سخنگوی کمیته انتقالی هم اشتباه درباره حضور خارجی ها در مجمع را نمی پذیرد
کیومرث هاشمی: بحث تبعیض نژادی که می کنند اینجاست دیگه!
- سلام آقای هاشمی، چندتا سئوال از اساسنامه داریم.
- اگر خیلی خلاصه و کوتاه باشد، من در خدمتم.
- چند بحث در اساسنامه وجود دارد که می خواهیم نظر هیئت رییسه را بدانیم، اولین سئوال اینست که بر طبق اساسنامه نوشته شده ...
- شما دنبال چه چیزی می گردید؟! چه چیزی می خواهید تا من بهتر بتوانم کمکتان کنم.
- یکسری شائبه ها وجود دارد که می خواهیم برخی بندهای اساسنامه را به چالش بکشیم...
- می خواهید تحلیل کنید یا مصاحبه؟
- مصاحبه، می خواهیم بدانیم که این مسائل از زبان سخنگوی کمیته شش نفره چگونه تحلیل می شود.
- پس بپرسید تا به اندازه ای که حضور ذهن دارم پاسخ می دهم.
- اولین سئوال اینست که یکنفرچند نفر را می تواند تایید کند؟ آیا این امکان وجود دارد که یک عضو مجمع به تایید چند نفر مبادرت بورزد؟
- خیر، ببینید هر عضو مجمع برای ریاست فدراسیون بیشتر از یکنفر را نمی تواند پیشنهاد بدهد. برای سایر اعضای هیئت رییسه باز هم یک سهمیه بیشتر ندارد. مثلاً برای نایب رییس اول فقط یکنفر می تواند معرفی شود، یعنی هر پستی را یکنفر بیشتر نمی تواند معرفی کند.
- یعنی ما حداکثر هفت کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال داریم، درسته؟
- بله، حداکثر هفت نفر.
- سئوال بعدی اینکه در هیچ کجای دنیا نمی توانید مجمعی بیابید که برای کشور، خارجی ها تصمیم بگیرند، آنها چه شناختی از فوتبال و مملکتمان دارند، الان ممکن است آقای گل لیگ برتر خارجی باشد، ممکن است سرمربی تیم قهرمان جام حذفی خارجی باشد، یعنی آنها این اختیار را دارند که برای فوتبال کشور ما رای بدهند؟
- من فهمیدم چه می خواهید بگویید، ببینید ما یک چیز کلی گذاشتیم که در مورد انتخابش شائبه هایی ایجاد نکند که شخص خاصی آنرا انتخاب کرده است یعنی چیزی که از قبلش همه بدانند این پیش بینی نشده است. می دانید چه می گویم؟
- بله، حالا اگر همچنین شرایطی پیش بیاید چه؟ یکی باید به آنها خط بدهد، درسته؟ آنها که از لحاظ فکری اطلاعی از وضعیت فوتبالمان ندارند.
- خب همین، من هم می خواهم همین را بگویم، ما دو تا نماینده فوتبالیستها داریم، یکی کاپیتان تیم ملی که فعلاً مهدی مهدوی کیاست و تعریف خاص خودش را دارد، من که نمی توانم امروز بگویم فلانی را کاپیتان تیم ملی کنید. آنها مشخصند، مثلاً الان مهدوی کیاست، یک زمانی ایشان نمی توانند بیایند مثلاً علی کریمی یا جواد نکونام می آیند که مشخص است. در مورد آقای گل که آنهم معلوم می شود، حالا بحث خارجی بودنش، آیا بازیکن خارجی می تواند؟ ببینید ما اصلاً در دنیا داریم که اولاً یک بندی در اساسنامه ها همیشه هست، بحث تبعیض نژادی که می کنند اینجاست دیگه! یک خارجی که نمی خواهد بیاید برای گرفتن پستی کاندیدا بشود. در اصل یکی که آقای گل شده ولو اینکه خارجی هم هست مربوط به یک باشگاه است بنابراین شما مطمئن باشید کسی که در آن مجمع شرکت می کند ولو اینکه خارجی باشد مطمئناً سیاستهای همان باشگاه را لحاظ می کند چرا که تعلق به همان باشگاه دارد حالا خودش هم در فضای کشور هست، می آید و مطالعه می کند و نتایج باشگاهش را می گیرد. در اصل ما اینجا به باشگاه ها اهمیت دادیم، مثلاً یک خارجی هم آمده و شده آقای گل، اما در اصل این اهمیت را برای باشگاه قائل شدیم که آقای گل دارای پوئنی است و منفعتش به باشگاه می رسد و ضمن اینکه مجمع همیشه انتخاباتی نیست، برخی مجمع ها عمومی است و سالیانه تشکیل می شود. در کنار همه اینها وی یک رای که بیشتر ندارد.
- حالا اگر دو بازیکن بعنوان آقای گل لیگ معرفی شدند تکلیف چیست؟
- اتفاقاً این را هم ما پیش بینی کردیم، گفته شده آن کسی انتخاب می شود که تیمش در رده بالاتری قرار دارد.
