هفته گذشته سپ بلاتر رییس فیفا طرح جدیدی را با نام 5+6 ارائه کرد که به موجب آن تمام تیمهای اروپایی موظف می شوند در ترکیب اولیه تیم خود در مسابقات مختلف حداقل از شش بازیکن داخلی استفاده کنند. هدف از ارائه این طرح از سوی بلاتر بها دادن به بازیکنان بومی، آماده کردن زمینه های پیشرفت آنها و جلوگیری از پرداخت پولهای هنگفت برای جذب بازیکنان خارجی عنوان شده است. در نگاه اول این طرح مناسب به نظر می رسد اما دسته گسترده ای از این طرح ضرر می کنند که واقعا حقشان نیست.
اولین کسانی که از این وضعیت آسیب می بینند بازیکنان مستعد آمریکای جنوبی و آفریقا هستند که هم اکنون حدود بیست درصد بازیکنان شاغل در سه لیگ اول اروپا یعنی لالیگا، لیگ برتر و سری A را تشکیل می دهند. حال اگر این محدودیت اعمال شود و بالطبع تعداد این بازیکنان در اروپا کاهش یابد، بازیکنانی که فرصت حضور در اروپا را بدست نمی آورند یا باید در کشور خود بمانند که در نتیجه نه خود چندان رشد می کنند و نه به دیگر استعدادهای فراوانی که در کشورهایشان وجود دارد اجازه مطرح شدن می دهند، یا باید به لیگهای ضعیف کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بروند (طرح 5+6 فقط قرار است در اروپا اجرا شود و بقیه قاره ها چنین محدودیتی را نخواهند داشت) که در این صورت هم استعداد خود را به هدر داده اند و هم مانع پرورش استعدادها در این کشورها خواهند شد.
آرسنال را در نظر بگیرید. آرسن ونگر ده سال پیش تیمی با اسکلت انگلیسی را تحویل گرفت. اما سبک بازی ای که او در نظر داشت در انگلیس وجود نداشت. آرسنال ونگر را تیمی می شناسیم که ارائه فوتبال هجومی، پاسهای فراوان زمینی و عرض دادن به بازی از مشخصه های مهم آن هستند. ونگر بازیکنانی از فرانسه و آفریقا و با درصد کمتر از هلند را به تدریج به آرسنال آورد و انصافا از آن زمان آرسنال به یکی از زیباترین تیمهای اروپا تبدیل شده که در کسب افتخار هم موفق بوده است. زمانی برای کار ونگر احترام بیشتری قایل می شویم که بدانیم بازیکنان خارجی او عمدتا یا بازیکنان گمنامی هستند که در آرسنال تبدیل به ستاره می شوند مثل آنلکا، لیونبرگ و فابرگاس، یا ستاره های افول کرده ای که تحت نظر او دوباره اوج می گیرند مثل برکمپ، کانو و آنری. حالا گناه ونگر و آرسنال چیست؟ ونگر در صورت اجرایی شدن طرح فوق در کجا می تواند مربیگری کند که فرانسویها و آفریقاییها را در کنار هم داشته باشد؟ بله جواب فقط لیگ فرانسه است که لازم نیست بگوییم از لحاظ فنی و مالی سطح پایینتری از لیگ برتر دارد.
آژاکس به عنوان یکی از شناخته شده ترین کارخانه های بازیکن سازی اروپا به شمار می رود که علاوه بر پرورش بازیکنان هلندی در کشورهایی مانند آمریکا و آفریقای جنوبی تیم فوتبال با نام آژاکس دارد. همچنین آژاکس از دیگر کشورهای اروپایی هم بازیکنان بزرگی پرورش داده است مانند کریستین چیوو و زلاتان ابراهیموویچ. یعنی بخش عمده ای از انرژی آژاکس صرف پرورش خارجی ها می شود. بازیکنانی که کم کم وارد تیم اصلی می شوند و از آنجا به نقاط مختلف اروپا صادر می شوند. پی اس وی آیندهوون دیگر تیم بزرگ هلند هم همیشه بازیکنان مختلفی از همه جای جهان از اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و جنوبی و حتی اقیانوسیه در ترکیب خود داشته که به لیگهای معتبر کوچ کرده اند. همچنین پی اس وی بر روی بازیکنان بلژیکی سرمایه گذاری زیادی می کند و هم اکنون علاوه بر سه بازیکن بلژیکی که در لیست اصلی این تیم حضور دارند هشت بازیکن دیگر هم در تیمهای ذخیره و زیر 17 سال بازی می کنند. علاوه بر آژاکس و آیندهوون تیمهای بزرگ پرتغال هم هستند که سالهاست بازیکنان گمنام را به ستاره های فوتبال تبدیل می کنند. اما در شرایط جدید این تیمها هم در ورود بازیکنان خارجی به تیمهایشان دچار مشکل می شوند و هم در صادر کردن آنها به لیگهای بزرگ و در نتیجه یکی از منابع اصلی درآمد زایی خود را از دست می دهند.
