علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
1- فيروز كريمى با چه ديدگاهى پيشنهاد فتح الله زاده را پذيرفت و به استقلال آمد؟ اين را مى توان كليدى ترين پرسشى دانست كه هدف سرمربى آبى پوشان پايتخت را براى نشستن بر نيمكت مربيگرى دانست. او با اتكا به چه شرايط و لوازمى پيشنهاد را پذيرفت و با چه پيش زمينه اى قدم به اولين تمرين گذاشت. آنچه كه مربيان سرخابى را مجاب به «حضور» مى كند شايد اتمسفرى باشد كه چهره شدن را آسان مى كند و بازيكنانى كه نام هاى بزرگ و دهان پركنى دارند - وگرنه در استقلال و پرسپوليس نه سازمانى وجود دارد و نه تشكيلاتى هدفمند- برنامه هاى پيش بينى شده را پيگيرى مى كند . هرچه هست «روزمرگى» و «امروز» را ديدن است كه مديران، مربيان و بازيكنان را در اين چهارچوب قرار داده است.
2- - «نام ها» همان چالشى بوده كه فيروز كريمى با آن مشكل داشته است، او نمى خواهد كوچكتر و «نديده» تر از بازيكنانش محسوب شود و براى همين در اولين گام در مقابلشان ايستاد و خود را بزرگتر از آنها نشان داد، آنهم در مقابل ده ها هزار چشمى كه در ورزشگاه آزادى مى ديدند چگونه بازيكنان تنبيه مى شوند اما اين تنبيه يكبار در مقابل تماشاگران است و مابقى زندگى سرمربى و بازيكنان در كنار هم هست. استقلال بازيكنان «خوب» بسيارى دارد كه هركدامشان مى توانست استقلال اهواز فصل قبل را به قهرمانى برساند. فريب بزرگ را زمانى كريمى خورد كه نادانسته به تيم آمد و با اشتباهاتش نتوانست از «نام ها» مجموعه اى سيستماتيك همانند استقلال اهواز بسازد اما شكست هاى اخير هرگز به «نام ها» ارتباطى ندارد، آنها همان شده اند كه فيروز مى خواهد، كوچك و كم سر و صدا و پنهان از ديده ها تا نتوانند بزرگتر از سرمربى شان باشند. آنها «بى غيرت» نيستند بلكه «انگيزه اى» براى «دويدن» ندارند وقتى نه مى توانند ديده شوند و نه خودى نشان دهند تا در بازى هاى بعدى بهتر شوند. بازيكنان استقلال بسيار كوچكتر از سرمربى شده اند و براى همين وقتى كه بايد ببرند و امتياز بگيرند اما نه «زورى» براى برد دارند و نه «انگيزه اى» براى جمع كردن امتيازات.
3- بگذاريد نقل قول جالبى از كاپلو در روزهايى كه در رئال مادريد حضور داشت را برايتان بگويیم، او در مورد شيوه رفتارش با بازيكنان ستاره و كهكشانى رئال گفت: «وقتى مى خواهم بازيكنانم را تنبيه كنم، مى دانم كه هركدامشان براى خودشان ميلياردر هستند و جريمه نقدى نمى تواند شيوه مناسبى باشد، براى همين عطش آنها را براى بازى بالا مى برم و آنگاه به آنان بازى نمى دهم» اين شيوه اى بود كه كاپلو با توجه به شرايط تيم رئال و «نام ها» برگزيد و مجموعه اش را به قهرمانى رساند و امروز فيروز كريمى با شيوه اش از استقلال مجموعه اى «بى انگيزه» و «پراشتباه» ساخته است كه حتى در روزهاى محتاج به پيروزى نيز به تيم هاى ته جدولى مى بازد و نمى تواند بازى ساده خود را به نمايش بگذارد.
۴ - نوشته هايمان تمام نشده كه پگاه چهارمين گل را هم وارد دروازه استقلال مى كند و هواداران آبى به تشويق پگاهى ها مى پردازند و حتى گل بعدى را نيز از آنها طلب مى كنند. فيروز چه بلايى بر سر بازيكنانش آورده، او با خودش چه مى كند، آيا آن حجم از جنجال ارزش اين نتيجه ها را دارد؟ نمى دانم چرا به ياد يكى از تيم هاى قبلى با فيروز كريمى مى افتیم كه همينگونه «بى رمق» و «كم خطر» بود، «ستاره ها» محتاج ديده شدن هستند و «ديدن» همانند آب براى ماهى است، سرمربى استقلال بايد بهتر بيندشد و تصميمات مهمترى بگيرد، استقلال ۶۷ درصد بازى را در دست داشت اما كارى نكرد، اين مى تواند پرسش بزرگترى براى كريمى باشد.