خانه| پیش بینی نتایج لیگ برتر | تبلیغات | تبادل بنر | همکاری با ما | جدول ونتایج لیگ برتر | بازی | گالری عکس | ارتباط با ما | سایت قدیمی | ورود خبرنگاران | سایت را صفحه خانگی کنید | افزودن به لیست موردعلاقه
  جستجوی سایت     » جستجوی پیشرفته/Advanced Search
Main Menu
بایگانی اخبار
د س چ پ ج ش ی
1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031
RSS
خبرنامه
نظرسنجی: در دوره هفتم لیگ برتر
سپاهان
پرسپولیس
استقلال
صبا باتری
استقلال اهواز
ابومسلم
سایپا
پاس همدان
مقاومت شهيد سپاسي

آگهی و تبلیغات

مباحث انجمنها


ParsFootball Banner Test


نکونام : خبرهاي خوبي درباره ام مي شنويد

Apr 05,2007 majid saebi

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

جواد نكونام حالا يكي از پديده هاي جديد لاليگاست. مجله ي دنياي ورزش او را مرد سال فوتبال ايران انتخاب كرده است ، گفت و گوی نوروزی این نشریه با ستاره ي ايراني اوساسونا   که پیش از مصدومیت وی انجام شده است را بخوانيد.

خيلي از اهالي فوتبال اعتقاد دارند تو مرد اول فوتبال ايران در سال 85 بودي و حتي اي اف سي هم تو را به عنوان چهره ي برتر فوتبال ايران در سال ميلادي 2006 معرفي كرد.

اگر از تو بخواهيم به سفره ي هفت سين نوروز گذشته برگردي ، حقيقتش را به ما مي گويي كه در آن زمان و در آستانه تحويل سال ، فكر مي كردي در سال 85 چنين جهش فوق العاده اي داشته باشي؟

- اين لطف شما ، كارشناسان و اهالي فوتبال است كه چنين لقبي به جواد نكونام بخشيده اند. همانطور كه شما گفتيد سال 85 سال جهش من بود. نمي توانم با قاطعيت بگويم كه موقع ورود به اين سال تمام اتفاقات خوبي كه برايم رخ داد را حدس زده بودم اما از آنجا كه در سال 85 جام جهاني را داشتيم ، با خودم مي گفتم اگر در جام جهاني خوب باشم ، مي توانم به فوتبال اروپا بروم.

دوست داشتيم واضح تر بگويي ، سر سفره هفت سين نوروز قبل توي دلت چه مي گفتي و از خداوند چه مي خواستي؟

- بالاخره هر كس توي دلش يك سري روياها و خواسته هاي شخصي دارد كه قشنگي اش به همين مخفي ماندنش است. اجازه بدهيد اين راز را پيش خودم نگه دارم . فقط همين را مي گويم كه خدا را شكر چون هر چه از خدا خواستم گرفتم و از اين بابت خدا را شكر مي كنم بابت داده ها و نداده هايش

سر سفره هفت سين نوروز 86 از خدا چه مي خواستي؟

- گفتم كه يك سري آرزوها و خواسته هاي شخصي است كه در دلم مي گويم. همچنين سلامتي و سعادت خانواده ام ، دوستانم ، عزيزانم و همه ي مردم ايران و انسان هاي خوب دنيا ، حتما براي تيم ملي هم در جام ملتها آرزوي موفقيت مي كنم.

در سال 85 ما همراه تيم ملي به جام جهاني رفتيم و حضور ما در چنين رويدادي سكوي پرتاب ما بود و سال 86 در جام ملتها نوبت ماست كه سكوي پرتاب تيم ملي به سوي مقام قهرماني آسيا باشيم .

برگرديم به جام جهاني ؛ چرا ما در اين رقابتها بد نتيجه گرفتيم؟

- اول بايد ديد شما به چيزي مي گوئيد بد و چه معياري براي تشخيص دادن نتيجه گيري خوب و بد داريد.

