علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
۱- اعلام تعطيلى ۴۰ روزه ليگ را مى توان گاف بزرگ فدراسيونى دانست كه سازمان ليگ آن گويى چشم بسته گام بر مى دارد و گوش به فرمان نيروهاى بيرونى است.چنين تصميماتى مى تواند اعتماد به دست آمده همه اين سال ها را خيلى زود كاهش داده و به معضل جديد براى فوتبال تبديل شود. هنوز هم غيرقابل باور است كه ليگ فوتبال ايران نزدیک بود نه براى يك تورنمنت بين المللى همانند جام جهانى يا جام ملتها، بلكه فقط براى دو بازى مقدماتى جام جهانى به اغماى چهل روزه رود تا این تداعی ایجاد شود که این تصمیم برای این است که خيال سرمربى تيم ملى از يكسو خاطرجمع باشد و بتواند به برنامه هايش برسد؛چنان كه ديگر نگرانى خاصى براى سايپا نداشته باشد و بتواند آنرا در گوشه اى آرام بخواباند. اما وقتی علنا می خوانیم که سرمربی تیم ملی خود اصلی ترین منتقد این تعطیلی است به این سوال می رسیم که در این فدراسیون چه خبر است و واقعا تصمیمات را چه کسی و از روی چه معیاری و با کدامین هماهنگی اتخارژذ می کند؟!
۲- فدراسيون فوتبال ايران را مى توان استثنايى ترين فدراسيون جهان دانست كه نه برنامه اى براى فعاليت دارد و نه تا به حال يك برگ از برنامه هايش را براى اطلاع عموم انتشار داده است. فدراسيونى «روزمره» با مردانى چند شغله كه حتى جلسات مهم فوتبال هم كمتر مى تواند آنها را دور يك ميز جمع كند و هر چه به جلوتر مى رويم كمتر در جلسات حضور مى يابند. فوتبال ايران تا به حال چوب برنامه نريختن ها و فردا را نديدن را مى خورد و حال نيز به همان درد كهنه گرفتار آمده است. فوتبالى با تصميمات زودگذر و برنامه اى روزمره كه مى تواند هر زمان تغيير كند.
۳- چه انتظارى مى توان از فدراسيون چند شغله ها داشت؟ هر چند كه اين مشكل را مى توان ملى قلمداد نمود و از فرهنگ شدنش در جامعه مديريتى نيز سخن به ميان آورد اما موضوع مهم در اينجاست كه مگر كشور در قحط الرجال قرار گرفته كه شاهد چنين رويكردهايى هستيم؟ على كفاشيان بعنوان رئيس فدراسيون فوتبال نه تنها دغدغه اى جز فوتبال با آن حجم كار و گستردگى وظايف ندارد بلكه در كميته ملى المپيك نيز با حفظ سمت فعاليت دارد و سفرهاى گاه و بيگاهش در روند بى برنامه فدراسيون فوتبال نيز اختلال ايجاد مى كند. ناصر شفق را به چه دلايلى كمتر در جلسات مى بينيم، فتح الله زاده چگونه از پس تيم پر حاشيه و پرحجم استقلال بر مى آيد، تاج با دو روزنامه وابسته و مشاغل اقتصادى چگونه به فوتبال فكر مى كند و اين گروه با چه انديشه آزاد و فكر راحتى براى فوتبال برنامه ريزى مى كنند؟
۴- على دايى را مى توان دو شغله اى ديگر در اين چرخه دانست كه محصول تفكرات مديران دو شغله فدراسيون فوتبال است. او با همان سيستم مى تواند محمد احمدزاده را به عنوان كمك اول خود برگزيند كه دو شغله است و مسئوليت سرمربيگرى ملوان بندرانزلى را بر عهده دارد. تمركز، برنامه ريزى مناسب و اختصاص وقت لازم همواره از جمله وظايف سكاندار تيم ملى فوتبال ايران براى هموار شدن مسير حركت تيم به سوى جام جهانى بوده است اما دو شغله بودن مجال چنين شرايطى را فراهم نمى آورد و اينگونه فوتبال در معرض آسيب جدى قرار مى گيرد.
۵- اعلام خبر تصمیم تعطيلى ۴۰ روزه ليگ و سپس به گردن نگرفتن هيچيك از طرفين ماجرا فقط از فدراسيونى بر مى آيد كه بدليل شلوغى بيش از حد و روزمره بودن مديريت، تنها به امروز مى انديشند. فدراسيون دو شغله ها مطمئناً به تصميمات مهم تر خواهد رسيد و آنگاه چنين تصميم گيرى هايى عوارض بيشترى را نشان خواهد داد كه قابل بازگشت نخواهد بود. به انتظار مى نشينيم اما اميدواريمان چندان نيست.