رضا فیض آبادی : همراهش روي پيغامگير نيست اما پس از اينكه چند بوق آزاد ميزند، قطع ميشود و اين گيرودار چندين بار تكرار ميشود تا نهايتاً ناچار تلفن منزل او را ميگيريم؛ تلفني كه خودش گفته اگر خيلي ضروري بود، ميتوانيد با اين خط تماس بگيريد.
خودش گوشي را برميدارد، خندهاي كه ميزند، معلوم است خنده هميشگي نيست كه خنده تلخ است. او البته خودش را حبس نكرده اما برايش خيلي دشوار است كه تيم ملي فوتبال ايران خيلي زود از جام ملتها خداحافظي كند. امير قلعهنويي هنوز هم پاي حرف خود ايستاده است.
بازي جديد قلعهنويي
امير قلعهنويي حالا وارد بازي ديگري شده كه چندان ارتباطي به وي ندارد ولي به نظر ميرسد جرياني پشت قضيه هست كه قلعهنويي را وارد اين بازي كرده است. شايد خود امير قلعهنويي هم نداند كه وارد چه بازي شده است اما حتما قولها و وعده و وعيدهايي دادهاند كه او با اين صراحت در تلويزيون حاضر ميشود و به جاي پرداختن به مسائل فني و پاسخ به انتقادها وارد فاز ديگري ميشود و پاي رئيس كميته انتقالي را به ماجرايي ميكشد كه كمتر ارتباطي با موضوع دارد. متهم كردن صفايي فراهاني و مقصر دانستن او در حذف تيم ملي از جام ملتهاي آسيا، جداي از اينكه مقداري دور از ذهن است، حكايت از جرياني دارد كه ميخواهد در انتخابات آينده فدراسيون فوتبال رقيب را از صحنه خارج كند. قلعهنويي در حالي حضور صفايي فراهاني در فوتبال ايران را خيانت به فوتبال ميداند كه فراموش كرده، ساختار فعلي فدراسيون فوتبال روال نيمهحرفهاي فوتبال ايران در زمان رياست صفايي بنيان گذاشته شد و بازيهاي خوب ايران در جام جهاني 98 فرانسه و پيروزي تاريخي بر آمريكا اثرات برنامهريزي فراهاني بود. او بود كه با آوردن مربي بزرگي مثل ايويچ به ايران، پايههاي تيمي را استوار كرد كه در جامجهاني 98 فرانسه ناظران را به تحسين خود واداشت و مثل جامجهاني 2006 آلمان باعث انتقاد ديگران نشد. البته به آقاي قلعهنويي حق ميدهيم كه در برنامهاي كه هيچ ارتباطي با كميته انتقالي نداشت به صفايي فراهاني بتازد چرا كه قلعهنويي خود را مديون كساني ميداند كه حضور صفايي در فوتبال رابرنميتابند. اينجا بناي دفاع از صفايي فراهاني را نداريم اما لابد با قلعهنويي قول و قرارهايي گذاشته شده كه او با اين جرات به رئيس سابق فدراسيون حمله ميكند و بدون آنكه از كسي حمايت كند، به نفع يك گروه، به تخريب ديگري ميپردازد. قلعهنويي فكر ميكند با اين كارها جاي پايش در تيم ملي همچنان محكم خواهد بود اما غافل از اين است كه سرمربي آينده تيم ملي ارتباط مستقيمي با انتخابات فدراسيون فوتبال دارد و در درجه اول تابعي از آن مساله است.
***
آقای قلعه نویی، به شما حق ميدهيم كه جواب تلفنها را ندهي؟
دوست ندارم كسي دلخور شود اما باور كنيد نياز به استراحت دارم. واقعاً خسته شدهام و اين خستگي را برخي با حرفهاي نسنجيده خود بيشتر ميكنند. بالاخره ما هم خدايي داريم و او از دل همه بيشتر خبر دارد.
