سعید قرایی/خبرگزاری پارس فوتبال
برای رسیدن به آسمان باید ستاره شد و ستاره ماند. هرچقدر که ستاره زیبایی باشی اما اگر نتوانی در آن شب صاف و زیبا که همه نگاه ها را از پایین به خود جلب کرده است ستاره بمانی و بسوزی، هیچکس تو را به خاطر نمی سپارد.بازی فینال گونه بعداز ظهر شنبه حکایت همان آسمان شب و صاف است که تمام چشم مردمک های ایرانی، که شکل توپ فوتبال را دارند به خود جلب می کند. 22 ستاره این آسمان نمی خواهند دست به خود سوزی بزنند و همین است که شما را قطعا در این روز از شدت هیجان آتش خواهد زد!
افشین قطبی بعد از سال های کودکی برای اولین بار در فرودگاه امام خمینی تهران پا به خاک وطن می گذارد. اولین میکروفنی که در برابر او قرار می گیرد حرف های حماسی از مربی جدید ارتش سرخ ضبط می کند. " ما قهرمان می شویم!" خیلی ها در آن روز شاه بیت حرف های مرد جنتلمن فوتبال ایران را به خاطر جو زدگی از آن استقبال رویایی گذاشتند. لیگ که شروع شد مشخص شد این جوزدگی به چه خوبی به تیم تزریق شده است و همان چهار برد ابتدای فصل نشان می داد هواداران پرسپولیس این بار واقعا می توانند به اتمام کابوس های چندین سالشان که دیگر تبدیل به خواب طبیعی شبانشان شده بود، امیدوار باشند. قطبی به قول خود وفا کرده بود. پرسپولیس بعد از چندین هزار روز به صدر جدول رسیده بود و اختلاف آنقدر زیاد شده بود که همه را به یاد آن دوران طلایی پرسپولیس در اواخر دهه 70 می انداخت که چندین هفته مانده به پایان لیگ قهرمانی خود را تثبیت کرده بود.
داستان پرسپولیس امپراطور اما با پرسپولیس سلطانی آن سال ها تفاوت داشت. زمستان امسال یکی از وحشتناک ترین سرماهای اخیر خود را برای مردم ایران زمین هدیه آورده بود. پرسپولیس یخ زد و تیزی هیچ تبری نبود که یارای شکستن این یخ را داشته باشد. آن روز که قطبی از کاشانی تقاضای کنار گذاشتن شیث و مرزبان را داشت شاید شوکی بود که گرمای حاصل از آن می توانست به آب شدن این یخ زدگی منجر شود. اما قطبی در همان ماجرا بود که یاد گرفت تعارف و تسامح جزیی از خون هموطنان او شده است. روزهای سرد و ابری با کسر بدموقع شش امتیاز سیاه ترهم شد تا بازهم همان کابوس طبیعی شب های سرخ ها فقط بغض را باشد که برای آن ها به ارمغان بیاورد. اما این بغض با تمامی نمونه های قبلی خود فرق داشت. دیگر خبری از شعارهای "حیا کن و رها کنی" که در این موقع ها تنها مرهم زخم ها، می نمود خبری نبود. مردم قطبی را هنوز دوست داشتند و این نشان می داد سختی کشیدن های اینبار واقعا متفاوت از همه حاطرات تلخ گذشته است. بعد از آنکه پرسپولیس با چهار گل در اهواز ناک اوت شد همه کار تیم قطبی را تمام شده می دانستند. درست همانند فیلم های راکی که بعد از همه مشت های چپ و راست حریف تا بن دندان مسلح خود، روی رینگ ولو شد تا همه طرفداران خود را روی صندلی های سینما ناامید کند. اما همانقدر که راکی بعد از آن همه مشت و ضربه شکست خورد، پرسپولیس هم به همان اندازه "وا" داد. هوا گرم شد و یخ پرسپولیس شکست. درست همانند آهنگ حماسی که ناگهان در فیلم راکی پخش شد و حس ایستادن را در تماشاگران ایجاد کرد. رخت یاغی های پرسپولیس بر بسته شد و تیم یکبار دیگر متحد شد. اتفاقی که می توانست خیلی زودتر از این ها رخ دهد اما سرانجام رخ داد تا تماشاگران پرسپولیس هم مزد همه آن شعارهای نداده " حیا کن و رها کن" را بگیرند.
پرسپولیس شنبه در آزادی در یک قدمی جام ایستاده است. فاصله ای که هفت سال صبر کرد تا به آن برسد. صد هزار نفر دور تا دور این جام را احاطه کرده اند و فقط یک بولدوزر می خواهد تا این سد را برای ربودن جام بشکند. چیزی شبیه به سپاهان! که سال گذشته در همین ایام دقیقا همین کار را انجام داد تا فتح الفتوح کرده باشد. در آن روز پرسپولیسی ها برای ده دقیقه خودسوزی کردند تا یک عمر حسرت درخشیدن ستاره های سپاهان را بکشند. امروز پرسپولیسی ها می خواهند صدهزار ستاره باشند تا شکل جام در آسمان پرسپولیس نقش ببندد.
آیا چنین خواهد شد...؟!باید منتظر نشست و دید...