برنامه ای که برای بهتر بودن پخش می شود
علی عالی / خبرگزاری پارس فوتبال
صفر – به عادل گفتم که می خواهم در مورد برنامه ات بنویسم و نقاط ضعف و قوتش را جلوی چشمت بیاورم و برای همین ایمیلش را برایم فرستاد تا بخواندش اما عادل هست و هزار و یک فوتبال! او اگرخیلی هنر کند و بجز کارهایش، به خانواده اش سری بزند چه برسد که ایمیلش را باز کند و بخواهد مطلبی درباره برنامه اش بخواند. البته می توانم ادعا کنم که عادل از نظرات دیگران استقبال می کند و دوستی همیشه نظرات مهم و اساسی را به رویتش می رساند اما این یکی خیلی حوصله می خواهد و برای همین وقتی پرسیدم که خواندی خیلی راحت گفت:«نه،ایمیلمو باز نکردم، وقت نشد،شرمنده. خیلی مخلصیم» برای همین فکرکردم مطلب را در پارس فوتبال بگذارم تا شاید ترکش های نوشته باعث شود خودش مطلب را به «زور» هم که شده بخواند یا دوستی برایش ببرد! البته عادل آنقدر دوست داشتنی است که از این موضوع استقبال کند و البته آنقدر عزیز هست که هر از گاهی همکاری با پارس فوتبال هم دارد.
یکم – علاقه ام به برنامه نود نه بخاطر عادل فردوسی پورو یا جذابیت هایش بلکه به مستقل ماندن رسانه –که بنظرم خیلی کمیاب شده و اصلاً در مملکت سیاه و سفیدمان قابل تصورنیست- است، نود استقلالش را حفظ کرد و من طرفدار این ایستادن، نهراسیدن و رک بودن هستم. نه فوتبال ما بلکه بافت جامعه ایرانی چندان با «ثبات» میانه ای ندارد چراکه همه می خواهند همرنگ جماعت شوند تا به «نوایی» برسند و همین نگاه کردن به دست مردم به آنان «وابستگی» را هدیه داده که در کنار هم شرمنده باشیم و توان بیان حقایق را نداشته باشیم؛ چون نان و نمک همدیگر را خورده ایم. نود فراتر از همه جریانات فوتبال توانسته دستانش را باز کند و بوی خوش مستقل ماندن در فضای دودزده فوتبال را استشمام کند. به چنین روندی احترام می گذارم و مطمئنم خیلی ها کلاهشان را بر می دارند.
دوم – دقیقاً نمی دانم که تهیه کننده برنامه نود –منظورم خود عادل است- با چه ایده ای استارت کار را زد، هدف همان کپی برداری از اصل بود –یعنی همان «آهی» که در آخرین نوشته اش در پارس فوتبال از ته دل کشید- یا نود وسیله ای است برای رسیدن به هدف که همان شفاف کردن فوتبال و پاک نمودن آنست. فوتبال ایران پر از دلال است و متاسفانه مربیانمان در آن دخیلند، فوتبال ما پاک نیست ومتاسفانه مطبوعاتمان در آن دخیلند، فوتبال ایران چرک شده است و متاسفانه بازیکنان هم برای خودشان مغازه باز کرده اند و فوتبالمان شفاف نیست چون حوزه اختیارات و عمل دولت و بخش خصوصی در آن مشخص نگردیده و از همه بدتر متولیش نامحسوس است و همه اینها وظیفه برنامه نود را سنگین تر می کند. فوتبال ایران لایه های مختلفی دارد که در لابلای این لایه ها، عده ای بسیار در حال ارتزاق هستند و همانند زالو تمام زندگیشان به خون فوتبال بستگی دارد. اعتقادی ندارم که نود برای جنگیدن و زورآزمایی باید در میدان حاضر شود اما می تواند تاثیرش را بگذارد. وقتی یکی از مسئولین فدراسیون در زمان صدرات کمیته انتقالی و حال به تیمی قول عدم سقوط در صورت خرید فلان مربی و بازیکن را می دهد اما آن تیم سقوط می کند ولی همان فرد حالا قول می دهد که تیم را به لیگ برتر باز گرداند چه کسی باید در مقابل این جریان آگاهی بدهد و نوری به تاریکخانه بتابد؟ یقیناً کسی که از قدرت بیشتری برخوردار است و البته استراتژی خاص خودش را می طلبد و باید خیلی حساب شده جلو برود.
