برهانی و یک فصل فینال!
پس از مدت ها بازهم دیدیم که او شده بود تیتر اول روزنامه ها درست مثل سه ، چهار سال قبل اما همانند نوشته قبلی بازهم برای او باید بنویسیم این کجا و آن کجا...؟!
برهانی در آن سال ها هر زمان مطلبی از خود در یک نشریه می دید نام ستاره جوان را در کنار خود می دید و الحق چه کسی از او ستاره تر وقتی همه را با بازی های خود متحیر می کرد. اما کسی نفهمید که در خفا بر آرش چه رفت که او هر روز ستاره ای کم سو تر شد تا در ادامه حیفه ستاره شود!
یک فصل بسیار ناموفق در پاس ، فصلی ناموفق تر در امارات و بازگشت تحقیر بار به پاس! این است کارنامه آرشی که قرار بود کماندار فوتبال ایران در خط حمله تیم ملی باشد. آرش پس از بازگشت به پاس که مسئله را خیلی خوب ثابت کرد و آن این که از نظر روحی اصلا وضعیت مناسبی را ندارد.
همانی که وقتی توپ به او می رسید عذاب مدافعان را فراهم می کرد بازیکنی شده بود در حد مهاجمان بی خطر زمانی که به مبتدیانه ترین شکل ممکن توپ را لو می داد و همین بود که بارها همایون شاهرخی را وادار کرد تا او را تعویض کند. و در نهایت بازی پاس برابر استقلال به همه ثابت کرد کار آرش در جایی غیر از ابعاد فنی مشکل دارد! او در حالی که خطا هم به نفع پاس اعلام شده بود بی جهت به نشانه اعتراض زیر توپ می زند تا داور او را اخراج کند و برهانی فیلم کمدی خود را که فقط سوژه خنده و کاریکاتور را برای نشریه های ورزشی فراهم کرد ، آغاز کند و از زمین خارج نشود تا او را به زور و کشان کشان از زمین خارج کنند!
به هر شکل اتفاق جدیدی رخ نداد و همانند سه سال قبل مهاجم کرمانی سابق تیم ملی! یک فصل کابوس وار دیگر را پشت سر گذاشت و تنها مردم کرمان و تمام هوادارانش را به این امید گذاشت که با آغاز فصل جدید و با انتخاب درست یک تیم راه نجات خود را پیدا کند.
با انتقال پاس به همدان مشخص شد که آرش با ماندن در این تیم دیگر نمی تواند هیچ گوشه ای را در این فوتبال بگیرد چراکه با خارج شدن از دید ، دیگر مجالی را برای احیا خود نمی یابد. تنها راه بازگشت او از دو تیم مطرح پایتخت می گذشت. اما جای بسی افسوس بسیار که آرش پیش از شروع فصل بازهم نشان داد نمی خواهد در آرامش فوتبال خود را مجددا بازسازی کند.
برهانی که اکنون آرامش نیاز اصلی او است یک روز به باشگاه پرسپولیس می رفت و با این تیم قرارداد داخلی امضا می کرد و روز دیگر با فتح الله زاده برای آبی پوش شدن ملاقات می کرد! به این کار جز بازار گرمی نام دیگری نمی دهند و ممکن است در این بازار گرم این دو تیم برای نشان دادن مدریت بهتر خود ، او را با مبلغ بالاتری جذب کنند اما تجربه نشان داده است که هر زمان هر ستاره ای به این شکل به تیم های قرمز و آبی منتقل شده است راهی برای موفقیت پیدا نکرده است. نمونه های آن هم تا دلتان بخواهد فراوان است. از مومن زاده گرفته تا فراز فاطمی و سید عباسی و رضا جباری و... که همگی در ابتدا قرار بود به تیم رقیب روند اما با چرخشی 180 درجه ای پیراهن آن تیم دیگر را به دست گرفته اند و با آن عکس یادگاری انداخته اند تا در نهایت با شروع فصل نتوانند نیمی از توانایی های خود را نشان دهند!
...و متاسفیم که امروز این اتفاق برای برهانی رخ می دهد... برهانی که بیش از هر چیز دیگری به آرامش نیاز دارد فصل خود را به بدترین شکل ممکن آغاز کرد تا جنجال های این بار طلب شده! برای او خیلی زود شروع شود. او در روزی که پیراهن آبی خود را تحویل می گرفت لبخند بسیار تلخی را بر لب داشت ، آنقدر تلخ که طاقت دیدن چهره خود را از هوادارانش می گرفت. و بازهم می گوییم او قبل از هرچیز از لحاظ روحی بسیار آشفته است که با این اقدام بی موقع خود فقط می تواند خود را آشفته تر کرد!
ای کاش اکنون که برهانی راه نجات خود را پیدا کرده بود و آن را به درستی طی می کرد و با انتخاب قاطعانه یکی از آن ها امروز سبب نمی شد نگران او برای یک فصل کابوس وار دیگر باشیم! وقتی او پیراهن آبی خود را تحویل می گرفت یاد آن روزی افتادیم که سردار آجرلو مدیر عامل پاس در روزهای اوج برهانی برای انتقال او مبلغ یک میلیارد تومان را با صراحت طلب می کرد تا ارزش آرش را به رخ همه بکشد. مسلما در آن روزها هم لبخند آرش شیرین تر بود و هم نیازی به این کارهای بنیان فکن داشت! اما حیف آن کس که می بایست قدر خود را بداند ، ندانست تا امروز بر او آن رود که همه شاهد بودیم.
این فصل برای برهانی حکم فینال را دارد. او اگر بتواند خود را جمع کند هنوز هم می تواند امید اول کرمانی ها برای تیم ملی باشد اما وای از آن روزی که برهانی همان روند سه فصل قبل خود را طی کند که در این صورت فقط باید فیلم بازی های قدیمی بازیکنی به نام آرش برهانی را نگاه کنیم تا یادمان بماند که چنین بازیکنی هم بوده است!