حالا او سرمربى استقلال است
ديگر حتى يادمان نمى آيد كه مربى جوان وقتى جلوى دوربين قرار مى گرفت بلد نبود كه چگونه مصاحبه كند و به چه ترتيب گفت و گو را پيش برد.
او از روابط عمومى و خوش برخوردى سر رشته اى نداشت و هر بار تقاضاى مصاحبه اى مى شد يا رد مى كرد يا از اولين لحظه به خودش مى گفت: بس است ديگر؛ اين آخرين سؤال باشد. عبدالصمد مرفاوى، سرمربى جوان استقلال حالا خيلى تغيير كرده است، او نسبت به ابتداى فصل بزرگتر شده و سنجيده تر رفتار مى كند و اين نشان مى دهد كه صمد به بلوغ نزديك مى شود. اختلاف اساسى او با امير بسيار است و از زمين تا آسمان با هم متفاوتند اما مهمترين ويژگى صمد اين است كه هيچ تلاشى براى به دست آوردن سكوها و همراه كردن ليدرها با خود ندارد، سرمربى جوان استقلال اينگونه نشان مى دهد كه خودم بايد اينقدر خوب باشم تا تشويقم كنند وگرنه من براى اين چيزها پول نمى دهم.
هرچه استقلال بازيهاى بيشترى انجام مى دهد پخته تر و بهتر عمل مى كند و اين مورد در مورد سرمربيش نيز صدق مى كند چون صمد چهره جديدى از خود نشان داده و مستقل تر و مصمم تر تصميماتش را مى گيرد و بر آن پافشارى مى كند.
حذف استقلال از جام باشگاه هاى آسيا حادثه اى ناگوار و فراموش نشدنى است اما در اين ميان چنين سرافكندگى بزرگى فقط يك برنده داشت: «عبدالصمد مرفاوى!» براى اين سخن دليل به اندازه كافى وجود دارد، اهمال بخش ستادى استقلال موجب شد كه دست همه آنها از استفاده نام بزرگ استقلال كوتاه بماند و از نجف نژاد تا قلعه نويى اسير اين «اشتباه تاريخى» شوند و دور ماندن آنها از قدرت، برقدرت صمد افزود تا به عنوان تنها ناجى اين تيم دور بردارد و بزرگتر شود.
در اين حالت قلعه نويى ديگر جرأت نزديك شدن به استقلال را ندارد تا آبها از آسياب بيفتد و از سوى ديگر از ميزان دخالت ها و توصيه هايش بكاهد تا همانند يك انسان عاقل از خطرات بعدى و بدتر شدن وضعيتش بكاهد. از سوى ديگر حضور يونگ در استقلال موجب شد كه ميزان دخالت هاى امير خود به خود كمتر شود و صمد كه تا به حال نمى توانست در مقابل امير قلعه نويى بايستد - به دليل حق شاگردى و حفظش در استقلال و انتخاب سرمربيگرى - اما به راحتى اين توانايى را دارد كه از اختيارات يونگ بكاهد و در مقابل چشمان تماشاگران بر او بتازد.
رفتار يكشنبه صمد و انتقاد از سيستم نادرست يونگ سندى بر اين گفته است كه با تغييرات مرفاوى به يك پيروزى دلچسب تبديل شد.
هنوز اين گفته صمد در گوشم است كه مى گفت: الان وقتى شاكى مى شوم دست راستم را مشت مى كنم و به كف دست چپم مى كوبم و او مدت ها است اين كار را نمى كند، ديگر از خودخورى ها و فروخوردن هايش خبرى نيست و گويى «آزاد» شده و هر آنچه را كه تصميم مى گيرد لحاظ مى كند، مربى ساده، بى كلك و بى رياى ديروز استقلال كه همين طالب لو، صادقى، حيدرى، جبارى و آندرانيك را ساخته بود حالا بزرگ شده است و براى خودش اعتبار كسب مى كند، ديگر همچون گذشته حجب و حياى بيش از حد ندارد و همانند يك انسان سرخورده و ضعيف النفس رفتار نمى كند، ما حالا فوتبالى را از استقلال مى بينيم كه زاييده تفكرات يك نفر است و او همان «صمد مرفاوى» است، فرزند خرمشهر و بزرگ شده بندر امام خمينى حالا طور ديگرى شده، ديگر صندلى آخر نيمكت را براى نشستن برنمى گزيند و از ابتدا تا انتهاى بازى در كنار خط طولى مى ايستد و بر سر بازيكنانش فرياد مى زند، من فكر مى كنم تازه دارد باورش مى شود كه سرمربى اين تيم بزرگ است تازه احساس بزرگى و هيبت مى كند و معلوم است وقتى مى برد بى نهايت خوشحال مى شود چون ديگر دليلى نيست تا بردها به نام قلعه نويى تمام شود و شكست ها بر گردن او بيفتد، حالا همانند گذشته نيست كه ناگهان موبايل يكى از نيمكت نشينان زنگ بخورد و دستور تعويض صادر كنند، اين تيم جديد استقلال است، اين چهره جديد صمد است، اين استقلال مدل صمد است و او چه به آن مى نازد.
در همه روزهايى كه تيم بر بالاى جدول بود و همه به يك شكلى خراش بر صورت مرفاوى مى انداختند حالا ديگر نيستند، كسى بردها را به نام ديگرى نمى زند، كسى از سرمربى خارجى صحبت نمى كند و اگر تا حالا هم صحبتى بود اما صمد نشان داده استقلال را بر يك مسير هموار حفظ كرده، در روزهايى كه او تيمش را به عنوان يك صدرنشين نگاه مى داشته كسى نمى گفت اين تيم چگونه تمرين و كجا زندگى مى كند؟!
چندين ماه به زمين شماره ۲ آزادى آب ندادند و زمين سفت شده و بازيكنان با پاهاى تاول زده به خانه هايشان مى روند، استقلال كه همين فصل قبل قهرمان ليگ شده فقط ۱۴ توپ براى فوتبال دارد و همه اين مسائل وجود داشت و صمد سكوت كرد، حرف نزد و در خودش ريخت.
آن روزى كه تماشاگران از قبل پيش بينى شده شعار «حيا كن، رها كن» را مى دادند هيچگاه به اين مسائل نمى انديشيدند و به ياد داريم كه او چگونه دست راستش را مشت مى كرد و بركف دست چپش مى كوبيد، صمد چهره جديدى پيدا كرده، حتى به نظر مى رسد چين هاى صورتش كمتر شده، او حالا مى داند كه امضاى خودش پاى بازيهاى استقلال است و همين به سرمربى استقلال آرامش مى دهد.