سوم – برنامه نود با دعوت از صفایی فراهانی و هاشمی و رغبتی گامی برداشت که بنظرمن در طول انقلاب بی سابقه بود و این عیار برنامه را نشان می دهد. در طول انقلاب تنها و تنها یکبار شاهد مناظره ای از این دست و در چنین شرایطی بوده ایم که مهمترین موضوع روز کشور مورد بررسی قرار دهد و آن یکی فکر کنم مناظره شهيد بهشتي با نورالدينكيانوري عضو حزب توده و حبيبالله پيمان عضو جنبش مسلمانان مبارز در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي، که در آن مسائل روز مملکت مورد مناقشه قرار گرفت. . . اگر گفتگوی ویژه خبری به تهیه کنندگی مرتضی حیدری ادعا دارد که در چنین راهی قدم بر می دارد باید گفت که هدفشان ابتر است چراکه نه از شاکی صحبتی به میان می آید و نه از مشکل بلکه شرایطی فراهم می آید که دولتیان خودشان بگویند و خودشان دفاع کنند و خودشان به نتیجه برسند. آنچه در خاطر مردم مانده و توانسته مورد قضاوت مردم قرار گیرد همان مناظره های انتخاباتی ریاست جمهوری و یا مناظره دکترفرهاد رهبر و دکتر ستاری فر-دو رییس سابق سازمان مدیریت سابق تر!!!- است و در سایر برنامه ها چیزی جز روزمرگی دیده نشد. برنامه نود در آن شب معروف تاریخ را ورق زد و شبی بیادماندنی را ثبت نمود، آنچه که مشخص بود «آگاهی» و احساس نیاز به «دانستن» وملت را دعوت به دیدن تا خودش ببیند، بیندیشد و تصمیم بگیرد. چنین رویکردی که فقط در ابتدای انقلاب دیدیم، جایی بود که شهید دکتر آیت الله بهشتی بعنوان نماینده نظام، آیت الله مصباح یزدی بعنوان نماینده حوزه علمیه و فرخ نگهدار بعنوان نماینده چریک های فدایی دور یک میز نشستند و حول موضوعات روز جامعه مناظره کردند، همدیگر را نقد کردند و زیر سئوال بردند و در جهت نکوهش همدیگر حرف زدند اما کسی نتیجه گیری نکرد چراکه مردم در پای گیرنده ها در حال نتیجه گیری بودند. رسانه محل گفتمان است و تلویزیون بدلیل نفوذش در جامعه و حضور بی واسطه در منازل مردم می تواند نقشی اساسی در «آگاهی» داشته باشد. این همان اصل «برابری» همه جهت برخورداری از بیت المال و حقشان است. مطمئنم سازمان نشینانی که به برنامه دعوت شدند و نیامدن را ترجیح داند هنوز در تعریف «دموکراسی» مشکل دارند و همه چیز را برای خود می خواهند. این چه نیامدنی است که برای حفظ منافع !! در پای تلفن حاضر می شوند؟ چه اشکال داشت که آنها برای اثبات حقانیتشان در تلویزیون حاضر می شدند و به ابهامات پاسخ می دادند؟ در «دموکراسی» این ضعف نیست که در مناظره ای عادلانه میدان را به حریف واگذار کردیم بلکه ملت می خواهد نسبت به موضوع تفهیم شود و دوست داشتن فکر یکطرف یا اندیشه سوی دیگر میدان بعهده خودشان است.
