فرناندو ((ردوندو)) گاگو!
سهیل نوری پناه/مارسلو مورا آراخو/روزنامه نگار آزاد
هر نقل و انتقالی، كه یك آرژانتینی به خارج از مرزهای كشورش هجرت می كند،از ان بازیكن،ذهنیت "یك مارادونا"ی جدید و یا اگر بلند قامت باشد و كمی نیز بلوند،ما را به این تلقی كه او "یك باتیستوتا"ی دیگر است،رهنمون می سازد.فرناندو گاگو 20 ساله است و تنها در نیم فصل دوم سال گذشته نخستین بازی اش را برای بوكا در لیگ آرژانتین انجام داد.در زمانی كه او به سرعت بسوی شهرت و اعتبار در حركت بود،در سال 2006 در تمامی بازی های بوكا،شركت كرده است.
هواداران و حامیان فوتبال آرژانتین بر این عقیده اند،كه او می تواند نسخه ی دیگری از فرناندو ردوندو باشد و اینكه او شایستگی پوشیدن پیراهن شماره ی 5 آلبیسلسته را داراست.فرناندو گاگو،یك هافبك دفاعی و یا تخریبگریست كه توامان در كارهای بازیسازی نیز می تواند موثر واقع شود.در شرایطی كه در بوكا در خصوص نقش شماره ی 10 در این تیم بحث و جدل فراوان است،اما گاگو از اندك فرصت هایی بهره جسته و در برنامه های هجومی تیم نیز شركت می كند و به سمت دروازه ی حریفان می تازد.مانند ردوندو،گاگو نیز نام كوچكش فرناندوست و از بسیاری از مناظر شباهت های حیرت انگیزی با ردوندو دارد.یكی از ژورنالیست ها و نزدیكان گاگو در این مورد ادعا می كند:"این دو در بسیاری از وجوه شباهت های غیرقابل انكاری به یكدیگر دارند.نحوه ی حركتشان در زمین مسابقه،استفاده از دست ها و نیزخصوصیات فیزیكی انها،همه و همه یاد و خاطره ی فرناندو ردوندو را در اذهان زنده می سازد.گاگو حتی سعی می كند بسیاری از عادت ها و خصیصه های ردوندو را تقلید كند.ژست های خاص ردوندو و دیگر ویژگی هایش را...اما خب!شباهت ها تنها به این موارد محدود نمی شود.هم ردوندو و نیز گاگو در ایام نوجوانی تحت نظارت و تعلیم رمون مادونی مربی كاركشته ی آرژانتین قرار گرفتند.گرچه عده ای نیز بر این عقیده هستند كه مقایسه این دو و بزرگنمایی شباهت ها و وجوه اشتراكشان چندان نمی تواند،منطقی و عقلانی باشد
در اینكه .فرناندو ردوندو یك فوتبالیست خارق العاده و بی نظیر بود،تردیدی نیست،اما از سویی دیگر خورخه والدانو در یادداشت هایش به این واقعیت اشاره می كند كه او فوتبالیستی نبود كه یك شبه توانست چنین اعتبار و شهرتی را برای خود دست و پا كند.والدانو می نویسد:"در طول سالهای اخیر،و در ان برهه،هر مربی كه به هر دلیلی، سر و كارش با مادرید بود و مدتی در این باشگاه به سر می برد،پس از رفتن از مجموعه با نگاهی مثبت به اینده و توانایی های ردوندو اشاره می كرد."والدانو در حالی چنین جملاتی را می نویسد كه پس از این سعی می كند مرحله ی تكامل یك فوتبالیست و یا به تعبیری "گذار"را به موسیقی و حال و هوای ان تشبیه كند."این موسیقی است كه سبب می شود ما پس از دغدغه های روزانه مان به یك آرامش حقیقی برسیم.در ابتدا به نوعی از موسیقی گوش می دهیم.ممكن است تا مدتها هیچ احساس و شوری در مواجه با ان اهنگ از خود بروز ندهیم اما پس از چندی،این درك كه ان ملودی می تواند به ما حس و شوری خاص الهام بخشد در ما متبلور خواهد گشت!
چنین مسئله ای در مواجه با فوتبالیست ها نیز مصداق دارد.ما در خصوص توانایی های انها پافشاری می كنیم،در حالی كه به یكباره منتقدان انها در می یابند كه فوتبالیست، توانایی ها و استعدادهایی دارد كه پس از اینكه ناشناخته بودند،اشكار می شوند.فرناندو ردوندو نیز در ان برهه،این چنین زیر فشار منتقدان قرار داشت.اما سپس،خود را معرفی كرد و با قابلیت هایش كه همیشه زبانزد بودند،خود را به عنوان یك طراح حقیقی و حتی یك "بت"در مادرید معرفی ساخت!
