مانی غفار/تهران/پارس فوتبال دات کام
جمعه و در سرماي استخوان سوز تهران حقيقتا مي توان گفت كه از نا اميد شديم!!
چند هفته اي بود كه استقلال برنامه ي مشخصي در بازي كردنش نشان نمي داد (( نمونه بارز آن بازي با راه اهن بود)) ولي در اين بازي اثبات كرد كه علاوه بر سردرگمي در زمين دچار نوعي تشتت فكري در نيمكت مي باشد و به تحقيق زيباتر است اگر بگوييم
مشكل اين تيم سرمربي نيست !!
اگر كمي حوزه ديدمان را گسترش دهيم به واقع مي بينيم اين تيم يك بيمار است نه يك تيم مشكل دار!!!
عميقا عرض مي كنم كه مشكل استقلال يكي دوتا نيست و صرفا حضور ناصر حجازي منشا تمامي مصائب استقلال نبوده و مشكلاتي از درون كه بزرگترين انها را بي انگيزگي و نوعي سرخوردگي مي توان برشمرد بيش از پيش به پيكره استقلال لطمه مي زند!
علاوه بر همه اینها بعلت تغییر سیستم استقلال بنظر می آمد بازیکنان استقلال دچار نوعی سردرگمی هستند !
استقلال جمعه جز چيزي نزديك به 6 و حتي بيشتر ضربه كاشته در پشت محوطه حريف عملا توان هيچ حركت رو به رشدي را نداشت و متاسفانه آن پويايي و طراوت سابق تيم كم كم رخت بسته و به جاي آن يك مجموعه فكري كسل كننده برجاي نشسته است!!
وقتي ديديم منيعي در پيستون قرار گرفته و اميرابادي در پشت وي ايستاده اطمينان پيدا كرديم كه استقلال خواهان افزايش فشار از سمتا چپ مي باشد قرار گرفتن اميرابادي در پشت منيعي گواه بر اين است كه منيعي از پشتش خاطر جمع باشد و بدون دغدغه به نفوذ فكر كند وليكن عدم تحرك وي و بازيسازي بسيار ضعيف اميرابادي حقيقتا به ادمي چنين شبهه اي را وارد مي كند كه آيا براستي اين استقلال است؟!آيا امثال اميرابادي بازيكنان استقلال هستند ؟!؟
كسي كه از دادن پاس سالمي براي باي سازي منيعي و يوسفي عاجز است ، براستي در حد استقلال هست؟!؟
اين تصوير دقيقا نشان دهنده ي فشار استقلال از سمت چپ مي باشد !!

در طرف مقابل سيستم تيم همداني كه مبتني بر يك مهاجم بود و بيشتر به 1-3-2-4 شباهت داشت كه در دفاع به 1-4-5 تغيير شكل مي داد در ميانه ي زمين با تجمع فراوان سعي در بازي درگيرانه داشت و دادن چيزي حدود 8 كاشته دقيقا در مقابل محوطه جريمه حاكي از پرسينگ بسيار سنگین اين تيم بود و دفاع چند لايه اين تيم در نيمه دوم هيچ فرصت تك به تكي را به بازيكنان استقلال هديه نداد!


در ارنج تيم استقلال چند نكته قابل تامل بود1- قرار گرفتن علي منصوريان در هافبك دفاعي
اگر با نگاهي منتقدانه به اين قضيه نگاه كنيم بازي ضعيف منصوريان ادله ي مناسبي بر اين موضوع خواهد بود .
براي شخصي كه سالهاست در CMF و یا در AMF و RMF بازی کرده بازی کردن در پست دفاعی DMF بسیار سخت و مثلا بعلت عدم تعریف این پست در چند ساله اخیر برای وی و عدم عادت کردن و تطابق با ان مسلما زیان ده می باشد !!
شاید حداقل لو دادن بیش از 12 توپ توسط منصوریان این شبهه را به ادم وارد سازد که پژمان منتظری برای چه از نخست در این پست قرار نگرفت ؟!
2- به میدان آمدن پژمان منتظری
به میدان آمدن وی در دقایق پایانی چه هدفی را دنبال می کرد؟برای سرزنی؟ که گر هدف این بوده چرا نوازی بیرون رفته ؟!؟! چرا پیروز قربانی که بارها و بارها در سرزنی موفق تر بوده به میدان نیامده؟!
3- آمدن روانخواه
وقتی امید رضا روانخواه به میدان آمد این ذهنیت برای هرکسی پیش آمد که احتمالا فیروز کریمی تفکرش را در مرکز زمین متمرکز کرده که نوازی را بیرون کشیده و و با اوردن یک مهاجم کاذب و یا یک هافبک نفوذی قصد فشار از عمق دفاع تیم حریف را دارد !!
ولیکن این ذهنیت شکست خورد به این دلیل که دفاع کاملا بسته و چند لایه تیم همدانی در نیمه دوم کریمی را به این نتیجه رساند که با اوردن روانخواه می تواند این سد دفاعی را بشکند ولی بعد از چند دقیقه به این نتیجه رسید که اشتباه بزرگی را مرتکب شده و راضی به رفتن روانخواه به همان سمت راست شد !
اشکال کار در اینجا بود که اگر کریمی حتی اگر چنین ذهنیتی برای به میدان فرستادن روانخواه داشتهگزینه ی تعویضش را اشتباه انتخاب کرده!!
توجه بکنید که استقلال بعد ا اوردن روانخواه باز هم مبنای فشار را در سمت راست گذاشت ولی امیر ابادی اصلا در حدی نبود که بتواند این فشار را تجدید کند !!
مطمئنا اگر امیرابادی تعویض می شد و نوازی در زمین باقی می ماند فشار استقلال از جناح راست دوچندان می شد !
4- تعویض نوازی و باقی ماندن امیر ابادی در میدان
در اینکه محمد نوازی بازی انتقاد آمیزی را به نمایش گذاشت هیچ تردیدی وجود ندارد ولین حضور مهدی امیرابادی چه سودی به حال استقلال داشت؟؟!
از زمان حضور امیرابادی در استقلال سه فصل می گذرد ولیکن دادن یک پاس گل و نزدن حتی یک گل در این چند ساله خود بخوبی کارنامه ی درخشانی را در جلوی ما می آورد که بهتر است از ان بگذریم!!
نکاتی چند در مورد سیستم استقلال در بازی استقلال با پاس همدانی تیم استقلال در کارهای دفاعی بد بازی نکرد و عمده ترین مشکل این تیم در نحوه پخش کردن بازی بود که توسط منصوریان و جباری و یوسفی و امیرابادی گویا قرار بود تا انجام شود
به این ترتیب که منصوریان به نحوی یا با بازی مستقیم و یا با دادن توپ به جباری بازی سازی کند و جباری هم با پاسهای تو در به مجیدی فرصت سازی برای وی کند و در سمت دیگر یوسفی و امیرابادی هردو موظف بودند که منیعی را تغذیه و ساپورت کنند که همگی نا موفق بودند !

در این تصویر سردرگمی و عدم تعریف پستهای بازیکنان استقلال بخوبی مشخص است

...و اما ضربات کاشته!

کوتاه سخن آنکه این باخت استقلال را به فال نیک می گیریم تا حداقل فیروز کریمی بر این نکته واقف شود که کار بسیار دشواری را در استقلال تهران دارد و امید است که از همین امروز برای موفقیت های بزرگ ، تیم استقلال استارت کاری خویش را شروع کند .