می گویند بازی در کرمانشاه باید بدون حضور تماشاگران برگزار شود
کسی جرات چنین تصمیمی را دارد؟
بازی شیرین فراز کرمانشاه و تراکتورسازی تبریز خارج از بحث نتیجه و روش بازی موارد مهم و حساسی دارد که بررسی آن برعهده کارشناسان و آنانیست که با فوتبال سروکار دارند و به پیچیدگی ها و ابهامات آگاهند. سالیان سال است در فوتبالمان ظاهراً از «پاک » بودن و «سالم» ماندن سخن بمیان می آید و هرکس که در بطن کار قرار دارد و اموری برعهده اش محول است از آن دفاع می کند و هرگونه دستی را پشت پرده تکذیب می کند. فوتبال ایران چند سالی است که اسیر دستان اشخاصیست که بعضا در فوتبال شناسنامه دارند و اکثراً هیچ سابقه ای در کارنامه شان وجود ندارد، پرده نشینانی که می توانند فوتبال را در خارج از زمین رقم بزنند و کاری کنند که فوتبال بازی کردن و توپ لگد زدن فقط بخش کوچکی از نتیجه گیری باشد. امروز شاید نوشتن از این دست، فریاد بسیاری را برآورد و تیغ انتقادات و اعتراضات را از نیام برآورد که چنین سخنانی در فوتبالمان هیچ جایگاهی ندارد و گفتن از آن جریحه دارکردن قلب میلیونها هوادار و دوستدار را بهمراه دارد که حاصلی جز رکود ندارد.
در بازی تبریز چه اتفاقی افتاد که اوضاع را تا بدین حد متشنج نمود؟ این سئوال شاید ورای تمام سطور بالا باشد و پرداختن به آن به نگاهی دقیقتر و موشکافانه تر نیازمند باشد، استادیوم شصت هزار نفری یادگار امام که هفده سال است کلنگ افتتاحش قلب تبریز را شکافته به چه دلایلی هنوز به سرانجام نرسیده و کارش را پایانی نیست؟ ورزشگاهی که مبادی ورودی و خروجیش محدود به چند درب نمی شود و حفره های فراوانی برای داخل شدن به این آوردگاه وجود دارد و هم این عوامل خود پرسشی را بوجود می آورد که این ورزشگاه اصلاً قابلیت پذیرایی از فوتبالدوستان را دارد و می توان امنیت مسابقه ای را در آن تضمین نمود؟ حتماً شما هم همانند همه ما دیده اید که هیچ جایگاهی برای تیم ها درنظر گرفته نشد و موضوع تاسف برانگیزتر اینست که از تلویزیونی که نه تنها ایرانیان داخل کشور که همه جهان آن را می بینند، جایگاه نیمکت نشینان تیم مهمان در زیر سایه سیاه رنگی قرار دارد که معلوم نیست چیست اما اگر دقت کنیم حایل مامورینی را مشاهده می کنیم که خود را میان مهمان و سنگها قرار داده اند تا گزندی به آنان نرسد. هرکسی در ورزشگاه بود با چشمان خود دید که تماشاچیان مهمان از همان ابتدا بساط ناسازگاری را چیدند و آغاز به فحاشی نمودند، آنها می دانستند و یا به آنان گفته شده بود که مردم خونگرم تبریز تاب فحاشی نخواهند داشت و قطعاً عکس العمل نشان خواهند داد و همین موضوع جو را متشنج خواهد نمود، تماشاگران کرمانشاهی که در خوب بودن مردمانشان شکی نیست ناسزاهایشان را آغاز نمودند و میزبانانشان را به باد توهین گرفتند و بحث های خارج از فوتبال را جاری ساختند تا آنان را به حد انفجار برسانند و وقتی موفق به این کار شدند سنگ پرانی کردند و تعدادی را به بیمارستان فرستادند. نمی توانیم خودمان را فریب دهیم و ادعا کنیم که نمی بینیم، باید حقایق را گفت و نترسید، شیرین فرازی ها می دانستند در آنجا چه می خواهند و قبل از اینکه به مسائل فنی بیندیشند، مسائل حاشیه ای را ارجحیت دادند تا تمرکز میزبان را بهم زنند و بازی را در دست گیرند. به قیافه پیوس نگریسته اید، صورتش از ترس یخ زده و مثل گچ سفید شده بود، چشمانش هیچ برقی نداشت و نمی توانست بخود بقبولاند که اینگونه در خانه