مهدی طاهرخانی/خبرگزاری پارس فوتبال
تعداد مدافعان سایپا و آرایش دفاعی این تیم به گونه ای بود که می توان ان را برای سه تیم برق، صبا و سپاهان هم متصور شد . پرسپولیس در ورزشگاه ازادی و با حمایت تماشاگران رو در روی این تیم ها قرار می گیرد و هدف نخست چیزی نیست جز فتح دروازه انها.
ان چه محتمل به نظر می رسد فشردگی تیم های مزبور در یک سوم دفاعی خودشان است و همیشه نمی توان با خوش اقبالی از چنین لایه هایی گذشت. پرسپولیس در نیمه دوم مقابل سایپا فشارش را دقیقه به دقیقه بیشتر می کرد اما مردان دفاعی حریف پر تعداد تراز انی بودند که بشود از صف انها گریخت.
انها به یک کرنر می رسند، ضربه ای که در پس یک موقعیت ایده ال به دست امد . حسین کعبی که در جناح چپ بارها توپ های مناسبی را ارسال کرده بود این بار هم سانتر فوق العاده ای را روی سر ماته دراگ چوویج ارسال می کند اما مهاجم کروات پرسپولیس به گونه ای سر می زند که هفتاد هزار هوادار در حسرت گل بسوزند. سی ثانیه بعد از این حرکت انها به گل می رسند اما روی یک پروسه کاملا اتفاقی .
علی پروین برای انکه نقش تماشاگر را به بازیکنانش متذکر شود حرف جالبی می زد: "شما توپ رو روی دروازه بریزید تماشاگران اون رو گل می کنند" در تنها گل پرسپولیس می توان رگه هایی از صحبت پروین را مشاهده کرد گلر جوان سایپا متاثراز حضور هفتاد هزار هوادار و حملات پر دامنه پرسپولیس توپی را درون گل خودی می کارد که می توان در کتاب رکورد های گینس ثبتش کرد.
اما سوال ما از افشین قطبی ؛ایا در سه بازی اینده هم باید به انتظار پر شدن برگ های کتاب گینس نشست؟
سایپا خوب دفاع می کرد و دو عامل بازدارنده مانع از فتح دروازه انها می شد . اول انکه حمله وران پرسپولیس در روزی که نیکبخت را در جمع خود نمی دیدند تا حد زیادی به فکر گلزنی خویش می بودند تا گل زدن پرسپولیس.
ماته بازیکنی که در بازی های نخستین به خاطر پاس های متوالی اش مورد ستایش قرار می گرفت حالا با فرهنگ جدیدی بازی می کند، او قصد گلزنی دارد و دراین بین کسی را نمی بیند. ایا بعد از ان گل اتفاقی انتظارش نمی رفت اندوخته انها به عدد دو یا سه برسد؟ یه طور حتم امکانش بود اما اولویت بندی ها تغییر کرده است !
اگر از این خودخواهی ها بگذریم به نکته دیگری خواهیم رسید. در ابتدای فصل و با حضور بازیکنان بلند زنی مثل: نصرتی ،باقری، سپهر ،نیکبخت و سرانجام خلیلی گمانه زنی می شد پرسپولیس گل های متعددی را از روی ضربات ایستگاهی به ثمر برساند اما در طی سی و یک بازی گذشته هرگز چنین نشد و اگر تمامی گل ها را کنار هم بچینید به تعداد انگشتان یک دست هم به گل ایستگاهی نخواهید رسید .
ایا سر زن های پرسپولیس دیگر به اندازه یک اجر هم قادر به پرش نیستند و یا اینکه هد زدن تخصص انها نیست؟
جواب هیچ کدام نیست جز اولین رکنی که می بایست در ضربات ایستگاهی رعایت شود : ارسال سانتر صحیح .
راه زیاد دوری نمی رویم و فقط در مورد بازی با سایپا صحبت می کنیم. پرسپولیس بار های صاحب ضربات ایستگاهی شد که هیچ کدام انها به بار ننشست جز ان سانتر اقایی که همه سر زن های سفید پوش را
نا دیده انگاشت و یک راست برای ثانیه ای در اغوش نا مطمئن میثاق جا گرفت و سپس انفجار سکو های ازادی.
همه حکایت این فصل پرسپولیس همین گونه بود انها به غیر از شوت های باقری تاکتیک دیگری برای ضربات ایستگاهی نداشتند، در اغلب اوقات اقایی برای ارسسال سانتر پشت ضربات می ایستد که عاقبت ان از این دو حالت خارج نیست: یا ارتفاع ان از زانوی بازیکنان تجاوز نمی کند و یا انکه به قصد اصابت با پرندگان اسمان نواخته می شود، جایی نزدیک نور افکن ها!
پرسپولیس احتیاج به گل داشت اما در کمال تعجب و در غیاب اقایی این بار محسن خلیلی پشت ضربات می رفت تا احتمالا سانتر های او را کعبی و بهادر روی سر سید جلال بزند!
باری در چنین روزهایی که تیم های حریف تاکتیک نخست شان عدم دریافت گل است پرسپولیس می بایست روش های دیگری رابرای گل زدن بجوید نه انکه به بی جهت مشق های بی ثمری را تمرین کرده که طی ان فقط با شاهکار(!) بازیکنان حریف می توان به انتظار گل نشست.