خیلی وقت بود که اقتدار تیم نارنجی پوش ایران را فراموش کرده بودیم و یادمان رفته بود که روزگاری این تیم در عرصه آسیا برای فوتبال ایران نماینده شایسته ای بود که چشم 50 میلیون ایرانی را در سال های 72و 73 معطوف خود می کرد.
صحبت از آن روزهایی است که سایپا با بشرزاد ، فنونی زاده ، صالح ، شاه محمدی ، طاهری،اسپیلی،فلاحت زاده و... به جام باشگاه های آسیا رفته بود. این تیم خیلی زود تبدیل به تنها امید ایرانی ها در عرصه آسیا شد زمانی که بهمن کرج دیگر نماینده ایران در جام در جام باشگاه های آسیا برابر الطلبه عراق در قانون گل طلایی با شکست در بغداد یک ملت را ناامید کرد. اما این سایپا بود که در عربستان موفق شد با ضربه سر به یادماندنی شاه محمدی کوپتداق را شکست دهد تا به نیمه نهایی جام باشگاههای آسیا صعود کند.
سایپا در آن سال آنقدر قدرتمند بود که ایرانی ها را به این امر امیدوار کند که خاطرات خوش تیم های باشگاهی ایران با پاس اینبار با سایپا تکرار شود... و نارنجی پوشان ایرانی در نیمه نهایی به مصاف تیم کره ای به نام ایل هوا چونما می رفتند تا آن خاطره خوش را تکرار کنند. افسوس که قرار نبود سایپا به مدد اقبال بد خود زمستان سال 73 را برای ایرانی ها بهاری کند. هرچه زد به تیر خورد تا سرانجام در دقیقه 116 یک ضربه آزاد از پشت 18 قدم خط پایانی بود بر تمام دلخوشی های ایرانی ها با تکرار خاطرات با تیمی به نام سایپا. نارنجی ها باختند تا در بازی رده بندی برابر تیم فارمز بانک تایلند باردیگر فقط بد اقبالی خود را به رخ همگان بکشند و پیش از اینکه سه توپ این تیم به تیر دروازه خورد در نهایت با نتیجه 3 بر 2 بازی را به حریف واگذار کنند تا با خداحافظی تلخ از آسیا با فوتبال ایران به نوعی خداحافظی کنند ، چراکه این تیم در اتفاقی باور نکردنی و پس از از دست دادن تمام روحیه خود از بازی های آسیایی در بازی های لیگ دسته اول آن زمان نیز پیاپی باخت تا به دسته دوم سقوط کند و همه فراموش کنند روزی این سایپا قدرت برتر فوتبال باشگاهی ایران بوده است.
این تیم هرچند توانست خود را به دسته اول و متعاقب آن لیگ برتر برساند اما از تیم پراقتدار گذشته فقط نامی بود و بس و عمدتا عادت داشتیم این تیم را در رده های انتهایی جدول ببینیم. اگر این تیم در لیگ برتر سوم به دسته اول سقوط نکرد تنها به مدد بازی های پلی آف عجیبی که فدراسیون فوتبال ایران بر روی انجام آن پافشاری دارد بود. هرچند بعدها اعلام شد که تاثیر جادوگرها و رمال ها هم در عدم سقوط این تیم بی تاثیر نبوده است. سال بعد از آن هم سایپا پس از نیم فصل اول خوب خود در نیم فصل دوم به زور همان نیروهای مافوق طبیعی بود که خود را در لیگ برتر نگه داشت!
اما زمانی که ذوالفقار نسب به این تیم آمد و موفق شد سایپا را به رده سوم جدول و حتی در پاره ای از اوقات در کورس قهرمانی برساند همه متوجه احترامی که شایسته تیم سایپا است شدند. هرچند که خود مدیران این تیم به این هم راضی نبودند و در میان اعتراض های پر سر و صدای ذوالفقارنسب او را برکنار کردند تا با استخدام لورانت آلمانی به آنچه که خود را شایسته آن می دانستند برسند.
شاید ته مانده های جادوی همان جادوگرها در این تیم مانده بود که اتفاق فوق العاده خوشایندی برای این تیم رخ داد. علی دایی مرد شکست ناپذیر فوتبال ایران زمانی که پس از بازگشت از جام جهانی آلمان همه در یک اتحاد بی نظیر در صدد قبول شکست به این تیم بودند به سایپا آمد. پنج هفته بعد او قرار شد سرمربی موقت سایپا و جانشین لورانت فراری باشد... و این بهترین موقعیت بود برای دایی که با بالا کشیدن سایپا خود را از همه شکست های تحمیلی نجات دهد و چه خوب هم از عهده این عمل برآمد.
تمام تجربه های پنج سال فوتبال مداوم در اروپا و سایر یدان های کوچک و بزرگ این جا بود که برای دایی و در ادامه سایپا کارساز شد. سایپا در نیم فصل اول و با هدایت دایی در لیگ بی کفیت ششم به همراه پرسپولیس یکی از بهترین نمایش های لیگ را اجرا می کردند. مزیت این تیم بر سرخپوشان این بود که نارنجی ها علاوه بر بازی خوب نتیجه خوب هم می گرفتند تا به صدرجدول برسند و سرانجام به آن احترامی که همه نسبت به این تیم فراموش کرده بودند دست یابند.
سایپا با اختلاف در صدر بود و همه این تیم را قهرمان می دانستند تا همین عاملی شود برای لغزش تیم دایی. اما دایی آن خصیصه ای که خود را با آن معرفی می کرد به سایپا نیز تریق کرده بود یعنی رسیدن به موفقیت آن هم درست در لحظه ای که همه خود را برای نابود کردن کامل او آماده می کنند. اتفاقی که بارها برای علی دایی رخ داده بود و او پس از چند بازی ضعیف به بدترین شکل سیبل انتقادات ناجوانمردانه ورزش بارها! می شد تا درست در لحظه ای که همه کار را برای او تمام می دانستند چنان اوجی بگیرد که هیچ سنگی به او نرسد. همانند آنچه که بر سایپای این فصل رفت و این تیم درست در لحظه ای که همه را ناامید کرده بود به آنجایی رسید که هیچ گزندی نیابد.
درست است... انقلاب نارنجی سایپا برای شناساندن مجدد خود به ایران و آسیا در روز ششم خرداد تکمیل شد. انقلابی که بی شک بدون رهبری فردی که تشنه پیروزی بود رخ نمی داد. علی دایی جای خود را در تاریخ فوتبال این مملکت مستحکم تر کرد تا اکنون با خداحافظی خود ، سلام صدباره ای را به افتخار داده باشد.
این بار سایپا به آسیا می رود و دیگر قرار نیست توپ های خود را به تیر بزند تا آه و افسوس را به عنوان سوغات با خود به ایران بیاورد. اگر رهبری دایی بر این تیم مستدام باشد می توانیم یقین داشته باشم که گستره انقلاب نارنجی حتی تا آسیا هم گسترش یابد.