- حالا آقای هاشمی، اعضای مجمع اینگونه که بنظر می رسد شناور است، چون هنوز برخی از هیئت ها تکلیفشان مشخص نیست. اینها وضعیتشان را می فرمایید؟
- نه، ببینید همه هستند، رییس هیئت است، سرپرست هیئت ها می توانند باشند.
- پس سرپرستان هیئت ها می توانند حضور داشته باشند؟ دیگر ربطی به برگزاری انتخاباتشان ندارد؟
- بله، ضمناً انتخاباتشان هم برگزار می شود، تازه اگر سرپرست هم نتواند بیاید دبیر هیئت هم می تواند حضور داشته باشد. بالاخره هر هیئت یا دبیر دارد، یا سرپرست یا رییس هیئت. آنها هم نتوانند بیایند نماینده شان خواهد آمد.
- الان در مجمع عمومی ترکیه می بینیم که از 150 تیم، 105 تیم عضو مجمع هستند، چرا تیم های لیگی اینقدر کم دخیل شده اند؟ اگر ورزش همگانی باشد حرفتان درست است اما وقتی ورزش حرفه ای می شود، حالا به هر دلیلی، نباید باشگاه ها و تیم های بیشتری دخیل باشند؟
- نه اتفاقاً عکس این هم هست، خیلی ها سئوال می کنند چرا تعداد باشگاه ها اینقدر زیاد شده است. البته ما فکرمی کنیم تعداد باشگاه ها درست است و شما هم نباید مجمع ما را با مجمع ترکیه قیاس کنید. فوتبال ترکیه بسمت حرفه ای شدن رفته و اکثر باشگاه هایش حرفه ای است، در صورتیکه باشگاه های ما اکثراً بنوعی دولتی هستند و وابسته به آن است. شاید این ایراد را بعداً بگیرند که چرا تعداد باشگاه ها اینقدر زیاد است. حالا شما تعداد تیم های لیگ یک و دو را ببینید، هرچقدر به رده های پایین تر می روید اینها قالب تیم به خود می گیرند تا باشگاه، و به همین علت قابل مقایسه نیست.
- بنظر می رسد اساسنامه دیدگاهی را نشان می دهد که دولتی است برخلاف اینکه ادعا می شود کمک به بخش خصوصی شده است. الان استان تهران چندین نماینده در در فدراسیون و مجمع دارد، طوری شده که گویی ایران مرده است و تهران زنده. اصفهان هم فکر میکنم هفت نماینده خواهد داشت، شما هم مثل اینکه همانند دولت عمل کرده اید یعنی تمرکز را به تهران داده اید، در سیستم هم می بینیم که استانهایی مثل سیستان و بلوچستان، کرمانشاه، لرستان، همدان و ایلام کمتر مورد توجه قرار می گیرد. الان هم بگونه ای شده که اگر در مجمع پایگاهی نداشته باشید حرفتان به کرسی نمی نشیند، این فرضیه را قبول دارید؟
- نه، من اصلاً این را رد می کنم. ببینید وقتی شما می گویید بحث باشگاه، یعنی باشگاهی که باید دارای جایگاه باشد. وقتی می گوییم چهارده تا لیگ برتر، ممکن است روزی فرا برسد که تمام تیم های لیگ همگی از شهرستانها باشند وتیم های تهرانی دخیل نباشند. آن وقت باید بپرسیم که چرا شهرستانی ها زیاد هستند؟ این حق باشگاه ها است که باید از آن استفاده کنند. اگر این سئوال را می پرسید که تهران بزرگ است چرا سهمیه کرج را یکی دادید و تهران را سه تا، درست است ولی ما یک هیئت در سطح هر استانی داریم و یک رای هم بیشتر ندادیم. در سایر بخش ها مثل باشگاه ها بستگی به میزان فعالیت هایشان دارد، میزان تلاشی که خود باشگاه کرده ما برایشان سهمیه در نظر گرفتیم.
- البته بیشتر منظور من اینست امکاناتی که در تهران وجود دارد قابل مقایسه با شهرستانها و استانها نیست.
- خب طبیعی است که سرمایه گذاری در تهران بیشتر می شود و بخش خصوصی بیشتری در تهران فعال می شوند بنابراین بسیار در بحث باشگاه ها سرمایه گذاری می کنند. البته این را هم به شما بگویم که در سطح شهرستانها هم حرکت های بسیار خوبی در حال انجام است. ضمن اینکه اگر همین بحث باشگاه ها را کار کنید الان خیلی از استانها وضعشان خوب است، مثل اصفهان، خراسان، استان هرمزگان.
- آقای هاشمی، خراسان کجا وضعش خوب است که سازمان به ابومسلم کمک مالی می کند. اگرهمین کمک را به استان مازندران یا گیلان و حتی ایلام و همدان یک چیز ... شاید یک بستر مناسب در حال تهیه شدن است اما متاسفانه برنامه ریزی و مدیریت درستی وجود ندارد.
