تبريك به فوتبال ايران
قلعه نويى تيم بيرونى را ارنج مى كند
او مى خواهد همچنان باشد و براى بودن با چنگ و دندان مواضعش را حفظ مى كند. استقلال همه چيزش است و نمى تواند آن را به حال خود رها كند.
امير قلعه نويى كه سرمربيگرى تيم ملى به عنوان شغل دومش محسوب مى شود دوباره به استقلال نزديك مى شود گويى از گذشته تجربه نياموخته يا بهتر است بگوييم چشمانش را بر همه خطاها و اشتباهاتش در محروميت استقلال بر بسته و طرحى نو براى «بازگشت» فراهم آورده است. «من از استقلال به تيم ملى رسيدم» اين جمله اى است كه بارها از زبان امير شنيده ايم و تأسف خورديم كه چرا او تا اين حد موضوعات را با هم در مى آميزد و اصل ماجرا را در تصميمات غلط و پرخطايش پنهان مى كند.
قلعه نويى مى خواهد بار ديگر بازيگر ۲ صحنه متفاوت باشد؛ يكى در تيم ملى ايران و ديگرى در باشگاه آبى پوشان پايتخت تا از كنار اين دو بتواند به اميد ديگرى زنده بماند. شايد هم او چندان كار نادرستى نمى كند.
پشت پرده ۲ انتخاب
امير قلعه نويى نمى تواند بپذيرد كه از استقلال جدا شود گويا او واژه موقتى در پست سرمربيگرى فوتبال را به درستى تحليل كرده است و مى داند هر لحظه ممكن است از پيراهن سپيد ملى ايران دور شود و در اين ميان سرش نبايد بى كلاه بماند.
از طرفى باشگاه استقلال مى تواند در هر لحظه و با كوچكترين غفلتى محلى براى طيف مخالفان امير شود و اينگونه خواهد بود كه او سال هاى سال از آبى پوشان دور خواهد ماند و راهى براى بازگشتش وجود ندارد. ناصر حجازى كه مخالفتش با امير علنى شده است امروز در تهران مانده و تمامى تعهداتش در نساجى مازندران را به فراموشى سپرده است تا كدهاى لازم را به مسؤولان جديد هيأت مديره استقلال بدهد كه يعنى من هستم! او كه روزگارى مدعى بود نمى تواند همانند بسيارى تملق بگويد امروز به هر كار كوچكى دست مى زند تا به استقلال بازگردد غافل از اينكه اصلاً او جزو بازى به حساب نمى آيد اما واقعاً چه دليل قانع كننده اى بر اصرار قلعه نويى براى ماندن در استقلال وجود دارد؟
مى توان پاسخ اين پرسش را اينگونه بررسى نمود كه امير قلعه نويى سرمربى تيم ملى ايران اميد چندانى به كسب مقام در جام ملت ها ندارد و مثل روز روشن است كه نمى تواند با اين همه ستاره و لژيونر چگونه برخورد كند كه در كوران مسابقه ها و مواقع بحرانى او نتواند مديريت لازم را از خود نشان دهد و از طرفى تدارك مناسبى براى درخواست هايش صورت نمى گيرد و هيچ گاه تيم به شرايط آرمانى نمى رسد و از سوى ديگر مى توان ادعا نمود كه على كريمى و ديگر لژيونرهاى ايرانى كه زمانى برانكو برايشان كوچك بود و نمى توانستند با او كار كنند چگونه راضى به تبعيت از دستورات ژنرال سابق ارتش آبى ها مى شوند؟
همين دلايل به ظاهر ساده موجب شده كه او به عدم موفقيت در جام ملت ها هم احتمال هر چند كمرنگى بدهد و براى همين فضايى را براى خود در استقلال به وجود مى آورد تا پس از بازيهاى جام ملت ها به عنوان يك سرمربى به پايتخت برگردد و همان ژنرال براى هواداران بماند.
شرايط چگونه آماده مى شود؟
اختلافاتى كه در هيأت مديره گذشته وجود داشت سازمان تربيت بدنى را مجاب كرده تا هيأت مديره اى بدون تنش و بحران را بر سركار بگمارد، آنچه كه محتمل به نظر مى رسد ابقاى ايروانى، قريب و زريبافان در سمت هايشان است و از طرفى اميدوار رضايى به عنوان مديرعامل از گزينه هاى جدى به شمار مى رود كه توانسته چندين پايگاه در روزنامه ها براى خود دست و پا كند و از طرف ديگر با طرح شكايت از AFC نظرها را به سوى خود جلب كند اما جالب تر اين است كه همه اين افراد رابطه بسيار خوبى با امير قلعه نويى دارند و از موافقان رييس سابق سازمان فوتبال استقلال محسوب مى شوند. جالب اينكه قلعه نويى هم در اين چند روزه در تلاش بوده كه يك هيأت مديره همسو با خودش تشكيل دهد.
سرمربى تيم طى اين چند روز بسيار پركار بوده و در جلسات مختلف براى انتخاب اعضاى هيأت مديره شركت كرده است و حتى برخى منابع اعلام كرده اند به برادر رييس جمهور هم پيشنهاد داده تا در اين هيأت حضور بيابد كه البته بعيد است چنين اتفاقى بيفتد.
به هر حال آنچه كه عيان مى باشد حضور مجدد قلعه نويى در تصميمات باشگاه استقلال است و اين نشان مى دهد تذاكرات و جلسات هاشمى و سازمان با قلعه نويى براى اختصاص زمان به تيم ملى بى تأثير بوده و او همچنان بر مواضعش ايستادگى مى كند. تشكيل يك هيأت مديره همسو موجب خواهد شد كه سرمربى تيم ملى در اين فصل به عنوان مشاور عالى براى باشگاه فعاليت كند و فصل آينده به طور قطع به عنوان سرمربى استقلال بر بستر كار قرار گيرد.
نكته جالب توجه اينجاست با اينكه مخالفان قلعه نويى با حذف پست رييس سازمان فوتبال عملاً همه تقصير حذف استقلال از جام باشگاه هاى آسيا را به گردن او انداخته اند اما در پايان به سود قلعه نويى تمام شده و حتى مخالفان او در هيأت مديره نيز كنار رفته اند.
تبريك به رييس سابق سازمان فوتبال
تجربه سال به ما نشان داده كه اينگونه فعاليت ها نتيجه اى جز شكست ندارد.
كافى است روزهاى دوشغله بودن همايون شاهرخى يا محمدمايلى كهن را به ياد بياوريم كه چگونه منزوى شدند و ديگر هم نتوانستند به روزهاى خوبشان بازگردند.
مبارك شما باشد قلعه نويى عزيز، آنچه كه شما انجام مى دهيد و راهى كه جنابعالى مى رويد به مقصد راهى ندارد چون از گذشته ها به ما گفته اند «بار كج به منزل نمى رسد» و شما هم نمى توانيد اين بار كج را به منزل برسانيد.
امير از گذشته درس نگرفته و اينگونه است آبرويى كه براى خودش جمع كرده را اندك اندك به هدر مى دهد، تيشه بر پيكر نحيف خود مى زند و اينگونه است كه مى خواهد خيلى زود از صحنه فوتبال به گوشه رانده شود، او بايد بيشتر انديشه كند هر چند مى دانيم به اين ماجرا تمسخرآمير مى نگرد.