مصاحبهکننده: حاجآقا مایلی کهن! شما همیشه حرفای تازهای دارید که نظر ِ همهی رسانهها رو به خودش جلب میکنه. میخوایم بدونیم نظر شما دربارهی مربی ایرانی یا خارجی چیه؟
مایلیکهن: ببینید! من همیشه حرفامو صادقانه زدم! مربی، خارجی و داخلی نداره. مهم، علم و توانایی و سواد و تجربه است. ما اینهمه کارشناس و تحصیلکردهی ورزشی در سازمان ِ تربیتبدنی و دانشگاههای تربیتبدنی و کشور داریم. کجا از اونا استفاده شده؟! آیا حرفهایگری اینه واقعاً؟! سال ِ گذشته بود که من تذکر دادم که به این کارشناسها توجه بشه، اما توجه نشد! و ما، همهمون، نتیجهاش را دیدیم! فکر میکنید چرا من فوتسال رو چهارم ِ جهان کردم؟ بهخاطر توجه به همین کارشناسها بوده.
مصاحبهکننده: حاج آقا! الان که مربی ِ هیچ تیمی نیستید، کجا تشریف دارید و چه میکنید؟!
مایلیکهن: با احترام به همهی مربیان ِ داخلی، که واقعاً کوچیک ِ همهشون هستم، بنده، هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب، رشتهام و حرفهام تربیتبدنی (!) بوده، و الان هم در تربیتبدنی و دانشگاه هستم و دارم پایاننامهی ارشدم رو میگیرم. و البته، اینو هم صادقانه بگم که چند سال ِ پیش، فوتسال ِ کشور رو چهارم ِ جهان کردم و بچههایم تیم ِ کره رو با ششتا گل، بردند.
مصاحبهکننده: حاجآقا! نظرتون دربارهی حذف تیم ملی چیست؟!
مایلیکهن: خودتون میدونید که همه منو به صراحت و صداقت میشناسند. تیمی که شکست میخوره، همهی مجموعهی اون تیم، مقصرند، اما حرفهایگری اقتضا میکنه این حرفو صادقانه بگم که کادر ِ فنی، دراین میان، مسلماً مقصر ِ اصلیه. لابد خوب تمرین نکردند، یا خوب مهرهچینی نکردند، یا سیستم ِ خوبی رو پیاده نکردند. درست همون کارهایی که من در بازی با کره و در فوتسال انجام دادم. ببینید! مثلاً همین چند ماه پیش بود که من در برنامهی نود گفتم نباید همراه با تیم ملی، یه گردان آدم بره. متأسفانه، گوش ندادند و رفتند! و دیدیم که نتیجهاش چی شد!
مصاحبه کننده: یعنی علت شکست و حذف، این بود؟!
مایلیکهن: بله، علت ِ اصلی، همین چیزی بوده که من چند ماه پیش تذکر دادم و گوش نکردند.
مصاحبهکننده: اما حاج آقا! شما خودتون، وقتی مربی فولاد بودید، نتونستید نتیجه بگیرید! علت چی بود؟!
مایلیکهن: ببین عزیز من! مایلی کهن را همه میشناسند. رک و راست و صادقانه حرف میزنه. اون موقع هم گفتم. واقعیت ِ فوتبال ِ ما همین بود و همینه! وقتی چهار بازیکن ِ اصلی رو از مربی میگیرند، شما انتظار ِ معجزه دارید؟! البته، همون موقع گفتم که مسئولیت ِ شکست، گردن ِ منه، نه کسی دیگه. اما فکر میکنید چرا فوتسال رو به رتبهی چهارم ِ جهان رسوندم و کره رو ششتایی کردم؟! معلومه! چون اونموقع، چهاربازیکن، کم نداشتم.
مصاحبهکننده: حالا حاجآقا! شما خودتون با اختیار ِ خودتون از فولاد رفتید یا بهتون گفتن بروید؟
مایلیکهن: نه، نه؛ خودم رفتم. بعد از بازی، رفتم تو رختکن. به بچهها، صادقانه گفتم اگه من باعث ِ این شکستها هستم، پس من میرم. اینو گفتم و بچهها و خودم، همهباهم، زدیم زیر ِ گریه. خب رسم ِ حرفهایگری همینه دیگه. تازه، اون موقع هم که کره را ششتا زدیم، و بعد دیدم که مربی ِ کره داره گریه میکنه، منم باهاش گریه کردم. مگه همین چند ماه پیش نبود که به مربیان ِ تیم ملی تذکر دادم اگه یه وقت تیمی رو بردید، بهشون دلداری بدید؟ مگه گوش کردند؟! باید همون بازی ِ اول با ازبكستان این کارو میکردند؛ که نکردند! غرور، همینجاها پیش میاد دیگه.
مصاحبهکننده: پس چرا وقتی در تیم ملی امید بودید، خوب نتیجه نگرفتید؟
مایلیکهن: ببینید! صادقانه و صمیمی میگم. اینو بدونید که نمیشه از بازیکنی که توی اتاق ِ استراحتش، تخته و پاسور بازی میکنه، انتظار داشت از حیثیت ِ مردم ِ ما، دفاع کنه! اونموقع که ششتا به کره زدیم، یا اونموقع که فوتسال رو چهارم جهان کردم، فکر میکنید بچهها از این بازی ها میکردند؟!نه..به جاش منچ و مار پله بازی می كردند..یعن تفریحات سالم! من سه ماه ِ پیش از این، پیشبینی کردم و گفتم به مربیان که مواظب ِ داخل ِ اتاق ِ بچهها باشید! لابد توجه به پیشبینی ِ من نکردند که حذف شدند! شما فکر کردید حرفهایگری به اینه که آدم، توی اتاق ِ استراحتش، بهجای استراحت، از اون بازیها کنه؟!
مصاحبهکننده: حاجآقا! شما رو دیگه کمتر توی تلویزیون میبینیم! چرا؟!
مایلیکهن: صادقانه و پوستکنده بگم. از من دیگه گذشته که بخوام بیام تلویزیون!
مصاحبهکننده: این حرفا چیه حاج آقا؟! شما هنوز خیلی جوونید!
مایلیکهن: نه، بحث این نیست. ببینید! این دفه دیگه میخوام خیلی صریح و صادقانه بگم بهتون که بنده، نه زیرابرو برمیدارم، نه موهامو ژل میزنم و مدلدارشون میکنم تا بتونم پشت ِ دوربین بشینم! شما فکر میکنید میشه با موهای ژلزده، مقام چهارمی فوتسال ِ جهان رو کسب کرد؟! فکر میکنید میشه با موهای مدلدار، کره رو ششتایی کرد؟! من نمیدونم چرا وقتی توی ورزش و تلویزیون، اینهمه سوسول داریم، باید بریم توی آرایشگاهها دنبال ِ مدل بگردیم!!! این رسم ِ حرفهایگری نیست والله!
مصاحبهکننده: حاجآقا مایلیکهن! شما واقعاً صادقانه حرف میزنید! و همیشه، چیزایی میگید که تازگی داره! بههرحال، ازاین که وقتتونو گرفتیم، عذر میخوایم ازتون!
مایلیکهن: خب حرفهایگری همینه. من فوتسال رو چهارم ِ جهان کردم، خب اینو نگم؟! یعنی دروغ بگم و بگم نکردم؟!
مصاحبهکننده: نه حاجآقا! این حرفا چیه؟! شما بگین! دروغ چرا؟... بههرحال، ممنون از اینکه وقتتون رو به ما دادین! خدا نگه دارتون!