چهارم – عادل فردوسی پور از عقب ماندگی هایش می گوید و از جلو بودن برنامه های سایر کشورها؛ اما بنظرم برنامه نود اگر به موضوعات روز فوتبال از دیدگاهی عمیق بپردازد از آنها بسیار جلوتر خواهد بود. در فوتبال روز دنیا همه چیز بر روی روال و ثبات است و کمترین تغییری را می توان حس کرد. دوربین قبل از آغاز به داخل رختکن می رود، بازیکنان وارد میدان می شوند، صحبت های داوربا کاپیتان ها برای مردم پخش می شود، بازی انجام می شود و بپایان می رسد، دوربین ها ومیکروفونها بسمت بازیکنان و مربیان هجوم می برند و شاید حاشیه ای هم گرفته شود و همه این اتفاقات بر مدار «نظم» و «دیسیپلین» صورت می پذیرد که برای بینندگان، عادی و معمولی جلوه می کند. اما فوتبال ایران سرشار از بی نظمی هاست، پر از بی سازمانی است، از بی انضباطی در حال منفجرشدن است و برنامه نود فقط وفقط بر گوشه ای از آن انگشت می گذارد. به شخصه قبول ندارم که دست تهیه کننده بسته است چرا که خطوط قرمز را خودمان پررنگ می کنیم، بحث امکانات سخت افزاری هم جای خود که البته مطمئنم دوربین های تلویزیونی استانی برای پخش شدن یک کلیپ کوتاه مدت هم سر و دست می شکنند اما همه اینها به مدیریتی برای اداره کردن محتاج است که در لایه های فکری و اجرایی برنامه نود نمی بینیم –در این مورد بیشتر می نویسم- پرداختن به هر کدام از اتفاقات می تواند تاثیرگذاری بسیار داشته باشد، در هیئت های استانی چه می گذرد، در باشگاه چه اتفاقاتی می افتد، فدراسیون نشینان چه بلایی بر سر فوتبال می آورند، ورزشگاه ها چگونه اند، تماشاگران چگونه به ورزشگاه می آیند، روابط مدیران چگونه است، چه اتفاقاتی در باشگاه ها می افتد، دلیل حمله ناگهانی مطبوعات به فلان فرد برای چیست، بازیکنان اوقاتشان را چگونه می گذرانند، در رختکن های ما چه می گذرد، دلال چیست آیا خوب است، نگرش مدیران چگونه است، خصوصی سازی چه مزیت هایی داشته و در فوتبال چه کارکردی دارد، هدایت افکار عمومی چگونه صورت می پذیرد، مربیان چگونه عمل می کنند، اصلاً در فوتبال روز دنیا چه می گذرد وکشورهای توسعه یافته چگونه فوتبال را هدایت می کنند و هزاران موضوع کوچک و بزرگ که می توان به لیگ دسته اول و لیگ فوتسال ربط داد و از آن برنامه ساخت. چرا باید غصه سوژه آنهم در یک هفته را خورد ضمن اینکه باز هم از «محدودیت هایی» که اعلام می شود گریزانم و نمی توانم کاملاً بعنوان سد بپذیرمش.
پنجم – اینکه از کارشناسان خواسته می شود تا پنج عدد و شماره بگویند بنظرم اصلاً زیبا نیست. باید بدنبال جایگزینی بهتر بود. فکر کنم این دو جمله گویا باشد البته بعنوان یک انتقاد کوچک.
