قلبم گفت كه مهاجم بزرگي ميشوم
بازي كردن براي ساحل عاج همه چيز من است
شايد ديديه دروگبا به جز غرب لندن در انگلستان مهاجم دوست داشتني نباشد، اما بيترديد در قهرمانيهاي چلسي در ليگ برتر بسيار تاثيرگذار بوده است.
دروگبا در گفتوگوي متفاوت با روزنامه سرشناس New York Times به نكتههاي تازهاي اشاره كرده است.
در زير گزارش و گفتوگوي روزنامه آمريكايي با مهاجم ساحل عاجي آمده است:
مه 2004 ديديه دروگبا با پنجاه ميليون دلار از المپيك مارسي فرانسه به چلسي پيوست. تا پيش از انتقال آندري شوچنكو از ميلان به استمفوردبريج اين بيشترين مبلغ بازار نقل و انتقالات بود. او در رقابتهاي اين فصل هم با نه گل پيشتاز است. دروگبا 1978 در "آبيجان" ساحل عاج به دنيا آمد و در كودكي به همراه ميشل گوبا، دايياش براي زندگي به فرانسه مهاجرت كرد. او در بازيهاي امسال چلسي پانزده گل به ثمر رسانده است.
او كه مهارتاش در زبان انگليسي در حال پيشرفت است در گفتوگوي تلفني از لندن به پرسشهاي ما پاسخ داد.
* زندگي نامه شما را مطالعه ميكردم ديدم كه حرفهات را به عنوان يك مدافع شروع كردي. چگونه اين اتفاق افتاد و چگونه از خط حمله سر درآورديد؟
- هنگامي كه يازده ساله بودم اين اتفاق رخ داد چرا كه داييام به من گفت؛ در دفاع راست گلهاي زيادي ميزنم. او گفت كه بايد به جلو بروم، در اين صورت تعداد اين گلها بسيار بيشتر خواهد شد. به هرحال بسيار دوشت داشتم تا در خط حمله بازي كنم. از گل زدن لذت ميبردم. هنگامي كه گل ميزني، احساس متفاوتي داري.
* آيا انتقال از فرانسه به انگلستان دشوار بود؟
- طبيعي است كه براي هماهنگ شدن با شرايط به زمان نياز است. از فرانسه و آن آب و هواي خوش به كشوري متفاوت رفتيم. براي خو گرفتن به شرايط تازه به زمان نياز داشتم. اين چيزها براي يك بازيكن فوتبال طبيعي است. عمري را در كشوري سپري ميكني و بعد مجبور ميشوي كه تغيير كني. براستي اين مبارزه ديگري است.
* سختترين چيز در اين تغيير چه بود؟
- هنگامي كه به جاي جديد ميرسي، نميداني مردم دربارهي تو چه ميگويند چرا كه زبانشان را نميفهمي. بسيار دشوار است. فوتبال بسيار فراگير و جهاني است. درك اين كه در ميدان چه ميگذرد يا مربي و هم تيميهايت چه ميگويند، ساده است. اما مشكل زماني وجود دارد كه با خانوادهات براي شام، خريد يا پيادهروي ميروي.
* از زماني كه به چلسي پيوستي، گلهاي بسيار زيبايي به ثمر رساندهاي از جمله آن گل تماشايي به بارسلونا در ليگ قهرمانان اروپا، آيا گلي هست كه آن را بهترين بداني؟
- فكر ميكنم همه گلهايم مهم هستند. شايد براي اين كه قوي هستم شايد هم براي اين كه خوش شانسم! فهميدم كه بهترين راه براي بازي كردن در انگلستان هماهنگ شدن با شيوهي آن است. بازي كردن در بازيهاي بسيار با استراحت كم دشوار است. هنگامي كه به چلسي آمدم، تنها هفت روز استراحت داشتم و در سال دوم پانزده روز. شروع رقابتها اين فصل هم سخت بود چرا كه براي جام جهاني تنها يك ماه استراحت كردم. اما حالا احساس خوبي دارم. اگر با نشاط و با طراوت باشي از تمام توانت استفاده ميكني و هر جاي زمين ميروي.
* اخيرا حرفها و داستانهاي بسياري دربارهي آندري شوچنكو در نخستين فصلاش در روزنامههاي چلسي نوشته ميشود، بعضيها ميگويند او از شرايط ناراضي است و اين موضوع سبب ميشود كه به ايتاليا بازگردد. آيا فكر ميكني اين دشواريها براي يك تازه وارد چلسي و انگلستان طبيعي است؟
- فكر ميكنم او در دوراني به سر ميبرد كه پيشتر من آن را تجربه كردم. نگران شوچنكو نيستم. به او اطمينان دادم، ميدانم كه مردم انگلستان ميخواهند خيلي زود به گل برسي و هر جاي زمين بدوي. اما، براي كسي كه به بازي در اين سيستم انگليسي عادت ندارد، ساده نيست. آندري از ميلان جايي كه فوتبال در آن متفاوت است، آمده، آنجا فرهنگ فوتبال متفاوت است.
