نگاهی به عملکرد مربیان پرتغالی که در خارج از این کشور فعالیت می کنند
شمار زیادی از مربیان پرتغالی در طول زمانهای گذشته و پیش رو کشورشان را به مقصد خارج ترک گفته اند. برخی از این افراد به دلیل عدم توجهی که به آنها در داخل میشد، برخی به دلیل موفقیت هایشان در عرصه داخلی که آنها را مورد توجه باشگاههای خارجی قرار داده و برخی دیگر با وجود فرصتهای داخلی دست به این مهاجرت زده اند.
جای شک است اگر کسی در سیاره فوتبال وجود داشته باشد که نام خوزه مورینیو به گوشش نخورده باشد. مربی چلسی هم در داخل و هم در خارج میدان یک کاراکتر خاص است. او برای اولین بار هنگامی که بعنوان دستیار بابی رابسون در تیم های اسپورتینگ لیسبون، اف سی پورتو و بارسلونا در دهه 90 کار می کرد طعم مربیگری را چشید و در سال 2001 زمینه برای سرمربیگری او در تیم بنفیکا فراهم شد. از آنجا او به پورتو رهسپار شد. جایی که در طول دو فصل متوالی او قهرمانی لیگ پرتغال را به همراه قهرمانی جام حذفی پرتغال، سوپرکاپ، قهرمانی جام یوفا، قهرمانی لیگ قهرمانان و یک قهرمانی جام بین قاره ای را کسب کرد. این موفقیت ها سبب شد تا او در سالهای 2004 و 2005 جایزه مربی سال را از فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال دریافت کند. با گذاشتن این رکورد مؤثر از خود هدف آشکاری برای باشگاه های معتبر اروپایی بود. بعد از جدایی از اژدهای پرتغال در سال 2004 او هدایت تیم ستاره نشان رومن آبراموویچ یعنی چلسی را بر عهده گرفت. در اولین کنفرانس خبری او با آبی های لندن هنگامی که از تجربه کم او در زمینه مربیگری سوال شد او با جوابی که داد شخصیت بی همتای خود را نشان داد. خوزه گفت: فکر نکنید من متکبر هستم، اما من قهرمان اروپا هستم و من فکر می کنم که یک فرد ویژه هستم.
او به هواداران چلسی نشان داد که فرد ویژه ای همچون او چگونه می تواند بعد از 50 سال آنها را به قهرمانی لیگ برتر برساند او هم چنین چلسی را در آن فصل در کارلینگ کاپ به مقام قهرمانی رساند و در سال بعد نیز توانست برای دفعه دوم به همراه چلسی حکمرانی خود را ادامه دهد. با وجود این که تیم چلسی در این فصل در لیگ برتر آن راه قبلی را تاکنون نپیموده است ولی این مربی هنوز هم از حمایت هوادارانش بهره می برد، هوادارانی که امید دارند این پرتغالی آنها را به سوی قله فوتبال اروپا هدایت کند.
عمده ترین رقیب چلسی در این فصل در لیگ برتر منچستریونایتد است، تیمی که بر روی نیمکت شان یک مربی پرتغالی دیگر را بنام کارلوس کوئیرز در اختیار دارند. نفر دوم بعد از آلکس فرگوسن در تصمیم گیری های یونایتدها. او در حالی به اولدترافورد آمد که کمتر در عرصه فوتبال باشگاهی اروپا شناخته شده بود. آن زمان او بیشتر بابت دستاوردهایش به همراه تیم ملی جوانان پرتغال شناخته می شد. او این تیم را در رقابتهای قهرمانی جوانان جهان در سال 1989 و 1991 به قهرمانی رساند و مربیگری تیم های ملی پرتغال، آفریقای جنوبی و عربستان سعودی را نیز بر عهده داشته است.
فرگوسن با توصیه هایی که به او شد با یک مصاحبه با او موافقت کرد و بلافاصله به خاطر تحت تاثیر قرار گرفتن از سوی مرد پتغالی، به او ییشنهاد کار به عنوان دستیارش را داد. فرگوسن که در پایان اولین فصل همکاری مشترکشان با کوئیرز توانسته بود قهرمانی لیگ برتر را کسب کند گفت: عقد قرارداد با او یکی از بهترین تصمیم هایی بود که من گرفته ام.