ششم – بهترین تصمیم، کنار گذاشتن کارشناسان ناکارشناس بود و به روند جذابیت برنامه کمک کرد... اما بنظرم نود احتیاج به «کارشناسان ژورنالیست» دارد، افرادی که هم جسارت دارند و هم حدود را می شناسند، از نگاه من کارشناسان حکماً نباید جا افتاده باشند بلکه فردی باشد خوش مشرب و آگاه به روابط و بتواند با نگاه ژورنالیستی مسائل را بررسی کند. برای شروع سردبیران روزنامه ها افراد خوبی هستند که کم کم می تواند به خبرنگاران جوان و تحلیلگران جوان ختم شود تا بهترین ها شناسایی و از آنها استفاده شود. کارشناسان جیبی برای مردم خسته کننده شده اند و دقیقاً به برنامه مرتضی حیدری تبدیل خواهند شد اما افرادی که در بالا ذکر شد روح ژورنالیستی را در مردم زنده می کنند و بر جذابیت می افزایند. هنوز برنامه جذاب پژمان راهبر - ناصر احمد پور در ذهنها به یادگار مانده است!نود وقتی جذابترمی شود که بیننده مجذوب مهمان شود، نه اینکه پس از حضور مهمان کانال تلویزیون را عوض کند. مطمئنم که مثلاً حضوربهمن فروتن میزان استقبال را چندین برابر می کند اما حضور مرتضی محصص یا امیر حاج رضایی که در کلاس های تئوری محافظه کار شده اند و از دادن تحلیلهای قطعی اجتناب می کنند چندان مورد توجه نیستند-هرچند باید و باید از تجربه هایشان سود برد-.
هفتم – برنامه نود نباید راه فراری برای مدیرانمان باشد، عادل فردوسی پور افراد را جمع می کند، کارشناسان را می آورد و تحلیل گران را به استودیو می آورد که پاسخ بخواهد اما جو تلویزیون و اتمسفری که بر برنامه های زنده ایرانی حاکم است و ترس از خطوط قرمزی که خودمان ساخته ایم موجب شده که نتوان نتیجه ای درست از مسائل گرفت. مجری برنامه رک هست، صریح و حاضر جواب نشان می دهد اما در لحظه ای که باید بگوید و مهم شده است حرف هایش را می خورد، مثلاً جامعه شناسی که پس از جریان سرباز به برنامه دعوت شد هیچ حرفی برای گفتن نداشت، شاید محقق خوب یا اندیشمند بزرگی در حوزه نوشتاری است اما تلویزیون محتاج افرادی با فن بیان مناسب و البته نکته بین است و مجری می توانست صحبت های طرف مقابلش را نقد کند اما همانطور که در شماره بعد می آید، عادل تنهاست و نمی تواند به انتخاب خودش خرده بگیرد. نود گام بلندی را در نظام جمهوری اسلامی برداشته که شاید حوزه های دیگر آرزوی آنرا داشته باشند و این مهم همان «پاسخگو کردن» افراد و نهادهایی است که تصمیم می گیرند یا عملکردی دارند، این شفاف سازی می تواند بسمتی هدایت شود که بدون توجه به مصالح افراد و گروه های خاص صورت گیرد اما قید و بندی که عادل «یکنفره» برای خودش ساخته او را مسخ کرده و اجازه پیشرفت را نمی دهد.
هشتم – بزرگترین نقص عادل فردوسی پور «یکنفره بودن» برنامه اش است.اشتباه نشود، منظورم در اجرا نیست که بهترین حالتش است، منظورم به اتاق فکری است که برای برنامه تشکیل می شود، احتمال می دهم در این اتاق فکرحداکثر یکی دو نفر دیگر –مزدک میرزایی یا پیمان یوسفی- حضور داشته باشد و بس و این می تواند به مجموعه ضربه بزند.البته شایعاتی همیشه هست که او از برخی پدر خوانده ها که در روند رشد مطبوعاتی اش نقش داشته اند خط می گیرد،اما آنانکه عادل را مانند سردبیر پارس فوتبال از نزدیک شناخته اند اطمینان دارند که او آنقدر به کرامت انسانی - شغلی خود وفادار است و آنقدر به شرافتش تعصب دارد که خود را وارد برخی بازیها نکند!
