفته ام ایویچ از نظر آماده سازی تیم ملی حق بزرگی بر گردن فوتبال ما در جام جهانی داشت. ایویچ می گفت: 11 کماندو می خواهد و خب می دانید که کماندوها همیشه به لحاظ بدنی در شرایط ایده آلی باید باشند و بعد از رفتن ایویچ فقط سعی کردیم این آمادگی را حفظ کنیم. البته در بعد فنی، ما در جام جهانی تغییراتی دادیم. به عنوان مثال ایویچ از پیروانی به عنوان دفاع یارکوب ، خاکپور:هافبک دفاعی، زرینچه: دفاع آزاد و منصوریان مهاجم دوم استفاده می کرد.

- شاید ایویچ می خواست کسی شناخت از بازیکنان بدست نیاورد به این دلیل که شماره بازیکنان هم عجیب بود. مثلا اگر دایی همیشه 10 می پوشید در آن بازی 6 پوشیده بود و یا ....

به هرحال شما باید از در یک بازه زمانی آماده سازی تیم را شروع کنید. اگر اینگونه بوده باشد پس باید پرسید ایویچ از کی می خواسته هماهنگی بین بازیکنان را شروع کند؟
ضمن اینکه آنالیزورهای حریف دو سه بازیکن اصلی تیم را که شاکله اصلی تیم بر اساس آنهاست را نشانه و اسامی آنها را یاد می گیرند. عوض کردن پیراهن هم خیلی قدیمی شده بود. یادم می آید این حربه را مربیان زمان ما انجام می دادند. باید باز هم به این نکته توجه کرد که بازی با رم جزو سه بازی آخر تیم ملی بود و اساسا این سوال مطرح می شد که این تیم کی باید محک می خورد؟ ما شاید دوماه قبل چنین می کردیم اما سه بازی مانده به آغاز جام جهانی باید هماهنگی نهایی انجام می شد. وقتی شماره دایی در استرالیا و تمام بازی های رسمی 10 بوده پس آنها فقط به شماره پشت پیراهن توجه نمیکنند.
بنظر من ایویچ شناخت کاملی از خصوصیات بازیکنان ایران نداشت. او هرچند به لحاظ فنی بسار بالا بود اما بدلیل اینکه افتخار حضور درجام جهانی را درقامت یک سرمربی نداشت، می خواست این عنوان را نیز داشته باشد که متاسفانه اینطور نشد.

- بعد از اینکه سرمربی شدید سیستم تیم ملی را از 2-4-4 به 2-5-3 برگرداندید و البته تغییراتی در دفاع ایجاد کردید.

بله. بدلیل عدم هماهنگی بازیکنان، سیستم را عوض کرده و نادر محمدخانی را به ترکیب اصلی آوردم.

- بعد از جام جهانی و مقدماتی جام ملتهای آسیا سیستم را به 2-4-4 بازگردانده و بازیکنان جوان را وارد تیم ملی کردید. حتی با همین جوانان در مسابقات غرب آسیا دراردن اول هم شدید. در واقع یک روند خوبی آغاز شد اما در جام ملتها حذف شدیم. چرا؟

ما در اردن(غرب آسیا) از لژیونرهایی مانند مهدوی کیا، باقری، دایی، هاشمیان و خداداد استفاده نکردیم و با جوانانی مانند سیدعباسی و کاویانپور و ... نتایج خوبی هم گرفتیم اما نمی شد در جام ملتها ازبازیکنان لژیونر چشم پوشی کنیم. ضمن آنکه هرچند این قهرمانی به مذاق رسانه ها خوش آمده بود اما بعد از بازگشت از غرب آسیا روزنامه ها عنوان می کردند که فلان بازیکن جوان هرچند خوب بازی کرد اما نمی توان او را بجای مثلا استیلی یا باقری استفاده کرد. البته من هم تا حدی با این نگرش موافق بودم اما مشکل ما در جام ملتها نداشتن تمرین به حد کافی بود.

- توضیح بیشتری می دهید؟

بله. مثلا در 21روز تمرین تا آماده سازی برای جام ملتها، در هفته اول بازیکنان استقلال را بدلیل حضور در جام باشگاههای آسیا دراختیار نداشتیم. استقلالی ها که آمدند در هفته دوم پرسپولیسی ها را بدلیل حضور در جام حذفی آسیا نداشتیم و درکنار اینها باید نبود لژیونرها را هم اضافه کرد. ما در طی اردو فقط 11 بازیکن داشتیم و حتی طباطبایی را به عنوان بازیکن استفاده می کردیم که مصدوم هم شد و در جام ملتها ذخیره شد. فقط در 5 روز آخر همه بازیکنان را به غیر از لژیونرها دراختیار داشتیم و در بازی با قطر فقط علی دایی بود که به تیم ملی پیوست.  

