سعید قرایی/خبرگزاری پارس فوتبال
می توانیم بنشنیم و ساعت ها از این بگوییم که قطبی چه به موقع تیم را 4.3.3 کرد. می توانیم ساعت ها پای تخته نحوه حرکت بازیکنان پرسپولیس را رسم کنیم و هزاران احسنت به آن ها بفرستیم و یا از اینکه پرسپولیس زور حمله نداشت اخم ها در هم کنیم و هزاران ایراد فنی به تیم قطبی بگیریم. می توانیم از اینکه پرسپولیس نتوانست حتی تا دقیقه نود راه شکستن خط دفاعی سپاهان را پیدا کند و فقط با ارسال های بلند مدافعان سپاهان را هرچه بیشتر گرم می کرد، یکبار دیگر پرسپولیس را زیر شلاق انتقاد بگیریم و یا اینکه از قطبی ساعت ها تمجید کنیم و بگوییم او چه اندازه تیز هوش بود که وقتی دفاع فشرده حریف را دید به بازیکنانش دستور داد تا می توانند پشت محوطه سپاهان خطا بگیرند تا در نهایت درب خوشبختی را باز کنند.
می توانیم... اما این فوتبال 90 دقیقه ای فراتر از همه این می توانیم ها بود. دقیقا همان اندازه که برای بازی ایران و استرالیا می توانستیم از این می توانیم ها بیاوریم . حالا می توانید به این فکر کنید که چگونه یک حس آشنا برای همه سرخ دوستان در دقیقه 95 شکسته شد. حس آشنایی که سال گذشته تجربه کرده بودند. سال قبل تر از آن هم. شاید خیلی تحت تاثیر احساسات باشد اما با سبکی که بازی پیش می رفت می توانیم ثابت کنیم این حس آشنای لعنتی از طریق بازی فوتبال شکسته نشد! درست همانند بازی ایران و استرالیا که اگر عدالت داخل زمین رعایت می شد شاید ما با پذیرفتن بیش از هفت گل به جای آن روز حماسی، حقارت بار ترین روز خود را تمام می کردیم. اما شاید عدالت خارج از زمین اقتضا می کرد که چنین باشد. عدالتی که منبع آن نخواست بعد از شکستن آن همه دل در دقیقه 120 بازی با ژاپن یکبار دیگر از طریق عشق خود به حقارت برسند. قطعا این عدالت برای خود دلایل بسیار قانع کننده ای داشته بود که تلخی خود را ارزانی زرد پوشان استرالیایی کند که اگر خود کانگوروها در آن دقیق می شدند آن را پیدا می کردند.
داستان عدالت داخل زمین بازی پرسپولیس و سپاهان تا دقیقه 95 دقیقا همین داستان بود. اگر فیلم بازی را یکبار دیگر با آرامش نگاه کنیم می بینیم که پرسپولیسی ها هرچند برتری بیش از 30 درصد از حریف در بازی داشتند اما هیچگاه از آن حملاتی که بوی گل دهد خبری نبود. دفاعی که سپاهانی ها بسته بودند رسوخ ناپذیر بود تا بازهم عدالتی خارج از زمین اجرا شود. اینکه پرسپولیسی ها دقیقا به مثابه دوسال حقارت کشیدن برابر همین سپاهان به اوج آسمان برسند. یعنی پرواز در آخرین لحظه که تمام درهای خوشبختی بسته نشان می دهد.
به گل پرسپولیس نگاه کنید. شوتی که هدف چهار چوب داشت روی سر باقری نشست. درست همانند همان ضربه کنار دروازه بوسنیچ که قطعا هزاران هدف داشت جز نشستن روی سر باقری. به این فکر کنیم که سپهر حیدری آیا هرگز فکر می کرد سانتر باقری روی سر او بشیند؟ ضربه او به ما جواب می دهد خیر که با عجیب ترین شکل ممکن وارد دروازه همامی شد.
بازهم معذرت می خواهم از همه آنالیزورهایی که برروی صحفه نمایشگر خود انواع تحلیل ها را از بازی و گل پرسپولیس انجام می دهند. این بازی عدالتی خارج از زمین فوتبال داشت. اتفاقی که خیلی رخ نمی دهد اما درست به موقع خودش به وقوع می پیوندد تا به عدالت خارج از زمین هم ایمان بیاوریم و گاهی به یاد بیاوریم آن هم می تواند در ثبت نتیجه تاثیر گزار باشد... و فتح فینال لیگ برتر هفتم از سوی سرخ ها دقیقا نمونه دیگری از آن بود.