علی عالی/خبرگزاری پارس فوتبال
1- شناسنامه ناصر شفق، او را متولد 1340 نشان می دهد و گفته می شود از هجده سالگی با نویسندگی و کارگردانی تئاتر وارد عرصه هنر شده است و در کارنامه اش چندین فیلم بلند معروف و پر بیننده دفاع مقدس وجود دارد و برای همین ارج و قربی را بين طيف مذهبى و ارزشى سينمايى ها بدست آورده است. او علاوه بر عضویت هیئت رییسه فدراسیون فوتبال، موسس و رییس هیئت مدیره شركت سينمايى آلاليا، عضو شوراي مركزي اتحاديه تهيه و توزيع فيلم ايران و از بنيانگذاران جشنواره تئاتر كشور، اولين جشنواره فيلم كشور، جشنواره وحدت و انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس بوده و به مدت هفت سال مديريت انجمن دفاع مقدس را بر عهده داشته است. در سوابق ورزشی اش هم مدیریت در باشگاه فرهنگی ورزشی پاس تهران -خدابیامرز- و ابومسلم خراسان دیده می شود.
2- او شاید خود را گلیزر امریکایی یا آبروموویچ روسی می دیده که در روزهای دست به دست شدن ابومسلم میان ایران خودرو و نیروی انتظامی تصمیم گرفت همزمان با تهیه کنندگی سینما به تیمداری هم بپردازد و ابومسلم ریشه دار در خراسان را به سطح اول فوتبال کشور بازگرداند اما آن دو بر خلاف شفق هم تجار موفقی بوده اند و هم اینکه شاخه پریدن هایشان آنقدر محدود و حساب شده است که جای هیچ بازتاب منفی را در کارنامه شان نمی گذارد. استاد وقتی دید که نمی تواند هم تیمداری کند، هم تهیه کننده باشد و هم به کارهای دیگرش برسد ابومسلم را با رقم تقریبی دو میلیارد تومان فروخت اما نمایندگان مجلس مشهد در مقابلش ایستادند و خواستار روشن شدن موضوع شدند و اعلام کردند که اصلاً شفق مالک باشگاه نبوده است.
3- زمستان 81 مديرعامل و رييس هيأت مديره شركت آلاليا فيلم در گفت وگو با رسانه ها خبر از بزرگترين طرح سينماى ايران مى دهد. طرح آنقدر جذاب و مهم برای فرهنگی ها هست که نمی شد براحتی از کنار ان گذشت، اساتید ادعا کردند که احداث ۵۰۰ سالن كوچك سينما در كشور با بودجه اى نزدیک به صد میليارد تومان را در دستور کار دارند و می خواهند به آن جامه عمل بپوشانند، آن جلسه پر بود از سخن های قشنگ و نطق های آبدار که هرشنونده فرهنگ دوستی را سر ذوق می آورد اعلام شد که سه سال روى اين طرح كار شده و در آینده ای نزدیک با اطلاعات و پيش فرض هايى كه آماده گشته، كار ساخت اين سالن ها آغاز مى شود. امروز که صفحات تقویم خود را ورق می زنیم و روزهای گذشته را به بیش از پنج سال می شماریم حتی برای فونداسیون این پروژه ها اقدامی نشده و آجری برای کار کارگران دپو نگشته است.
4- در جلسه مطبوعاتی یکی از فیلمهای پر فروش تهیه کننده بنام «تقاطع» از بازیگران سرشناس همانند فاطمه معتمدآریا دعوت می شود تا پاسخگوی پرسش های خبرنگران و منتقدین باشد اما دقایقی از آغاز جلسه نمی گذرد که ناگهان همگی از صندلی هایشان بر می خیزند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک می کنند. صحبت های درگوشی آغازمی شود و همه از دلایل این تصمیم می گویند اما کاشف بعمل می آید که تهیه کننده بدون هماهنگی و در جریان قرار دادن کادر، «تقاطع» را به صورت مشترك با یکی از شبکه های عربستان تولید كرده است. برای اطلاع بد نیست بدانید در فعالیت های مشترک کشورها، دستمزد عوامل نیز ارتقا می یابد اما تهیه کننده برای اینکه این مبلغ را در اختیار عوامل نگذارد موضوع را تا زمان اکران مخفی نگاه می دارد.