مثل اينكه خيلي در اين چند روز اذيت شدهاي؟
اگر كسي حرف حساب بزند و انتقاد درست و حسابي بكند، من هرگز ناراحت نميشوم اما شما در اين چند روز كافي است كه به گفتهها و نوشتههاي بعضي از آقايان نگاه كنيد تا ببينيد چگونه عقدهگشايي كردهاند. انگار منتظر يك چنين فرصتي بودهاند تا همه كمبودهاي خود را خالي كنند و هرچه دوست دارند، بگويند.
بههرحال كسي كه سرمربي تيم ملي ايران ميشود، بايد اين روزها را هم ببيند.
اين بار خيلي سختتر و شديدتر است. مثل اينكه انتخاب امير قلعهنويي بهعنوان سرمربي تيم ملي فوتبال براي اين عده خيلي گران تمام شده كه حالا هرچه دوست دارند، ميگويند.
از اين بحثها خارج شويم. الان امير قلعهنويي خيلي منطقيتر ميتواند درباره تيم ملي صحبت كند. فكر ميكنيد كجاي كار شما ايراد داشت كه تيم ملي نتيجه نگرفت؟
من بهانه نميآورم و معتقدم كه تيم ملي بر اساس برنامهريزيهاي ما بهخوبي پيش رفت و اگر كمي شانس يار ما بود و دقت بيشتري ميكرديم، حالا شما اين سوالات را نميپرسيديد. اينكه من بخواهم به اصل قضيه اشاره كنم، بايد بگويم كه واقعاً تيم ملي فوتبال هيچ زماني اينقدر بدون پشتوانه نبوده است. پشتوانه نه از نظر بازيكن كه از نظر تشكيلات و ساختار فوتبال. شما ببينيد زماني كه در گذشته فدراسيون فوتبال با تمام امكانات از تيم ملي و مربيانش حمايت كرده، تيم ما نتوانسته قهرمان آسيا شود، چه رسد به حالا كه ما اصلاً فدراسيون نداشتيم و مشكلات داخلي خودمان در فوتبال مزيد بر علت شد تا آن دلگرمي و پشتوانه لازم براي تيم ملي نباشد.
اينها كه ميگوييد توجيه نيست؟ چرا قبل از اعزام از اين حرفها نميزديد؟
من قبل از اعزام هم گفتم اگر اين تيم ملي با اين شرايطي كه فدراسيون ما دارد، موفق شود، كار بزرگي انجام داده است. البته بگويم كه سازمان تربيتبدني و دبير محترم فدراسيون فوتبال همه نوع همكاري لازم را با من و تيم ملي داشتند ولي بههرحال فوتبال هر كشور نشأت گرفته از فدراسيون فوتبال آن كشور است و شما اگر به مصاحبههاي برخي مسوولان كميته انتقالي نگاه كنيد، ميبينيد كه آنها نهتنها با ما نبودهاند كه مانع بزرگي هم بر سر راه كادرفني و تيم ملي بودهاند.
براي اين حرفها و اثبات آن نمونهاي هم داريد؟
بله، به مصاحبههاي رئيس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال ايران نگاه كنيد تا ببينيد كه آقاي فراهاني اصلاً اعتقادي به مربي ايراني نداشتند و هميشه ميگويند بايد يك مربي بزرگ خارجي بياوريم. در حالي كه در زمان رياست خودش به قول خودشان بهترين مربيان خارجي را آوردند ولي ديديد كه نتيجه هم نگرفتند.
با اين وجود، اينها توجيهي براي حذف تيم ملي از جام ملتها نيست؟!
بالاخره همه چيز دست به دست هم ميدهد تا تيم ملي يك كشور موفق شود. اتفاقا من ميگويم اينها خيلي هم مهم است.
اگر شما از بازيكنان خوب بازي ميگرفتيد، ارتباطي به اين مسائل پيدا نميكرد؟
مثلا بايد چگونه بازي ميگرفتيم؟!
