خانه| پیش بینی نتایج لیگ برتر | تبلیغات | تبادل بنر | همکاری با ما | جدول ونتایج لیگ برتر | بازی | گالری عکس | ارتباط با ما | سایت قدیمی | ورود خبرنگاران | سایت را صفحه خانگی کنید | افزودن به لیست موردعلاقه
  جستجوی سایت     » جستجوی پیشرفته/Advanced Search
Main Menu
RSS
نظرسنجی: با توجه به نقل و انتقالات
استقلال
پرسپولیس
سپاهان
سایپا
صباباتری

آگهی و تبلیغات

مباحث انجمنها


ParsFootball Banner Test


این صمد مرفاوی است!

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام
  • «شما که‌ اين‌ سؤ‌ال‌ را مى‌پرسيد و پيراهن‌ قرمز به‌ تن‌ کرده‌ايد ابتدا برويد جدول‌ را نگاه‌ کنيد، بعد از پرسپوليس‌ حمايت‌ کنيد. گل‌ ما هم‌ در اين‌ ديدار روى‌ يک‌ ضربه‌ ايستگاهى‌ به‌ ثمر رسيد و نمى‌توانيد بگوئيد که‌ استقلال‌ با تاکتيک‌ اوت‌ دستى‌ برنده‌ شد.» اظهارنظر بعد از دربی

 

  • «میثاقیان دنبال شلوغ کاری بود. تیم او فوتبال بازی نکرد...ما راه آهن را 45 دقیقه در زمین ندیدیم. با شلوغ کاری به تیمی امتیاز نمی دهند.» اظهارنظر بعد از بازی با راه آهن
  • «این طبیعی است که چون علیزاده هنر استفاده از اوت دستی را دارد، ما از این هنر استفاده کنیم. مهم اینست که برده ایم. حالا با اوت دستی یا کاشته، چه فرقی دارد که چه جور برده ایم.» اظهارنظر پس از برد مقابل ملوان انزلی. او در پایان از بعلت لحن تند صحبتهایش از خبرنگاران عذرخواهی می کند و از آنها خواست که گفتگوی فنی و منطقی با سرمربی تیم ها داشته باشند!
  • «مهم نیست! می دانستم اگر می بردیم هم آنها هرچه می خواستند می گفتند ...! برایمان عادی شده.» اظهارنظر در خصوص اعتراض تماشاگران  پس از بازی با مس و تساوی با این تیم
  • «برای من حرف درآوردند. می گویند از وقتی که یونگ آمده می خواهم در کنار خط، خودی نشان دهم...اینجا هم دادگاه نیست که شما، من را دادگاهی می کنید» اظهارنظر پس از پیروزی مقابل صباباطری
  • «بازیکنان پرسپولیس این روزها دغدغه ی قهرمانی ندارند، بخاطر همین بدون فشار و استرس در داربی به میدان آمدند. فکر می کنم دلیل برتری پرسپولیس در این میدان همین بود...این بازی های با مغز بازیکنان ارتباط مستقیم دارد. هر بازیکنی که بتواند درست از مغزش استفاده کند برنده می شود» اظهارنظر پس از داربی


علی انصاریان پیراهنش را با روبرت ساها تعویض می کند و داخل رختکن می شود، صمد مرفاوی که معلوم نیست از چه چیزی ناراحت بود لباس شماره پنج ساها را از انصاریان می گیرد و بقصد پاره کردن آنرا بشدت می کشد و بعد محکم به زمین می کوبد. حالا شما قیافه علی انصاریان را مجسم کنید که انگار یک وصله ناجور در جمع آبی هاست. تمام بازیکنان کپ کرده اند و همه کسانی که در رختکن هستند با تعجب به مرفاوی نگاه می کنند. در سالن کنفرانس هم خبرنگاری از دلایل فنی برتری پیرسپولیس بر استقلال می پرسد اما صمد لج می کند که چون طرف پیراهنش قرمز است پس پرسپولیسیست و صلاحیت پرسیدن ندارد، مدیر جلسه برای اینکه جلوی تنش را بگیرد به وسط بحث می پرد و خواهان اتمام آن می شود.

