خبرگزاری پارس فوتبال با بیش از 140 هزار بازدید کننده در روز,تعداد محدودی آگهی تبلیعاتی برای این ستون می پذیرد.
جهت كسب اطلاعات بیشتر با واحد ارتباطات پارس فوتبال دات کام یا با واحد آگهی ها (تلفن های
02144043902 و 09122048562 و 09123030051)
تماس حاصل فرمایید.
مجید جلالی در یکی از صحبت هایش درباره عدم موفقیت تیم امید به جلسه ای اشاره می کند که هیجده ماه پیش در کمیته ملی المپیک با حضور فدراسیون برگزار شد و او در آنجا نسبت به حضور بازیکنان بزرگسال در امید برای قهرمانی در بازی های آسیایی دوحه اعتراض نمود. جلالی می گوید در آن جلسه دادکان مسئله ای را بازگو کرد که اگر من در دوحه قهرمان نشوم، همین شما مربیان بر من خواهید تاخت و عملکردم را زیر سئوال خواهید برد، افکار عمومی آماده این شکست ها نیست و انتقادات از فدراسیون بسیار خواهد شد. این جملات در نگاه اول بسیار درست و دقیق بنظر می رسد اما اگر موشکافانه با مسئله برخورد کنید متوجه خواهید شد که تا مدیران ما چگونه فکر می کنند و چگونه به توجیه عملکردشان بر می آیند.
باز هم مردم
بنظر می رسد هزینه کردن از مردم برای مدیران امروز چندان مشکل نیست و هرکسی برای توجیه عملکردش پای آنها را به وسط می کشد. اصولاً تابحال سابقه نداشته که نظر مردم و اقبال عمومی برای انجام فعالیتی موردوثوق قرار گیرد و اگر هم موردی یافت می شود یقیناً به روزهایی باز می گردد که دیگر راه دومی برای مسئله وجود ندارد. تا به امروز فوتبال ایران ناکامی های بسیاری را با خود دیده است که در اکثر موارد مدیران ارشد مقصر آن بوده اند، مسائلی که در بحث کلان پیگیری می شود بدلیل سلیقه گرایی مفرط و عدم توجه به نگاه کارشناسی در بیشتر موارد به شکست ختم شده است و در این بین نامی از مردم هم برده نمی شود اما همیشه این کلمه جزیی از توجیه مدیرانمان ماندگار خواهد بود. نکته مهم دیگر اینست که باید اذعان نمود مردم بخوبی شرایط را درک می کنند و فوتبال و اتفاقات مربوط به آنرا می فهمند، آنان اگر برنامه ای ببینند و پروسه ای را شاهد باشند که هدفی بزرگ در پشت آن وجود داشته باشد یقیناً به شکست های کوچک اهمیتی نمی دهند و حتی به حمایت هایشان ادامه می دهند و البته باید اذعان نمود قرار نیست همه مردم برای یک نتیجه راضی یا ناراضی باشند و نمی توان جمعی یکدست پیدا نمود.
مدیریت نتیجه گرا
چه بخواهیم یا نخواهیم در حال حاضر اپیدمی نتیجه گرایی به مدیرانمان هم سرایت کرده است و حضور و عدم حضورشان بسته به نتایجی است که کسب می کنند. بر این اساس مدیران فوتبال ما بدلیل آنکه برنامه ای برای حضور ندارند و استراتژی مدونی برای پیشرفت و توسعه فوتبال در نظر نگرفته اند، شاخص عملکردیشان تنها به حوزه نتیجه معطوف می گردد و جز این راه دیگری پیش رویشان نیست. اما اگر برنامه ای در دست باشد و دورنمایی برای آن در نظر گرفته شود، برای هر روز و هفته برنامه ریزی مدون صورت گیرد و رسیدن به نقطه مطلوب پیش بینی شده باشد آنگاه شاخص اندازه گیری به برنامه باز خواهد گشت و نتیجه به اولویت های بعدی تبدیل خواهد گشت. مدیریت نتیجه گرا محتوم به شکست است حتی اگر در کوتاه مدت به قهرمانی برسد؛ رسیدن به اوج ممکن است فقط یک اتفاق باشد چون هیچ برنامه ای در پشت آن دیده نمی شود و بسترسازی مناسبی صورت نگرفته است اما اگر برنامه ریزی لازم انجام پذیرفته باشد و پشتوانه سازی در دستورکار قرار گیرد حتی پس از قهرمانی نیز نیروهای جدید راه را ادامه خواهند داد و پروسه تکمیل تر خواهد شد.