رکب خورده است، حریف فکر همه جا را کرده بود و وقتی فرشاد وارد ورزشگاه شد جمعیتی خشمگین و ناراضی را مشاهده نمود که فقط فشار مضاعف و سیگنال های منفی را به بازیکنان وارد می کرد، برای همین در طول آن نود و چند دقیقه کنار زمین و در روی نیمکت تراکتورسازان با بی جانی عمودی روبرو بودیم که هیچ تصمیمی برای تیمش نمی توانست بگیرد. فرشاد پیوس سرش را بسمت راست گردانید تا نیمکت حریف را ببیند و با چشمانی از حدقه در آمده دید که آنها چه می کنند، مربی دروازه بانهای شیرین فرازی های بازیکنان را به کنار زمین و ترک آن ترغیب می کند و سرمربی خودش را به بالا و پایین پرتاب می کند و به وسط زمین می آید تا همه چیز و همه کس را تحت تاثیر قرار دهد. براستی با این همه اتفاق که دیدیم و خیلی ها ندیدند، هیچ تیمی نباید محروم شود و به مجازات کارهایی که کرد برسد؟ به چشمان از جا کنده شده خبرنگار فلان روزنامه دقت کرده ایم، او دیده که رییس هیئت فوتبال کرمانشاه که خود از داوران قدیمی این فوتبال بوده است و نامی جز جلال مرادی ندارد دقایق بسیاری را در رختکن داوران گذرانده و با آنها چای خورده است! حتماً دوستانمان ادعا خواهند داشت که برای چاق سلامتی به آنجا رفته و می خواسته که حالی بپرسد، این دیگر چه فوتبالی است که ما شاهدیم؟ همین تراکتور هم چنین روندی را داشته، در بازی تراکتور و نساجی سرپرست تیم مهمان که کسی جز احمد ابهران نیست دقایق بسیاری را در رختکن داوران گذرانده و در کنار نماینده فدراسیون نشسته و از همه جا و همه کس گفتند و با هم چای هم نوش جان نمودند و کسی هم برخورد نکرد، در این فوتبال بی در و پیکر چه می گذرد؟
کمک مربی شیرین فرار که بر تقدیر روزگار روابط گرمی با برخی مطبوعات دارد دست به شیرین کاری می زند، سرش را می گیرد و بر زمین دراز می کشد که سرش را براساس پرتاب تکه سنگی شکسته اند، تیم پزشکی بسراغش و ناظرین ویژه فدراسیون به بالینش می روند و بر سر شکسته اش دست می کشند اما دریغ از یک قطره خون و خراش، فریاد بر می آورد که کبود شده است اما کوچکترین کبودی ای هم مشاهده نمی شود و ناظرین ویژه خواستار بازرسی پزشک مخصوص از وضعیتش می شوند که بشدت مخالفت می کند و کاغذی بر می دارد و بر روی آن می نویسد که هیچ صدمه ای ندیده ام، یعنی همه این مسائل شوخی بوده است و جای نگرانی نیست، یعنی همه سرکار رفته اید و می خواستم جنجال آفرینی کنم، یعنی فریب ناظرین. خیلی ها معتقدند تصاویر گرفته شده حقایق بیشتری از این جنجال ها را رونمایی خواهد نمود و همین موضوع موجبات تاسف بیشترمان را فراهم می آورد. سرمربی کرمانشاهی ها که بدرستی توجیه شده بود نیمکت تیمش را به پشت دروازه حریف می برد و می خواهد که در کنار تماشاگران خودی باشد و تعجب آور اینست که مسئولین قبول می کنند،چنین صحنه هایی را جز در ایران و شاید افغانستان و بورکینافاسو نخواهید دید. اما بمحض اینکه گل تساوی را می پذیرند فریاد اعتراض سر می دهند که چنین وضعی قابل تحمل نیست و این حقشان است که در کنار زمین باشند و بجای خودشان بازگردند، مسئولین بازهم با این خواسته موافقت می کنند تا بار دیگر جنجال به مسابقه باز گردد و تماشاگران خشمگین تر شوند و بازیکنان میزبان سردرگم تر. فرشاد پیوس مجسمه شده است، نمی تواند باور کند که فوتبال تحت تاثیر عوامل جدیدی قرار گرفته است، او قفل کرده بود، دهانش بسته شده و چشمانش مات شده است چون تیمش در حال غرق شدن بود و او را با خود می کشید.
