نکته:این مطلب در پاسخ به مقاله(( سپاهان در غیاب پرسپولیس و استقلال بالاتر از آژاکس در رده بندی برترین های باشگاهی در جهان!براستی راز موفقیت سپاهان چیست؟)) نگاشته شده است.
پس از اینکه مقاله ای نوشته آقای حمید شایسته فرد را در خبرگزاری پارس فوتبال که به مقایسه وضعیت تیم فولاد مبارکه سپاهان با پرسپولیس و استقلال می پرداخت را خواندم لازم دیدم که در پاسخ به برخی ادعاهای مطرح شده در آن و همچنین چگونگی مقایسه صورت گرفته توضیحاتی ارائه کنم که بخش های گوناگون آن را به شکل لیست وار می نویسم.
1- در ابتدا مقایسه ای بین پرسپولیس و استقلال با سپاهان ازلحاظ حاشیه های موجود در این باشگاه ها صورت گرفته است. برای نمونه در بخش هایی از مقاله می خوانیم ((... یکی از دلایل ناکامی تیم پرسپولیس در چند سال اخیر وجود حاشیه های کمرشکن در اطراف این تیم است. حاشیه هایی که اگر گریبانگیر تیم بزرگی مثل فولاد مبارکه هم شود مطمئنآ آن را نیز به زانو درخواهد آورد. سپاهانی ها به خوبی توانسته اند این پدیده را در موقعیت های حساس کنترل کنند...)). و همچنین اشاره شده است که یکی از راز های موفقیت سپاهان همدلی و نبود حاشیه در این تیم است و این که حاشیه در پرسپولیس و استقلال بیداد می کند.
مساله ای که نباید فراموش کنیم این است که حاشیه در اطراف تمام تیم ها وجود دارد و حاشیه ای که در اطراف دو تیم پرطرفدار پرسپولیس و استقلال هم وجود دارد بیشتر از دیگر باشگاه ها نیست. اما به دلیل اینکه این دو تیم در سراسر ایران هواداران بی شماری دارند و حوادث و اتفاقات این دو باشگاه مورد توجه مردم قرار دارد حاشیه های این دو باشگاه در رسانه ها بازتاب بیشتری دارد. در واقع اگر اتفاق حاشیه ای در دو تیم پرسپولیس و استقلال رخ دهد تمامی رسانه ها به دلیل اینکه این دو تیم در کانون توجه مردم قرار دارند تا مدت ها به آن می پردازند اما اگر همان اتفاق حاشیه ای در تیم سپاهان رخ دهد مطمئنآ رسانه ها در ابعاد بسیار کمتری به آن خواهند پرداخت و شاید حتی آن را بازتاب هم ندهند و چون نوع نگرش ما به بیشتر موضوعات را رسانه ها تعیین می کنند اینگونه احساس می شود که پرسپولیس و استقلال پرحاشیه تر از تیم های دیگر هستند. اما در حقیقت اینگونه نیست و واقعیت این است که مسائل حاشیه ای این دو تیم بیشتر از سایر تیم ها بازتاب دارد و بنابر این بیشتر به چشم می آید. مصداق های بسیار زیادی نیز می توان برای اثبات این موضوع مطرح کرد. مثلآ پس از شکست سپاهان مقابل اوراواردز ژاپن در بازی برگشت سرمربی این تیم لوکا بوناچیچ در مصاحبه ای تمسخر آمیز گفت: اگر یکی از بازیکنان اوراواردز در تیم من بود ( واشنگتن ) و در عوض محمود کریمی در اوراواردز بازی می کرد. سپاهان می توانست اوراواردز را شکست دهد و قهرمان شود!
فرض کنید اینچنین مصاحبه ای را سرمربیان یکی از دو تیم پرسپولیس و استقلال علیه یکی از بازیکنان خود انجام می دادند. آیا همین مصاحبه برای اینکه این دو تیم وارد یک بحران حاشیه ای تمام عیار شوند کافی نبود؟ آیا اگر این اتفاق در پرسپولیس و استقلال رخ می داد بازتاب رسانه ای آن ده ها برابر بازتاب صورت گرفته نبود؟ یا در سال قبل که بین لوکا بوناچیچ و آرمناک پطروسیان در گیری هایی پیش آمده بود و پطروسیان نیمکت نشین سواری شده بود. آیا اگر همین درگیری ها در پرسپولیس و استقلال اتفاق افتاده بود با در نظر گرفتن توجه رسانه ها چه صدا و سیما و چه مطبوعات و در کل بخش های خبری به این دو تیم این درگیری نمی توانست تا مدت ها این دو تیم را وارد حاشیه کند؟
در حقیقت مسائل حاشیه ای همان گونه که در پرسپولیس و استقلال وجود دارد در تیم فولاد مبارکه سپاهان هم وجود دارد فقط تفاوت اینجاست که حاشیه های پرسپولیس و استقلال به دلیل پایگاه مردمی بی نظیر و منحصر به فرد این دو تیم مورد توجه رسانه ها قرار می گیرند.
