با وجود حضور بازیکنان نامداری در تیم بارسلونا، تورام همچنان همان تورام خوش اندام با ژست قهرمانی اش است. بر خلاف بسیاری از هم تیمی هایش او بنظر نمی رسد که گرفتار غرور شده باشد. در زمین تمرینی بارسا نزدیک به نیوکمپ او به همان آسانی که با بازیکنان اطرافش صحبت می کند این کار را با بچه هایی که در درب ورودی صف کشیده اند هم انجام می دهد. تورام مردی نیست که بواسطه شهرت تحت تاثیر قرار بگیرد. اخیرا او در محوطه ساختمان اداری باشگاه بارسلونا در حالی که یک ژاکت آبی و شلوار جین پوشیده بود در میان کارکنان تلویزیون و روزنامه نگاران ال موندو و اکیپ گفت: از همه جهت عالی است، باورنکردی برای پسربچه ای از خیابان ها که من را دوست دارد. اما من همیشه خودم را به یاد می آورم که فقط یک فوتبالیست هستم. همه کسی فرصت ندارند این چیزها را ببینند یا به این شیوه زندگی کنند و خیلی چیزها در زندگی مهمتر از پول، شهرت و یا حتی فوتبال وجود دارند.
تورام در 34 سالگی در دور آخر فوتبال بازی کردنش است، دوره ای که او از آنه برتراند در گوادلوپه در کاریبن فرانسه شروع کرد و تا جایی رسید که حتی توانست رکورد میشل پلاتینی بزرگ را در زمینه بازی های ملی جابجا کند. او در جام جهانی آلمان توانست ارقام بازی های ملی اش را به عدد 126 برساند. از دیگر افتخارات او اینکه جزو بازیکنان دارای قهرمانی جهان است و همچنین در بزرگترین مسابقات باشگاهی دنیا توپ زده است.
او وقتی که به فرانسه رسید 9 ساله بود. مادر تورام، برای کسب یک شغل مناسب چهار سالی را دور از تورام جوان و دیگر خانواده اش بود. پدر او نقش زیادی در زندگی اش نداشته است و او فقط یکبار و آن هم در سالمندی پدر را دیده است و از او چندان یاد نمی کند. با این وجود مادر به سختی کار کرد تا سرانجام توانست خانواده اش را که شامل 5 فرزندش بود به فونتاین بلو منطقه ای در جنوب شرقی حومه پاریس بیاورد. در اینجا بود که تورام فوتبال بازی کردن را با دوستان پرتغالی، پاکستانی و عربش شروع کرد. او اخیرا بر رمان حاشیه شهر سیاه اثر تامت ریام یک مقدمه ای نوشت که تقریبا بیانگر تجربیات آن روزهایش است.
رلیکس اوفران یک دوست دوران کودکی درباره او می گوید: او به هیچ وجه تغییر نکرده است. او همان پسری است که فوتبال بازی کردن را دوست دارد. ساندرا، همسر تورام که او نیز از گوادلوپه می باشد می گوید که آنها دو فرزندشان را با همین احساس که از خودشان مانده است تربیت می کنند.
بازیکن سابق تیم ملی فرانسه وینسنت کاندلا که زمان زیادی است در ایتالیا فوتبال بازی می کند و باشگاه هایی همچون رم، اودینزه را طی کرده است و اکنون در مسینا توپ می زند از نقش خود در قبال تورام به عنوان یک شاگرد یاد می کند و می گوید: من از او خیلی یاد گرفتم. هیچ کس به اندازه تورام برجسته نخواهد شد. آنها می دانند که بازی را در نیمه راه باخته اند.
تورام، با وجود سالها بازی کردن در باشگاه هایی همچون موناکو، پارما، یوونتوس و اکنون بارسلونا و همچنین قهرمانی جام ملتهای اروپا در سال 2000 او بیشتر به جهت دو گلی که در بازی نیمه نهایی جام جهانی 98 فرانسه مقابل کروواسی زد شناخته می شود. فرانسه آن بازی را 2 بر 1 به سود خود به پایان رساند.
