اردشیر لارودی
ديروز جلسهاي داشتيم در فدراسيون فوتبال، پريشب كنفرانسي داشتيم در تهران، ابوظبي و لسآنجلس ...
مدرن بودن، به اين چيزهاست در نشست صميمانه براي نقد 90، امير قلعهنويي شوخي و جدي با گلايه و از سر توقع گفت:< شما كه به همه كمك كردهايد چرا ما را از قلم انداختهايد.>و ما براي اين كه وظيفه خود را در قبال تيم ملي و سرمربياش انجام بدهيم از پژمان نوزاد، خواستيم كه ترتيب يك گفتوگوي سه جانبه را بدهد. گفتوگويي با شركت من، افشين قطبي- كه در ابوظبي بود و هست- و پژمان نوزاد.
سوغاتي ما از اين سفر ذهني، وظايفي است كه مربيان ملي برعهده دارند:
و افشين قطبي كه گاه در بيان مفاهيم به زبان فارسي در ميماند، گفت:< كار اصلي و اصل كار مربيان تيم ملي به همان روزهايي برميگردد كه به ظاهر هيچ كاري ندارند. مربيان تيم ملي از اين هيچ بايد همه چيز بسازند.>
اولين پرسش از افشين قطبي، كه بايد او را دستيار اول پيم وربيك در تيم ملي كره دانست اين است: شما كجا و اينجا كجا؟
قرار بود با تيم المپيك كره در جام دوستي قطر شركت كنيم، وقتي به فرودگاه رفتيم، ديديم كه تيمي در اختيارمان نيست (قابل توجه همه كساني كه حداكثرطلبي را در فوتبال باب كردهاند) باشگاههاي كرهاي، بازيكنان خود را در اختيار فدراسيون فوتبال كره قرار نداده بودند، يك دعواي چند دهساله، به اين ترتيب وارد مرحله تازه ميشد.
در فرودگاه بينالمللي كره پيم وربيك و سرپرست تيم به اتفاق ما، جلسهاي داشتيم. نتيجه اينكه تصميم گرفتيم، گروه مربيان تكنيك، بليتهاي خود را عوض كرده، از سئول راهي امارات بشويم و اين كار انجام شد.

.
چرا امارات، چرا تماشاي بازيهاي جام خليجفارس.
خب، ما هر لحظه به اطلاعات نياز داريم. اگر ميدانستيم كه تيم ملي ايران در جام ملتها، حريف ما خواهد بود، چند روزي زودتر ميآمديم و هر سه بازي شما را مقابل هامبورگ و اشتوتگارت و امارات تماشا ميكرديم.
ما با سعودي و بحرين مسابقه داريم، پس لحظه به لحظه اين دو تيم را زير نظر قرار ميدهيم. از طرف ما يك گروه هم به <تايگر كاپ> رفت، ولي خوب اندونزي زود <اوت شد> و ما براي كسب اطلاعات لازم، بايد منتظر فرصتهاي بعدي و البته كه راهكارهاي ديگري باشيم.
كدام راهكارهاي ديگر.
ببينيد، ما بايد حريف خود را بشناسيم، اين شناخت با يك چند خط نوشته، يا يك نوار ويدئويي، ميتواند ممكن شود و با ديدن بازي آن تيم از نزديك، اطلاعات بهتر و كاملتري به دست ما ميدهد.
ما مربيان، <وقت زياد> نداريم. وقت زيادي هم نداريم. در واقع ما بايد به بهترين شكل از زمان استفاده كنيم. كار ما در زماني كه تيم ملي را مستقيماً در اختيار نداريم، دو بخش دارد: اول، شناسايي دايمي حريفان،دوم، بررسي موشكافانه، بازيكنان مورد نظر، چه درk< ليگ> و چه در كشورهاي ديگر.كار ما مثل كار مربيان شما الان خيلي سخت است. از كره، بازيكنان زيادي در تيمهاي مختلف بازي ميكنند و ما بايد همه اين نفرات را ببينيم.