2- در مقاله اشاره به نبود حاشیه در تیم سپاهان شده است. در حالی که اتفاقآ اگر به طور دقیق حوادث این تیم را مورد بررسی قرار دهیم باید به این واقعیت اذعان کنیم که سپاهان یکی از پرحاشیه ترین باشگاه های ما در لیگ برتر است. برای نمونه اتفاقات حاشیه ای که فقط در فصل جاری فوتبال ما در این تیم رخ داده است را مرور می کنیم: مسائل حاشیه ای پیرامون قرارداد حمید شفیعی به دلیل روند ناسالم حاکم بر مراحل امضای قرارداد و همچنین سوء مدیریت حاکم بر مجموعه سپاهان ، مصاحبه های بوناچیچ علیه محمود کریمی ودیگر بازیکنان، مصاحبه نوید کیا و کریمی علیه سرمربی تیم، مسائل حاشیه ای پیرامون چگونگی سفر سپاهان به ژاپن، توهین هماهنگ شده به ناصر حجازی و حاجیلو و در بازی برابر پرسپولیس به بازیکنان و مربین این تیم بوسیله بلند گو و ...
3- در جایی از مقاله می خوانیم ((...و حتی به خاطر عدم مدیریت صحیح بر کل این تیم (پرسپولیس) درگیری های لفظی میان مربیان و بازیکنان نیز کشیده شده است.)) اگر درگیری لفظی میان بازیکنان و مربیان را به عدم مدیریت صحیح بر کل تیم مرتبط بدانیم بنابر این محمد رضا ساکت یکی از ضعیف ترین مدیرعامل های تیم های لیگ برتری خواهد بود. زیرا تنها در سال های اخیر کلکسیونی از انواع و اقسام درگیری را بین مربیان و بازیکنان سپاهان دیده ایم. برای مثال مصاحبه بسیار زننده و شرم آور بوناچیچ در مورد حمید شفیعی که در آن مقطع در فولاد مبارکه بازی می کرد. مبنی بر اینکه این بازیکن باید در لیگ بانوان بازی کند. اگر قرار است مصاحبه های مربیان و بازیکنان علیه یکدیگر را به عدم مدیریت صحیح ربط دهیم پس تنها همین مصاحبه بوناچیچ نشان دهنده اوج سوء مدیریت حاکم بر مجموعه سپاهان است. از دیگر نمونه ها نیز می توان به مصاحبه های بوناچیچ و نوید کیا و کریمی علیه یکدیگر مثال بیاوریم.
4- در مورد درگیری بازیکنان و مربیان یک مساله بسیار تلخ- فراموش نشدنی و زننده دیگر هم پیرامون تیم سپاهان وجود دارد. آن هم زمانی بود که سرمربی فولاد مبارکه سپاهان پس از پایان بازی مقابل صبا باطری احسان حاج صفی را به شکل بسیار زننده ای تنبیه بدنی کرد.