کودکی آرام

تقویم بیست و دوم مرداد 1343 را نشان می دهد که در خیابان بهروزی خرمشهر صدای گریه نوزادی به گوش می رسد که کوچکترین عضو خانه مرفاوی است و نام «عبدالصمد» را بر او گزیده اند. خیایانی که حسینیه آن در خرمشهر مشهور به عزاداری های زیبایش است.

خاطرات بندر

هنوز شش ساله نشده که به بندر امام خمینی کوچ می کنند آنهم بخاطر شغل پدر که در اداره گمرک کار می کند. خانواده پرجمعیت مرفاوی با پنج پسر و سه دختر راهی خانه ای سازمانی در این شهر جمع و جور می شوند که تمام خاطرات کودکی صمد را رقم می زند. مردم جنوب عاشق فوتبالند و کوچه ها و حیاط خانه ها محلیست برای پا به توپ شدن و فوتبال بازی کردن، در گرمای 50درجه و شرجی 90درجه هر کسی قادر به بازی کردن نیست اما دیوانگان فوتبال هیچ مهم نیست که در چه شرایطی توپ را لمس می کنند. كريم، سلمان، رزاق، رحمان و صمد همه قرارشان به بعدازظهرهای گرم خوزستان است، آنها هر روز فوتبال بازی می کنند و لذت می برند اما یکی است که در میان آنها طاقت کوچکترین باختی را ندارد، او که ته تغاری خانواده است همیشه سعی می کرد در تیم کریم، برادر بزرگتر حضور یابد و اگر می باختند...خودش می گوید:« واي به روزي كه مي‌باختيم. فوتبال تعطيل مي‌شد. واقعا كسي تحمل‌ام رو نداشت.»

بدتر از بدبختی

سال 59 هیچ خاطره خوشی برای صمد نخواهد داشت. او در این سالها مادرش را از دست می دهد و دو خواهرش نیز در حادثه رانندگی از دنیا می روند. مادر برای صمد همه چیز بود، اصولاً بچه آخر خانواده وابستگی شدیدی به مادر دارد و یک روز بدون او را نمی تواند تحمل کند مخصوصاً اینکه همان او تمام بار مشکلات خانه را بدوش می کشید و بچه ها را دور خودش جمع داشت. مادر به دورهم بودن و نزدیکی افراد خانه اهمیت بسیار می داد، اجازه نمی داد کسی برای خودش غذا بخورد و تا وقتی همه نمی آمدند سفره را پهن نمی کرد. روزگار همین است و همیشه آنطور که فکرمی کنی پیش نمی رود، مادر رفت و صمد با رویای یکبار دیدنش شبها چشم بر هم می گذاشت اما دیگر این اتفاق هرگز روی نداد. او گوشه گیرتر شد و غمی جانکاه تمام وجودش را در هم گرفت، دو خواهر و یک مادر را از دست داد و دیگر کسی را برای درد دل در نزدیکی نداشت، همین خودداری های امروز او نشئت در آن اتفاق بد دارد. دیگر مادر نبود که جلوی صمد را بگیرد، چه اگر او در قید حیات بود محال است که اجازه می داد او خوزستان را ترک کند و بفکر بازی در تیم های دیگر بیفتد. چند ماه بعد هم جنگ شروع می شود و همه فامیل به بندر می آیند.

بیا فوتبال

پنج سال بعد که خدمت سربازیش تمام می شود تجربه بازی در نیروی زمینی و ستاد مشترك ارتش را دارد، امیر ابوطالب به او پیشنهاد بازی در تیم دارایی را می دهد. تا آنروزها همه خرجش با برادرها بود و تازه رحمان یکی از برادرهایش نیز به آلمان رفته بود و پول لازم داشت. با تیم قرارداد می بندد سی هزار تومان پيش، ماهي 3000تومان حقوق به علاوه خانه که البته هرگز خانه هم به او نمی دهند. سی هزار تومان را به آلمان می فرستد اما خانه ای برایش نمی گیرند، مجبور می شود روزها تمرین کند و شب را در خانه دوستان دوره خدمتش بگذراند، اعصابش بهم می ریزد و به خوزستان باز می گردد چون تحمل این دوری را ندارد. اما صمد از یکنفر همیشه سپاسگزار است، مصطفی الهی، مردی که یکی از مسئولان دارایی بود و همیشه مثل پدر برای او زحمت می کشید، خوابگاهی در ورزشگاه آزادی برایش جور می کند تا شبها را در آنجا بگذراند.