شاید عادل فردوسی پور در پیشگاه خود فکرکند که کاش در هر استان یک عادل فردوسی پور قرار داشت که مسئولیت پذیر باشد و در جهت منافع ملی –و بدور از منافع شخصی علیرغم همه فرصتها- حرکت کند، این درست که دیگر همچون او یافت نخواهد شد اما راه چاره در ساختن است. فردوسی پوردر گوشه ای نشسته و یک تنه مجموعه ای را به پیش می برد و این طاقت فرساست، برای همین برنامه نود دیر به دیر تغییر می کند وتغییرات به امید ایده ای از ذهن عادل به انتظار می نشینند. مطمئناً اگر حلقه اندیشه نود گسترده تر باشد تغییرات و بهسازی بهتری را در برنامه شاهد خواهیم بود. برای اجرایی کردنش نیاز به حضود افراد در کنار مجری نیست بلکه دنیای امروز با اینترنت و ارتباطات کارها را آسان کرده و براحتی می توان از مزیت دور بودن و در کنار هم بودن استفاده کرد و اندیشه ها را روی هم ریخت.فردوسی پور برای دوام نود نباید خودش را تنها ببیند، او می تواند از انبوهی ایده، نظر و فکر استفاده کند و البته باید شرایطش را مهیا سازد. نکته دیگری که بنظرم می رسد فاصله گرفتن طرف مشاوره هایش از نسل جوان است، احساسم می گوید طرف مشاوره های او از بزرگان و پیشکسوتان فوتبال است و هرچند نمی خواهم چنین تصمیمی را نکوهش کنم اما معتقدم فراخور چنین سنی، محافظه کاری و دوری از تنش و سرهم بندی اتفاقات است، شاید همان پررنگ شدن خطوط قرمز را بتوان به همین مشاوره ها هم ربط داد. هر چند وضعیت مطبوعات ایران از لحاظ دلالیزم چندان مساعد نیست اما قطعاً «همه» نویسندگان در زد و بندهای فوتبال نقش ندارند. اندیشه بر این تفکر سر آغاز تحول خواهد بود.
نهم - نقد، یکی از روش های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده ها و داده های مختلف در فرایند تولید و آفرینش است."فوکویاما" اندیشمند پُست مدرنیست درباره نقد می نویسد:"نقد، روش بررسی، در فرایند گیرنده گی و دهنده گی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می گیرد." اما چیزی که در متن این بحث پیش از همه به آن باید پرداخته شود، توجه به فرهنگ نقد و رویکردهای سازنده آنست. نقاد باید دارای شرایطی باشد: پرهیز از حُب و بُغض و یکسو نگری، جلوگیری از قطعی انگاری در هنگام بررسی، بررسی همه جانبه و مبتنی بر ویژ گی های مثبت و منفی اثر و برهم زدن هنجارهای متعارف و سنتی در حین ارزیابی و ارزشیابی و هنجارشکنی های آگاهانه. ما در فوتبال چنین رویکردی را کمتر شاهد بوده ایم و برای همین متهم ساختن آنها که در این راه گام بر می دارند بسیار آسان است، نود همه فشارها را تحمل می کند تا به راهش و هدفش پایبند باشد "رابرت گیدمن" نویسنده اروپایی می نویسد:"پیش از این که در بحث ظرفیت شناسی، نقد، ظرفیت ارزشی دانسته شود، فرهنگ نقد پذیری ظرفیت ارزشی پنداشته می شود". در این تعبیر "گیدمن" اشاره جالبی برای وقع گذاشتن به "فرهنگ نقذ پذیری" وجود دارد. بی تردید، داشتن روحیه فرهنگ نقد پذیری، یکی از ظرفیت های ویژه، برای داده های مورد نقد انگاشته می شود که متاسفانه نه در فوتبال بلکه در جامعه و فرهنگمان نیز وجود ندارد. نود بدلیل «انتقاد» زنده مانده است ومهمتر اینست که مجریش به شرایط نقد متعهد مانده است. نود به کسی بدهکار نیست و برای همین حرف های خودش را می زند وکاری به وابستگی دیگران ندارد، همان مستقل ماندن نود موجب شده که نقدهایش شنیدنی باشد.