اجازه بدهيد به گذشته برنگرديم و درباره ي جام جهاني حرف نزنيم . به هر حال يكسري مشكلات وجود داشت و اتفاقاتي رخ داد كه هر چه بود ، گذشت و بهتر است به فكر درس گرفتن از آن رويداد باشيم. الان اگر بخواهم همه چيز را بگويم شايد گفت و گو يك سال طول بكشد. فقط همين را مي گويم كه جام جهاني مجال خوبي است براي كسب تجربه و آموختن و بايد از تجربه ي گذشته استفاده كنيم.

قبل از جام جهاني از هرتابرلين پيشنهاد داشتي. با توجه به اين مساله كه بازيكنان ايراني در بوندس ليگا شاغل بودند و آلمان فوتبال ايران را مي شناخت ، چرا به اين كشور نرفتي و اسپانيا را انتخاب كردي؟

- پيشنهاد هرتا قبل از جام جهاني بود. آن زمان اگر قبول مي كردم ، شايد بعد از جام پشيمان مي شدم كه چرا زود انتخاب كردم .

تصميم گرفتم فقط به حضور در جام جهاني فكر كنم و بعد ازآن رقابتها به فكر بررسي پيشنهاد ها باشم . جام جهاني كه تمام شد ، چند پيشنهاد از اروپا رسيد كه شرايط اوساسونا بهتر بود و چون به لاليگا علاقمند بودم ، اين تيم را ترجيح دادم.

درست است كه اوساسونا را برگزيدي و شدي اولين ايراني شاغل در ليگا ، اما قبول كن كه ريسك بزرگي كردي چون قبل از تو هيچ كدام از لژيونرهاي ايراني در اسپانيا بازي نكرده بودند و احتمال داشت نتواني راه خود را پيدا كني؟

- تمام زندگي ريسك است ، شما وقتي راه مي روي ريسك مي كني چون احتمال دارد خدا ناكرده زمين بخوري و صدمه ببيني ، رانندگي ريسك است چون احتمال تصادف دارد.غذا خوردن هم ريسك است چون احتما مسموم شدن وجود دارد ، فوتبال هم مثل زندگي ريسك است.

ولي ريسك داريم تا ريسك ، اينكه وارد فضاي ناشناخته اي شوي ، درصد ريسكش بالاتر است.

- همين طور است اما وقتي هدف گذاري كني و به خودت اعتماد داشته باشي ، مي تواني به هدف خودت برسي و به خودت اعتماد داشته باشي.

مي داني مي تواني به هدف خودت برسي ، همين مي شود انگيزه و روحيه و به تو قوت قلب مي دهد كه بيشتر از قبل تلاش كني .

بله من مي توانستم بوندس ليگا را انتخاب كنم و با خودم بگويم وارد فضايي مي شوم كه چندين بازيكن ايراني داشته و داد و كارم ساده تر است اما به ما ياد داده اند هميشه ساده ترين راه بهترين راه نيست .

وقتي اوساسونا را انتخاب كردم ، خيلي ها به من گفتند به خطراتش فكركن ، به اينكه اولين ايراني ليگا هستي و شايد نتواني در كانون توجه قار بگيري و محيط فوتبال اسپانيا تو را پس بزند.

اما من چون به خودم اعتقاد داشتم و مي دانستم يك نيروي قابل توصيفي هست به نام خداوند كه هواي من را دارد ، با جرات اوساسونا را انتخاب كردم .

با خودم گفتم مگر غير از اين بود كه چندين سال زحمت كشيدم تا در جام جهاني بازي كنم و خودم را به فوتبال اروپا برسانم ، خب حالا كه مي توانم اولين ايراني لاليگا باشم ، چرا بترسم؟ گفتم كه چون هدفم مشخص بود و به خودم اعتماد داشتم ، با قدرت و اعتماد به نفس پيش رفتم. البته اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگيريد چون غرور آدم را از اوج پايين مي كشد اما اعتماد به نفس اگر با تلاش صحيح همراه باشد ، شما را به اوج مي رساند.