***
فوتبال ایران روزگار منحصربفردی را می گذراند، هیچ مدیریتی بر تصمیمات وجود ندارد و هر اتفاقی را در فوتبال می توان انتظار داشت، در دوره ای که مسئولیت پذیران جرات جلو آمدن ندارند و هر کدامشان بنوعی کنار رفته اند، بنظر می رسد کنترل اوضاع حتی از دست متولیان خارج شده است، همه دم از قانون گرایی می زنند و قانونی نمی بینیم، همه از تصمیات سنجیده می گویند و ما تصمیماتی جز مصلحت نمی بینیم، چه زمانی به حقیقت خواهیم پرداخت، چه زمانی فوتبالمان را پاک خواهیم نمود، چه زمانی مسئولیت بر دوش آگاهان خواهد افتاد و چگونه می توان از این دور تسلسل خارج شد؟
***
یکی می نویسد که افتخارمی کنم همکارم بعنوان یک پدیده جدید پا به عرصه مربیگری گذاشته و در آن موفق شده است، دیگری خود را فرازی چندآتشه می داند، آن یکی هر آنچه را دید نمی نویسد و فلان روزنامه هم هیچ اشاره ای به حوادث نمی کند، اوضاع بسود شیرین فراز است و همه می خواهند سهمی در این موفقیت داشته باشند و هر سدی جلویشان باشد برچیده خواهد شد. دیروز ناظرین ویژه در خیابان سئول جمع شدند تا درباره این بازی مدارک و مستنداتشان را بصورت «محرمانه» در اختیار دبیرکل بگذارند، موضوع کاملاً روشن است و تخلفات آشکارتر از هر زمانی، خیلی ها معتقدند نتیجه تبریز را فوتبال رقم نزد، بسیاری می گویند که حرف و حدیث فراوانی وجود دارد اما وقتی می خواهید با آنها مصاحبه کنید به حاشا می پردازند و هرگونه مسئله ای را تکذیب می کنند. می شنویم تماشاگران انگلیسی در فلان کشور خشونت بخرج می دهند و جنجال آفرینی می کنند و تیم ملی انگلستان از چند بازی خانگی محروم می شود، همین اتفاق برای ایتالیا می افتد و یا تیم های باشگاهی انگلیس نیز از این قاعده مستثنی نیستند، در همین اواخر چنین اتفاقی برای تیم ملی ترکیه افتاد و در بازی با یونان جنجال آفرینی نمودند و بازیهایشان بدون تماشاگر برگزار خواهد شد، اما اینجا ایران است، خورشید را باید نفی کرد، گویی در بستر کاز افرادی قرار گرفته اند که شهامت بزرگی و بزرگ شدن ندارند، می بینند اما کاری نمی کنند، می گویند حق دو تیم اینست که بازیشان بدون حضور تماشاگر برگزار شود اما مطمئنیم هیچکس جرات اجرای قانون را ندارد، بیاد سخن صفایی فراهانی می افتیم که راجع به این تصمیم ها می گفت:« می توانم حدس بزنم که خیلی وضع مناسبی نباید داشته باشیم. دلیلش هم خیلی ساده است چون هر کسی می خواهد در انتخابات آتی بنوعی رای بیاورند و همه سعی می کنند که کمترین برخوردی را داشته باشند چراکه بالاخره یکی رییس هیئت است و می خواهد رای بدهد، یکی دیگر مدیر باشگاه است و همه سعی می کنند جوری مدارا کنند که خلاصه فردا موقع رای گرفتن به مشکل بر نخورند»