تیم ابومسلم، در برابر ِ پرسپولیس، با اختلاف ِ سه گل، باخت. این نتیجه، بیگمان، نتیجهی بدی بود برای ابومسلم و خداداد. پرسپولیس، بسیار هماهنگ و حسابشده بازی کرد؛ و ابومسلم، نتوانست آنگونه باشد که بایستهی این تیم و شایستهی مربی ِ بزرگش است.
اما و دوصد اما، آیا مصاحبهی خداداد پس از بازی با پرسپولیس، بایسته و شایستهی مردی به بزرگی ِ خداداد بود؟! از تعابیر ِ نه چندان مناسب ِ شأن و شخصیت ِ خداداد بگذریم (که البته نباید بگذریم). اینکه ایشان چه الفاظی و چه کلماتی بهکار بردند، موضوع ِ اصلی ِ سخن ِ من نیست. شاید بتوان با توجیه ِ عصبانیشدنش، از کنار ِ این خبط و خطا، گذشت. بحث و سخن ِ من، نکتهای است روانشناسانه، که این مربی ِ نامدار و عزیز، در مصاحبهی خویشَ آن را رعایت نکردند.
وقتی آقای عزیزی در مصاحبهی بعد از بازی، شفاف و روشن و مثلاً شجاعانه و صادقانه، سخن از ناتوانی ِ تیمش میگوید (یا سخن از حد ِ توانایی ِ تیمش)، آیا با این گونه سخنان، بازیکنانش انرژی ِ مثبت میگیرند یا منفی؟! تیم، باختهاست؛ درست است. بد هم باختهاست؛ این نیز درست است. اما آیا حریف را اینچنین بالا گرفتن و خود را اینگونه پایین پنداشتن، برخوردی روانشناسانه است (حتی اگر واقعاً هم حریف، در حد ِ بالا باشد)؟! خداداد ِ عزیزی ِ عزیز، حتی اگر تیمش را در حد ِ تیم ِ پرسپولیس نداند نیز نباید اینچنین آشکارا فریاد ِ ناتوانی بزند!
هیچ عاقلی نمیگوید اگر تیمت بد بازی کرد و بد باخت، بیا و بگو و فریاد بزن که حق ِ ما برد بود. حرف و سخن ِ ما، این نیست. یک مربی، در چنین شرایطی، دست کم میتواند بگوید تیم ِ حریف، یک سر و گردن از ما بالاتر بود؛ میتواند بگوید حق ِ تیم ِ حریف، برد بود و حق ِ ما، باخت؛ و میتواند خیلی حرفهای درست و نادرست ِ دیگر بزند؛ اما هرگز حق ندارد حرفی و سخنی و جملهای بگوید که ضعف و ناتوانی به درون ِ تیم، دمیدهشود! بهویژه، مربیای در حد ِ خداداد ِ عزیزی ِ عزیز و بزرگ!
صداقت و شجاعت و رک و راستبودن، هیچیک، دلیلی موجه برای اینگونه سخن گفتن نیست. اساساً انسان، در هیچ کاری نباید چنین بگوید! انسان اگر کاری را نتواند بکند، نباید بگوید من تواناییام در همین حد است و بیش از این، نمیتوانم! حد ِ توانایی آدمها، حدی است مجهول و ناشناخته. چه کسی میتواند و حق دارد برای توانایی ِ خویش، حد بگذارد؟!هیچکس نباید برای توانایی ِ خویش، حد و مرزی تعیین کند. یک انسان ِ بزرگ اگر کاری را نتواند بکند، میگوید من تلاشم را کردم اما میتوانم بهتر از این باشم و باید بهتر از این باشم! باید مدام بهخود بگوید که لابد جایی اشتباهی کردهام؛ و اینچنین، بیامان، در پی ِ دفع ِ کمبودهای خویش باشد. یک دانشآموز اگر در یک آزمون ِ بسیار سخت، نمرهی مثلاً یانزده بگیرد، نباید بگوید حد ِ من، همین بود! او باید خود را توانا بداند و تواناتر بشود. یک مربی ِ بزرگ، درهیچشرایطی، نباید سخن از ناتوانی بگوید ( حتی اگر بهفرض، ناتوان باشد)! آقای عزیزی ِ عزیز! مگر سپاهان، تیم ِ کوچکی است؟! چطور و چگونه در آن بازی اینگونه نبودید و اینگونه نباختید و اینچنین، مصاحبه نکردید؟! آیا اگر از سپاهان، با اختلاف ِ چهار، پنج گل میباختید، باز هم اینگونه میگفتید؟! آیا از این به بعد، اگر از هر تیم ِ بزرگ و نامداری، سه، چهار گل بخورید و درعین حال، از تیمتان راضی باشید، باز هم اینگونه میگویید؟!
