همه جنگیدن ، یقه همه را گرفتن به این و آن پریدن ، حساب رسی کردن ، تف سر بالا انداختن و یه عالمه کارهای بچه گانه کردن کاریست راحت و آسان که یک بچه دبستانی هم توان انجام این کارها و ناهنجاریها را دارد اما امروزه روز ،میبینیم تمامی این کارها از کسی سر میزند که مرد اول تیم ملیست ، کسی که زیر ذزه بین است اما به واقع نمی خواهد رفتار کوچه و خیابانی اش را با رفتار یک مربی جنتلمن و کار بلد و سیاست مدار عوض کند . میگویند الگوی حاج امیر مردیست چشم آبی با شکمی بر آمده که لوطی مسلک است و دارای گذشته ای درخشان در زمان بازیگری . علی پروین همان مردیست که الگوی حاج امیر ماست اما شاید امیر خان یک بار زحمت این تفکر را به خودش نداده که علی پروین کجا و من کجا ؟ باید قبول کرد که علی پروین با هر شیوه ای که دارد مدیریست که اگر جنگی را هم با کسی داشته باشد در آخر دوست داشتنیست . علی پروین طرف جنگش را میشناسد میدان را میشناسد حتی حرف زدن را هم بلد است اما امیر خان قلعه نوعی ذره ایی از محاسن استادش را به ارث نبرده است . روانشناس بودن و سیاست مدار بودن دو مشخصه مربیان موفق است .
او سیاست مدار نیست !!
بله او ذره ای از سیاست مداری در رفتارش نیست . شاید به همین علت باشد که خیلی از هوادارن اشتقلال را با رفتن به جنگ ناصر حجازی بر علیه خودش مسلح کرده و یا با ادبیات بدش روزی به عادل فردوسی پوری میپرد که بی شک اگر فوتبالیست هم نبوده اما حالا یک فوتبال شناس ماهر است و دارای طرفداران خاص خودش است . اگر بسیاری با محمد مایلی کهن موافق نباشند اما از حرمت شکنی یک شاگرد بیزارند . لحن زشت و ادبیات زشت تر در رسانه ملی با میلیونها بیننده ذهن هر بیننده ای را مشغول خود میسازد که واقعآ چرا مربی تیم ملی ما رسانه ملی را با رختکن استقلال اشتباه گرفته است . امیر قلعه نوعی شاید توان کنترل هیجانات درونی خودش را ندارد و با این ادبیات بد ردپای بدی را در تفکرات مردم به جامیگذارد . او توان تفکر بر روی بازتاب جملاتش را هم ندارد ، او اگر نمیداند حملاتش علیه مطبوعات چه عواقبی برایش میتواند داشته باشد بد نیست مشاوری کار بلد را برای نوشتن اظهاراتش به خدمت بگیرد .
گفتن جملاتی در مورد دادن جریمه به کنفدراسیون فوتبال آسیا و فرار از محرومیت از بی خبری عواقب گفته های شخص نظر دهنده این جملات است که کسی نیست جز امیر خان یا همان حاج امیر خودمان . شاید به خاطر همین موضوع باشد که این روزها امیر خان چشم دیدن هیچ کس را ندارد . نه روزنامه نویس نه پیش کسوت و نه ...... خطاب کردن بازیکنان استقلال به ماکسیما سوارانی که لیاقت ژیان سواری را هم ندارند و یا دادن لقب کفش پاره و پا پتی به بازیکنان گم نام شیرازی و ساختن چماق از این دو موضوع برای نوازش بازیکنان تیم اولش یعنی استقلال (( تیم دومش احتمالآ تیم ملیست !! )) و تمامی موضو عات ریز و درشت دیگر از امیر خان چهره بدی را به نمایش گذاشته است.
ناتوانی در ایجاد ارتباط !!
ناتوانی در ایجاد ارتباط و داشتن روابط اجتماعی قوی با مردم، روزنامه نگاران و اهالی فوتبال شاید او را در بد مخمصه ای انداخته باشد . شاید او دوست دارد راه استاد را در پیش بگیرد اما کسی نیست که به او بگوید آدرسش را اشتباه میرود و تازه مگر خود پروین عاقبت خوشی داشته که حالا مقلد او به نیک فرجامی نائل شود؟!
جنگیدن با همه بی احترامی به پیش کسوتان و داشتن غرور بیش از اندازه امیر خان را بیشتر در ناتوانیش در ایجاد ارتباط در دردسر می اندازد . او باید بداند چگونه حرف بزند راه احترام و دیالوگ با پیشکسوت را بداند از رسانه ها توان استفاده کردن را داشته باشد تا بتواند خودش را روز به روز محبوب تر و نه منفور تر به جامعه نشان دهد و روی هر کلمه و جمله اش و دیالو گهایش بیندیشد و بدون اندیشیدن کلمات را از دهانش به بیرون نریزد . تمامی نکات ، مواردیست که مربیان به اهداف فوتبالیشان بشتر نزدیک تر میکند و رعایت نکردن این موارد تمامی پلهای پشت سر را ویران میکند و به تنهایی امیر خان را به جنگی خود ساخته و محکوم به باخت روانه میکند .