5- در مقاله یکی از دیگر عوامل موثر در کسب نتایج مطلوب یکدستی تیم فولاد مبارکه عنوان شده است و اینکه حتی بازیکنان نیمکت نشین نیز تفاوتی با بازیکنان اصلی ندارند و اینکه در نقطه مقابل در تیم پرسپولیس فاصله بین بازیکنان نیمکت نشین و بازیکنان اصلی غیر قابل توصیف است. یا در جایی دیگر می خوانیم ((...معمولآ بازیکنانی از این باشگاه جدا می شوند که مسئولان فنی و مدیریتی سپاهان علاقه ای برای ادامه همکاری با آنها ندارند...)). اتفاقآ همه این موارد را اینجانب صد درصد قبول دارم. اما آیا دلیل این واقعیات چیزی جز برخورداری باشگاه فولاد مبارکه سپاهان از بودجه ای افسانه ای است؟ دلیل اینکه محمد رضا ساکت می تواند تعداد زیادی بازیکن درجه یک و گرانقیمت جذب کند به طوری که بازیکنان اصلی و نیمکت نشین این تیم هیچ تفاوتی با هم ندارند چیزی جز پول است؟ دلیل اینکه تنها بازیکنانی از فولاد مبارکه جدا می شوند که مدیران و کادر فنی فولاد مبارکه علاقه ای به ادامه همکاری با آنها ندارند چیزی جز بودجه عظیمی است که هر ساله در اختیار محمد رضا ساکت قرار می گیرد؟ آیا اگر محمد رضا ساکت نیز مانند مدیر عامل های دیگر باشگاه ها از بودجه ای معمولی هزینه می کرد می توانست این تعداد زیاد بازیکن گرانقیمت جذب کند و تیمی یکدست داشته باشد؟ می توانست هر بازیکنی را که اراده کند در تیمش ماندگار کند؟
6- همچنین در مقاله اشاره به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت باشگاه فولاد مبارکه سپاهان شده است. ((... یکی از کار های خوبی که در باشگاه فولاد مبارکه سپاهان انجام شده تدوین برنامه ای بلند مدت و مشخص کردن اهداف باشگاه است...)). اگر به یاد داشته باشید عماد رضا از هر دو تیم پرسپولیس و فولاد مبارکه سپاهان پیشنهاد داشت و پیشنهاد سپاهان را به پرسپولیس ترجیح داد. می توانید دقیقآ بگویید دلیل اینکه عماد رضا فولاد مبارکه را به پرسپولیس ترجیح داد چه بود؟ اهداف بلند مدت باشگاه فولاد مبارکه سپاهان؟ اهداف کوتاه مدت؟ ثبات مدیریت محمد رضا ساکت؟ یا هیچ کدام و مبلغ شگفت انگیز پیشنهادسپاهان باعث شد عماد رضا فولاد مبارکه را به پرسپولیس ترجیح دهد؟ در واقع آیا دلیل آن چیزی جز پیشنهاد سنگینتر فولاد مبارکه سپاهان بود؟
7- در بخشی از مقاله می خوانیم که برنامه بلند مدت در باشگاه سپاهان تدوین می شود. ((...این برنامه دقیق که به تصویب هیئت مدیره باشگاه رسیده و برای مدیران بعدی نیز لازم اجراست ...)). اگر فراموش نکرده باشید در اطلاعیه فرماندهی انتظامی اصفهان آمده بود افرادی که بعضآ در باشگاه فولاد مبارکه سپاهان مسئولیت دارند قبل از آغاز بازی پرسپولیس و سپاهان تماشاچیان دو تیم را تحریک کرده اند. آیا اینکه مسئولان سپاهان باید تماشاچیان را تحریک کنند نیز در همان برنامه دقیقی که به تصویب هیئت مدیره باشگاه می رسد نیز آمده است؟! ...و آیا این مساله برای مدیرانی که پس از محمد رضا ساکت نیز به سپاهان می آیند لازم الاجراست؟! با بلندگو به مربی تیم حریف توهین کردن نیز در همان برنامه دقیق هیئت مدیره وجود دارد؟!
8- این درست است که محمد رضا ساکت در برنامه تلویزیونی رخصت کل بودجه باشگاه فولاد مبارکه برای کلیه رشته ها را چهار و نیم تا پنج میلیار اعلام کرده است اما متاسفانه پرسش اساسی که مطرح می شود این است که آیا اصلآ می توان به صحبت های محمد رضا ساکت استناد کرد؟ یا در واقع آیا اصلآ می توان صحبت های محمد رضا ساکت را باور کرد؟اگر فراموش نکرده باشید محمد رضا ساکت در برنامه زنده نود با اعتماد به نفسی مثال زدنی از احتمال نود و پنج درصدی بینایی یکی از چشمان سرباز احمدی صحبت کرد اما بعدآ مشخص شد حتی در صورت رخداد احتمال ده درصدی کسب بینایی یکی از چشمان او سرباز احمدی می تواند تنها تا چند متری خود را ببیند.آیا وقتی ادعای ساکت مبنی بر احتمال نود و پنج رصدی بینایی یکی از چشمان سرباز احمدی را با واقعیت مقایسه می کنیم مثل این نیست که محمد رضا ساکت مثلآ گفته باشد که ماست سفید نیست! یا برای نمونه وقتی که محمد رضا ساکت با گمراه کردن اذهان عمومی در برنامه نود قصد داشت به مردم اینگونه القا کند که شاید پرتاب نارنجک از سوی هواداران پرسپولیس باعث نابینایی چشمان سرباز احمدی شده است!! یا باز در همان نود که محمد رضا ساکت با مطرح کردن حوادثی که در یکی از بازی تیم های لاتزیو و رم رخ داده است با وجود تفاوت اساسی آن حادثه(کشته شدن یک هوادار در یک رستوران در سطح شهر) با حادثه ورزشگاه فولاد شهر قصد فریب اذهان عمومی یا آن چه که رئیس کمیته انضباطی گفت یعنی عوام فریبی را داشت. یا زمانی که در برنامه نود هر گونه احتمال جدایی بوناچیچ را شدیدآ تکذیب کرد!