.... و جواد نكونام به اوج رسيد؟

- بهتر است بگوئيد در حال اوج گرفتن است. اين قبول كه نسبت به چند ماه قبل خيلي بالا رفته ام اما هنوز كافي نيست. بايد بيشتر تلاش كنم چون احساساتم مي گويد مي توانم موفق تر از امروز باشم.

البته تا همين امروز هم موفق بوده اي . با توجه به وسواس سيگاندا در اعتماد كردن به بازيكنان ، همه فكر مي كردند حداقل يك فصل طول بكشد تااز تو در اوساسونا استفاده كند.

- من هم شنيده بودم كه سينگادا خيلي سخت گير است و در ميدان دادن به بازيكنان وسواس دارد اما من از يك زاويه ي ديگر نگاه كردم . با خودم گفتم وقتي چنين مربي سخت گيري من را انتخاب كرد ، پس كارش با تحقيق و مطالعه بود و اگر من در تمرينات ميزان عملكرد من به برآورد و تخمين اوليه او نزديك باشد ، خيلي زود راه خودم را پيدا مي كنم.

شنيده بوديم آن اوايل به ميل خودت تمرين انفرادي و اضافي مي كردي و از سيگاندا خواسته بودي براي تمرينات اختصاصي مربي برات در نظر بگيرد.

-تقريبا اين طور بود. ببينيد وقتي من به اوساسونا رفتم ، اين تيم يك سري بازيكن اصلي داشت ، چيزي حدود 14 تا 16 بازيكن مورد اعتماد سيگاندا بودند و برنامه هاي تيم با آنها پيش مي رفت. اكثر آنها قديمي تر از بقيه بودند و در شرايط طبيعي از هر نظر با من تازه وارد فاصله داشتند. اگر قرار بود من به اندازه ي آنها تمرين كنم هميشه همان فاصله باقي مي ماند. اول از همه يك معلم زبان گرفتم كه بتوانم با اعضاي مجموعه ارتباط برقرار كنم.

بعد با سيگاندا حرف زدم و به او گفتم براي اينكه زودتر به ايده آل هاي شما و استانداردهاي ليگا برسم ، نياز به تمرين بيشتر و اضافي دارم . در بدن خودم اين كشش را احساس مي كنم كه بتوانم جدا از برنامه تمرين تيمي، براي من برنامه انفرادي در نظر بگيرد . سيگاندا گفت خودش هم چنين قصدي داشته ولي دلش مي خواست ابراز تمايل از طرف من باشد و تمرين اضافي ام اجباري يا از سر ناچاري نباشد.

به هر حال اين تمرينات خيلي به من كمك كرد فاصله ام با بازيكنان اصلي از بين رفت و مهمتر از همه از لحاظ بدني خيلي آماده شدم.. فوتبال امروز دنيا به بازيكناني ميدان مي دهد كه از لحاظ فيزيكي سالم و از لحاظ بدني آماده باشند. حالا اين جاي خود كه مي گويند عقل سالم در بدن سالم است ، چون وقتي بدن آماده باشد ، مغز راحت تر كار مي كند.

شما آموزش هاي داده شده را بهتر و سريع تر مي گيريد و قدرت تصميم گيري تان هم بالاتر مي رود. الان دقت و سرعت در عكس العمل ها حرف اول را در فوتبال مي زند و فوتباليست بايد دقت و سرعت را با هم داشته باشد.

 

اين نظريه كه مطرح كردي كاملا درست است. الان دقت كافي نيست و شما اگر دقيق ترين ضربه را هم به عنوان شوت يا پاس بزنيد اگر سريع نباشد ، فايده ندارد. الان صاحب نظران هم همين را مي گويند.