الان كه من با شما حرف ميزنم ساعت 23/34 دقيقه چهارشنبه شب هفته پيش براي چند دقيقه استراحت، از جلسهاي كه با پيم وربيك داشتيم بيرون آمدهام. حدود 30 دقيقه ديگر، باز هم جلسه مسوِولان شروع ميشود. ميخواهيم تقسيم وظيفه كنيم.پيم وربيك، به اتفاق يك هلندي، روز پنجشنبه دو روز پيش راهي آلمان ميشود و سپس به انگليس ميرود تا 6 روز بچههاي تيم ملي كره را كه در بوندسليگا و ليگ برتر توپ ميزنند، در تمرين و مسابقه زير نظر ميگيرد. از نحوه بازياشان، به اندازه كافي، يادداشت برميدارد. سپس او در لندن شرايط يك زندگي اردويي 6-7 روزه را فراهم ميكند. قرار است ششم فوريه، در لندن با تيم ملي يونان بازي كنيم.
بعد از اين بازي، همه ما مربيان تيم ملي كره به تركيه پرواز ميكنيم و حدود 10 روز آنجا هستيم.
.jpg)
چرا تركيه؟ براي استراحت همان اروپا بهتر نيست. در لندن، يا در يكي از شهرهاي آلمان؟
كدام استراحت؟ استراحتي در كار نيست! سفر ما به تركيه يك سفر صددرصد كاري است. 6 تيم ازK ليگ، در تركيه اردو ميزنند كه نزديك به 17-18 بازيكن تيم ملي را دارند، ما به تركيه ميرويم تا در جريان تمرين اين ملي پوشان باشيم. استراحتي در كار نيست. مربي تيم ملي، مثل مربي باشگاهي، دايم كار دارد. مربي تيم ملي، دايره كارياش بزرگتر و گستردهتر است.مربي باشگاهي، به يك تيم ميپردازد. مربي تيم ملي به تعداد تيمهاي ليگ تيم دارد، امروز در امارات هستي، فردا به انگلستان ميروي، پس فردا، بايد مقيم تركيه باشي و بعد از آن وقتي مسابقههاي ليگ كره، موسوم بهK< ليگ> آغاز شد، بايد به هر شهري در كره سر بكشي.
خب، پس از ديدن بازيها و تمرينات چه ميكنيد؟
بررسي و آناليز، كنار هم قرار دادن اطلاعات، كنار هم قرار دادن بازيكنان در يك فضاي فرضي و مجازي ما قرار است يك تيم بسازيم و تيم ساختن بهخوديخود ممكن نميشود. حتي بهترين بازيكنان، بايد دستورالعمل و فضاي حركتي داشته باشند.الان، در فوتبال زمان تغيير حالت بسيار تعيينكننده است. چگونه از يك ايست اندك زماني، وقتي كه توپ را از حريف ميگيريم، استفاده كنيم.
و چگونه همين ايست، توقف زماني را، در زماني كه توپ از آن حريف ميشود، به او ندهيم. اين يك اتفاق چند ثانيهاي است ولي ما براي هر 90 دقيقه بازي بايد به شكلي برنامه داشته باشيم كه از همين دو زمان چند ثانيه اي به سود خودمان استفاده كنيم.اينجاست كه تمام مطالعات و همه اطلاعات و همه آناليز و بررسيهاي ما به دردمان نميخورد يا فايدهاي برايمان نخواهد داشت.
ما مربيان دايماً در حال مرور و تبادل اطلاعاتي هستيم كه داريم. مرتب داريم تيم خود را تغيير ميدهيم. اين تغييراتي در ذهن ما و روي كاغذهاي بسياري كه سياه ميشوند، شكل ميگيرد تا در زمين پياده شود.
جور كردن دو بازيكن با يك وظيفه مشخص، ممكن است ولي وقتي ريز وظايف يكي از اين دو يا هر دو نفرشان تغييركرد آيا باز هم از هماهنگي لازم برخوردار خواهند بود؟ دراين باره روي هر دو بدون مطالعه حرف زدن غير ممكن است. يعني نامسوِولانه است.
با مربيان باشگاهي هم سر و كاري داريد؟
دقيقاً و اين يكي از مهمترين جنبههاي كار مربي تيمملي است. اگر با همكاران باشگاهي رابطه اي سالم داشته باشي خيلي از كارهايت آسان پيش ميرود. اگر اين رابطه مخدوش باشد آن وقت حتي بايد منتظر باشي كه به قول ايرانيها يك چيزي ميگويند كه خيلي قشنگ است. چيز ميگويند چيز. پژمان نوزاد كه واژههاي به كار برده شده انگليسي را ميشنود به كمك افشين قطبي ميآيد و ميگويد، توي كارت ميگذارند.
