1- صمد مرفای قبل از اینکه بازی با سایپا را به علی دایی واگذار کند به خودش باخت. به تعویض ها و ترکیبی که برای مهمترین بازی فصل در نظر گرفته بود و شانس قهرمانی تیمش را تا چندین برابر کاهش داد. او باید ناراحت باشد، حق دارد خودخوری کند و به شانس بد خودش لعنت بفرستد اما حق ندارد که شخص دیگری را در این میان مقصر بداند، خودزنی های آقا صمد چیزی بیش از خودکشی نبود، یکبار دیگر به ترکیبش مقابل سایپا نگاه کنید، محمود فکری را در انتهای خط دفاعی قرار می دهد تا از تجربه اش استفاده کند اما او بدلیل نقایص فراوانی که به مقتضیات سنش دارد تیم را عقب می کشد تا توپ های تندوتیز پشت سرش توسط طالب لو جمع شود اما هرگز در این راه موفق نبود، یک ضربه پنالتی و دو گل از روی پاس عمقی و بارها فرار مومن زاده نشان داد که مرفاوی در بازی های حساس آخر فصل چه گاف بزرگی داده است.
2- نکته دوم حضور اصغر طالب نسب در خط هافبک است، خیلی ها از خود می پرسند بازیکنی که تاهمین چند هفته گذشته جزو مغضوبین سرمربی استقلال بود چگونه در این هفته ها اعتماد کادرفنی را کسب کرده و حتی به ترکیب ثابت آبی پوشان راه یافته است؟ اساساً حضور طالب نسب جز هدر دادن یک بازیکن برای تصاحب فضا و دوندگی چیز دیگری نیست، او در طی این چند بازی نشان داده که چندان مهره کارسازی در ترکیب نیست و هیچگونه حرکت مثبتی نیز در طول این دوران از او ندیدیم، نکته مهمتر اینجاست که حضور طالب نسب چپ پا در ترکیب، عملاً شعاع حرکتی محسن یوسفی که بحق یکی از بهترین بازیکنان این فصل استقلال هست را کاهش می دهد و او را مجبور می کند که تلاش بیهوده ای برای هماهنگ شدن با طالب نسب بخرج دهد. از طرفی فضای حرکتی محدودتری پیدا می کند و دیگر نمی تواند توانایی های ذاتی خود را به بهترین نحو بروز دهد. حتی تعویض کوییکه هرچند بدلیل خستگی باشد کاملاً اشتباه بود و بنحوی بایستی با اکبرپور صحبت می شد تا جای مهاجم کامرونی را پر کند و اندکی به او استراحت دهد.
3- صمد مرفاوی امروز بازنده است، اما صمد از همان روزی بازنده بود که در مقابل دخالت های سرمربی سابق استقلال واکنشی نشان نداد و کوششی برای مصونیت از تیمش نداشت، او به تعویض های موبایلی تن می داد و هیچ اراده ای هم برای ایستادن در مقابل آن در خود نمی دید. صمد از روزی جایگاهش را از دست رفته دید که امیر قلعه نویی، سرمربی تیم ملی ایران بعد از حذف استقلال از جام حذفی، لباس ملی را از تن خارج نمود و با لباسی ورزشی در میان بازیکنان حاضر شد و به تیم صمد هرآنچه خواست گفت و دمی از او نشنید، عملکردها را زیر سئوال برد و توگویی منظورش کسی جز صمد نیست اما او سرش را پایین انداخته بود و گوش می کرد، گاهی سر بلند می کرد اما روی دیدن هیچکس را نداشت و قلعه نویی همینطور بر بدن نیمه جان صمد رژه می رفت و بر نتیجه اش، تیمش وبازیکنانش می تاخت.
4- صمد بعد از آن روزها دیگر مربی کاریزماتیکی برای شاگردانش نبود، آنها دیگر عادت کرده بودند که پس از یک باخت از طرف سرمربی سابقشان مورد شماتت شدید قرار بگیرند و اگر یکنفر در رختکن در زیر لب غرولند می کرد او با شدت هرچه تمامتر با خاطی برخورد کند؛ صمد ولی اینگونه نبوده و نیست، او در تمرینات گوش هایش را می گرفت و چشمانش را می بست تا درگیری ها، دعواها و فریادهای آنها را نبیند و نشنود، صمد بی خیال همه چیز شده بود و به همین سادگی آرام آرام به مهره ای منزوی و گوشه گیر در استقلال بدل شد. آری صمد چوب حیای ذاتی اش را می خورد، شرمساری از سر و رویش می بارد و این برای سرمربیگری تیم بزرگی همچون استقلال اصلاً خوب نیست، بازیکنانی که در جلوی چشمان کادرفنی همدیگر را می زنند، به همدیگر ناسزا می گویند وبرای هم خط و نشان می کشند نیاز به بزرگی دارند که آنها را سرجای خودشان بنشاند و مطمئناً هم ترسی از سرمربی خجالتی نخواهند داشت.
5- روزگاری صمد از اینکه نوشتیم در استقلال کاریزمای لازم برای سرمربیگری ندارد به ما گفت که از دستمان شکایت می کند و بی شخصیت همان نویسنده است، اما متاسفانه باید دوباره همان حرف را تکرار کنیم، خودزنی های آقا صمد حتی حوصله صبورترین طرفداران خودش و استقلال را سر برده است، آنها اختیار از کف داده اند حتی زمانیکه همانند بازی با استقلال جریان در دست آبی پوشان است و یکی از زیباترین و جاندارترین نمایش های خود را هواداران نشان می دهند، آنها عصبانی هستند چون نمی توانند باور کنند که مهره چینی های آقا صمد خود بعنوان ضد تاکتیک بر علیه خودش بوجود می آید و تیمی که تا همین چند روز پیش مدعی درجه اول قهرمانی بود حالا دیگر سرنوشتش در دستان خودش نیست. صمد باید فکری بکند، برای خودش و تیمش، برای قلب میلیونها هواداری که سرگرمی دیگری جز استقلال ندارند و همه زندگیشان بسته به نتایج این تیم است.
6- استقلال دو بازی حساس تا پایان فصل دارد که اولیش همین امروز مقابل پیکان است، تیم مقابل آنقدر مرموز هست که صمد تنها به همان نتیجه دور رفت و باختش فکرکند، تیمی که چغر نشان داده و براحتی اهل باج دادن نیست. بنظر شما صمد باز هم خودزنی می کند، باز هم حاضر می شود محمود فکری را در خط دفاع بگذارد، باز هم تعویض های اشتباه می کند و باز هم حاضرست اعتبارش را زیر سئوال ببرد؟ فرصت زیادی نمانده است،کمی صبور باشید اگرمی توانید!