از این دو گل به دو گل مشهور در تاریخ فوتبال فرانسه یاد می شود. ارزش این گلها زمانی مشخص می شود که بیاد بیاوریم کروواسی تیم شگفتی ساز جام 98 بود. آنها 3 بر صفر در مرحله قبل (یک چهارم نهایی) ژرمن ها را شکست داده بودند. داور شوکر کرووات که آن زمان در رئال مادرید توپ می زد بی نظیر کار می کرد. با شروع نیمه دوم این مهاجم کرووات از اشتباه تورام استفاده کرده و تیمش را پیش انداخت.
تورام هنوز هم نمی تواند درباره آن شب توضیح بدهد. او می گوید: مانند یک خلسه بود. من هنوز خاطره ای از آن چه رخ داد ندارم. من به امه ژاکه و دیگر بازیکنان لازم بود تا به من بگویند که پیروز شده ایم و اینکه ما در فینال جام جهانی هستیم.
امه ژاکه از وضعیت تورام در آن شب به یک حالت مرموز یاد می کند و مارسل دسایی مدافع اسبق تیم ملی فرانسه که بعد از گلزنی تورام برای شادمانی به سراغش آمده بود با بیان این صحبتها از سوی تورام: «چه شده است؟ شما چه کسی هستید؟» بر این گفته ژاکه مهر تایید می زند. اکنون تورام جواب می دهد؟ من نمی دانستم چه کسی و کجا بودم.
گل اول فرانسه و تورام در حدود یک دقیقه بعد از گل شوکر به ثمر رسید و به فرانسوی ها قوت قلب دوباره بخشید. گل دوم دوم در دقیقه 70 سبب راهیابی فرانسه به فینال بازیها شد. آنها باید در فینال مقابل برزیل قرار می گرفتند. ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه از آن بازی به زیباترین روز در تاریخ ورزش فرانسه یاد کرد.
در آن سال دولت فرانسه، تورام را به عضویت لژ دونر در آورد که بزرگترین افتخار شهروندی در فرانسه به حساب می آید. اما از آن به بعد بود که تورام چهره دیگر خود را نیز نشان داد. او به عنوان منتقد سیاستهای دولت از همه جهت رفتار می کرد. در پی شورشهای حومه پاریس در نوامبر 2005 که به شهرهای دیگر فرانسه نیز کشیده شد تورام علنا حمایت خود را از جوانان عرب و سیاه پوستی که ماشینها را آتش می زدند و به پلیس حمله ور می شدند اعلام کرد. وقتی که نیکولاس سارکوزی، وزیر کشور فرانسه، که اکنون برای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه کاندید شده است به آشوبگران لقب پس مانده را داد تورام گفت: اگر آنها پس مانده هستند پس من هم پس مانده هستم.
تورام در گفتگو با ما نیز گفت: درست است که من به عنوان یک فوتبالیست به موفقیت رسیده ام اما این یک استثنا است و خیلی نادر. اغلب بچه ها در حومه های شهرها راهی به بیرون ندارند و این دلیل طغیان کردن است. من شورش را تایید نمی کنم اما آن را درک می کنم.
با اظهارنظرهای تورام اکنون دیدگاه ها درباره او در فرانسه به دو دسته تقسیم شده است. گروهی او را در زمره چپ های افراطی می دانند و گروهی او را الگوی نسل جوانان مهاجر که مورد توجه قرار نگرفته اند.
راست های افراطی به سرکردگی جان ماری لوپن از تورام به عنوان یک شهروند غیر اروپایی و یک توهین به ملت فرانسه نام می برند. چپ های میانه رو نیز دور بودن تورام از این محیط و قرار داشتن او به عنوان یک فوتبالیست در جایگاهی اشرافی که نظرات سیاسی اش را برای حومه نشینان پاریسی بیان می کند یک دورویی ارزیابی می کنند. اما جوئی استار خواننده اسبق رپ، که خود نیز یک بچه خیابانی اصیل بوده و با تهدیدات پلیس بیگانه نیست درباره تورام می گوید: تورام با الاغ ها صحبت نمی کند. او حقیقت را می گوید.