- خب نظريه هم از دل همين فوتبال بيرون مي آيد . ما در جام جهاني هم ديديم كه بازيكنان سريع از بازيكنان دقيق موفق تر بودند.

شما با بدن نا آماده مي تواندي پاس دقيق بدهيد اما نمي توانيد سريع باشيد. سريع بودن فقط تند دويدن نيست ، تصميم گيري سريع ، عكس العمل فوري و تطابق سريع با شرايط بازي ، تغيير موقعيت فوري و انتقال سريع را هم در بر مي گيرد.

اين عوامل را هم فقط در صورت آمادگي بدني در اختيار خواهيد داشت. من به لطف خدا با تمرينات سنگين از لحاظ بدني آماده شدم و همين براي من به معني برداشتن قدم اول بود و ديگر تفكر سيگاندا نسبت به من خيلي جدي شد.

چه زماني متوجه تغيير رفتار سيگاندا شدي؟

- رفتار سيگاندا كه هميشه با من خوب بود . از همان موقع ورودم ، از خريد خودش دفاع مي كرد و آن اوايل هم وقتي كم بازي مي كردم ، خصوصيات مثبت فني ام را براي كارشناسان توضيح مي داد . تغيير رفتار به آن مفهومي كه شما فكر مي كنيد ، رخ نداد چون اصلا چنين چيزي وجود نداشت.

سيگاندا اگر به من اعتقاد نداشت ، جذبم نميكرد.

منظور از تغيير رفتار اين بود كه چه وقت متوجه شدي ديگر عضو هسته ي بازيكنان اصلي هستي؟

- از همان موقعي كه با تمرينات اضافي فاصله بدني ام با نيروهاي اصلي از بين رفت ، احساس كردم زمان بازي كردن و نمايش من فرا رسيده است. از طرف ديگر سيگاندا در تمرينات بيشتر با من بحث مي كرد.

قبلا اگر حركتي را در تمرين انجام مي دادم ، صبر مي كرد و در پايان تمرين توضيح مي داد كه آن حركت خوب بود يا نه و هيچگونه كار تكنيكي خودت را با تاكتيك تيم هماهنگ كن ولي مدتي بعد وقتي حركت مي كردم ، سوت مي زد و تمرين را قطع مي كرد درباره اين حركت به من و سايرين توضيح مي داد و نه تنها از من بلكه از همبازيانم هم مي خواست با من و حركاتم هماهنگ باشند. فكر مي كنم با اين كارها داشت من را از لحاظ روحي براي پيوستن به بازيكنان اصلي آماده مي كرد كه در كارش موفق بود.

بدون تعارف مي گويم در همين مدت زمان كوتاه خيلي چيزها از اين مربي بزرگ ياد گرفتم و از انتخاب خودم بيشتر از قبل راضي هستم چون همانطور كه از خدا خواسته بودم اوساسونا سكوي پرتاب من به فوتبال اروپا شد.

البته سيگاندا هم خيلي از جذب تو راضي است.

- گفتم كه به من اعتقاد داشت و همان اول هم گفت هر چه زودتر بايد اين اعتقاد را به اعتماد تبديل كني كه خوشبختانه اين كار را انجام دادم و الان هم يكي از مهره هاي قابل اعتماد او دراوساسونا هستم . براي من خيلي مهم است كه در جريان بازي سرمربي تيم به گوشه زمين دعوتم كند و مسايلي نظير تغيير آهنگ در شيوه بازي و يا زمان دقيق استفاده از شيوه هاي تمرين شده را با من در ميان بگذارد . وقتي اين اتفاق رخ مي دهد ، اعتماد به نفسم چند برابر مي شود . حالا احساس مي كنم دارم همان بازيكني مي شوم كه بايد باشم ولي همين طور كه گفتم ، فعلا فقط لذت مي برم و هنوز سير نشده ام و باز هم به پله هاي بالاتر فكر مي كنم.