اینرسی مدیریت
مدیریت همانند ایجاد اینرسی است، اگر قدرت محرکه اش را بردارید نباید چرخ فوری بایستد. چرخ تا مدتها می گردد، پس اگر اینرسی خوب مدیریتی در یک سازمانی وجود داشته باشد حتی وقتی آن حذف گردد علی القاعده آن سیستم باید حرکت کند تا بعد متوقف شود. اما اگر بلافاصله پس از یک سیستم مدیریتی متوقف می شویم نشان می دهد که بنیاد مدیریتیمان هم ایراد دارد. چنین چرخه ای را در فوتبال امروزمی بینیم و باید به حرف جلالی بیشتر دقت کنیم که بخاطر همان نگاه مدیریت سابق فوتبال است که این چرخ نمی گردد. چرخه ای که فدراسیون گذشته برای فوتبال ساخته بود به خودمحوری و خودستایی رسیده بود چون مشاوره از بیرون را کسر شان می دانست و از آن بدتر کار تشکیلاتی و گروهی را نفی می کرد و قرار شده بود همه امور بر عهده تنها یکنفر باشد که در مدیریت امروز گریزی جز شکست برای این دیدگاه وجود ندارد.
مدیریت عوامگرایانه
اینکه افکار عمومی آماده نیست پس باید قهرمان شد و غلط ها را ادامه داد، عذر بدتر از گناه برای مدیریت فوتبال ماست.چنین اظهانظرهایی نشان می دهد که فوتبال ما به چه درد مزمنی گرفتارست که مدیران ما را نیز به عوامفریبی هدایت می کند. دادکان که همیشه ادعا داشت حتی گوشه چشمی به صندلی ریاست ندارد، با چنین تصمیماتی چگونه می خواهد از خودش دفاع کند، این سخنان مگر معنی ای جز از دست دادن جایگاه و ترس از برکناری دارد؟ باید بحال این فوتبال تاسف خورد که هدف های بزرگ قربانی ترس های کوچک و موفقیت های مقطعی می شوند و بدتر آنکه مدیری از جنس دانشگاه و علم چنین جملاتی را بر زبان می آورد. فوتبال ایران از این نگاه ضربه خورده است و مدیرانی که در توجیه عملکردشان بدنبال اعداد و ارقام رفته اند همیشه فوتبال را کوچک کرده اند و تا آنجا که خود می دیده اند آنرا برای مردم تعریف نمودند. مدیریت عوامگرایانه که همچون سمی مهلک به جان فوتبالمان افتاده است موجب گشته که مدیرانمان توان بزرگ اندیشیدن و گسترده فکرکردن را نداشته باشند و روزمرگی به سیاست راهبردیشان تبدیل شود.
تسلسل فوتبال
با این وضعیت فوتبال در دور تسلسلی قرار گرفته است که راهی جز شکست ندارد، تعلیق فدراسیون، شکست در جام جهانی، حذف امید، حذف رده های پایه و عدم مسئولیت پذیری فدراسیون برای توسعه متوازن در کشور تنها گوشه ای از مدیریت نادرست و نتیجه گرای فوتبال ایران است. مدیریت فوتبال در دایره بسته ای قرار گرفته است که برنامه در آن جایی ندارد و بسیاری پس از تثبیت شدن در مجموعه، بدنبال تسویه حساب های شخصی گذشته ای هستند که پای آنها را از فوتبال قطع نموده بود. در سالی که «اتحاد ملی» نام گرفته باید حتی در ورزش آنرا عملیاتی کنیم، فوتبال ایران از این فاصله ها و دلخوری ها هیچ نتیجه ای نگرفته است، مدیریت در فدراسیون باید برنامه ریزی شده و هدفمند باشد و تنها با این تاکتیک است که فوتبال از دایره بسته خارج می شود و می تواند راه صعود در پیش گیرد. پتانسیل نهفته در فوتبال ایران این امکان را به هر مدیری می دهد که با همفکری و همراهی مجموعه، برنامه ریزی مدون و کار تشکیلاتی به قله های موفقیت در آسیا و جهان برسد.
کلیه حقوق محفوظ و متعلق به پارس فوتبال می باشد - نقل قول مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است
Copyright 2002-2007 Parsfootball.com - All rights reserved
Best view: 1024*768 Internet Explorer 5+ Developed by Iranexplorer