دهم – نود باید به نکاتی هم توجه کند که در هیاهوی فوتبال گمشده است. فوتبال زنان مگرخط قرمز است که توجهی به آن نمی شود؟ چه اشکال دارد آیتمی برایش در نظر گرفته شود، مطمئناً قشر عظیمی از بینندگان نود را بانوان تشکیل می دهند که آنها هم محتاج تریبون هستند و قطعاً با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. آنها هم محتاج توجهند و محرکی برای بهتر شدن که قطعاً دیده شدن می تواند به پیشرفتشان کمک کند. فوتبال زنان هم در ایران از جایگاه بسیار خوبی برخوردار است و توجه به آن بیشتر شده است و البته خواهش دارم که با دعوت از فریده شجاعی در جهت ماستمالی موضوع استفاده نشود. همین که در استانها، بانوان با چه مشقتی کار می کنند مطمئناً طرفداران بسیاری خواهد یافت، چرا منتظر مانده اید تا شبکه های BBC یا ZDF بخواهند از سوژه استفاده کنند و شما حسرتش را بخورید، تازه مطابق میل آنها در جهت برداشت متناقض و سیاسیشان؟!
یازدهم – در فوتبال شهرستان ها چه اتفاقاتی می افتد؟ آیا زحمتی کشیده شده است تا بازشناسی فوتبال خارج از تهران هم صورت گیرد؟ یک هفته فرصت خوبی برای تهیه برنامه های گوناگون است و قطعاً اگر سناریویی خوب برایش نوشته شود مورد توجه قرار خواهد گرفت. نود در «شکل» مشکلی ندارد و آیتم هایش مشخص است اما آنچه مهم است «محتواست» که نباید توخالی و روزمره تهیه شود، فوتبال مسئله ای مهمتر از بازی است، این را عادل فردوسی پور بهتر می داند.
دوازدهم – این مورد را نمی دانم که تا چه حد قابل دسترسی است اما کاش زمان پخش برنامه کمی جلوتر می آمد، امکانش هست؟
سیزدهم – کارشناسان داوری که به برنامه دعوت می شوند خیلی تکراری شده اند و خارج از جذابیت های برنامه های تلویزیونی اظهارنظر می کنند، هوشنگ نصیرزاده اگر معروف شد نه بعلت اظهارنظرهای فنی بلکه نحوه گویشی است که دارد و صراحت لهجه اش حس اعتمادی را به بیننده انتقال می دهد. مطمئناً امثال نصیرزاده در فوتبال ایران فراوان است، کافیست اندکی در میان ناظران داوری پرسه بزنید. آنها تعارفی با داوران و سیستم داوری ندارند.
چهاردهم – یکی از نکات جالبی که می تواند بعنوان بخش های کمکی باشد موضوع «پشت صحنه های نود» است که می توان در آیتمی سه چهار دقیقه ای پخش نمود، مطمئناً در طول دو ساعت برنامه اتفاقاتی جالب و جذاب اتفاق می افتد که با دوربینی بیرونی بهتر می تواند نشان داده شود. مطمئنم جذابیت های این قسمت آنقدر خواهد بود که بیننده را میخکوب پای گیرنده ها نگاه دارد. اینکه قبل از تماس چه اتفاقاتی می افتد، کارشناسان چه می گویند، برنامه چگونه آماده می شود و حتی چه کسانی زحمت تهیه برنامه را می کشند می تواند جالب باشد.
پانزدهم – کمک به برنامه ای که دوستش دارم و بیشتر از آن می پسندم من را برای نوشتن این مطلب ارضایم می کند. فوتبال دوران حساسی را پشت سر می گذارد، عادل فردوسی پور در معادلاتش می تواند تاثیرگذارتر باشد.
آخر – چنین حجمی از مطلب مطمئناً در ابتدا در اندیشه ام نمی گنجید. وقتی می نویسم خسته نمی شوم، در حالیکه یکی از اساتیدم همیشه می گوید کوتاه بنویس تا همیشه خوانده شوی و البته بیشتر اوقات رعایت می کنم. تیر خلاص بر شقیقه 90 روزی خواهد خورد که در معادلات بخواهد سوی یکطرف کشیده شود. چه کسی تیر خلاص را بر شقیقه عادل خواهد زد؟