پرویزخان وارد می شود

یکسال از بازی در دارایی نمی گذرد که اتفاقی بزرگ در تیم ملی می افتد، چهارده بازیکن بزرگ ملی پوش بر علیه پرویز دهداری کودتا می کنند تا او با سر به زمین بخورد اما بچه آبادان از این بزرگنمایی ها ابایی ندارد، سریع شال و کلاه می کند و به تمام ایران سر می زند، عابدزاده در در تام پیدا می کند، حسین مسگرساروی را در قائم شهر، زرینچه از ژاندارمری، عباس سرخاب در میناب و صمد هم به همین سادگی به تیم ملی راه می یابد. مرفاوی جوان در پستی بکار گرفته می شود که کمی تعجب برانگیزست، پست دفاع راست برای او در نظر گرفته می شود و او هم مجبور است که «نه» نگوید.

استقلال

سال 1366 پیشنهاد استقلال را رد می کند اما در سال بعد و پس از خروج بازیکنان ممتازی چون حمید بابازاده و مهدی فنونی زاده، صمد هم از این تیم می رود و با قراردادي سفيد اما در ازاي 80هزارتومان پيش و ماهي 3000 تومان حقوق، پيراهن آبي‌هاي پايتخت را برتن مي‌كند. این قرارداد تا سال 1371 پابرجا می ماند.در این سال به تیم الکویت می پیوندد و سال 1373 دوباره پیراهن آبی را بر تن می کند . او پیشنهاد پورحیدری را می پذیرد که اولين حضور مجدد او در استقلال، مصادف است با بازي فينال جام حذفي در تهران و مصاف استقلال و برق شيراز. صمد با تشويق هواداران وارد زمين مي‌شود و 2 گل به برق شيراز مي‌زند. دوره‌اي كه تا سال 1377 به طول مي‌انجامد.

دیگر استقلال نیست

سال 1377 صمد به سی و سه سالگی می رسد و سرمربی استقلال هم کسی جز ناصر حجازی نیست. او نمیتواند بپذیرد مهاجم تیمش چنین سنی داشته باشد و برای همین عذرش را می خواهد. خبر به دوستان می رسد و نامجومطلق هم در سنگاپورگوشی تلفن را بر می دارد و منزل مرفاوی را میگیرد وبه او پیشنهاد بازی در این کشور را می دهد. صمد مرفاوی شش ماه در این تیم می گذراند. سپس به ایران باز می گردد و در تیم بهمن کرج توپ می زند و با دلی پرخون و ناامیدانه فوتبال را کنار می گذارد و می رود سراغ مربیگری.

* * *

 

اظهارنظرها و تورق تاریخ زندگی صمد از او مردی کم حرف و بی آزار ساخته است. وقتی در روبرویش می نشینی تا با او همکلام شوی جرات نگاه کردن به چشمهایت را ندارد و یا در کنفرانسهای مطبوعاتی به اطراف می نگرد و در و دیوار را مخاطب قرار می دهد و هیچگاه در پاسخ به صورتتان زل نمی زند تا جوابی بدهد. می توان استنباط کرد که چگونه به خود نهیب می زند:«هی مرد! تمومش کن! از این جهنم فرار کن! یه جوابی بده و خلاص!» او از جادوی رسانه اطلاعی ندارد و نمی داند گفتن یک جمله شورانگیز و یا مصاحبه دو پهلو تا چه حد می تواند در موفقیتش تاثیر بگذارد. صمد در مصاحبه هایش جواب سر بالا می دهد و کاملاً واضح است که با حالتی پرخاشگرایانه صحبت می کند، گویی تمام حقش را از شما می خواهد و یا شما می خواهید با سئوالتان موقعیتش را به خطر بیندازید.