از اینها که بگذریم در کافه ای در جنوب پاریس ایمد که یک فوتبال دوست تونسی الاصل است به ما می گوید: تورام ما را فراموش نکرده است.
تورام می گوید: لوپن و دوستانش قطعا درباره تاریخ فرانسه چیزی نمی دانند. با این وجود من خوشحالم که فرانسوی باشم. آیا کسی می تواند بگوید که من اگر یک فوتبالیست نبودم یک شورشی می بودم؟ من با این بچه ها زندگی کرده ام. من آنچه که پلیس فرانسه دوست دارد را می دانم. چگونه آنها سعی دارند شما را بخاطر نژادتان تحقیر کنند. سارکوزی از پلیس و هواداران دست راستی اش می ترسد و بنابراین خشونت ها و مهاجرین را محکوم می کند، چه کسی اکنون بچه هایی را که به دست پلیس کشته شده اند به یاد می آورد.
چند سال قبل از حمله تورام به سارکوزی او به عنوان مشاور کنسول اینتگریشن منصوب شد. این سازمان بالاترین مرجع فکری ای می باشد که می تواند نظراتش را درباره مباحث نژادی به دولت مستقیما گزارش کند و همچنین کنفرانس هایی را با عنوان اسلام و جمهوریت تاکنون برگزار کرده است.
اما تورام بحث جدیدی را آغاز کرد که بدین گونه بود: برای عقلای سفید مشکل این است که من یک غیرسیاه نیستم، یک نمونه سیاه نادان. من تاریخ مردم خودم را می دانم. من می دانم فرانسوی بودن به معنای آزادی است و بنابراین من هم فرانسوی و هم سیاه هستم و نمی ترسم بگویم که این دو هویت با هم یکجا باشد.
در سال 2006 دامنه حملات تورام به سارکوزی بیشتر شد و تورام او را متهم به اعمال سیاست ترس و جهل و ارعاب بچه های حاشیه نشین کرد. تورام گفت: سارکوزی خودش یک بچه مهاجر است. تورام می گوید که سارکوزی از خانواده های مهاجر مجاری بازمانده از جنگ هست.
در ژوئیه گذشته تورام در مصاحبه با نشریه ای به سارکوزی در زمینه این که مهاجرت را یک تهدید می پندارد هشدار داد. او در گفتگو با ما نیز تاکید کرد که سارکوزی حتی از آتش زدن مناطق حاشیه نشین شهری نیز راضی خواهد بود چنانچه به رای بیشتری برای او بیانجامد.
در حادثه ای که در فینال جام جهانی و با ضربه سر زیدان به ماتراتزی بوجود آمد تورام از هم تیمی اش دفاع سختی انجام داد. او به تندی به ماتراتزی تاخت و گفت: بازیکنانی مانند ماتراتزی یک بیماری در مسابقه هستند. نژادپرستی یک زیان اجتماعی است.
تورام افزود: من زیدان را درک می کنم. او دوست من و هم تیمی من است. شما نمی توانید درباره او قضاوت کنید. او یک بازیکن بزرگ و یک انسان بزرگ است. من او را می ستایم.
در سال 2001 در کمتر از یک ماه بعد از حملات تروریستی 11 سپتامبر در استادوفرانس مسابقه ای بین دو تیم فرانسه و الجزایر برگزار شد. گفتنی است که الجزایر پس از جنگهای فراوان سرانجام در سال 1962 از فرانسه استعمارگر آن زمان استقلال خود را کسب کرد. اما مسابقه لغو شد چرا؟ جوانان حومه نشین الجزایری تبار که به ورزشگاه آمده بودند سرودهایی در حمایت از اسامه بن لادن سر دادند و زیدان و یارانش را از فحش بی نصیب نگذاشتند. تورام در حالی که اشک از چشمانش جاری می شد به سخت رختکن دوید، بدون این که با کسی صحبت کند. اکنون تورام درباره آن روز می گوید: آنچه در آن شب رخ داد یک فاجعه بود. من همیشه عقیده دارم که کار اشتباهی بود. من امیدوار بودم و هنوز هم امیدوار هستم که همه نژادها با هم زندگی کنند اما من آن شب خشم و تنفری را دیدم که مرا از آینده ترساند.
