مصاحبهکننده: آقای پروین! میگن آقای حجازی با این وضعیتی که توی استقلال پیدا کرده، درست مثل ِ همون وضعیتی که شما دو سال ِ قبل داشتید. نظرتون در اینباره چیه؟
پروین: بندهی خدا حجازی! دلم براش میسوزه بهخدا! آره؛ طفل معصوم تو بازی اخیرشون که رنگپریدگیش درست مث ِ قیافهی ما تو اون زمان شده بود! حجازی هم عین ِ ما بدشانس ِ بدشانس! بازیکناش که خداییش بیغیرتن! شما بازیِ اخیرشون رو دیدید؟! بازیکناش تو زمین فقط راه میرن آقا! از طرفی، حجازیام مث ِ ما، گرفتار ِ چارتا جوونِ شونزدهسالهی خبرنگار شده! چیکار کنه خب اینبندهی خدا؟! چپ میره، راست میره، براش حاشیه درست میکنن! میبازه، براش حرف در میارن! میبره، باز براش حرف در میارن! برا ما هم خب این بازیا رو در آوردن که ما فراری شدیم دیگه! بهخدا وقتی قیافهی حجازی رو تو بازی ِ اخیر دیدم، یاد ِ قیافهی دو سال ِ پیش ِ خودم افتادم! خدا شاهده دلم گرفت! همهی شرایطاش همونیه که برا ما بود! بهخدا این رسمش نیست با اینبزرگمرد اینجوری برخورد بشه!
مصاحبهکننده: بحث ِ برخورد نیست. بحث اینه که تیم حجازی تو بازیهایی که میکنه، سردرگمه. اصلاً بازیکناش خوب بازی نمیکنن! فکر میکنید مشکل ِ اصلی ِ استقلال چیه؟
پروین: خامی و بیغیرتی ِ چارتا بازیکن ِ جوون، اما، پرمدعا! این جوونای الان، فقط پول میشناسن! درست مث ِ دو سال پیش ما تو پرسپولیس! ما هم اون موقع با چارتا جوون، طرف بودیم که دو تا دریبل و دو تا گل زده بودن و خدارو بنده نبودن! قیمتاشون سر به فلک میکشه اما غیرتاشون، صفره!! ببین آقاجون! وقتی یه بازیکن، 200، 300 میلیون قراردادشه و زمین چمنو با پیادهرو اشتباه میگیره، شما از حجازی چه انتظاری داری؟! اینبندهی خدا شقالقمر که نمیتونه بکنه!... نه آقاجون! اینا اصلاً تعصب، توشون مرده! خدا شاهده اگه همین صمد مرفاوی و اصغر حاجیلو، با خود حجازی، سهتایی، لخت بشن و برن تو زمین، بهتر بازی میکنن از این چارتا جوون فکلی! بابا به خدا اون زمانا، ما دریبلخوردنو ننگ میدونستیم! وقتی میباختیم، انگار یکی بهمون فحش ِ ناموسی داده به خدا!! خدا شاهده سه شبِ تموم، خواب نداشتیم! اما الان دیگه برا یه بازیکن، ننگ، اینا نیست. الان دیگه ننگ اینه که پول، کمتر گیرش بیاد!! دیگه بازیکنای امروزی، سرشونو جلو توپ نمیذارن! همین بازیهای اخیرِ استقلالو نگاه کردید؟! آقا من موندم که اینبازیکنای استقلال، چهجوری مثِ آبخوردن دریبل میخورن و عینِ خیالشون هم نیست؟!! فقط بلدن دو تا قر ِ کمر بیان و دو تا گلِ مفت بزنن و برن تو امارات، واسه خودشون حال کنن و تفریح کنن!
مصاحبهکننده: اینا همه درست. بازیکن، سستی میکنه، خوب تلاش نمیکنه. اینا درست. اما نقش مربی پس چیه این وسط؟!
پروین: دیگه میخوای چیکار کنه حجازی؟! شیلنگ برداره بیفته جونشون و کتکشون بزنه؟! تو رختکن، فحشِ آبدار بده بهشون؟! نه آقا! اینجور کارا دیگه امروزه جواب نمیده!! الان دیگه دنیا دنیای قدیم نیست. دنیا خیلی عوض شده؛ ما هم باید عوض بشیم. خب چیکار میتونیم بکنیم؟! مجبوریم عوض بشیم آقا! بههرحال، حجازی فقط چارتا جوون در اختیار داره! شما توقع داری با این چارتا جوونِ بیتجربه، معجزه کنه؟! حجازی تیمش خیلی جوونه!! هنوز زوده قضاوت کنیم.
