به محمدی حتی فرصت اشتباه هم ندادند!
تلفن مهدی محمدی زنگ می خورد و او گوشی خود را برمی دارد. آن طرف خط یک نفر با شادی تمام شکسته شدن طلسم مربیگری کرمانی ها را در لیگ برتر به او تبریک می گوید. چشمان محمدی گرد می شود و تازه می فهمد که چه اتفاق بزرگی افتاده است! یک ترس ناخواسته ته دل او را فرا می گیرد تا محمدی را مردد سازد برای طلسم شکنی. و سرانجام بازی برابر فجر سپاسی در هفته هفدهم شاید بیشتر از تمام پیروزی های مس در این دو فصل لیگ برتر کرمانی ها را شاد می کرد وقتی پیش خود حساب می کردند غلام پیروانی فوتبال آن ها پیدا شده است! یعنی کسی که در عرصه مربیگری تبدیل به نماد فوتبال این استان شود و بعد از هر بازی لهجه شیرین او در کنفرانس مطبوعاتی همشهریانش را وا دارد که هر زمان صحبت از فوتبال می شود با همان لهجه شیرین خودشان با سایر هموطنانشان صحبت کنند تا به یاد طرف خود بیاورند که جایگاه آن ها در فوتبال کشور مشخص و تثبیت شده است. وقتی محمدی به عنوان سرمربی روی نیمکت مس نشست شاید این آروزی کرمانی ها شد و به همین خاطر محمدی به اندازه تمام فوتبال کرمان برروی دوش خود وظیفه احساس می کرد. شاید باخت در همان بازی اول و در برابر دیدگان امیر قلعه نویی می توانست پایانی باشد بر این رویایی خوش تا همه این خیال های شیرین کرمانی با یک باخت شاید تا چند ده سال دیگر عقب بی افتد. اما وقتی محمدی با یک فوتبال ساده و کرمانی مس بحران زده را برابر تیم شاغلام صاحب امتیاز کرد همه را در کرمان امیدوارتر کرد به آن اتفاق. قلعه نویی هم خیلی زود از کرمان رفت تا یک فرصت ناخواسته! دیگر از آن فوتبال کرمان شود.
بازی بعد در برابر سپاهان همان بازی بود که می توانست فوتبال کرمانی را بیشتر هم معرفی کند. بازی عقب افتاده ای که به واسطه جایگاه سپاهان نگاه تمام فوتبال کشور را هم به خود جلب کرده بود. دست محمدی خالی از مهره بود. آنقدر مهره مصدوم،محروم و غایب در مس زیاد بود که او مجبور می شود برای بازی تمرینی قبل از این بازی بزرگ خودش به چند تن از بازیکنان امید زنگ بزند تا به تمرین بیایند تا جمع تفرات مس بشود بیست و دو! مس ناقص با آن شرایط همچنان بحرانی در برابر سپاهان می استد. کسی انتظار گرفتن امتیاز از مس ندارد و وقتی زیر نویس تلویزیون حک می کند سپاهان یک مس صفر کسی تعجب نمی کند چراکه از فوتبال کرمانی کسی انتظار ندارد! اما کسانی که بازی را مستقیم نگاه می کردند می دیدند که مس با جسارت بازی می کند. همان جسارتی که محمدی را ناخواسته! مجبور کرد طلسم مربیان کرمانی لیگ برتر را بشکند. جسارت مس تا آنجا پیش می رود که بعد از گل نایب قهرمان آسیا عقب نمی کشد و همچنان با نظم و ساده فوتبالش را ادامه می دهد. حمله می کند تا سرانجام کرمان مزد فوتبالش را بگیرد. مس از سپاهان هم امتیاز می گیرد تا همه بفهمند اعتماد به فوتبال کرمانی یعنی این...! یعنی با جسارت باش تا پیشرفت کنی.
مس مسیر پیشرفت خود را با محمدی پیدا کرده بود. برای همه مشخص بود این تیم دیگر نیاز به تعویض مربی ندارد و اگر دست محمدی آنقدر باز باشد که برای بازی تمرینی دست به دامن بازیکنان امیدش نشود حتما می تواند کارهای بزرگ دیگری هم انجام دهد. وقتی ویرا در تهران با مس مذاکره می کند تا به عنوان رییس سازمان فوتبال مس نه به عنوان سرمربی مس به کرمان بیاید یک چارت زیبا را در ذهن خودمان می کشیم بدین شکل که سه تیم مس در سه لیگ داریم. مس کرمان، مس رفسنجان و مس سرچشمه که این دوتای آخر فوق العاده نتیجه گرفته اند. سه مربی کرمانی یعنی مهدی محمدی، اکبر زبردست و یعقوب وطنی هدایت این سه تیم را برعهده دارند. این سه سرمربی زیر نظر مربی هفتم دنیا یعنی بوژان ویرا تیم های خود را هدایت می کنند و حساب کنید در این میان چه خوشبختی نصیب فوتبال کرمان و مربیان آن می شد! دانش آن ها روز به روز بالاتر می رفت و درصد موفقت تیم های کرمانی هم هر لحضه بیشتر می شد. این شاید تفکر آرمانی حمید نیک نفس مدیر عامل کرمانی مس هم بود که برای آمدن ویرا خود را به آب و آتش می زد. اما به دلایلی نمی بایست قسمت شود که این اتفاق بی افتد!
تلفن مهدی محمدی زنگ می زند و یک نفر آن طرف خط به او می گوید که از حالا او دستیار امیر قلعه نویی است. شاید اگر فکر هم نکنیم به این نتیجه برسیم که عدم دادن فرصت به او حتی برای ثبت ناکامی و بهانه! همان جرم کرمانی بودن است که بر پیشانی محمدی حک شده است. نه فقط بر پیشانی او که بر خیل عظیمی از این جماعت که نه به واسطه عدم توانایی هایشان که به علل نامشخص دیگر هیچ زمان نباید به جایگاه خود برسند. این جاست که به یاد حرف آن پیر فرزانه می افتیم که با خود می گفت "آخر نفهمیدیم مس را باید برای کرمان بدانیم یا کرمان را برای مس"!!