هنوز هم همان تمرينات انفرادي و فشرده را داري؟

- نه البته هنوز انفرادي تمرين مي كنم اما برنامه تمريني ام سبك تر شده و در عوض كار من سخت تر چون حفظ موقعيت به دست آمده از به دست آوردن آن سخت تر است. سيگاندا الان برنامه اش اين است كه من موقعيت خودم را حفظ كننم و من هم كنار انجام برنامه هاي او به فكر بالابردن سطح كيفي خودم هستم .

به هر حال اوساسونا براي من شروع خيلي خوب و حتي ايده آلي بوده اما پايان راه نيست اگر خدا بخواهد مي خواهم بالاتر بروم.

روزنامه هاي اسپانيايي الان در باره تو چه مي گويند ؟ انگار روزهاي اول زياد نظر مساعدي روي تو نداشتند.

- بيشتر به خاطر اختلافاتي كه با سيگاندا داشتند.

اوايل از انتخاب او ايراد مي گرفتند بعد كه بازي نمي كردم مي پرسيدند چرا سيگاندا اين بازيكن را خريده ، در بازهياي ابتدايي هم در ارزيابي شان من را يك خريد معمولي مي دانستند و مي گفتند نكونام خوب است اما سيگاندا بيش از حد درشت نمايي كرده ...

اما حالا لابد اين عده مشغول خاراندن سرشان هستند!

- (خنده) اينكه شما گفتيد تحليل يك روزنامه اسپانيايي بود كه بعد از گلزني ام مقابل تيم فرانسوي بوردو نوشت: جواد نكونام دهان منتقدين خودش و سيگاندا را بست و حالا آنهايي كه بابت خريد نكونام از سيگاندا انتقاد مي كردند ، الان از خجالت سرشان را پايين انداخته و كاري جز سر خاراندن ندارند!

البته تعريف هاي ديگري هم رسانه هاي اسپانيايي كردند مثلا اينكه نكونام از ثانيه طلا ساخت يا گلي كه نكونام زد فقط از عهده بازيكنان بزرگ بر مي آيد ... آيا با خواندن اين نوشته ها ، انتقادهاي سابق را به ياد نمي آوري؟

- يادآوري كه مي شود اما اينكه بخواهم فكر كنم چرا چنين چيزهايي مي نوشتند يا با خودم بگويم خوب جوابشان را دادم ، نيست . به هر حال من آن اوايل يك تازه وارد بودم و بايد خودم را نشان مي دادم تا درباره ام صحبت شود. شما تا يك غذايي نخوري نمي تواني در مورد مزه اش حرف بزني .

حالا اسپانيايي ها دستپخت نكونام را چشيده اند!

- بله ، شكر خدا آنها نمايش من را ديدند و تاييد كردند. اولين بار وقتي در لاليگا پاس دادم ، گل زدم و در بازيهاي دشوار مركز زمين را كنترل كردم ، درباره ام صحبت شد و مورد توجه قرار گرفتم اما اوج اين توجه بعد از گل زدن در جام يوفا بود.

به جرات مي توانم بگويم مهمترين گل زندگي ام بود. البته بگذارين جمله ام را اصلاح كنم؛ گلي كه بوردو زدم و مهمترين گل زندگي ام تا به حال بود ولي دوست دارم گل هاي مهمتر از اين هم بزنم . هر چند وظيفه ي اصلي من به عنوان بازيكن مياني رو به عقب گلزني نيست. ولي سيگاندا حالا اجازه پيشروي به من مي دهد و مي گويد سعي كن زماني كه احساس مي كني جلو رفتن تو به منطقه ي عقب زمين ما لطمه نمي زند ، خودت را به دروازه حريف نزديك كني و موقعيت گل بساري يا گل بزني .

در بازي مقابل بوردو هم چنين دستوري داشتي؟

- بله بوردو دفاع چند لايه اي داشت و وقتي 90 دقيقه بازي برگشت مثل بازي رفت صفر - صفر تمام شد ، اين تيم در وقت اضافي خط دفاعي اش را تقويت كرد . يارگيري آنها به حدي بود كه اصلا موقعيت مناسب نصيب مهره هاي تهاجمي ما نشد.