- نه الان حرکت های خوبی در حال انجام است، شما همین استان هرمزگان را ببینید، یک هیئتش در مجمع است، تیم شهرداری بندرعباس هم که جزو سه تیم گروه قرار گرفته یک رای هم این تیم دارد ضمن اینکه یک رای هم فوتسال بانوانش دارد که در سطح کشور مقام آورده است. من می خواهم بگویم که اصلاً مبنای ما بر اساس استانها نوشته نشده ولی احتمال دارد استانی داشته باشیم که امکانات کمی داشته باشد ولی با میزان فعالیتی که مجموعه فوتبال استان انجام داده سهم بیشتری برای خودش گرفته است. این سهم هم ممکن است در هر استان و مجمعی تغییر پیدا کند. الان این حساسیتی که شما بنوعی انعکاس می دهید برای آنست که شاید این انتخابات می خواهد انجام بگیرد حساسیت برانگیز شده است. پس از آن دیگر این سئوالات را نمی پرسند.
- حالا سئوال دیگر ...
- آخریشه، من که خسته شدم.
- پس دو سه سئوال دیگر بیشترنمی پرسم، اول اینکه این اساسنامه که تهیه شده طوری تنظیم گردیده که افرادی می توانند حضور یابند که سابقه مدیریت در حد معاونت، مدیرکل و امثال آن در کارنامه شان باشد. آقای هاشمی این شائبه بوجود می آید که راه برای مدیران ورزش مسدود می شود و فرصت عرض اندام به آنها نمی رسد. شما این دوگانگی را چگونه تحلیل می کنید؟
- بحث مدیریت یک بحث عام است. حالا معمولاً شخصی که می آید و کاندیدا می شود طبیعی است که پیش زمینه ای در مورد مسائل ورزشی دارد که ورود پیدا می کند. صرفاً ما اعتقاد داریم کسی که مدیریت یک فدراسیون را می گیرد باید کار مدیریتی بداند حالا اگر ورزشی بود صد در صد بنفع آن رشته ورزشی است ولی اگر سابقه ورزشی نداشته باشد دلیلی بر آن نمی شود که این حق را ما از افراد بگیریم. اگر ما این کار را می کردیم معتقدم محدودیت برای کسانی ایجاد می کردیم که می توانستند بنوعی ورود به موضوع پیدا کنند، حالا مگر ما چقدر مدیر ورزش داریم؟ وقتی ما مدیر را عام می کنیم یعنی کسی که کار مدیریتی کرده است و علاقمند باشد خود را کاندیدا می کند. ضمن اینکه آنها که در مجمع تصمیم گیرنده هستند باید انتخاب کنند و طبیعی است که از بین گزینه های موجود به شخصی که در ذهنشان است رای می دهند. البته ما اعتقاد داریم که بحث های کلان مدیریتی در سطح فدراسیون باید باشد اما در بحث تخصصی و اجرایی کار که توسط دبیرکل انجام می گیرد ما اعتقاد داریم که این شخص باید ورزشی باشد، سابقه ورزشی باید داشته باشد چون کار دبیرکلی کار کاملاً اجرایی است و بخاطر همین است که سابقه مدیریتی دبیرکل را حتی از رییس فدراسیون بیشتر گذاشتیم، رییس فدراسیون را اگر هشت سال گذاشتیم، سابقه مدیریتی دبیرکل را ده سال گذاشتیم که سه سالش باید ورزشی باشد.
- یعنی تخصص را به داخل فدراسیون و هسته اصلیش دادید.
- بله، یعنی در بخش کمیته ها بیشتر بحث تخصصی انجام گیرد، منتها در بحث کلانش رییس فدراسیون کار مدیریتی اش را انجام می دهد.
- رییس مجمع عمومی حق رای دارد؟ یعنی حق رای جدا از آن حق رایی که خودش دارد.
- نه، رییس مجمع عمومی عضو مجمع است وهرکس در مجمع حضور پیدا می کند یک رای بیشتر ندارد...
- بله می دانم، چندی قبل یکی از خبرگزاری ها لیستی در خروجیش فرستاد که در آن رییس مجمع هم بعنوان یک عضو مجمع و دارای حق رای معرفی شد.
- نه، آن اشتباه بوده است. ببینید بفرض مثال بنده بعنوان معاون سازمان را بعنوان رییس مجمع انتخاب می کنند، من فقط یک رای دارم بنابراین از رای خودم استفاده می کنم. شما با این سئوالاتتان تمام ریزه کاری اساسنامه را در آوردید، دیگه فهمیدید اساسنامه چیست.
- ممنون، ما سعی داریم برای مردم و خوانندگانمان موضوع اساسنامه را جا بیندازیم و زوایای پنهانش را پررنگ کنیم، حداقل کاری کردیم که اطلاعات جامعی را در اختیار عموم قرار دهیم. دست شما هم درد نکند که خیلی خوب با ما همکاری کردید. بهرحال از حوصله ای که بخرج دادید متشکرم.