از یک سوراخ چند بار گزیده شویم؟
محمدحسن انصاریفرد جایگاهش را بسیار متزلزل میبیند. هر روز که میگذرد، با اتفاقات و تصمیمات تازه در مورد هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس اوضاع برای انصاریفرد سختتر میشود و او کم کم امیدش برای حفظ این پست را از دست میدهد. باید منتظر خداحافظی تنها مدیر ورزشی در لیگ برتر باشیم.
انصاریفرد رفتنی است؟
با اضافه شدن حبیب کاشانی به هیئت مدیره زمزمهها آغاز شد. از همان زمان بسیاری او را جانشین انصاریفرد میدانستند اما شرایط چندان برای این اتفاق مساعد نبود. هیئت مدیرهای که انصاریفرد را به این جایگاه نشانده بود، به این زودیها نمیتوانست با مدیرعاملی کاشانی کنار بیاید. کاشانی که به دلیل جایگاه و روابط سیاسیاش به علیآبادی نزدیک بود طی جلساتی که با او داشت علیآبادی را متقاعد کرد تا حسن بیادی(که حبیب کاشانی از او به عنوان "یکی از دوستان قدیم" یاد میکند) را به یاری کاشانی در هیئت مدیره پرسپولیس بفرستد. از آن زمان هیئت مدیره به دو دسته تقسیم شد و اعضای قدیم به اعضای جدید چندان روی خوش نشان نمیدادند. اما کاشانی برای عملی کردن نیتش و برای نشستن روی صندلی مدیریت باشگاه نیاز به اکثریت آرا در هیئت مدیره داشت و با این شرایط آنها برای اینکه ترازو را به سود خود سنگین کنند از یکی دیگر از یاران غار دعوت کردند. اضافه شدن پرویز سروری به هیئت مدیره، باعث شده انصاریفرد حسابی احساس خطر کند. حالا این سه نفر میتوانند با سه رای ارزشمند، آنچه اراده کرده بودند در پرسپولیس اجرا کنند. بیشک اولین تصمیم، کنار زدن انصاریفرد خواهد بود. حبیب کاشانی که علاقه زیادی هم به صندلی مدیریت باشگاه نشان داده، جایگزین انصاریفرد خواهد شد و بیادی و سروری هم بر سر اینکه چه کسی ریاست هیئت مدیره را برعهده بگیرد، به توافق خواهند رسید. این پایان نه چندان خوشی است که برای تنها مدیر ورزشی لیگ برتر محتمل است و البته احتمال وقوعش هر روز و با هر اتفاق تازه، بیشتر میشود.
انصاریفرد به دیدار علیآبادی میرود و در مورد مسائل باشگاه به گفتگو مینشینند. اما شانس زیادی نمیتوان برا ی ماندنش متصور شد. همه حرکتها و همه بازیهایی که انجام شده برای مات کردن اوست. هدفی که از آغاز بازی مشخص بود اما کار چندانی از انصاریفرد برای جلوگیری از آن برنمیآمد. او مهره کافی نداشت تا از مات شدنش جلوگیری کند. اما حریف مهمترین مهرهای که در اختیار داشت، "قدرت" بود که مثل "وزیر" در این بازی شطرنج موثر بود. حالا با وضعیتی که پرسپولیس در هفتههای اخیر داشته و با توجه به نمایش مثبت این تیم، شاید انصاریفرد حداکثر بتواند تا جام حذفی فرجه بگیرد. حالا پرسپولیس قهرمانی لیگ را از دست داده و اگر خوشبینی را کنار بگذارد، باید برای چهارمی بجنگد؛ اما این تیم در رقابتهای جام حذفی به نیمه نهایی راه یافته و با توجه به برگزاری دو بازی پایانیاش در تهران شانس زیادی برای بردن این جام به خانه دارد. انصاریفرد که فصل پیش با اشتباهات داوری و مسائل خارج از زمین جام را از دست رفته دید؛ امسال قول قهرمانی میدهد تا چند صباحی تعویضش را به تعویق اندازد. اما آیا اعضای جدید به او این فرصت را خواهند داد؟ آیا آنها منتظر لغزش تیم و شرایط مساعد برای ایجاد تغییرات هستند؟
چرا نماند؟
بیشک انصاریفرد مثل همه مدیران بیتجربه اشتباهاتی داشته و در دوران مدیریتش نمونههای زیادی از کارهایی که باید انجام میشده و نشده(و بالعکس) وجود دارد. او و همکارانش اگر در فصل نقل و انتقالات بهتر عمل میکردند و نیازهای پرسپولیس در نقاط مختلف را هنگام انتخاب بازیکنان جدید در نظر میگرفتند، مسلمآ اوضاع این تیم بهتر بود. پرسپولیس با چند تن از نامی ترین بازیکنان ایران در خط هافبک قرارداد بست ولی برای خط حمله و دفاع بازیکنان درجه یک را فراموش کرد و یا حداقل با وجود تلاش، موفق به در اختیار گرفتنشان نشد. تبعات این اشتباهات در روزهایی که مهاجمان غیر تخصصی توپ ها را به آسمان میفرستند و تیم از نبود یک مهاجم شش دانگ رنج میبرد، مشخص میشود.