در اين وضعيت سيگاندا دستور داد من يك بازيكن ديگر از خط مياني به تيم حمله كننده اضافه شويم تا يارگير مستقيم نداشته باشيم.

در بازي هاي قبلي هم اين برنامه را داشتيم كه بيشتر خودم از مهاجمان به عنوان طعمه استفاده مي كردم و وقتي مدافعان حريف با نيروهاي تهاجمي ما يارگيري فشرده مي كردند ، توپ را يا براي شوت زدن هافبك به بيرون محوطه جريمه مي رساندم و يا بلند سانتر مي كردم پشت سر همه بازيكنان براي ضربه زدن بازيكني كه خارج از منطقه دفاعي حريف استارت مي زد و خودش را بدون مراقب و مزاحم به داخل محوطه جريمه مي رساند. ما روي اين روش تمرين كرده بوديم و اين بار وقتي ديدم يارگيري فشرده نزديكي روي دروازه است ، از پشت سر خودم را رساندم و با ضربه سر گل زدم.

بعد از اين گل چه احساسي داشتي؟

- قابل بيان نيست . بايد در جام يوفا بازي كي و دقيقه 119 گل صعود را بزني تا باور كني چه مي گويم.داشتم پر در مي آوردم. يك دقيقه ديگر بازي تمام مي شد و همه ي حاضرين در ورزشگاه منتظر پنالتي بودند. شركت در ضيافت پنالتي ها براي ميزبان سخت تر از ميهمان است.

در آن شرايط كه استرس داشت با قدرت وارد ورزشگاه ما مي شد و تماشاگر و مربي و بازيكن و مدير را در بر مي گرفت ، آن گل را زدم. يك گل با ضربه سر در آن شرايط سخت واقعا لذت بخش است. تا صبح نتوانستم بخوابم.

از يك طرف پاهام درد مي كرد و از شدت خستگي 120 دقيقه بازي سنگين و از طرف ديگر به شدت خوشحال بودم.

از فرداي آن شب بگو كه روي جلد تمامي روزنامه هاي اسپانيايي بودي و حتي روزنامه هاي غير اسپانيايي تو را ستايش كردند و شدي محبوب ترين بازيكن اوساسونا!

- اول از همه خدا را شكر كردم و بعد به تلفن هاي محبت آميزي كه از ايران و حتي خارج از ايران داشتم جواب دادم.

احساس خوبي داشتم از اينكه هواداران اوساسونا بيشتر دوستم دارند. البته مردم قبل از آن هم به من محبت داشتند چون بازيكنان تيم در مصاحبه شان از من به عنوان يك بازيكن با احساس و صميمي نام مي بردند و اين نقل قول ها باعث شد مردم دوستم داشته باشند. احساس كردم نگاه ها عوض شده ، خوشحال بودم از اينكه حالا نه تنها روي من در اوساسونا و اسپانيا جور ديگر حساب مي شود ، بلكه فوتبال ايران را هم با نگاه بهتري مي بينند. احساس خوشايندي بود اينكه بتواني خودت را قانع كني كه نماينده ي شايسته ي فوتبال ايران در لاليگا هستي و البته در عين حال با خودت بگويي نبايد زود قاتع شوم و بايد ادامه مسير پيشرفت خودم را هموارتر و راه حضور ساير ايراني ها را در لاليگا باز كنم. راستي تا يادم نرفته اين را هم اضافه كنم كه بعد ازاين گل احساس آزادي بيشتري مي كنم. من عاشق فوتبال تهاجمي ، شركت در حمله ، يك و دو كردن ، گل ساختن ، شوت زدن و گل زدن هستم و بعد ازاين گل فكر مي كنم ديگر لازم نباشدبراي نفوذ منتظر صدور دستور يا اجازه باشم. دوست دارم باز هم از اين گل ها بزنم. شريك شادي مردم شدن و به ثمر نشاندن زحمات مجموعه خيلي حس خوبي است . من اين گل را در اوساسونا به همبازيانم تقديم كردم چون فوتبال شوت يكضرب نيست كه فقط زننده ي گل فرد قهرمان باشد. اينجا هم اين گل خودم را به اهالي فوتبال ايران تقديم مي كنم چون به لطف حمايت هاي آنها جواد نكونام شدم و اگر خدا قسمت كند و لطفش هميشه شامل حالم شود ، خبرهاي خوبي درباره ام ميشنويد و محبت مردم را جبران مي كنم. دوست دارم در سطح بالا و خيلي بالاتر از اين سطح پيش بروم.