در خط حمله شما هيچ كارنامه موفقي از مهاجمان نداشتيد؟
شما فقط به ظاهر قضيه نگاه ميكنيد. شما ميخواهيد بگوييد مهاجمان ما گل نزدهاند اما وقتي تيم پيروز ميشود، يعني اينكه همه بازيكنان در همه جاي زمين خوب بودهاند.
ولي كار يك مهاجم، غير از گلزدن چيز ديگري نيست.
شرايط بازيها و تيمها بعضاً ايجاب ميكند كه مهاجم فضاسازي كند و ديگران از اين فضا استفاده كنند. در تيم ملي ما بهگونهاي برنامهريزي كرده بوديم كه هافبكها گلزني كنند چراكه دفاع حريف روي مهاجمان ما بهشدت يارگيري ميكرد.
ولي قبول داريد كه در كار گلزني مشكل داشتيم؟
اين يك موضوع ريشهاي است. شما ببينيد امسال آقاي گل ما يك خارجي است. نفر دوم گلزني هم مهدي رجبزاده است كه نيمي از گلها را از روي نقطه پنالتي زده است. تيم ملي ما سالهاست ديگر يك مهاجم تمامكننده ندارد. علي دايي هم يك استثنا بود. با اين وجود ما بهترين مهاجمان را دعوت كرده بوديم. هاشميان، عنايتي، خطيبي و رجبزاده جزو بهترينهاي ما در خط حمله هستند.
ولي همين مهاجمان گل نزدند.
باز برگشتيم سر خانه اول كه من توضيح دادم.
شما اگر ليگبرتر را خوب نگاه ميكرديد، ميديد كه دنيزلي وقتي در پرسپوليس حسين كعبي را به خط حمله آورد، خوب جواب ميداد. چرا اين كار را در تيم ملي امتحان نكرديد؟
حساب تيم ملي با پرسپوليس جداست ضمن اينكه وقتي ما مهاجمان كلاسيك داشتيم نيازي به اينكار نبود.
امتحانش بيضرر بود.
انشاءالله اگر فرصتي بود اينكار را ميكنيم.
اصرار به استفاده از عنايتي و خطيبي در حالي كه ايندو بازيكن اصلا خوب كار نكردند مقداري حساسيت ايجاد كرده بود. چرا اينقدر از آنها دفاع ميكنيد؟
من نه باشگاهي دارم كه بخواهند مرا متهم كنند و نه خطيبي و عنايتي برادر من هستند. خداوكيلي اين دو بازيكن وقتي در زمين بودند تا پاي جان ميجنگيدند و نميدانم چرا اينقدر حساسيت ايجاد شده است. شايد اگر يك گل در بازي با كره ميزدند حالا قهرمان ملي بودند.
مشكل همينجاست كه نتوانستند گل بزنند.
وقتي كره چند لايه دفاع ميكرد چگونه بايد گل ميزدند.
در اين بحث به جايي نميرسيم. شما قبول داريد كه خيلي روي اسمها و نامهاي بزرگ تكيه كرديد و بازيدادن آنها تحت هر شرايطي در دستور كار شما بود؟
مگر در گذشته اينها همه كنار هم بازي نميكردند، چرا آنموقع اعتراض نميشد.
چرا همانموقع هم به علي كريمي انتقاد ميشد.
ولي كريمي در اين بازيها خيلي خوب بازي كرد.
خيلي خوب نبود. هرگاه خودش تمايل داشت چند نفري را دريبل ميكرد.
در چارچوب كارهاي تيمي خيلي خوب جواب داد و بازي با كره هم عالي بود.
در بازي با چين كه تعويض شد گويا دلخور شده و قرار بوده از اردو خارج شود؟
اين هم از همان حرفهاست. باور نكنيد.
