۱- از پلکان هواپیما پایین می اید ؛ بار دیگر انچه را که باید بازگو کند در ذهنش مرور می کند ؛ خلاصه اش این است: «نباید یک شکست خورده تلقی شوم.»وارد سالن فرودگاه می شود و ده ها خبرنگار را می بیند که میکروفون به دست و قلم به دست منتظر هستند تا دیدگاه های سرمربی یکی از پر افتخارترین تیم های اسیا را که البته این بار به بد ترین شکل ممکن از دور رقابت ها حذف شده بود منعکس کنند. او همان طور که انتظار می رفت رو به روی خبرنگاران ایستاد و فقط توجیه کرد و کلمه یاجمله ای قابل اعتنا و روشن کننده به زبان نیاورد. او اما هنگام ترک فرودگاه راضی به نطر می رسید چرا که اولین گام را در پیشبرد هدفش به سلامت برداشته بود و به هیچ وجه در مصاحبه هایش با تلویزیون و مطبوعات تصویری از یک مربی ناکام و شکست خورده را در اذهان به وجود نیاورده بود.
۲-اما ماموریت بعدی او شرکت در برنامه های زنده ی تلویزیونی بود. ماموریتی که مطمئنا به سادگی چند مصاحبه ی کوتاه در فرودگاه نبود و او این بار می بایست ۱ تا ۲ ساعت در برابر مجریان ماهری همچون عادل فردوسی پور مقابله می کرد. او اما برای شروع انتخاب خوبی کرده بود. ورزش از نگاه دو ؛ با اجرای جهانگیر کوثری. ساعت ۱۱ ؛ شبکه ی دو بهترین مکان بود تا او بار دیگر به هدفش نزدیک شود زیرا می دانست که در شبکه ی ۳ و با حضور فردی همچون عادل فردوسی پوراوضاع بر وفق مراد او نخواهد بود. او طبق نقشه پیش رفت ؛ باز هم از عملکردش دفاع کرد و طبق یک استراتژی از پیش تعیین شده برای کمرنگ کردن مسائل فنی شروع به حاشیه سازی کرد و در یک اظهار نظر تاریخی صفایی فراهانی را عامل عدم موفقیت تیم ملی خواند و به شکل بی رحمانه ای او را مورد شدید ترین انتقاد های خود قرار داد و نجات دهنده ی فوتبال ایران از نظر بلاتر را عامل تمام بد بختی های فوتبال معرفی کرد!
ساعت ۱۱ ؛ شبکه ی دو ؛ برای او فرصتی ایده ال بود و او هم به خوبی از این فرصت استفاده کرد. نحوه ی اجرای پر حرف و حدیث و معنا دار جهانگیر کوثری نیز برای او بهترین کمک ممکن بود تا او یک برگ دیگر از نقشه ای را نیز اجرا کند. او یک برنامه ی زنده ی تلویزیونی به ظاهر انتقادی را پشت سر گذاشته بود ان هم بدون اینکه ذره ای از مسائل فنی و همچنین حاشیه های پیرامون تیم روشن شود.
۳- اما او این بار به زمین سختی رسیده بود. شبکه ی ۳ ؛ ساعت ۱۱ ؛ این بار مکان مورد علاقه ی او نبود. جایی که یک مجری ؛ خبرنگار و گزارشگر حاذق به نام عادل فردوسی پور اماده بود تا مسائل تیم ملی را بدون هیچ گونه ابهامی برای مردم روشن کند. او اما در سیاست خود تغییری ایجاد نکرد ؛ همچون ورزش از نگاه دو دفاع کرد و دفاع و در برابر سوال های عادل و کارشناسان برنامه هیچ گونه پاسخ روشنی ارائه نداد و باز هم کار را به مسائل حاشیه ای کشاند. او البته در این بین نیش و کنایه های سختی را نیز از یکی از کارشناسان برنامه دریافت می کرد که البته ترجیح داد نسبت به ان واکنشی نشان ندهد. عادی بودن عادل شاید برای مردمی که امیدوار بودند او بتواند مسائل تیم ملی را روشن کند غیر عادی به نظر می رسید. سرمربی هم بر خلاف انتظاراتش داشت سخت ترین برنامه ی ورزشی عمرش را به سلامت پشت سر می گذاشت اما عادل این بار برگ برنده اش را برای دقایق اخر نگه داشته بود. ان جا که با مطرح کردن موضوع استعفای سرمربی در یک غافلگیری ورق را برگرداند. سرمربی همچون همیشه در پاسخ به موضوع استعفا وارد مسائل حاشیه ای شد و در عین ناباوری خواستار استعفای عادل فردوسی پور شد!!