مصاحبهکننده: خب تیمهای دیگه تو لیگ هستن که جوونتر از استقلال هستن. فجر سپاسی، سایپا و...
پروین: آره؛ اما اونا فوتبال بازی میکنن؛ میدون؛ گوش به حرف میدن؛ غیرت دارن آقاجون!!! تازه، کنار اونا چند تا بازیکن باتجربه هست که تیمو جمع و جور میکنن. مثلاً تو تیم سایپا، شریفینسب و صادقی و سیدجلال هست.
مصاحبهکننده: ما نمیدونستیم منیعی و نوازی و برهانی، جوون و بیتجربهان آقای پروین!!!
پروین: درسته. قبول دارم. منیعی و نوازی و اینا، جوون و بیتجربه نیستن؛ اما اینا مگه چقدر تلاش میکنن آخه؟! این منیعی اصلاً از تو زمین ِ خودش چند بار میاد تو زمین ِ حریف؟! نه جونم! اینا پولکی شدن! ببینید! بحث اینه که اینا با دل و جون بازی نمیکنن! وقتی اینا تو زمین فقط راه میرن، حجازی چیکار کنه؟! خودش که نمیتونه بره تو زمین! هرکاری رو که یه مربی باید بکنه، داره میکنه بندهی خدا!
مصاحبهکننده: خب تعویض کنه؛ تاکتیک عوض کنه؛ شرح وظایفِ دقیقی رو برای بچهها مشخص کنه و خیلی کارای دیگه.
پروین: بابا چند نفرو تعویض کنه؟! دو نفر؟! سه نفر؟! مشکل، دو نفر و سه نفر نیست! همهشون مشکل دارن!!! بندهی خدا باید همه رو تعویض کنه!! میشه اینکارو بکنه؟! این بازیکنا وقتی تو زمین راه میرن، شما بگو حجازی چه کاری از دستش برمیاد؟! فحش و کتک و اینجورچیزا که دیگه تو فوتبال ِ امروز، جواب نمیده. خب پس چیکار کنه دیگه؟! ما که داریم میبینیم بازی رو که چهجوری حجازی وسط بازی داد و بیداد میکنه! وقتی بازیکنش گوش نمیده، دیگه نمیتونه خودشو بکشه که!! بعدشم، وقتی چارتا جوون ِ نو رسیده، تو چارتا روزنامهی رنگ و وارنگ، براش دوهزارتا حاشیه درست میکنن، دیگه از حجازی چهکاری برمیاد؟!
مصاحبه کننده: اما آقای پروین این بازیکنا همشون توسط خود ناصر خان انتخاب شدن ها...
پروین:آقا ولمون می کنی یا نه؟...
پی نوشت:
این مصاحبه، در واقع، چند مصاحبه، در چند زمان ِ مختلف است (از حدود ِ سه سال ِ پیش، تا زمان ِ حال)، اما چون مصاحبهای خیالی و فرضی است، برخی و فقط برخی از پرسشها و پاسخهای هریک از این چهار مصاحبه (که باید درواقع، متناسب با زمان ِ همان مصاحبه باشد)، تناسب ِ زمانی با آن مصاحبه ندارند. این، از آنروست که در عالم ِ فرض و خیال و رؤیا، گاه میتوان زمان را درنوردید و روند ِ زمانی را در نظر نگرفت تا طنز، شیرینتر و زیباتر شود. به سخن دیگر، درحقیقت، سوژهی طنز ِ ما، بیشتر، نوع و جنس ِ پاسخهایی است که مصاحبهشونده به آنها میدهد؛ برای همین، گاه، توالی ِ زمانی ِ آنها را در نظر نگرفتهایم. این پرسشها و پاسخها، برخی مربوط به زمانی است که آقای پروین، مدیر ِ فنی بودند، برخی، مربوط به زمانی است که سرمربی بودند، و برخی، مربوط به زمان ِ حال است، که دیگر، مسؤولیتی در پرسپولیس ندارند.
نکتهی دیگر اینکه یادمان نرود که طنز، نه تمسخر است، نه اهانت است، و نه همواره برای خندیدن. آنچه در طنز رخ میدهد، بزرگنمایی و برجستهسازی ِ نقصها، اشکالات، خطاها و لغزشهاست، تا نقص و اشکال و خطا و لغزش، هم دیده، و هم زدوده شوند. به سخن دیگر، طنز، باید تفکربرانگیز باشد.
قسمتهای قبلی این مصاحبه را می توانید در لینکهای زیر بخوانید:
http://www.parsfootball.com/?news=8807
http://www.parsfootball.com/?news=8857
http://www.parsfootball.com/news/8952.html
http://www.parsfootball.com/news/9109.html
http://www.parsfootball.com/news/9355.html