يعني هيچ اختلافي در تيم ملي نبود؟
به شهادت تمامي كساني كه به عنوان خبرنگار و كارشناس در مالزي بودند، تيم ملي در اين دوره يكي از بيحاشيهترين و باانضباطترين تيمها بوده است. اگر منظور شما از اختلاف اخم يك بازيكن و يا ناراحتي يكي ديگر است به شما حق ميدهم چون فكر ميكنم آدم در خانواده خودش هم هميشه تفاهم كامل با اعضاي خانواده ندارد. طبيعي است كه بازيكن نيمكتنشين ناراحت باشد و از روي ناراحتي چيزي گفته باشد اما آن اختلافي كه تيشه به ريشه تيم بزند در تيم ما وجود نداشت.
اينها كه گفتيد شايد بعضا طبيعي باشد اما روي نيمكت تيم ملي و در بخش كادر فني وقتي تعداد از 2 يا 3 نفر بيشتر باشد آن اتحاد و يكپارچگي از بين ميرود. قبول داريد كه تعداد مربيان و كادر فني بيش از ظرفيت موجود فوتبال ملي ماست؟
سوال شما دو بخش دارد. بخش دوم كه همان بحث ظرفيت فوتبال ماست را بايد بيشتر به آن پرداخت. من قبول دارم كه حضور يك كادر فني تكميل (17 نفر) در شرايط فعلي فوتبال ما شايد عجيب باشد چرا كه هميشه عادت كردهايم با دو يا حداكثر 3 نفر كادرفني را ببنديم ولي ما جرياني را در تيم ملي به وجود آورديم كه تاكنون بيسابقه بوده است. همه اين افرادي كه دعوت به همكاري شدند وجودشان لازم است ولي اينكه چگونه ميتوان اين افراد را با هم هماهنگ كرد بحث ديگري است. ما واقعا با هم هماهنگ بوديم چون هدف تعريف شده بود و هر كس ميدانست كه بايد در چارچوب وظايف خود كار كند. از اين بابت هيچ مشكلي نبود و بنده به عنوان كوچكترين عضو اين گروه جا دارد از همه آنها تشكر كنم؛ همچنين از بازيكنان كه واقعا تلاش كردند و براي موفقيت تيم خيلي زحمت كشيدند.
ما قبول نداريم كه بازيكنان خيلي تلاش كردند. تلاش آنها عادي بود و آن تعصب و جنگندگي لازم نزد آنها ديده نميشد.
وقتي تيمي ميتواند 120 دقيقه كرهجنوبي را در تنگنا قرار دهد بيانصافي است اگر تصور كنيم كه اين تيم تا حد ممكن تلاش نكرده است.
حالا اين سوال مطرح است كه قلعهنويي با يك عذرخواهي خواسته مظلومنمايي كند تا همچنان در تيم ملي بماند. آيا شرايط براي ادامه همكاري شما با تيم ملي فراهم است؟
اگر عذرخواهي نميكرديم كه يك جور حرف ميزدند و حالا كه عذرخواهي كردهايم يك چيز ديگر مي گويند. در خصوص ادامه همكاريام با تيم ملي بايد شرايط فدراسيون را در نظر بگيرم و ببينم كه اوضاع چگونه است ولي قبول ميكنيد كه اگر يك مربي خارجي به جاي قلعهنويي بود اينقدر مورد لطف قرار نميگرفت؟
البته برانكو هم كه تيم ملي را در جام ملتهاي 2004 چين سوم كرد مورد انتقاد واقع شد و اگر آن تيم هم در مرحله يكچهارم حذف ميشد شرايط برانكو جور ديگري رقم ميخورد.
ولي اميدوارم فرهنگ فوتبال ما به جايي برسد كه مربي را با يك شكست زمين نزنند و با يك پيروزي او را به عرش نرسانند.
بنابراين فعلا امير قلعهنويي استراحت ميكند؟
با اجازه شما البته اگر نيش و كنايههاي دوستان بگذارد.