هم اکنون در لیگ ایتالیا و اسپانیا حدود 40 درصد، در لیگ آلمان 50 درصد و در لیگ انگلیس 70 درصد بازیکنان خارجی هستند و این آمار نشان می دهد دست مربیان برای به کار گیری بازیکنان با سبکهای مختلف کاملا باز است. قطعا همین تعدد ملیتها و سبکهای بازی باعث افزایش جذابیتهای یک مسابقه فوتبال می شود. اگر هدف پیشرفت فوتبال است قاعدتا ملیت بازیکنی که در زمین سبب پیشرفت می شود اهمیتی ندارد.
گابریل مارکوتی فوتبال نویس مشهور ایتالیایی با تشبیه این محدودیت به مسایل اقتصادی می گوید: در صورتی که در واردات کالا به یک کشور محدودیتی گذاشته شود، اجناس داخلی گرانتر می شوند و کیفیت آنها پایین می آید. در فوتبال هم با اعمال این محدودیت تیمها مجبورند پولهای درشت خود را برای خرید بازیکنان داخلی که قیمت آنها بالا رفته، بپردازند در حالیکه این بازیکنان به دلیل کاهش رقابت احتمالا پیشرفتشان کمتر از گذشته خواهد بود.
این مساله می تواند فاجعه بارتر شود وقتی بلایای طبیعی فوتبال مثل محرومیت و مصدومیت سراغ یک تیم بیاید. فرض کنید از فردا این قانون اجرا می شود و به عنوان مثال تیم فعلی میلان را در نظر بگیرید. کارلو آنچلوتی برای پنج سهمیه خارجی کاکا، سیدورف، دیدا، کالادزه و یانکولوفسکی را در نظر می گیرد و در بقیه پستها هم شش بازیکن ایتالیایی یعنی اودو، نستا، پیرلو، گتوزو، آمبروسینی و اینزاگی در ترکیب اصلی حضور دارند. در چنین شرایطی رقیب کافو در دفاع راست نه تنها هم پستیش یعنی ماسیمو اودو که سایر خارجی های فیکس تیم هم هستند. یا اصلا در نظر بگیرید اودو به دلیل محرومیت یا مصدومیت نمی تواند در یک مسابقه شرکت کند و آنچلوتی مجبور است بازیکن جایگزین یعنی کافو را به میدان بفرستد و در این هنگام می فهمد که با چه مشکل مسخره ای رو به رو شده است. او برای حضور کافو در ترکیب اصلی باید یک بازیکن خارجی در یک پست دیگر را از ترکیب بیرون بکشد و به جای او یک ایتالیایی را به زمین بفرستد. در چنان شرایطی بهتر است مربیان به جای پنج خارجی فقط از چهار خارجی در ترکیب اصلی استفاده کنند تا دستشان برای تغییرات بعدی باز باشد و یا اینکه بازیکنان ذخیره خارجی را طوری انتخاب کنند که هم پست بازیکنان اصلی خارجی باشند که این هم مسخره خواهد بود.
با توجه به اینکه این طرح در صورت اجرایی شدن تاثیر بزرگی بر فوتبال دنیا خواهد گذاشت از شما خواننده محترم خبرگزاری پارس فوتبال درخواست می شود تا نظر خود را در این باره در بخش نظرات اعلام کنید.