بازي پرسپوليس و سپاهان هر حساسيت و هيجاني كه داشت هر شور و شوقي كه در سرماي زمستاني در دل هواداران ايجاد كرده بود ، تمام شد و رفت اما حادثه ناگواري از خود بر جاي گذاشت.حادثه اي كه با تمامي اتفاقات عجيب و غريب و تلخ فوتبال ما تفاوت داشت و تا فوتبال در جريان است از اذهان مردم فراموش نخواهد شد.
بار اولي نبود كه فوتبال ايران حادثه اي كم نظير در آغوش خود جاي ميداد و مطمئن باشيد اين ندانم كاري ها به اين زودي ها هم تمامي نخواهد داشت.
اگر فقط يكبار به فولاد شهر رفته باشيد و به استاديوم آن شهر كه تيمهاي ذوب آهن و سپاهان بازيهايشان را در آن انجام ميدهند تازه متوجه خواهيد شد به چه جهنمي پا گذاشته ايد. اشتباه نكنيد اين جهنم با جهنمهاي ديگري مانند دل آلپي ، اولدترافورد، نئو كمپ ، استادو فرانس و .... تفاوت دارد.اگر اين ورزشگاهها و ورزشگاههاي ديگر از نظر حمايت و تشويق بي امان تماشاگران دو اتيشه خود لقب جهنم گرفته اند اما فولاد شهر به خاطر دلايل خاص كه ان هم يكي از خصوصيات فوتبال ماست لقب جهنم ميگيرد.سكوهائي كه هر لحظه احساس ميكنيد در حال ريزش است و با آهنهاي كارخانه ذوب به محل تماشاي فوتبال تبديل شده است . پشت يك دروازه كه چمن است و به درد سيزده بدر ميخورد و دروازه ديگر كه بايد از روي تكه سنگها و ماسه راه بروي تا به سكوهاي آهني راه پيدا كنيد.ورودي ورزشگاه هم كه خدا به دادتان برسد بيشتر از اينكه شبيه ورودي يك مكان ورزشي باشد شبيه كمين گاه راهزنان است.
در چنين شرايطي رخ دادن هر گونه حادثه اي قابل پيش بيني است.چطور توقع داريد نيروي اندك انتظامي توان مقابله و كنترل دقيق هواداران را داشته باشد؟چگونه انتظار داريد نارنجكي با پاي پياده وارد ورزشگاه نشود؟ ورزشگاه كه چه عرض كنيم محل تجمع هواداران فوتبال بهترين گزينه است.چگونه مي خواهيد در چنين شرايطي يك نفر ، يك نفر بي گناه و معصوم از نعمت ديدن محروم نماند؟چطور ميخواهيد هواداران يك باشگاه " فرهنگي" مادري چشم انتظار را غرق در گريه و ماتم نكنند؟بيچاره آن سرباز بنده خدا!. با چه آرامشي داشت به كل كل هواداران نگاه مي كرد.بيچاره تر آن مادري كه مانند همه مادران مهربان و دلسوز ايراني نگران و چشم انتظار فرزندش بود با هزاران اميد و آرزو .
نكته جالبتر و در واقع تاسف بار تر اين كه هر كسي به دنبال بهانه اي براي در رفتن از زير بار اين اتفاق ناگوار است.از مدير عاملي كه با برچسب "فرهنگي " كه هميشه همراه خود داشت ، از نيروي انتظامي كه مسئول كنترل تماشاگران بود گرفته تا مسئولين فدراسيون و تربيت بدني كه اين اتفاق در يك محيط ورزشي رخ داده است.
نكته ديگر اين كه دبير اجرائي ليگ نيز از عدم گزارش اين اتفاق ناگوار سخن مي گوئد و معلوم نيست نماينده فدراسيون و سرپرست ورزشگاه مشغول انجام كدام وظيفه خود بوده اند كه اين حادثه تلخ را نديده و نشنيده اند.به راستي مسئوليت اين فاجعه به عهده كيست؟هواداران اصفهاني كه چندين بار محكوم به رفتارهاي غير فرهنگي شده اند؟ مسئولين باشگاهي كه هميشه دم از كارهاي فرهنگي مي زنند؟نيروي انتظامي كه مسئول برقراري امنيت در ورزشگاههاست يا ارشدان ورزشي كه چنين ورزشگاههائي __ بخوانيد جهنمهائي __ را احداث مي كنند و در آن مسابقات پر طرفدار را برگزار مي كنند؟
اصلا چه فايده اي دارد؟ حالا كسي هم پيدا شد و تقصير را به گردن گرفت ، چه اتفاقي مي افتد؟جواب را فقط چشمان سياه ميدهند: چيزي نگوئيد ، كاري نكنيد او ديگر نمي بيند!!