ما هم براي شما آرزوي موفقيت مي كنيم . هر چه دوست داري به مناسبت سال نو بگو

- دوست دارم همه هموطنان من به مراد دلشان برسند به شرطي كه به قول زنده ياد فريدون مشيري مراد خويش را در نامرادي ديگران جست و جو نكنيم . سال نو را به مردم ايران تبريك مي گويم و براي خودم ، اعضاي خانواده ام ، عزيزانم و مردم ايران و انسانهاي خوب جهان از خداوند سلامتي ، سعادت ، وفاداري ، آسايش و رفاه ، آرامش و پيشرفت و روزهاي خوش و شب هاي خوش آرزو مي كنم. سلام مرا به مردم ايران برسانيد. دوست دارم اين روزهاي باقي مانده تا پايان سال و تمامي روزهاي باقي مانده تا پايان سال و تمامي روزگار ما در سال جديد سرشار از شادي ، آسايش و آرامش باشد.





سایر اخبار

» زندگي زيباست اگر...
alijavaddehghan / Mar 22,2007
» دوست ندارم خودم را به اين و آن نشان بدهم
Sam-Forouhesh / Dec 27,2006
» مسعود شجاعی: حاضر نيستم با پيراهن استقلال بازي كنم
farzin / Dec 01,2006
» ساويولا در گفت‌وگو با سايت فيفا: مسي بازيكن بزرگي است
Sam-Forouhesh / May 04,2007
» منصوريان: على‌ نيکى‌ جرأت‌ دارد به‌ استقلال‌ گل‌ بزند اگر گل‌ زدم، درهاى‌ استاديوم‌ را ببنديد! شک‌ نکنيد انصاريان، گلزن‌ دربى‌ است
Sam-Forouhesh / Nov 02,2006
امتیاز به این خبر
Rating: 4.45Rating: 4.45Rating: 4.45Rating: 4.45Rating: 4.45 (مجموع 11 رای)

comment نظرات (1 ) 
  • اگه در تمام خبرها مانند این از عکسهای بیشتری استفاده کنید مسلما بهتر خواهد بود.
(بتاریخ April 9, 2008, 1:24 AM محب)


ستون خبرنگاران

رادیو پارس فوتبال
مقاله و تحلیل
اخبار داخلی خبرگزاری پارس فوتبال
Audio/Video Gallery
خارج از محدوده - یاسر اشراقی
فوتبال برتر - جواد خیابانی
فراتر از نود - عادل فردوسی پور
یادداشت - اردشیر لارودی
نیش و نوش - تورج عاطف
زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
تک به تک - سعید قرایی
بین دونیمه - شهاب احمدی
کنارگود - شهامت شکرنیا
فوتبال احساسی - عماد عطایی
به رنگ ایران - آرلن گالوسیان
نگاه روز - علی عالی کردکلایی
مستطیل سبز - علیجواد دهقان
از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
فراموشخانه - افشین اسدی
سکوی سرد - امیر غفاربیگی
آفساید بی پرچم - چیا فؤادی
فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
رادیکال - مانی غفار
تلنگر - حمید شایسته فرد
پربیننده ترین ها