هنگامی که رئال مادرید در پی کنار گذاشتن ویسنته دل بوسکه از این مربی استراتژیست گرا دعوت به کار کرد او رد چنین پیشنهادی را غیر ممکن دانست. 12 ماه بعد او بعد از گذراندن یک فصل نا امید کننده در رئال مارید، باز هم فرگوسن با روی خوش ورود دوباره او به اولدترافورد را خوشامد گفت. از آن پس او همچنان دست راست سرآلکس فرگوسن در باشگاه باقی مانده است.
دیگر پرتغالی که می خواهیم معرفی اش کنیم در محافل فوتبالی به نام شاه آرتور شناخته شده است. آرتور خورخه بدون تردید یکی از مربیان دایم در حال گردش است. از هنگامی که در سال 1980 او کارش را شروع کرد او در هشت کشور مختلف در رفت و آمد بوده است. مربیگری باشگاه هایی در پرتغال، فرانسه، اسپانیا، هلند، عربستان سعودی و روسیه. او توانسته است 4 قهرمانی پرتغال و یک قهرمان جام اروپایی را به همراه پورتو بدست آورد، یک قهرمانی لیگ و یک قهرمانی جام حذفی فرانسه به همراه پاریسن ژرمن و سرانجام یک قهرمانی در فوتبال عربستان سعودی. به اینها اضافه کنید مربیگری او در تیم های ملی پرتغال، سوئیس و کامرون.
در اکتبر 2006 او هدایت تیم کرتیل فرانسه را بر عهده گرفت، تیمی که امیدهایش برای رسیدن به رقابتهای دسته دوم فرانسه کمتر شده بود. اکنون آنها با پنج امتیاز اختلاف از منطقه خطر قرار دارند و امیدوارند که در پایان فصل با نتیجه ای بهتر از این کارشان را به پایان برسانند.
یک پرتغالی دیگر که در چند سال اخیر به این مسافرت ها روی آورده است آگوستو ایناسیو می باشد. این مربی در سال 2000 تیم اسپورتینگ لیسبون را به مقام قهرمانی پرتغال رساند و در نوامبر گذشته با تیم بیرامار در جستجوی عرصه جدیدی بود ولی نتوانست با این تیم ته جدولی کارش را ادامه دهد و از قراردادش دست کشید. به او توصیه شد که کارش را از نو با تیم یونانوی ایونیکوس شروع کند. تیم جدید او در ابتدای ورودش از پایین جدول رتبه دوم را در اختیار داشت. مربی جدید تیم می داند که برای برگرداندن اوضاع نیاز به همه توانایی ها و تجربیاتش دارد.
مانوئل خوزه نیز دیگر پرتغالی ای می باشد که تا قبل از این که شانس اش را با تیم الاهلی مصر بیازماید جزو مربیان برتر پرتغالی بحساب نمی آمد. او در آنجا یعنی مصر تبدیل به یک قهرمان در نزد هواداران شده است. او این باشگاه را به دو قهرمانی در لیگ در فصل 2005 ـ 2004 و 2006 ـ 2005 رساند، سه قهرمانی جام باشگاه های آفریقا در سالهای 2001، 2005 و 2006، دو قهرمانی سوپر جام آفریقا و دو قهرمانی سوپر جام باشگاه های مصر حاصل کار اوست و این باشگاه تحت هدایت او تنها تیمی است که برای دو بار در جام باشگاه های جهان حضور یافته است.
علی رغم این موفقیت های فراوان در قاره آفریقا این مربی 60 ساله احساس عمیقی نسبت به مربیگری تیم ملی کشورش دارد. او می گوید: این طبیعی است که پرتغال همیشه در قلبم خواهد بود. مربی تیم ملی بودن همیشه آرزویم بوده است و با این وجود که من آن را به تحقق نرسانده ام من نا امید نیستم. من فکر می کنم که شایسته این باشم که این پست به من پیشنهاد شود جایی که برای من اوج یک زندگی کامل خواهد بود.