- در بازی با قطر شما عابدزاده را دعوت کردید اما با توجه به عملی که او بر روی زانوانش انجام داده بود کمی دور از منطق بود که همان فشار تمرینی که مثلا بر برومند وارد می شود به زانوی عابدزاده هم وارد شود. در قطر هم که بر روی نیمکت نشست و ...
قبل از دعوت عابدزاده به تیم ملی، من از کمیته ملی المپیک خواستم تانظرشان رادر مورد سلامتی عابدزاده اعلام کنند. من هنوز نامه آن دو پزشک را دارم که اعلام کردند او باید تمرین کند و در جریان تمرین خود را نشان بدهد. شاید اینگونه توپ در زمین من افتاد.
البته این را هم باید اضافه کنم که یکی از بدشانسی های من صدمه خوردن احمدرضا بود ولی احمدرضا بدلیل همین زانو، آن عابدزاده ای نبود که باید باشد. نمی خواهم منکر این شوم که فشار تمرینات موثر نبود ولی برای حضوردر جام ملتها نمی شد گفت که اینجا فشار نیاوریم ولی در بازیها فشار بیاوریم.

-  آیا مربی دروازه بان ها نمی توانست اینگونه فشار بر عابدزاده نیاورد؟ چون عابدزاده باز هم بعد از این جریان درون دروازه پرسپولیس ایستاد. شاید می توانستیم او را ببریم و در مرحله حذفی از تجربه اش استفاده می کردیم.

من که گفتم. صدمه دیدن عابدزاده بدشانسی من بود. آیا می شود از بهترین دروازه بان ایران بعد از انقلاب و البته آسیا صرفنظر کرد؟ از دست دادن عابدزاده به ضرر من بود اما در راه بازگشت از قطر حمید استیلی که با عابدزاده هم اتاق بود آمد و به من گفت: که عابدزاده عنوان کرده اجازه بدهید من بروم و جایم را جوانترها پر کنند. چون واقعا بعد از هر تمرین زانویش ورم شدیدی می کرد....

- بگذریم... در جام ملتها ودر اولین دور حذفی به کره باختیم و با اینکه بد هم بازی نکردیم انتقادهای فراوانی از شما شد و مجبور به استعفا شدید. تریبون پارس فوتبال دراختیار شماست. آیا قبول دارید که در لبنان بین بازیکنان تیم ملی تنش بود؟
صد درصد.

- آیا بخشی از این تنش به شخصیت و کاریزمای آرام جلال طالبی باز نمی گشت که حتی باعث قربانی شدن خود شما شد؟
متاسفانه چرا. اما ما باید برای رسیدن به هدف، راه درست رایاد بگیریم. شاید با راه کج هم بشود اما شما برای یاددادن رانندگی به فرزندتان باید قوانین را به او آموزش بدهید نه تخلفات رانندگی را. به نظر من باید یاد بگیریم که توهین کردن به بازیکن و خانواده اش راه پیشرفت نیست. همین مسائل باعث می شود تا فلان بازیکن درجام ملتهای بعدی بزند زیرگوش بازیکن دیگر.
در جام جهانی یکی از همان بازیکنان بزرگ به من می گفت: آقا به ما بتوپ. ما چوب میخواهیم تا بزنند تو سرمان. ولی من می گویم: چگونه در تیمی که عنوانش ملی است و ستاره ها و اسطوره های یک مملکت در آن بازی میکنند من شخصیت آنها را زیر سوال ببرم. آیا باید به من بازیکن توهین بشود تا خوب بازی کنم؟
آیا من در جایگاه سرمربی باید چاک دهانم را باز کنم و هرچه دلم می خواهد بگویم؟(طالبی ناراحت شده و با صدای بلند حرف می زند)

- آیا لازم نبود که گاهی، هم تند می رفتید هم آرام؟ آیا خوب بودن بیش از حد شما باعث بروز این مسائل شد؟ نیاز نبود که کمی محکم تر جلوی برخی ها می ایستادید و اینهمه مدارا نمی کردید؟

من هیچ وقت در حوزه کاری و درون زمین با بازیکنم کوتاه نمی آیم. من در این 20 روزه چگونه میتوانستم مشکل چند ساله بازیکنان را با هم حل کنم؟ آقای ... و .... در لبنان با یکدیگر هم اطاقی بودند اما در بازی داربی ازخجالت یکدیگر درآمدند.
یک روز من همه را در یک اطاق جمع کردم و گفتم: من از اطاق می روم بیرون. هرکاری می خواهید با یکدیگر بکنید. بزنید فحش بدهید با تبر یکدیگر راقطعه قطعه کنید اما از این اطاق بیرون آمدید به فکر تیم و مملکتتان باشید.

ادامه دارد....

اضافه نمودن به : del.icio.us | Digg this story Digg | ارسال به كلوبCloob | به دنباله ارسال كنيد Donbaleh | ارسال به بالاترين BalatarinAdd to your del.icio.us

نظر (0 تا كنون ارسال شده است):

نظر خود را اضافه كنيد comment

(لطفا نظرات خود را به صورت فارسي تايپ نمائيد ، از پذيرفتن و نمايش متن لاتين معذوريم )

لطفا كد حك شده در تصوير را وارد كنيد :

  • email ارسال براي دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه متني
به اين مطلب امتياز دهيد
3.00
تبليغات





خبرگزاری پارس فوتبال با بیش از 180 هزار بازدید کننده در روز,تعداد محدودی آگهی تبلیعاتی برای این ستون می پذیرد.
جهت كسب اطلاعات بیشتر با واحد آگهی ها (تلفن های 02144043902 و 09122048562 و 09123030051)
تماس حاصل فرمایید.