«وقتی به زمین میرفتم با خودم میگفتم که اکنون نماد تمام فوتبالیستهای جوان کرمانی هستم و بهترین زمان است برای عوض کردن تمام دیدگاههای بد نسبت به بازیکنان کرمانی و خوشحالم که میشنوم از پس آن بر آمدم» اینها را یاشا خلیلی میگوید. جوان 22 سالهی کرمانی که توانست در بازی برابر فجر 40 دقیقه بازی کند. از زمانیکه به زمین آمد و در میانهی زمین قرار گرفت، روند بازی را به سود مس یک تنه تغییر داد تا نشان دهد فرهادکاظمی در بازی ندادن به او چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده است.
خلیلی از آن دسته بازیکنانی میشود که اگر همین روند خود را ادامه دهد در آیندهی نه چندان دور تبدیل به نماد تیم کرمانی خواهد شد. او فوتبال خود را در تمام ردههای سنی این باشگاه طی کرده است و پس از آنکه با تیم دانشآموزان ایران قهرمانی جهان را به ارمغان آورد در تیمهای ملی نوجوانان و جوانان هم بازی کرد و کاپیتان این تیمها نیز بود. اما دردسرها برای خلیلی از وقتی شروع شد که سن او از ردهی جوانان خارج شد تا مطابق انتظار بازهم پشت خط بزرگسالان قرار بگیرد.
کرمانیها اصولا خیلی نجیب هستند، به آن حد که همیشه خودشان را یک قدم عقبتر از هرکسی میدانند که لهجهی کرمانی نداشته باشد! و شاید همین باشد که آنها را وا میدارد در خیلی جاها برای آنکه ثابت کنند عقب نیستند سعی در عوض کردن لهجهی خود میکنند! تا سایر همشهریانشان و به تبع آن سایرین، آنها را بیش از آنچه که میپندارند قبولشان داشته باشند. درست همانند اتفاقی که سالهاست در زمینهای چمن کرمان هم رخ میدهد.
تیمهای فوتبال نوجوانان و جوانان مس با مشتی بازیکن بومی در سطح کشور میدرخشند آنقدر که بهراحتی از پس سپاهان، فولاد، مقاومت و... بر میآیند اما اگر از آن مشت بپرسی چقدر برای رسیدن به ردههای سنی بالاتر مس و در نهایت لیگ برتر امید دارند یک جواب به تو خواهند داد و آن اینکه «چه کسی میخواهد حق ما را بدهد؟!» نیکنفس و همچنین مدیران قبل از او برروی تیمهای پایهی باشگاه مس آنقدر خرج کردند که این تیمها یک خط جلوتر از سایر باشگاههای لیگ برتری در همین ردهها باشند. اما بهراستی که آنها فلسفهی تشکیل این تیمها را متوجه نشدند. بهطوری که در 5 سالهی اخیر فقط نام چند بازیکن از ردهی امید به لیست بزرگسالان مس اضافه شده است که در حد همین نامنویسی هم باقی مانده است و حتی اجازهی نیمکتنشینی به آنها هم داده نشده است تا در نهایت یا مسیر زندگی آنها از فوتبال بهطور کلی منحرف شود و یا در نهایت افتخار به تیمهای لیگ برتری استان کرمان اضافه شوند!
سوال بزرگ این است مس چه آن زمان که در لیگ یک بود و چه حالاکه به لیگ برتر رسیده است چند چهرهی کرمانی را به فوتبال ایران معرفی کرده است؟ آرش برهانی، علی علیزاده، علی سامره همگی در زمانیکه سرباز بودند در پاس و سپاسی چهره میشوند. عباس محمدی باید به تالش رود تا در چوکا فرصت بازی پیدا کند و چهره شود. وقتی خلیلی به زمین میآید آن هم در روزهایی که برای اولینبار در چند سال اخیر هدایت مس آن هم بهطور موقت به یک کرمانی رسیده است و میبینیم که چگونه در این مدت او را به هرز داده بودیم کمکم از نجابتمان حالمان به هم میخورد! نجابتی که ما را ناخواسته غریبهپرست کرده است... و همیشه این اجازه را دادهایم که «حق کرمانیخوران» در همین بیخ گوش خودمان اتفاق بیافتد و دم نزنیم. قبل از فصل فرهادکاظمی اعلام میکند که همهی جوانان کرمانی برای دادن تست به باشگاه بروند. عملی که در نهایت تحقیر فوتبال کرمان را به دنبال داشت چرا که یک نفر از آن همه، آنقدر توانایی نداشتند که در برگهی کاظمی نامشان نوشته شود. البته مشخص بود که کاظمی با این کار هرگز به دنبال شناسایی استعدادهای کرمانی نبوده است و فقط قصد داشت رنجی که کرمانیها را میبرند بیش کند.
شبیه خلیلی در کرمان کم نیست. برروی همین نیمکت مس نعمت بخشیزاده حضور دارد از شهرستان جیرفت کرمان. کسی که بیشترین تشویقها در زمان تمرینات فرهادکاظمی از آن خود میکرد اما دریغ از یک دقیقهی فرصت عرضهی اندام. مگر این که دستی از غیب برون آید تا فرصتی به بازیکنان کرمانی دهد درست همانند اتفاقی که برای خلیلی افتاد و شاید فعلا دیگر نیفتد حداقل تا زمان وجود این نجابت لعنتی!