این یک واقعیت بسیارتلخ است که متاسفانه زمانی که به سابقه محمد رضا ساکت رجوع می کنیم متوجه می شویم ساکت اگر منافعش ایجاب کند همه چیز را تکذیب می کند. در ضمن مگر ممکن است بودجه کل باشگاه فولاد مبارکه چهار و نیم تا پنج میلیارد باشد.در همان سال تیم فوتبال فولاد مبارکه از چهار مهاجم گرانقیمت به نام های سید صالحی- حمید شفیعی- عماد رضا و محمود کریمی برخوردار بود که اگر به طور میانگین مبلغ قرارداد هر یک از این چهار بازیکن را دویست میلیون در نظر بگیریم فولاد مبارکه فقط هشتصد میلیون برای جذب مهاجم هزینه کرده است. گرچه مبلغ قرارداد مثلآ عماد رضا به تنهایی بسیار بیشتر از دویست میلیون بود. یا در همین لیگ برتر امسال که باشگاه فولاد مبارکه قرارداد عماد رضا را طبق اعلام رسمی با مبلغ رویایی و باور نکردنی بیش از نیم میلیارد تمدید کرد.
9- در بخش پایانی مقاله می خوانیم ((...حال همه باید به سپاهان افتخار کنیم...)). متاسفانه غم انگیز ترین بخش قضیه نیز همین است که کسی به سپاهان افتخار نمی کند که اگر افتخار می کرد هیچ وقت از واژه باید استفاده نمی کردید... و متاسفانه بایدی وجود ندارد. این یک حقیقت است که حتی زمانی که سپاهان در جام قهرمانان باشگاه های جهان به میدان می رود به دلیل مدیریت همه چیز فدای قهرمانی مدیرعامل آن کسی با این تیم احساس نزدیکی نمی کند چه برسد به اینکه افتخار کند یا نه.
10- در مقاله پرسشی هم مطرح شده است مبنی بر اینکه (( راز موفقیت سپاهان چیست؟)). البته در اینکه رازها و معما های بسیاری پیرامون سپاهان و مدیریت آقای ساکت وجود دارد شکی نیست. اما در مورد موفقیت این تیم رازی وجود ندارد. تنها چیزی که وجود دارد این است که مسئولان کارخانه فولاد مبارکه هر سال بودجه ای افسانه ای و منحصر به فرد در اختیار محمد رضا ساکت می گذارند و او هم با استفاده از این بودجه همانگونه که اشاره کرده اید تعداد زیادی بازیکن درجه یک جذب می کند و اینگونه به موفقیت دست پیدا می کند.جالب اینجاست که گاهی اوقات دلیل این موفقیت ثبات مدیریت محمد رضا ساکت اعلام می شود. اما بگذارید محمد رضا ساکت نه پنج سال که پنجاه سال به طور مداوم مدیر عامل یک تیم کم بضاعت باشد تا ببینیم آنوقت می تواند با ثبات مدیریت خود بازیکن ششصد هزار دلاری جذب کند؟ تا ببینیم آنوقت می تواند تیمی یکدست داشته باشد؟ می تواند این تعداد زیاد بازیکن چند صد میلیونی جذب کند؟ در حقیقت دلیل اصلی موفقیت باشگاه فولاد مبارکه سپاهان نه ثبات مدیریت محمد رضا ساکت که ثبات بودجه افسانه ای این تیم است......
خبرگزاری پارس فوتبال دات کام:با توجه به سابقه فحاشی و اهانت و ...... در نظرات پیرامون مطالب مربوط به باشگاه سپاهان وجود دارد ،سامانه نظرات این مقاله غیر فعال خواهد بود.اگر نظری دارید می توانید برای نویسنده به آدرس ایمیل مندرج در مشخصاتش ارسال نمایید.