به آسیای جنوب شرقی می رویم. بعد از گذراندن دوران مربیگری در باشگاه های بوآویشتا، سالگورس و لیکسوئس، هنریکو کالیستو ویتنام را خانه دوم خود ساخته است. همانطور که خود او نیز می گوید در طول شش سال گذشته فعالیت سختی را داشته است. او می گوید: ابتدا من این را یک تغییر بزرگ دریافتم، چون زندگی اینجا خیلی متفاوت است، اکنون کارها خیلی آسانتر شده است چون یک جامعه قوی اروپایی در اینجا زندگی می کنند و ما همدیگر را خیلی زیاد حمایت می کنیم.
کالیستو توانسته تیم دانگ تام را به سطح اول فوتبال ویتنام برساند. او بعد از کسب مقام قهرمانی در جام حذفی ویتنام، این باشگاه ویتنامی سبب شده است تا این باشگاه ویتنامی در دو سال گذشته قهرمانی لیگ را نیز در دستان خود ببیند.
در رقابتهای امسال نیز تیم دانگ تام بعد از شروعی متزلزل دوباره رقابت را با تیم دانگ نای صدرنشین از سر گرفته است و در جستجوی سومین قهرمانی متوالی اش می باشد. کالیستو همچنین مدتی را به منظور هدایت تیم ملی ویتنام گذراند. او این تیم را به افتخار تاریخی مقام سومی رقابتهای تایگر کاپ در سال 2002 رساند.
با این حال این مربی عقیده دارد که افتخارات بدست آورده در ویتنام هنگام بازگشت او به پرتغال چندان مورد توجه قرار نمی گیرد و سبب نمی شود که پیشنهاد کاری برای او به همراه داشته باشد. کالیستو می گوید: من از مقدار فضایی که ویتنام در نقشه فوتبال جهان اشغال کرده است آگاهم، اما من بابت آنچه اینجا بدست آورده ام خیلی افتخار می کنم.
در میان این مربیان خارج رفته، برناردینو پدرتو از نظر زبانی آن هم هنگامی که هدایت تیم اتلتیکو اسپورت آویاکو در آنگولا ـ یکی از مستعمرات سابق پرتغال ـ را بر عهده گرفت آسوده خاطر بوده است.
او به همراه این تیم 3 قهرمانی در لیگ، 4 قهرمانی سوپرکاپ و یک جام حذفی آنگولا را در طول 7 سال بدست آورده است. مشکلات مالی اخیر برای این باشگاه سرانجام به همکاری پدرتو با آنها پایان داد ولی یک پیشنهاد از سوی پترو لواندا او را متقاعد کرد تا در آنجا بماند و تیمی دیگر را به سوی قهرمانی هدایت کند.
در روزهای اخیر یک مربی پرتغالی در آسیا یعنی خوزه پسیرو از هدایت تیمش کنار گذاشته شد. الهلال عربستان که موفق ترین تیم با 10 عنوان قهرمانی در تاریخ فوتبال عربستان به حساب می آید این مربی را به دلیل نتایج ضعیف کنار گذاشت.
در حالی که پسیرو به نظر می رسد کارش را در خارج از پرتغال تمام شده است مربی دیگری قصد دارد این راه را تازه آغاز کند. آنتونیو الیویرا در حال حاضر در حال بررسی یک پیشنهاد است که از سوی اتحادیه فوتبال موزامبیک ارایه شده است تا هدایت تیم ملی کشورشان را بر عهده بگیرد. با این وجود اگر او این پیشنهاد را قبول کند رساندن تیم موزامبیک به جام ملتهای 2008 آفریقا کار چندان آسانی نیست چرا که آنها در حال حاضر از شش مسابقه گروهی شان در مرحله مقدماتی 2 امتیاز کسب کرده اند.
با این حال برخی از این مردان پرتغالی برخواهند گشت و برخی دیگر در طول ماهها و سالهای پیش رو سوار بر کشتی می شوند. این پرتغالیهای عاشق مسافرت و ماجراجویی بنظر می رسد هنوز هم پشت سر هم با بازی های زیبا افتخارات بیشتری بیافرینند.
با تلخیص/ منبع: Fifa.com