شهاب احمدی/خبرگزاری پارس فوتبال دات کام
در این مطلب قصد داریم دو روایت را با یکدیگر مرور کنیم. دو روایتی که از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند اما از یک جهت با هم تفاوت دارند. با مرور کردن این دو روایت قصد داریم به این نتیجه برسیم که یک مربی اگر می خواهد در حرفه ی خود موفق باشد جدا از مسائل فنی باید اصول حرفه ای و اخلاقی این شغل را نیز به خوبی بلد باشد.
روایت اول
بازی تمام شده است و پرسپولیس و صبا به تساوی دست یافته اند. شبکه ی ۳ مطابق روال معمول این فصل قصد دارد تا در پایان بازی به طور زنده با سرمربیان دو تیم مصاحبه ای کوتاه داشته باشد. افشین قطبی در یک سو و ضیایی در سوی دیگر این مصاحبه قرار دارند. ضیایی شروع به صحبت می کند و در عین ناباوری و به شکل غیر قابل باوری به استهزای افشین قطبی می پردازد و تفکرات و تاکتیک های پرسپولیس را به راحتی هر چه تمام تر و با زبانی گزنده و نیش دار مسخره می کند!
او از همه چیز سخن گفت جز ان چیزی که باید می گفت! ضیایی در یک مصاحبه ی حماسی حتی یک کلمه هم در رابطه با بازی سخنی به میان نیاورد و فقط و تنها فقط قطبی و پرسپولیس را مورد تمسخر خود قرار داد! اما در سوی دیگر افشین قطبی حضور دارد ؛ او مطابق معمول به تیم حریف تبریک می گوید و خیلی ساده و روان به تحلیل بازی می پردازد و دلایل ضعف و قوت تیمش را در طول بازی بازگو می کند...
روایت دوم
بازی باز هم تمام شده است و پرسپولیس و پیکان در یک بازی جذاب و تماشایی کار را با حساب ۲-۱ به سود پرسپولیس به پایان رسانده اند. شبکه ی ۳مطابق روال معمول این فصل باز هم مصاحبه ای زنده با سرمربیان دو تیم ترتیب می دهد. افشین قطبی در یک سو و دارابینیان در سویی دیگر. دارابینیان شروع به صحبت می کند ؛ او مطابق همیشه ابتدا به تیم حریف بابت پیروزی اش تبریک می گوید و از اینکه مردم توانسته اند فوتبالی زیبا را شاهد باشند ابراز خوشحالی می کند و با شیرینی خاصی نقاط ضعف و قوت تیمش را بیان می کند. نوبت به افشین قطبی می رسد و او در حالی که برنده ی بازی شده است باز هم تبریک گفتن به تیم حریف را فراموش نمی کند و از پیکان بابت بازی خوبش قدردانی می کند. مصاحبه تمام می شود و دوربین داخل استودیو را نشان می دهد ؛ محصص از وجود چنین مربیانی در لیگ برتر ابراز خوشحالی می کند و به وجود چنین مربیانی در لیگ کشورش افتخار می کند که این چنین فروتنانه بعد از اتمام بازی در برابر دوربین ها حاضر می شوند...
این دو روایت همان طور که در ابتدا اشاره کردیم از بسیاری جهات به یکدیگر شبیه هستند. افشین قطبی و عادل فردوسی پور در هر دو روایت حضور دارند ؛ مکان و ساعت وقوع هر دو روایت نیز یکسان است اما در این دو روایت می توان یک تفاوت یافت. اری؛ضیایی و دارابینیان تنها تفاوت این دو روایت هستند که البته همین تک تفاوت ان قدر مهم است که ما را بر این داشته است تا به نوشتن این مطلب بپردازیم. ضیایی در یک سو گرچه نتیجه دلخواه را کسب کرده است اما این چنین در مصاحبه ی بعد از بازی حاضر می شود و در حالی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن تیمش بازی نزدیکی را با پرسپولیس انجام داده است به مسخره کردن پرسپولیس می پردازد. اما دارابینیان از سویی دیگر گرچه نتیجه را از دست داده است اما اینچنین واقع بینانه و مردانه در برابر دوربین های تلویزیونی حاضر می شود. اری ؛ یک سرمربی موفق سرمربی نیست که تنها در بعد فنی حرف هایی برای گفتن داشته باشد بلکه باید از اخلاق ؛ زبان و رفتاری حرفه ای برخوردار باشد. همین موضوع است که امثال قطبی و دارابینیان را از امثال ضیایی متمایز می کند. حتی اگر امثال ضیایی از لحاظ فنی از امثال قطبی و دارابینیان برتر باشند باز هم این امثال قطبی و دارابینیان هستند که مورد عزت و احترام مردم واقع می شوند. پس چه خوب است که مربیان ما از وجود امثال قطبی و دارابینیان که وجودشان برای فوتبال ما یک نعمت است بهترین بهره ی ممکن را ببرند... به امید ان روز...