بله، بله همين است، توي كارت ميگذارند. پس در رابطه با مربيان باشگاهي حتي يك حرف نسنجيده و مداخلهگرانه و تخطئهگرانه نبايد بگويي. شما بايد واقعيت را ببيني ولي لازم نيست هرچه را ميبيني به زبان بياوري. شما حق داريد نتيجه خودتان را بگيريد اما حق نداريد دانستههايتان را به سطح جامعه بكشانيد.
شما نبايد همكار باشگاهيتان را <خيط> كنيد
.jpg)
.
برگرديم به حرف خودمان در روزهايي كه مسابقه نيست مربيان تيمملي چهكارهاند؟
در آن روزها ما حال <ماركوپولو> را داريم. مثل سياحان و كاشفان هستيم. بايد راه بيفتيم و به همه جا برويم. روزنامهها را به دقت مطالعه كنيم. (ميخندد و ميگويد به شما بر نخورد. اغلب چيز به درد بخوري نصيب ما نميشود. پژمان به انگليسي توضيحي ميدهد از او خواهش ميكنم اجازه بدهد قطبي راحت باشد دلش را باز كند چون ما به اين <حرفهاي دل> تشكر داريم.
اول لازم است منظور از حرفهاي دل را به او حالي كنيم و سپس خواهش كنيم بيپروا هرچه ميخواهد و لازم ميداند بگويد. روزنامههاي كرهاي كمتر به خود فوتبال و بيشتر به چيزهايي ميپردازند كه شما هم در فارسي به آن ميگوييد حاشيه و ما بايد از دل اين حرفهاي غير مفيد نكتههاي مفيد پيدا كنيم.
گاهي ميفهميم كه فلان بازيكن تيمملي شبها دير ميخوابد. گاهي ميبينيم سرگرميهاي ناسالمي دارد. از دل اين نوشتههاي حاشيهاي ميتوان به دلايل خستگي، بيميلي، كند شدن و بيانگيزه شدن بازيكنان پي برد.
كشف نكات مهم از دل صدها حرف پيش پا افتاده.اما زماني هم هست كه در گزارش يك بازي يا تفسير آن نويسندهاي يا گويندهاي به نكتهاي كليدي در مورد بازي يك بازيكن اشاره دارد. شايد خودش هم اهميت اين حرف را نفهميده باشد ما وظيفه داريم همه اين اطلاعات را كنار هم قرار بدهيم تا معلوماتتان را كامل كنيم.
دستهبندي اطلاعات، ريز كردن آنها، خلاصه كردن آنها و همه چيز را دور از پيچيدگي براي سرمربي تنظيم كردن وظيفه مهم ديگر ماست.سرمربي - يا هر كدام از مربيان - بر اساس اين اطلاع <الك شده> با خود بازيكن، با مربي او گاهي حتي با همسرش حرف ميزند. ميدانيد ما يك تيم پراكنده در تمام كشور را اداره ميكنيم كه گاهي پراكندگي آنها را به كشورهاي خيلي دورتر هم ميبرد. مثل حالا كه تيمملي كره هم در ژاپن بازيكن دارد، هم در روسيه، هم در آلمان، هم در انگليس و اين مديريت كردن بر اين تيم را هزار برابر سختتر ميكند.ما وقتي اردو داريم نفس راحتي ميكشيم. در واقع <عروس> وقتي به خانه ما مربيان تيمملي كشورهاي صاحب فوتبال ميآيد كه تيمملي اردو ميزند. همه يك جا جمع ميشوند و تمرينهاي ما بر اساس مطالعات قبلي يك شكل واقعي پيدا ميكند.
.jpg)
قطبي حرفهاي ديگري هم زديم. از حرفهاي او برداشتهاي بيشتري هم كرديم كه در فرصتهاي ديگر به آنها ميپردازيم.فعلاً اين اولين سوغاتي سفر ذهني ما به امارات و كره براي امير قلعهنويي كه جربزهاش را كافي ميدانيم، تيزهوشياش را در حد بالا ارزيابي ميكنيم و قدر مسوِوليت بسيار بزرگش را حتي گاهي بيشتر از خود او ميدانيم.قلعهنويي از ماخواست تا به او كمك كنيم و ما تا به امروز هر چه كردهايم با همين قصد و با همين نيت بوده. حتي اگر دواي تلخي را خواستهايم به زور در گلويش بريزيم.آيا امير قلعهنويي حالا براي خودش مجال لاس زدن با تيم استقلال را هم قايل است؟ بستگي به خود او دارد و ميزان استفاده از هوش سرشارش ...