عادل نیز که انتظار چنین جوابی را داشت با گفتن جمله ی :« اگر من هم به این نتیجه رسیدم که در تمام موارد مقصرم ؛ حتما استعفا می دهم» در اخرین ثانیه های برنامه سرمربی را مغلوب بزرگ برنامه کرد. گویا در یک لحظه تمام نقشه های سرمربی نقش بر اب شده بود. فردای ان روز با مشاهده ی تحلیل رسانه ها و گفت و گوهای مردم این مسئله بیشتر از پیش روشن شد که سرمربی در برنامه دیشب شکست خورده است.با ناکامی سرمربی در برنامه ی عادل ؛ انتقادات از او روز به رو در رسانه ها و محافل مردمی بیشتر و بیشتر می شد. اری... او از هدف اولیه اش که همانا«شکست خورده تلقی نشدن» بود بسیار دور شده بود و همین عامل باعث شد تا او تصمیم جدیدی بگیرد ؛ «من باید دو باره سرمربی شوم ؛ این تنها راه حل ممکن است تا ثابت کنم من در تیم ملی یک شکست خورده نیستم.»
۴- سرمربی برای تحقق هدف جدیدش برنامه ی جدیدی را طراحی کرده بود. اولین گام این برنامه سکوت بود ؛ بله ؛ سکوت. سکوتی که می توانست کمی ار فشار انتقادات علیه او بکاهد. با شروع لیگ برتر و هیاهویی تازه ؛ هیاهوی سرمربی خوابیده بود و این بهترین فرصت بود تا سرمربی به وظیفه ای عمل کند که به دلیل خودخواهی تا ان زمان به ان عمل نکرده بود و ان چیزی نبود جز عذر خواهی از ملت ایران. طبیعی بود که اگر او در برنامه های زنده ی تلویزیونی پس از جام ملت ها از مردم عذر خواهی می کرد در اذهان شکست خورده ای بیش نبود اما حالا و با گذشت چند ماه از جام ملت ها و فراموش شدن تمام قضایای پیش امده یک معذرت خواهی در یک برنامه غیر ورزشی ان هم در ماه مبارک نه تنها او را از هدفش دور نمی کرد بلکه یک گام نیز او را به هدفش نزدیک تر می کرد! سرمربی در برنامه ماه عسل در برابر یک مجری غیر ورزشی همچون همیشه با سوء استفاده از فضای معنوی موجود باز هم از عملکردش به شدت دفاع کرد و در پایان نیز از مردم ایران معذرت خواست!! عذر خواهی که هیچ کس نشنید و بیشتر از انکه احترام به مردم باشد توهین به انان بود...
۵- روی صندلی نشسته است و شرایط را در ذهنش مرور می کند؛حالا پیشنهادهایی از لیگ برتر دارد اما استراتژی او معلم است؛ رد کردن تمام پیشنهاد های موجود و فراهم اوردن شرایطی که بتواند او را مجددا به سمت سرمربی گری تیم ملی برساند. به همین دلیل بود که سرمربی رو به بازی های رسانه ای اورده بود ؛ با کاندیدا شدن او برای دریافت جایزه بهترین مربی سال اسیا(که اگر او تمام بازی هایش را ۶-۰ هم می باخت باز هم کاندیدا می شد) فرصتی فراهم امد تا بار دیگر اودر مصاحبه با رسانه ها و مطبوعات این بار با حالتی پیروزمندانه از عملکردش دفاع کند.او در راه رسیدن به هدف جدیدش جدا از این مصاحبه ها به اعتقاد خیلی از رسانه ها رو به بازارگرمی هم اورده بود؛ انجا که عنوان کرد تیم های زیادی خواهان او هستند و در این بین از پاختاکور و الامارات نیز اسم به میان اورد. بسیاری از رسانه ها در همان ابتدای امر این مسائل را یک بازارگرمی کودکانه عنوان کردند اما سفر او به ازبکستان کمی مسائل را پیچیده کرد.او حتی مدعی شد با ان ها به توافق هم رسیده است اما تکذیب یکی از مسئولان بلند پایه ی طرف ازبکستانی رسوایی جدیدی را برای او به وجود اورد. او در پاسخ به این تکذیبیه عنوان کرد: «ایا عکس ها هم دروغ می گویند؟! »
گرچه مذاکره ی او با تیم های لیگ برتری حق را به رسانه هایی داد که مدعی بودند او در پی بازار گرمی است اما در این مورد خاص شاید زمان بتواند مسائل را روشن کند.اما سرمربی اکنون دم از پیشنهاداتی می زند که از لیگ برتر برای او سرازیر شده است. البته او برای مدیران این باشگاه ها تنها یک جواب دارد:«من هنوز سرمربی تیم ملی هستم.» رد کردن این پیشنهادات نیز نشانگر این بود که سرمربی با اصراری خاص سعی دارد به هدف خودش نائل شود. او در انتظار بود تا تکلیف رییس فدراسیون روشن شود ؛ شاید او بتواند بازگردد...
