استقلال چوب عدم مديريتش را مي خورد
1- همه چيز از همان انتخاب هيئت مديره استقلال آغاز شد، رييس ورزش ايران براي حفظ روابط پشت پرده و دادن امتياز به دوستان اصولگرا كه منتقد درجه اول احمدي نژاد بودند، خواست تا از ميزان فشارها بكاهد. او ابتدا باانتخاب اميدوار رضايي برادر محسن رضايي بعنوان رييس هيئت مديره و از آنسو مقداد نجف نژاد همسو با طيف رضايي بعنوان مديرعامل توانست تا حدود
بسياري طرف مقابل را راضي نگاه دارد. ناگفته پيداست كه كادر جديد كمترين آشنايي با فضاي فوتبال نداشته اند و هيچ سنخيتي با ورزش در اين چند ساله از آنان ديده نشده بود.
2- ماجراي انتخاب امير قلعه نويي با نظر سازمان توسط داريوش مصطفوي انجام شد و وي بايستي از استقلال جدا مي شد.اما ماجراجويي هاي قلعه نويي كه خود را در قاموس علي پروين مي ديد، به خود اجازه داد كه در هر دو جبهه تيم ملي و استقلال فعاليت كند و نظر سازمان را جلب نمايد تا بعنوان رييس سازمان فوتبال همكاري نمايد. اين تداخل نتيجه جز حذف استقلال از جام باششگاه هاي آسيا نداشت و در اين ميان سهم علي آبادي براي مردم مشخص نشد.
3- هيئت مديره بخاطر حذف از جام باشگاه هاي آسيا استعفا دادند و تصميم بر آن شد كه استقلال فعلاً بدون مديريت بماند. طنز تلخيست اما اين تيم بدون مديريت به دوران اوج بازگشت ونتايج درخشاني گرفت چراكه نتايج و عملكرد بازيكنان براي هيچ كدام از مديران نوشته نمي شد و در بازي هاي سياسي تقسيم نمي گشت. اين تيم فاصله نه امتيازي با صدر جدول را پر كرد و بالاتر
از سايپا بر پيشاني جدول ليگ برتر نشست. علي آبادي در اين روزها اعلام مي داشت كه معرفي هيئت مديره جديد موجب خواهد شد كه شخصيت آنان مورد خطر قرار گيرد چون انتخاب همانند شمشير دولبه است كه برد و باختش به هيچ عنوان معلوم نيست.
4- علي آبادي در حكمي بعد از اينكه از هاشمي، معاون سازمان مي خواهد عوامل اين حذف را معرفي و آنان را از صحنه ورزش حذف نمايد، حكم ديگري براي دوست ديرين و شريك اقتصاديش امضا مي كند و بهمني را بعنوان بازرس ويژه بر مي گزيند. اين شخص كه به آبي پوشان ارادت ويژه دارد و زماني قرار بود اين تيم را بخرد و حتي مقداري از سهام منچستر را نيز خريداري نموده است، وظايفي وسيعتر از بحث نظارتي پيدا مي كند و بعنوان مقسم پول ها را فعاليت هاي اجرايي را با نظر علي آبادي بر عهده مي گيرد.
5- روزهاي خوب استقلال ادامه مي يابد و بهمني از نفوذش استفاده مي كند و مهماني بزرگي براي تيم با حضور رييس و معاون سازمان مي گيرد. در آن جلسه علي آبادي، رييس ورزش ايران در اظهارنظري جالب اعلام مي كند كه همه كار براي قهرماني استقلال مي كند. همه در اين ميان خوشحال هستند و چند روز بعد ناگهان خبر مي رسد بازيكنان توماري امضا مي كنند كه تيم بدون مدير باقي بماند و همين شرايط حفظ گردد.
6- در يكي از ظهرهاي بهاري به علي آبادي خبر مي رسد دوست ديرينش به ضرب چاقو به بيمارستان راهي شده است و حال مساعدي ندارد، اين اتفاق چند روزي پس از زمزمه مديرعاملي فتح الله زاده از سوي سازمان حادث شد و استقلالي ها را دچار شوك كرد. حاجي كه در باكو مدرك دكترايش را گرفته بود بعنوان سرپرست برگزيده شد تا تيمي كه در صدر جدول قرار دارد را بعنوان قهرماني برساند. فتح الله زاده با بمب هاي هميشگيش شبانه خود را از باكو به تهران مي رساند و جلسه مطبوعاتي برگزار مي كند تا تيمي كه در صدر قرار دارد بسوي حاشيه حمله ور شود.
7- سرپرست جديد استقلال زمزمه بازگشت پيشكسوتان قديمي را تاييد مي كند كه در صدر آنها نام ناصر حجازي بچشم مي خورد. حاشيه ها به اوج خود مي رسد چون صمد در روزهايي كه به آرامش محتاج است و تيم را بايد با تمركز رهبري كند از جايگاهش مطمئن نيست و سايه هاي بركناري را در اطرف باشگاه مي بيند. ناصر حجازي نيز در اين روزها جلسه خصوصي با علي آبادي برگزار مي كند و همانند علي پروين قولهايي از رييس سازمان دريافت مي كند تا با دلگرمي وارد باشگاه شود. استقلال غرق حاشيه شده است.
8- بازي با سايپا در اوج هيجان برگزار مي شود، استقلال گل اول را مي زند و چشممان به ناصر حجازي در ميان مردم مي افتد، چهره نگران صمد خود گوياي همه چيزست، از سازمان هم كيومرث هاشمي به جايگاه ويژه رفته است اما استقلال با هنرنمايي علي دايي بازي را واگذار مي كند و حاجي در اظهارنظري اعلام مي نمايد كه نتيجه را در نيمه مربيان واگذار كرديم. استقلال كه تا
ساعاتي قبل بعنوان اصلي ترين اميد قهرماني مطرح بود، حالا تنها 25% شانس دارد. هواداران بدنبال بازيكنان و كادرفني هستند تا به آنها حمله كنند، تمركز از تيم رخت بر بسته است.
9- بازي با پيكان در اوج حساسيت برگزار مي شود و استقلال احساسي بازي مي كند، اين بازي را هم آبي پوشان واگذار مي كنند تا تماشاگران دقايق بسياري در ورزشگاه بمانند و به كادرفني اعتراض كنند. از سازمان كسي به ورزشگاه نيامده، دوربي نمي تواند حاجي فتح الله زاده را پيدا كند چون او قبل از سوت پايان بازي رفته است. هواداران آبي ناراحتند و ناي صحبت ندارند، تصميم هاي عجيب و غريب باشگاه در مقاطع مختلف ثبات را از تيم گرفته و مديريت هدفمندي وجود نداشت. قهرماني اين تيم شايد فوتبال ما را زير سئوال مي برد.
10- علي آبادي بايد بنشيند و بر تصميم هايش بار ديگر نظري بيفكند. او تا چه حد بر پايه اصول مديريت رفتار كرد و چگونه مسائل را تحليل نمود؟ استقلال چوب تصميماتي را خورد كه سازمان برايش در نظر گرفت و هيچگاه نيز نتوانست تشخيص دهد صلاح اين تيم در چيست. مديريت دولتي بر تيم هاي باشگاهي نتايجي جز زيان را در پي ندارد، به وضعيت پرسپوليس نظري بيفكنيد،
به چه نتيجه اي مي رسيد؟