راستی، آقای عزیزی ِ عزیز! میدانید که شما باز هم با پرسپولیس و سپاهان بازی دارید. شما با استقلال و پیکان و سایپا و ... بازی دارید. نکند خدایینکرده، بازیکنان ِ شما در برابر ِ این تیمهای بزرگ، پیشاپیش، خود را شکستخورده ببینند؟! آقای عزیزی ِ عزیز! وقتی شما میگویید از بازیکنانم راضیام، و پس ازآن، میگویید تیم ِ ما اگر تا دو روز هم بازی میکرد، نمیتوانست گل بزند، این یعنی چی؟؟!!! آیا این جز دمیدن ِ ناتوانی به تیم، معنای دیگری دارد؟!! وقتی تیم ِ شما در اوج ِ رضایت ِ شما، اینچنین است، پس آیا در بازی ِ بعدی با پرسپولیس، تیمتان یک تیم ِ ازپیشباخته نیست؟! نکند منتظر ِ این هستید که پرسپولیس و امثال ِ پرسپولیس لطف کنند و ضعیف بازی کنند تا تیمتان بتواند خودی نشان دهد؟!
آقای عزیزی ِ عزیز! من نمیگویم پرسپولیس، برتر از ابومسلم هست یا برنر نیست. دقت کنید! بحث ِ من، ارزشی نیست؛ روشی است. روش ِ سخنگفتن ِ شما درست نبود. پرسپولیس یا بالاتر از تیمتان است یا پایینتر. بحث این نیست. بحث اینجاست که شما نباید این را با این روش و اینگونه میگفتید ( حتی اگر بهفرض، اینچنین بود)! سخن گفتن از برتری ِ تیم ِ حریف، هزار روش ِ دیگر دارد. از همهی اینها گذشته، بهفرض که ابومسلم، در حد ِ پرسپولیس نباشد؛ اما خداداد ِ عزیزی چه؟! آیا او هم در حد ِ رویارویی با پرسپولیس نیست؟! آیا خداداد ِ بزرگ نباید تلاش کند بزرگیاش را به تیمش بدمد؟!
آقای عزیزی! اگر در بازی ِ بعدی با پرسپولیس، یا هرتیم ِ بزرگ ِ دیگر، یکی از بازیکنان ِ شما بگوید: "تیم ِ ما در حد ِ حریف نیست. ما اگر تا دو روز هم بدویم، نمیتوانیم گل بزنیم"، و استناد به مصاحبهی شما هم بکند، شما چه جوابی به او خواهید داد؟! سخن آخر اینکه، ممکن است ایشان بگویند من هرآنچه در آن مصاحبه گفتم، فقط مخصوص ِ همان بازی بود. اولاً، اینگونه سخنگفتن، حتی اگر مخصوص ِ همان بازی باشد، از نظر ِ روانشناسی، درست نیست. چرا که ممکن است بازیکنان، از طبیعت ِ تعمیمدهی ِ بشری ِ خویش استفاده کنند و بهآسانی، آن را به بازیهای دیگر، تعمیم دهند.
ثانیاً، سخن ِ شما جوری بود که بوی کلی میداد. شما در مصاحبه گفتید که از تیمتان راضی هستید. این یعنی چه؟! یعنی تیم ِ شما درحالی که خوب و رضایتبخش بازی کردهاست اینگونه باختهاست!! خب دفعهی بعد نیز حداکثر، همین است دیگر! در بازی ِ بعد نیز اگر تیمتان خوب هم بازی کند، لابد حدش در برابر ِ پرسپولیس، همان است که بود! پس دیگر چه مبارزه و چه نبردی؟! مگر اینکه شکم ِ خود را صابون بزنید که انشاءالله، پرسپولیس، بد بازی خواهد کرد!! و اینچنین، شانسی هم برای برندهشدنتان بهدست خواهد آمد!! جز این است آقای عزیزی؟!