۶- کشمکش ها بر سر پست ریاست فدراسیون فوتبال همچنان ادامه دارد. اما به نظر می رسد این درگیری ها که باعت به تاخیر انداختن انتخاب سرمربی می شود تنها به نفع یک نفر تمام شود. بله... این جناب سرمربی است که اکنون خودش را بیش از پیش به نیمکت تیم ملی نزدیک می بیند. البته او نمی تواند ریسک کند ؛ به هر حال احتمال سرمربی نشدن را هم باید در نظر بگیرد به همین دلیل با مس قرار داد امضا می کند اما این بند را نیز فراموش نمی کند و ان را در قرار دادش ذکر می کند:«اگر از تیم ملی پیشنهاد داشتم کار من با شما تمام است.» بندی که خود به تنهایی می تواند مهر تاییدی باشد بر استدلال های ما در این مقاله. بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان رییس فردراسیون انتخاب می شود. گویا واقعا خدا خیلی او را دوست دارد ؛ علی کفاشیان ؛ این نام یکی از اندک افرادی است که پس از جام ملت ها از عملکرد او دفاع کرده بودند و حتی کفاشیان در مصاحبه هایی بر لزوم حفظ سرمربی نیز تاکید کرده بود!! اوضاع برای او فوق العاده است ؛ او این بار در استانه ی رسیده به هدفش قرار دارد ؛ یکی از خبرگزاری ها کار او با تیم ملی را تمام شده می داند و او را سرمربی تیم ملی معرفی می کند. نتیجه ی جلسه ی رییس فدراسیون با جمعی از مربیان نیز او را به نیمکت تیم ملی نزدیک تر می کند. اما گویا همه چیز برای او در یک لحظه باید تغییر کند ؛گویا در جلسه ی بعد از ظهر همان روز اتفاقات دیگری افتاده بود.«سرمربی تیم ملی ۱۰۰ درصد خارجی است.» این عنوان خبری است که ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه ی خبر پخش می شود ؛ گوینده خبر بعد از خواندن خبر شوکه به نظر می رسد زیرا همین شبکه ی خبر بود که در بخش قبلی سرمربی تیم ملی را داخلی دانسته بود!! گویا بالاخره سرنوشت کادر فنی موقتا روشن شده بود و اما در این بین خبری از نام او نبود.اری... سرمربی «حالا دیگر سابق» تیم ملی باز هم شکست خورده بود ؛ او باز هم نتوانست به هدفش دست یابد و در راه رسیدن به هدفش نیز بسیاری چیز ها را قربانی کرده بود. گرچه به اعتقاد نگارنده هنوز هم شانس کمی برای سرمربی سابق وجود دارد اما خود سرمربی با انجام مصاحبه ای رسما نا امیدی خودش را از رسیدن به سمت سرمربی گری تیم ملی عنوان کرد و در این مصاحبه از مسائلی صحبت کرد که باز هم همچون همیشه برای بسیاری نامفهوم و گنگ بود. اری... او شکست خورده بود ؛ در طی چند ماه ۳ شکست بزرگ ؛ تاوان تفکرات غلط و اشتباه او بود. مصاحبه ی یکی از بازیکنان سابقه دار تیم ملی نیز اوضاع را برای او تلخ تر می کند:«او ناکام است ؛ بازگشت او صورت خوشی ندارد.»
۷-او را دوست داریم ؛ چون استعداد خوبی در زمینه ی مربی گری دارد اما به شرطی که بخواهد و باور کند که باید بسیار بیشتر کار کند تا تبدیل به یک سرمربی بزرگ شود. او به خصوص در تیم ملی مغلوب حاشیه هایی شد که خودش ان ها را با اختیار خودش انتخاب کرده بود. تفکراتی که در ذهن او جای دارد تفکرات قشنگی نیست ؛ تفکرات خوبی نیست ؛ او باید از این حواشی و از این تفکرات فاصله بگیرد البته اگر خودش را دوست دارد و دوست دارد که سرمربی بزرگ و در نهایت ادم بزرگ و قابل احترامی در فوتبال این مملکت شود...