* چند وقت پيش در اينترنت به بازي ويديويي برخوردم كه شما و تيري آنري در آن بوديد. خودتان را بهترين مهاجم جهان معرفي كرديد. داستان چيست؟
- شوخي بود! براي اين بازي تبليغ ميكرديم و من شوخي كردم. بين من و آنري چيزي وجود ندارد. ما دوست هستيم و من كسي نيستم كه بگويم بهترين هستم. وظيفهي من نيست كه آن را بگويم. روزنامهنگاران و هواداران فوتبال بايد در اين باره نظر بدهند. فوتبال يك ورزش دسته جمعي است نه انفرادي. به ورزشهايي نظير تنيس نگاه كنيد و آن جا سادهتر است كه بگوييم روجر فدرر بهترين است. اما در فوتبال، مهاجم نميتواند به تنهايي به گل برسد. به توپ نياز داري تا خوب بازي كني. ميتواني بهترين مهاجم باشي، اما، اگر توپ به تو نرسد كاري نميتواني بكني.
* آيا براي شما و باشگاه ايستادن در جايگاه دوم ليگ برتر عجيب نيست؟
- فصلي هم كه تازه به انگلستان آمدم چنين شروعي داشتيم، آرسنال پيشتاز بود و ما پنج امتياز عقب بوديم. ميدانم بودن در جايگاه دوم چه احساسي دارد. براي ما و چلسي غير طبيعي است. اما، امتياز خوبي هم محسوب ميشود. دو سال بهترين تيم بوديم و فكر ميكنم مردم دوست ندارند به اين موضوع اعتراف كنند. پيروزي در تمام ديدارهايي كه در آنها به ميدان ميرويم مهم است. به عنوان نمونه اگر آرسنال را شكست دهيم و در بازي آينده شكست بخوريم به دردسر ميافتيم.
* به ساحل عاج كمك كرديد تا نخستين جام جهانياش را تجربه كند. اين موضوع تا چه اندازه براي شما مهم بود؟
- جام جهاني بسيار ارزشمند است . همه چيز است. به چهار سال پيش نگاه كنيد، ساحل عاج هيچ حامي مالي نداشت. كشور و تيم در مشكل بزرگي گرفتار بودند. يكپارچه كردن بازيكنان هم دشوار بود. ما با كامرون گروه سختي داشتيم. اما، آنچه براي مردمان انجام داديم بينظير و دست آورد بزرگي بود. براي من بازي كردن براي ساحل عاج ارزش زيادي دارد. با وجود اين كه كارمان را با ناكامي به پايان برديم تجربه بسيار خوبي بود و اميدواريم كه در 2010 هم آن را تكرار كنيم.
* در جام جهاني آلمان داستانهايي دربارهي جدايياتان از چلسي شنيده ميشد. حتي با يكي از سران ميلان شام خورديد، آيا اين داستان حقيقت داشت؟
- در پايان هر فصل، مردم از اين حرفها ميزنند. از درون قلبم ميدانستم كه يكي از بزرگترين مهاجمان جهان خواهم شد. اشتباه نكرده بودم. اما، هميشه به بازي كردن در بهترين باشگاه فكر ميكنم و براي من اين باشگاه چلسي و مربياش ژوزه (مورينيو) بود. او هميشه به من اعتماد به نفس داده كه براي من بسيار مهم است. با اين شرايط بايد چلسي را ترك كنم. هيچ دليلي براي انجام اين كار وجود ندارد.
* در زمان آمدنت به استمفوردبريج، باشگاه به خريد بازيكنان برجسته ادامه داده است، آيا از اين كه زمان كافي براي بازي كردن به دست نياوري، نگراني نيستي؟
- رقابت بسيار فشرده است. همه دوست دارند بازي كنند. اما در پايان همه پشت سر تيمشان هستند، حتي بازيكناني كه به ميدان نميروند. وقتي پيروز ميشويم، نام «چلسي» است كه پيروز شد نه يك نفر خاص.
* شما و چلسي دو تابستان گذشته به آمريكا آمديد. آيا از سفرتان لذت برديد؟
- آنچه دربارهي آمريكا دوست دارم فرهنگ متفاوتش است. چه كسي ميداند، شايد پس از پايان حرفهام به آنجا بروم. از نقطه نظر فوتبال هم، فكر ميكنم از نخستين بازي كه آنجا رفتم بسيار پيشرفت كردهاند.