تورام یکی از مشتاقان اثار مارتین لوترکینگ، مالکوم ایکس و دیگر سردمداران جنبش برابری سیاهان با سفیدها است. او شاعرانی همچون آمه کاسیره و لوپوله سینوره را که از کاریبن همان محل کودکی تورام هستند نیز ستایش می کند. تورام علاقه مند به خواندن کتابهای فرانتس فانون است. از فانون به عنوان یکی از فعالان در قیام الجزایری ها بر علیه استعمار فرانسه نام برده می شود.
اکنون برخی نظریه های فانون را با این دلیل که عامل طغیان ملت های جهان سومی است تقبیح می کنند. تورام می گوید: شما می توانید بین آنچه فانون می گوید و خشونت های اخیر در پاریس، آنچه مردم فلسطین انتفاضه می نامندش تشابه ایجاد کنید. برای اینکه واقعا حاشیه های شهرها ها شبیه همان جهان سوم است. من از خشونت حمایت نمی کنم. فانون هرگز به کسی به خاطر نژادش توهین نکرد. برای من این یک نقطه آغاز خوبی است.
در سپتامبر گذشته تورام به همراه پاتریک ویرا هم تیمی اش در تیم ملی فرانسه 70 مهاجر آفریقایی را که فاقد مدرک شناسایی بودند به بازی فرانسه و ایتالیا از سری بازیهای مقدماتی یورو 2008 دعوت کرد.
این اقدام آنها اعتراضات بسیاری را برانگیخت و تورام در جواب گفت: من به هدفم رسیدم. این شروع یک بحث بود. خواستیم با این کار به جامعه نشان بدهیم که آنها با همنوعانشان چه می کنند.
تورام سالها در فوتبال ایتالیا با وجود شهره بودن مدافعانش در زمره بهترین مدافعان بوده است. او درباره ایتالیا اینگونه صحبت می کند: ایتالیا خانه دوم من است. من عاشق مردم وروح فوتبالی آن هستم.
گفتنی است که تورام اولین مبازراتش را با نژادپرستی از همان پارمای ایتالیا شروع کرد. او در این باره می گوید: در بازی بین پارما و میلان بود. وقتی که هواداران پارما بر علیه ابراهیم با و جرج وهآ شعارهای نژادپرستانه سر دادند. متصدی مطبوعاتی سعی می کرد تا مانع من شود که حرفم را در این مورد بزنم. ولی من در زمین تمرینی تیم به هواداران حرفهایم را و ناراحتی هایم را در این باره گفتم. هفته بعد آنها یک بنر که بر رویش نوشته بود «تورام، لطفا ما را ببخش» آورده بودند. من کارشان را دوست داشتم.
او در فصل تابستان بعد از ماجرای سقوط یووه به سری B به بارسلونا پیوست و علیرغم جای نداشتن در ترکیب اصلی تیم اش در بیشتر اوقات باز هم راضی است. او در دسامبر دچار مصدومیت کشیدگی ماهیچه ای نیز شد. تورام در پاسخ به سوالی که آیا برای طولانی مدت در اسپانیا خواهد ماند می گوید: من دوستان زیادی در ایتالیا دارم. این فقط یک شروع برای من است. من فقط یک فوتبالیست هستم و سخت کار خواهم کرد و بهترین کارم را انجام می دهم.
تورام در پایان صحبت هایش می گوید: ممکن است من کارهای دیگری را بعد از بازی ام انجام دهم، ممکن است من بتوانم وارد سیاست شوم. ممکن است من بتوانم یک معلم بشوم. اما من می خواهم مؤثر باشم.
منبع: Guardian