حقیقت در اینست که او به همه مظنون شده است، خود می داند در تیمش هم بازی خورده است و برخی از بازیکنان کارهایی می کنند که از حوزه اداره او خارج است. صمد دیسپلین لازم را ندارد، یکی مثل امیر نیست که اعتراض را در نطفه خفه کند، یکی مثل ناصر حجازی نیست که اجازه نفس کشیدن به بازیکنانش را ندهد، یکی مثل منصور پورحیدری نیست که در همه حال قابل احترام باشد، او صمد مرفاوی است که همه می گویند دست نشانده ژنرال است، حتی نظری جویباری در مصاحبه ای به او تشر می زند که فراموش نکند چگونه سرمربی شده است، درست پس از تساوی با مس کرمان که در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود:«ظرفیت ما همین است». سرمربی جوان استقلال عصبی نشان می دهد و همین نقطه ضعفی بزرگ برای اوست، می گویند توان و تحمل خودش را ندارد و فشار بسیاری را تحمل می کند، از بس داخل خودش ریخته نزدیک به انفجار است و همین ما را می ترساند. مرفاوی از همه چیز شاکی است، از بازیکن، کمک مربی، هیئت مدیره و امیر قلعه نویی اما دلایل خوبی ندارد، یعنی شاید داشته باشد اما بلد نیست آنرا به زبان بیاورد.

بچه خرمشهر هنوز در تنهایی هایش فکر می کند که حقش را می خورند، هنوز هم هر روز صبح که از خواب بر می خیزد به خود می گوید امروز هم باید بجنگم تا حقم را بدهند، او خلاف آب شنا می کند چون بلد نیست تا کمر خم شود، از صبح تا شب دم اتاق فلان مسئول منتظر بماند و هر روز به فلانی زنگ بزند و احوالی بپرسد تا در مطبوعات هوایش را داشته باشند.

درست است، او فقط صمد مرفاوی است و جرمش اینست که ما نمی توانیم قبول کنیم او همانند خودش است، همه دوست داریم که صمد را به یکی شبیه کنیم تا از وجودش لذت ببریم و همین بیشتر آزارش می دهد، اینکه بردها را به پای قلعه نویی و یونگ بنویسیم و شکستها را به گردن او عاصی اش کرده است و نمی تواند هیچ طوری بقبولاند که تصمیمات از ناحیه او هم صادر می شود. ما اعتمادمان را هنگامی از دست دادیم که در بازی با پرسپولیس و در دور رفت به درخواست قلعه نویی جواب مثبت داد، دستورات تلفنی همان او را در بازی با ذوب آهن بدون چون و چرا قبول کرد، با آمدن یونگ موافقت کرد و حالا معترض است، بعد از حذف از جام حذفی و در فردای تمرین دستانش را پشتش حلقه کرد و همانند یک بی دفاع به حرف های امیر و فریادهایش گوش کرد و دهها دلیل دیگر که شاید برای او بی اهمیت باشد.




سایر اخبار

» روایت هایی خواندنی از ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت
aalei / Jul 31,2007
» 25 اپیزود از اسطوره
aalei / Mar 22,2007
» ناگفته های برانكو در مصاحبه منتشر نشده ای از سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران!
Chelcheragh / Jan 25,2008
» امیر قلعه نویی و تمام رازهای مگوی او!او از ازل كودتا می كرد!
Yasser-Eshraghi / Jun 21,2007
» کاپلو؛ مرد همیشه قهرمان...
alijavaddehghan / Mar 19,2008
امتیاز به این خبر
Rating: 5.00Rating: 5.00Rating: 5.00Rating: 5.00Rating: 5.00 (مجموع 3 رای)

comment نظرات (0 ) 

ستون خبرنگاران

رادیو پارس فوتبال
مقاله و تحلیل
اخبار داخلی خبرگزاری پارس فوتبال
Audio/Video Gallery
خارج از محدوده - یاسر اشراقی
فوتبال برتر - جواد خیابانی
فراتر از نود - عادل فردوسی پور
یادداشت - اردشیر لارودی
نیش و نوش - تورج عاطف
زیر ذره بین - مهدی طاهرخانی
تک به تک - سعید قرایی
بین دونیمه - شهاب احمدی
کنارگود - شهامت شکرنیا
فوتبال احساسی - عماد عطایی
به رنگ ایران - آرلن گالوسیان
نگاه روز - علی عالی کردکلایی
مستطیل سبز - علیجواد دهقان
از دید آخرین بک - پیام قدسی
از روی سکو - مهدی هاشمی مرغزار
سکوی سرد - امیر غفاربیگی
فوتبال ایرانی - علی رفسنجانی
رادیکال - مانی غفار
پربیننده ترین ها