در بوئنوس آیرس،گاگو همواره در میان همهمه و شور مطبوعات اسپانیایی به همراه پیراهن مادرید،چنین نكته ای را اشكار می سازد كه بازی در پیراهن چنین تیمی،هدف و ارزوی غایی اوست.مدیر برنامه های او نیز،با حالتی ملودرام گونه به این واقعیت كه رفتن به اسپانیا برای گاگو،می تواند چیزی مانند جامه ی عمل پوشاندن به یك رویای كودكی باشد،اشاره می كند.احساس دو طرفه است.در مادرید نیز،سران باشگاه برای آوردن او به رئال تبلیغات وسیعی انجام داده اند.حتی ریاست باشگاه یعنی رمون كالدرون در یكی از برنامه های تلویزیونی از علاقه ی خود برای بخدمت گرفتن گاگو پرده برداشت.به نظر می رسد قرار داد او 6 ساله و برای هر سال مبلغی حدود 2 میلیون هشتصد هزار یورو نصیب گاگو گردد.مبلغی كه 14 برابر درامدیست كه او در بوكا عایدش می شود.در سوی دیگر میز این مذاكره،مائورسیو ماكری قرار دارد.هیچ كسی بهتر از ماكری نمی داند كه فرناندو گاگو در ماه های آتی خصوصا در بازی های جام لیبرتادورس تا چه حد می تواند در حركت تیمی بوكا موثر واقع شود،انچه كه رای دهندگان و نیز تماشاگران از ان انتظار دارند. اما خب!از سویی دیگر نمی توان از سود و منفعتی كه از فروش گاگو به خزانه ی باشگاه واریز می شود به تساهل گذر كرد.دو راهكار در هر باشگاهی برای درآمد زایی متداول است.یكی فروش بازیكن و نیز حق پخش تلویزیونی...رئال مادرید پیش بینی می كند كه قیمت پیشنهادی بوكا برای واگذاری او به سانتیاگو برنابه ئو چیزی حدود 26.3 میلیون یورو باشد كه ممكن است تا مرز 20 میلیون یورو نیز كاهش یابد.
در هفته ایی كه گذشت یك ایمیل برای "ماكری"فرستادم تا برخی از وجوه این مسئله برایم اشكار گردد.
"اقای ماكری!شنیده ام كه شما بر سر میز مذاكره با سران مادرید نشسته اید.اما اكنون قصد فروش او را ندارید.گویا مبلغ پیشنهادی شما 26 میلیون یورو تخمین زده شده است.این اطلاعات درست هستند؟!"((مارسلو مورا آراخو))
و اما او چنین ایمیل مرا پاسخ داد:"مذاكرات تازه اغاز شده و هدف ابتدایی من این است كه او را تا نیم فصل سال اینده در بوكا نگه دارم اما پول شاید مسئله را كمی تغییر دهد."
گاگو،شخصا با چنین پیشنهادی موافق است و وكیل او نیز در مادرید در تكاپوست تا مذاكره را به بهترین شكل ممكن به پیش ببرد.اما یك ستون نویس در یكی از روزنامه های آرژانتین می نویسد:"شاید او در لیبرتادورس بازی كند اما باید قبول كنیم كه برای جوانی چون او گذر كردن از ان همه پول و ان درامد رویایی به نسبت حقوقی كه او در بوكا می گیرد،نمی تواند كاری راحت و عقلانی به نظر بیاید.یعنی 6 ماه دیگر در بوكا بماند؟!غیر ممكن به نظر می رسد!"
اما در این میان،مسئله ایی جلب نظر می كند.ردوندو هنگامی كه به اسپانیا كوچ كرد برای رسیدن به تطبیقی مطلوب در قبال فوتبال این كشور چند فصلی را در تنه ریف گذراند و سپس خورخه والدانو،سرمربی وقت مادرید او را به برنابه ئو دعوت كرد.والدانو در این باره می گوید:"گاگو به مادرید خواهد پیوست.اما او باید چرخه ایی از پیشرفت را در مادرید سپری كند.و انجا كه به احتمال بسیار فراوان،در ماه های نخستین نیمكت نشین خواهد بود،نمی تواند به پیشرفت و صعودی مطلوب در این تیم دست یابد.او برای تكامل و پیشرفت باید بازی كند و نیز در مبارزه ها حضوری فعال داشته باشد.با تماشای مسابقات از روی نیمكت ورزشگاه ها نمی توان به تجربه و بلوغ دست یافت."این ها پیشگویی های والدانوست.و بعد در ادامه می افزاید:"سیاهه ی بلندبالایی را می توان در خصوص بازیكنانی كه در حدود 20 سالگی به باشگاه های بزرگ اروپایی راه یافته اند و تجاربی تلخ را كسب نمودند ایجاد كرد.اما در این منظر تنها یك استثنا وجود دارد و او نیز كسی جز "كاكا"نیست.اما،گاگو،شخصا امادگی اش را اعلام می كند."در یك برهه ایی سعی می كردم تا قابلیت كنترل و تسلط بر توپ را بهبود بخشم و حال در آرژانتین در این مورد بهترین هستم!"
اما او در چه سطحی است؟خب!در این كه او یك جوان فوق العاده مستعد و تواناست كمترین تردیدی نیست اما یك "مستعد كم تجربه و خام"نمی تواند به موفقیتی درخور دست یابد.مانند یك موزیسین جوان و بسیار خلاق كه همواره در تلاش برای پیشرفت تكنیك و توانایی هایش است.اما اگر بتواند خود را در قالب یك اركستر عالی جای دهد و نقشی مناسب نیز برعهده گیرد،انگاه مسیر پیشرفتش هموارتر خواهد گشت!