5- شفق در فوتبال بدنبال چیست؟ کسی نمی داند. از طرفى او به عنوان عضو شوراى حل اختلاف خانه سينما و عضو برپايى مجمع انتخاب شده بود و با مشكلات عديده اى كه بين اهالى سينما وجود دارد بسيارى از وقتش را بايد به رفع اين موارد می گذاشت. از طرفى او يكى از اعضاى مهم شوراى مركزى اتحاديه تهيه و توزيع فيلم ايران بوده است، يعنى تمام فيلم هايى كه مجوز نمايش دارند از طريق اين شورا پخش و توزيع مى شوند. يك نفر چقدر مى تواند وقت داشته باشد تا به تمام اين كارها برسد؟ حالا يك فرد با اين همه مشغله بيايد و مديرعامل يك تيم فوتبال ليگ برترى هم بشود. مديرعاملى يك باشگاه در حد ابومسلم نياز به وقت و زمانى فراوان دارد ولى چطور شفق مى توانست با آنهمه دغدغه سينمايى و هنرى، براى فوتبال خراسان و ابومسلم سكاندارى كند؟ هنوز این سؤال مطرح است كه هدفش از سرمايه گذارى ريالى و زمانى روى مشكى ها چه بود؟ شفقى كه گفته می شد حتى نام سرمربى ابومسلم را نمى شناخت چطور يكدفعه به اين تيم و فوتبال خراسان علاقه مند شد و ناگهان اعلام كرده بود که قرار است باشگاهدارى كند؟ سئوالات فراوانی در مورد او وجود دارد.
6- شفق را «مرد رسانه ها»ی هیئت رییسه فدراسیون فوتبال می دانند که حاضر بود برای کوچکترین مسائلی نیز اظهارنظر کند. اوج فعالیت شفق در زمان قرارداد با کلمنته رخ داد که از او هزاران مصاحبه و خبر در این باره در اختیار رسانه ها قرار می گرفت. در عکس هایی هم که از حضور کلمنته در تهران بجای مانده، نزدیکی بیش از حد میان این دو سئوال برانگیز است و اینگونه القا می کند که وی می خواهد بر هر عنوانی در عکس باشد. شفق خود را در انتخابات هیئت رییسه برنده می دانست و با انتخاب سرمربی «بزرگ» خارجی تاثیرگذار بودنش را در هیئت رییسه به همه ثابت کرده بود و اینگونه موبایلش را باز می گذاشت و منتظر تماس خبرنگاران برای در اختیار گذاشتن اطلاعات جدید می ماند. تهیه کننده سینما حضور در رسانه ها را می پسندید اما ستاره بختش ناگهان با منتفی شدن قرارداد کلمنته افول کرد و او دیگرنتوانست مانوری در رسانه ها داشته باشد. در حالیکه کلمنته حتی در دوران کمیته انتقالی با ابراز شرایطش رایزنی را تمام شده قلمداد کرده بود اما شفق باز هم بدنبال این گزینه رفت و پس از رسیدن به خانه اول در اظهارنظری اعلام نمود:« کلمنته با ساکى بسيار بزرگ و آماده براى اقامت در ايران آمده بود. او با وسوسههاى دلالان، احساس کرد شايد بتواند مبلغ و ساير شرايط قرارداد را تغيير دهد و بنا را بر بستن قراردادى جديد با شرايط متفاوت گذاشت »
7- اما موضوع جالب تر زمانی اتفاق افتاد که استاد وقتی متوجه شد نمی تواند کلمنته را به تهران بیاورد رایزنیش را برای حضور سرمربی ایرانی آغاز نمود و با لابی های پشت صحنه قصد داشت گزینه خود را به هیئت رییسه بقبولاند که با واکنش سخت انان روبرو شد. بنظر می رسد شفق می خواست با انتخاب سرمربی تیم ملی، جایگاه بسیار محکمی را در فدراسیون فوتبال بیابد و برنامه های بعدی خود را پیاده کند اما هرگز نتوانست به خواسته اش برسد هر چند در مورد سفر به آلمان و قرارداد با کلمنته هنوز نقاط تاریک و جالبی وجود دارد.
8- از آن روز به بعد ناصر شفق در هیئت رییسه کمیاب شده است، فقط در جلساتی که دعوت شود حضور می یابد و وقت اضافه ای برای فدراسیون نمی گذارد. او حتی در جلسات کمتر اظهارنظر می کند و بیشتر اوقات تنها بعنوان حاضر در جلسات می نشیند و سخنان دیگران را می شنود. شفق البته هنوز درگیر مسائل اقتصادی است و فعالیت هایش را در سعادت آباد پیگیری می کند تا در عرصه هنر و فرهنگ مشغول باشد. شفق فوتبال را کمرنگ کرده است و دوباره هنر را در راس برنامه هایش قرار داده است، او ماشینش را از جاده خارج کرده و به جاده خاکی زده است و بنظر می رسد تمایلی به بازگشت ندارد.