سعید قرایی/خبرگزاری پارس فوتبال
دربی های بزرگ روح فوتبال باشگاهی هر کشور هستند. بازی هایی که می توانند جزو بخش خاطرات فراموش نشدنی هر فوتبالدوستی قرار گیرند و حتی حوادث زندگی خود را از تاریخ فلان دربی برای دیگران بازگو کنند. آن هایی که عاشق فوتبال بودند زمانی که شبکه های تلویزیونی در ایام عید بازی های قدیمی پرسپولیس و استقلال را پخش می کرد، با دیدن لباس دو تیم چشمشان برقی می زد و یک خاطره ماندگار نود دقیقه را پیش روی خود تکرار می کردند. می خندیدند حتی اگر اشکشان به بدترین شکل ممکن بعد از آن بازی درآمده بود.
این را می گویند روح دربی. روحی که مسلما در پخش مجدد بازی قدیمی پرسپولیس و برق شیراز و استقلال برابر ذوب آهن وجود ندارد. می گویند روح فنا ناپذیر است و همین شده است که خاطرات 64 دربی هیچگاه رو به فنا نرود. دربی 15 فروردین بازهم یک دربی بود. با همان جذابیت های خاص قبل از خودش. همان جذابیت هایی که سبب می شد خیلی ها روزهای کسل کننده آخر تعطیلات را تنها به امید دیدن آن طی کنند. دربی عزیز است و غنیمت شمردن آن عادت همه فوتبال دوستان است. اما مشکل وقتی آغاز می شود که عزیزی بخواهد خود را در برابر تو لوس کند! شاید لوس بازی های او بخشی از جذابیت های او باشد و تو آن را بپسندی اما وقتی غلظت آن دل تو را بزند مردد می مانی که هنوز آن عزیز را دوست داری یا نه؟! درست همانند دربی های لوس و بی نمکی که با نتیجه مساوی تمام می شود و تردید را سراغت می آورد که همچنان منتظر این عزیز پیر 40 ساله باشی یا نه. مثل همین دربی 64 که تمام هوادارانش را با یک خستگی محض روانه آغاز یک ساله کاری کرد. شاید اگر یکی از سرخابی ها بازنده بودند هواداران آن تا این حد سرخورده نبودند و خود را آماده می کردند که در محل کار خود انرژی خود را آماده نگه دارند تا جواب کری های برنده ها را بدهند و این گونه دربی 64 عمری فراتر از نود دقیقه داخل زمین خود پیدا می کرد.
به سابقه نتایج دربی نگاه کنید تا ببنید دربی تهران در لوس کردن خود با یک نتیجه مساوی تا چه اندازه از سایر نتیجه ها پیشتازی کرده است. شاید در میان این همه نتیجه دلزن یک مساوی قشنگ همانند بازی برگشت دو تیم در فصل 82-83 هم رقم خورده باشد اما عمر خاطرات برد ها و باخت های دربی قطعا در ذهن بینندگانش به دارازای تمامی شادی ها و غم های آن باشد. به هر حال مساوی هم بخشی از نتایج فوتبال است اما بی روح ترین نتیجه فوتبال چرا باید نصیب روح بازی های فوتبال باشگاهی ایران باشد خود همان درد هواداران فوتبال ایران زمین است. قبل از بازی فیروز کریمی که هیچگاه دربی را تجربه نکرده بود قول می دهد که این بازی مساوی ندارد. درست همانند قولی که قطبی قبل از بازی رفت دو تیم داده بود. کریمی هم به طور قطع وقتی از تلویزیون این بازی را می دیده است از نتیجه ملال آور مساوی دو تیم رنج می برده است که حرف دل تماشاگران را می زند اما نبودن "دل شیر" در دربی که به تو اجازه دهد به خاطر هوادارانت در ابتدا به پیروزی فکر کنی نه به شکست، کریمی را بدقول کرد. درست همانند قطبی که در دور رفت بد قول شده بود.
سه تساوی پیاپی از دربی برروی جمع تساوی های چند برابری بازی های قبل! به نظر می رسد این نتیجه ها همانند گروه ضد روح فیلم "13 روح" درصدد گرفتن و کشتن تمام نقطه های هیجان برانگیز فیلم است! در این جاست که یک احضار کننده روح لازم است تا هر از چند گاهی نیز که شده نشان دهد این بازی ترس های خاص خود را دارد. آدمی شبیه به امیر قلعه نویی که متخصص دربی بود و در تیم خود قبل از هر دربی چنان روحی را منتقل می کرد که در دقیقه 93 هم صحنه اپرای آزادی را برای تماشاگرانش به یادماندنی می کرد. و یا مصطفی دنیزلی که در دو دربی بیشترین تعداد حملات تیم خود را رقم زد.
دربی یعنی این... یعنی ریختن ترس از تمام وجودت حتی در دقیقه 93. نه یخ زدن پای تلویزیون از دقیقه 30. روح دربی گم شده است... احضار کننده ای در راه است؟!