فوتبال ايران هر روز بدتر از ديروز!
۱۸تيمى شدن ليگ از آن دست تصميماتى بوده كه معلوم نيست بر مبناى چه كار كارشناسى و براساس چه شاخصه هايى صورت گرفته است. آن روز كه كيومرث هاشمى اعلام داشت خبر تاپ را شنيديد يا خير معلوم بود كه خود يكى از حاميان طرح اين موضوع بوده كه هماهنگى هاى لازم را براى طرح در جلسه و رأى آوردن آن انجام داده، چون صفايى فراهانى خود را مخالف اين طرح مى داند. صفايى با پاسخ هاى دلسرد كننده از واقعيتى پرده برمى دارد كه به نفع فوتبالمان نيست.
گفته مى شود در جلسات AFC كه در زمان صفايى برگزار مى شد او اعلام كرده بود كه براى ليگ حرفه اى ايران ۸ تيم هم زياد است و تعداد بايد كمتر گردد اما در نهايت با ۱۲ تيمى شدن اولين دوره ليگ برتر موافقت كرد كه با پيراهن هاى شماره دار انگليسى آغاز شد در حالى كه هيچ كدام از تيم ها خصوصى نبودند و سايه حمايت دولت روى ليگ برتر آشكار بود.
هيچ تيمى ورزشگاه اختصاصى نداشت اما با گذشت زمان و جدى شدن كار، باشگاه ها دست به كار شدند تا امكانات حداقلى براى يك ليگ حرفه اى فراهم كنند اما بعد از ۶ سال هنوز اين سؤال وجود دارد كه براى ۱۸ تيمى شدن ليگ ظرفيت هاى فوتبال ما بررسى شده است؟ آيا به تبعات، زيان ها و مزيت هاى اين طرح تعمق كافى شده است؟ على آبادى، رييس سازمان تربيت بدنى معتقد است كه ليگ بايد ۳۰ تيمى برگزار شود و به حق هم سخن زيبايى گفته شده اما آيا مى توان با امكانات موجود چنين كارى را انجام داد؟ مگر ما در اين فوتبال چه داريم كه اين همه دست و دلبازى به خرج مى دهيم و بر آن اصرار مى ورزيم؟ تعداد زمين هاى استانداردمان را مى شماريم و مى بينيم حتى به تعداد انگشتان يك دست هم نمى رسد و فوتبالمان در زمين هاى پرچاله و چاه (!) رشت، شيراز، اهواز، آبادان و حتى انزلى و كرمان دنبال مى شود. اصلاً چرا جاى دورى مى رويم، در همه دنيا خبرنگاران جايگاه ويژه اى در نزد باشگاه ها و فدراسيون فوتبال دارند و همين الان كه تنور ليگ بى جوش و خروش و بدون لذت ايران گرم است فقط و فقط به خاطر حمايت خبرنگاران است اما ما در كدام زمين فوتبال جايگاه مخصوص به خود را داريم و كدام تيم ها حاضرند هزينه هاى ما را متقبل شوند تا به تيم خودشان كمك شود؟ تا به حال ذره اى فكر شده كه فوتبال بدون سر و صداى روزنامه ها چقدر كسل كننده و بيهوده خواهد بود؟ آيا ما ۱۸ سرمربى براى تيم هايمان داريم كه بخواهيم براى آنها برنامه ريزى كنيم؟ ما بازيكن خوب پرورش يافته و درست تمرين كرده داريم كه در تيم هايمان قرار دهيم يا باز هم مى خواهيم دست به سوى بازيكنان درجه سوم اروپايى و آفريقايى دراز كنيم كه توسط دلالان و شبكه وسيع واسطه گرى وارد فوتبال شوند و ارز از اين مملكت خارج كنند.
از اين تصميم ها چه تحليلى مى توان داشت و چگونه مى توان از آن حمايت كرد؟ در فوتبالى كه حتى نمى تواند خود را با تقويم فيفا هماهنگ كند نمى توان انتظار بيشترى داشت. از فوتبالى كه رختكن يكى از پرطرفدارترين تيم هايش پشت وانت است چه انتظارى مى رود؟ از فوتبالى كه تيم آسيايى اش براساس اهمال كارى حذف مى شود چه مى توان گفت؟ آيين نامه ليگ بعد از ۶ سال نياز به بازنگرى ندارد يا داستان نقل و انتقالات و تبليغات اصلاحات را نمى طلبد. كدام باشگاه ها بر فوتبال پايه، آموزش و تحقيق تكيه دارند و بر آن صحه مى گذارند؟ متأسفيم، بايد گفت تصميم گيرى در حوزه فوتبال ـ و بلكه ورزش ـ عكس العملى است و ما فقط نمايش فوتبال مى دهيم. در زمين اهواز كه همه تيم ها به زير توپ زدن دل بسته اند، در اصفهان كه همه منتظرند تا سوت پايان به صدا دربيايد و در مشهد كه همه منتظر جنجال جديدى هستند پس چه كسى از فوتبال لذت مى برد؟ نتيجه گرايى فوتبالمان را كشته است چون هيچ كس جايگاه خود را نمى شناسد و از حيطه خودش خبرى ندارد.
آيا امروز آلمان، ايتاليا و انگليس با آن همه امكانات و حفظ اصول حرفه اى عقلشان نمى رسد كه ليگشان را با تعداد تيم بيشترى برگزار كنند كه حالا ما مى خواهيم بدون بسترسازى و امكانات لازم، ليگ را ۱۸ تيمى برگزار كنيم؟
و سؤال آخر اين است كه در نهايت چه كسى پاسخگوى مشكلات و دردسرهاى ۱۸ تيمى شدن ليگ خواهد بود؟