اما او نسبت به باقی مدیران در این مدت عملکرد خوبی داشته که در اختیار گرفتن دنیزلی، برگزاری بازیهای خداحافظی برای یاران قدیمی پرسپولیس و حفظ آرامش در باشگاه بخشی از آنها بوده. با وجود اینکه او و تیمش در نتیجهگیری چندان نتوانسته موفق باشد، عملکرد تیم و باشگاه را در مسیر خوبی قرار داده. آیا بهانه کنار زدن انصاریفرد نتیجهگیری تیم است؟ پرسپولیس سال گذشته اگر کمی اتفاقات خارج از بازی به سودش رقم میخورد، میتوانست امروز به جای سپاهان در لیگ قهرمانان حاضر شود. اما نباید قدمهای خوبی که در این مدت برداشته شده را نادیده گرفت. انصاریفرد که اعتقاد به استفاده از علم مربیان بزرگ دارد، به افرادی مثل آریهان و دنیزلی برای مربیگری پرسپولیس اعتماد کرد که امروز همه کارشناسان تاثیر این دو در تحول مثبت پرسپولیس را تایید میکنند. چنین مربیانی در فوتبال ما که هدفش حرکت به سوی فوتبال روز است، مطمئنآ نقش تعیین کنندهای خواهند داشت و این گام بلندی میتواند باشد. اما نجات تیمهایی مثل پرسپولیس که هیچگاه کار اصولی در آنها انجام نشده، نیاز به مدتی چند ساله دارد حتی اگر بهترین مربی دنیا هم به ایران بیاید با شرایط حاضر در یک سال نمیتواند فوتبال این باشگاه را متحول و البته همه جامها را هم درو کند! وقتی دیگر تیم محبوب پایتخت به امیر قلعهنوعی اعتماد میکند و به او سه سال وقت میدهد تا یک عنوان قهرمانی را به ارمغان بیاورد، چرا پرسپولیس به امثال انصاریفرد و دنیزلی نباید فرصت دهد؟
تغییرات به چه قیمتی؟
هر تغییر و تحولی که انجام میشود باید با هدف بهبود بخشیدن اوضاع باشد. همیشه باید فرد جانشین از شرایط بهتری برخوردار باشد تا بتواند حرکت به سوی پیشرفت را سازماندهی کند. اگر قرار به پسرفت یا درجا زدن باشد، تغییر و تحول معنایی ندارد و هر هدف دیگری در مقایسه با پیشرفت و حرکت رو به رشد، بی اهمیت است. انصاریفرد با هر کارنامهای که در اختیار دارد، حالا بعد از یک سال با مشکلات باشگاه آشنا شده و در این یک سال تجربه خوبی کسب کرده که اگر به او فرصتی دوباره داده شود، میتواند از آن استفاده کند. او بازیکن سابق پرسپولیس است و تنها مدیر ورزشی لیگ محسوب میشود. در این مدت در کنار اشتباهاتی که داشته، فعالیتهای موثر و مثبتی هم در کارنامه دارد. پس چرا باید جای خود را به کسی بدهد که کارنامه خوبی در مدیریت ورزشی ندارد؟ جانشینان احتمالی او چه خصوصیاتی دارند که باید به خاطر آمدن آنها دوباره باشگاه دچار حاشیه و جنجال ناشی از تغییرات شود؟ چرا باشگاهیهایی مثل پرسپولیس و استقلال هیچوقت نباید رنگ آرامش و ثبات را ببینند؟ مدیران سیاسی در باشگاههای ورزشی چه نتایجی گرفتهاند که باید یک مدیر ورزشی برای باز گذاشتن عرصه برای آنها کنار برود؟ آیا شاهکاری که مدتی پیش در باشگاه استقلال به دلیل بی اطلاعی و کمتجربگی مدیرانش به وجود آمد کافی نبود تا ایمان بیاوریم که فوتبال ما و باشگاههایمان نیازمند مدیران ورزشی و آگاه است؟ مسلما افرادی که در این فوتبال به عنوان بازیکن یا مربی فعال بودهاند و این ورزش و حواشی و شرایط فوتبال کشورمان را به خوبی میشناسند، بیشتر از مدیران سیاسی میتوانند مفید باشند. هستند افرادی که سالهاست در این وادی تجربه کسب کردهاند و از مدیران ورزشی و تحصیلکرده ما هستند، اما فرصت عرضاندام به آنها داده نمیشود.
سوال اینجاست که آقای علیآبادی که ادعا میکند قصد دارد لیگ و باشگاهها را از دولتی و سیاسی بودن نجات دهد، چه گامی در این راستا برداشته؟ آیا کنار زدن تنها مدیر ورزشی لیگ برتر و اضافه شدن سه تن از رجال سیاسی به هیئت مدیره یکی از بزرگترین باشگاههای ایران، قدمی رو به جلو برای رسیدن به اهدافی است که علیآبادی مدعی میشود؟ چرا محبوبترین باشگاههای ایران باید قربانی خواست مدیران سیاسی و علاقه آنها به شهرت و محبوبیت شوند؟ حبیب کاشانی و حسن بیادی ادعا میکنند برای کمک به ورزش گام در این عرصه نهادهاند اما آیا کمکی از دست آنها برمیآید؟ اگر جناب علیآبادی به فکر کمک به فوتبال و باشگاههاست، چرا آرامش باشگاهی را با تغییرات غیرضروری به هم میزند و فکری به حال باشگاهی که مدتی است مدیرعامل و هیئت مدیره ندارد، نمیکند؟ این تصمیمات بیشک به هر دوباشگاه ضرر نمیزند؟ چه کسی مقصر و پاسخگوست؟ آقای علیآبادی هنوز یادتان نرفته که قول معرفی مقصران حذف استقلال را داده بودید؟ آیا مقصران اصلی آن اتفاق هم مدیران ناآشنا و غیرورزشی نبودند؟
محیا سلطانی - فاینال شوت