خبرگزاری پارس فوتبال
برعکس آمدنش که با کلی سر و صدا همراه بود٬ رفتنش بسیار آرام و بی سر و صدا انجام شد. شاید به این دلیل که خیلی از افراد به اصطلاح منتقد که در زمان آمدنش به ایران ٬ الفاظی از قبیل «او را نمی خواهیم ...» یا « بازیکن بهترش را در ایران داریم» جز لاینفک مصاحبه هایشان بود ٬ هیچ کلامی به میان نیاوردند ٬ تا عده ای از آقایان چنان با تمیزی و ظرافت او را از دفتر تاریخ فوتبال ایران جدا کنند که کوچکترین لبه ای در گوشه های کاغذ باقی نماند!
واقعا باید به کار تمیز و ماهرانه ی آقایان آفرین گفت ! چرا که حتی کسی به خودش زحمت نداد بپرسد که این جای خالی متعلق به کیست٬یا به بیان بهتر کسی حتی متوجه نشد که یک جای خالی در میان این صفحات وجود دارد ٬ چه برسد که بخواهد در مورد آن سوالی بپرسد ....و این چنین بود که «فریدون زندی» به آرامی و در میان سکوت فراموشکاران از یادها رفت تا بعد ها کسی حتی به خاطر نیاورد که زمانی تیم ملی ایران بازیکنی را در اختیار داشت که پس از هر گل ٬ با افتخار بر پرچم کشورش بوسه می زد !
اما مشکل کوچکی در این میان هست که بسیاری از معادلات را بر هم زده و مانند لکه ی کوچکی بر روی کار تمیز آقایان به چشم می خورد و آن این است که اگرچه ما انسانیم و قدرت حافظه ی محدودی داریم٬ امروز از کسی بت می سازیم و فردا حتی نامش را به خاطر نمی آوریم٬ اما متاسفانه ٬تعداد نا قابلی فیلم و عکس در آرشیو روزنامه ها و اخبار وجود دارد که می تواند مدرکی باشد دال بر که زمانی شخصی به نام فریدون زندی وجود داشته است و برای تیم ملی ایران بازی می کرده ! لذا به آقایان محترم پیشنهاد می کنم ٬ هرجه سریعتر این تعداد فیلم و عکس را جمع آوری کرده و در اولین فرصت٬ نسبت به انهدام آن ها اقدام نمایند ٬تا مبادا خدایی نا کرده ٬شخصی جسارت به خرج بدهد و سوالی در این مورد بپرسد٬ و سبب شود که کار ظریف و هنرمندانه ی آقایان زیر سوال برود و ...
...بگذارید فرض کنیم توپی از کره ی دیگر به طرف زمین آمده و تصادفا دروازه ی تیم چین را گشوده است ! تا بازی ای را که می رفت با شکست ایران به پایان رسد ٬ در نهایت مساوی کنیم .و یا مثلا کمک داور مسابقه در بازی ایران بحرین ٬ آن پاس گل به یاد ماندنی را به محمد نصرتی داده است تا ایران پس از ۸ سال به جام جهانی صعود کند ! مگر فرقی هم می کند ؟! .....
بگذارید فرض کنیم بازیکنی که به خاطر ضربه های آزاد و پنالتی های ماهرانه اش در بوندس لیگا شهرت داشت٬ هرگز وجود خارجی نداشته است ٬تا بتوانیم به راحتی ادعا کنیم که همچنان در ضربات کاشته و شروع مجدد مشکل داریم ! یا فرض کنیم که ترافیک بازیکنان چپ پا در جناح چپ تیم ملی٬ از ترافیک خیابان های تهران هم کشنده تر است و نیازی به بازیکنی مانند زندی نداریم....تا وقتی ستارگانی داریم که در تیم های اروپایی با نیمکت نشینی های پیاپی اروپاییان را انگشت به دهان گذارده اند ٬ یا در لیگ امارات که سطح به مراتب بالاتری از لیگ قبرس دارد ٬ در آستانه ی اخراج قرار دارند ٬چه کسی اهمیت می دهد که شخصی به نام فریدون زندی٬ در هر بازی تیمش یا گل می زند یا پاس گل می دهد٬ یا به عنوان بهترین خرید فصل لیگ شناخته شده است ؟!.....اصلا چرا باید به خودمان زحمت بدهیم و مسابقات لیگ قبرس را دنبال کنیم ؟!
با رعایت توضیحات فوق می توان به آقایان اطمینان داد که کوچکترین نقطه ی ننگی در تاریخ فوتبال ایران باقی نخواهد ماند و از این پس می توانند در کمال آرامش و آسودگی و با تیمی که غیرت٬ مردانگی و از همه مهم تر اصالت ایرانی در تک تک بازیکنانش موج می زند همچنان در آسیا آقایی کنند !
پی نوشت :خبرنگاری که در یکی از معتبر ترین روزنامه های ورزشی قبرس کار می کرد ٬ پس از اشاره به درخشش زندی در لیگ این کشور ( که متاسفانه به خاطر نام کشور باعث شده تا برخی به غلط فکر کنند این لیگ اعتبار و ارزش چندانی ندارد!) ٬ از من پرسید که واکنش رسانه های ایرانی نسبت به درخشش این بازیکن و انتخابش به عنوان یکی از بهترین بازیکنان نیم فصل دوم چه بوده است ؟........ ای کاش می شد جوابی بهتر از سکوت به او داد .......!
تکمله:امیدواریم دایی که خود فردی خود ساخته بوده و با شکستن دیوار باندهای موجود در فوتبال به اقایی در فوتبال ایران و جهان رسیده ، فریدون زندی و موفقیتهای متوالی اخیرش را ببیند و او را همانند بسیاری از جوانانی که بدون توجه به نامشان به تیم ملی دعوت کرده به فهرست تیم ملی در بازیهای آینده بیفزاید تا حداقل آلمانها در دل نخندند که این است عاقبت کسی که ایران را به آلمان ترجیح می دهد...!