یاسر اشراقی
سوم مهر ماه ،زاد روز علي پروين يكي ازبرترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران بود... او که به جبر روزگار دو سالی می شودکه بعد از آنکه به بیان خود سپر بلای پرسپولیس شد و در یکی از بزرگترین آچمزهای دوران حیات ورزشی اش قرار گرفت مجبور شد عطای پرسپولیس -همانجا که بیشترین تاثیر را در افتخارات گذشته این تیم داشت - را به لقایش ببخشد و همانجایی برود که البته اگر کمی عاقلانه تر عمل می کرد نباید می رفت!
اسطوره قلوب پرسپولیسی ها در آخرین روزهای حضورش در پرسپولیس به جای آنکه کاری کند تا همه از رفتنش از این تیم ناراحت باشند به گونه ای عمل کرد کهبه راحتی در هر جایی که اراده می کرد می توانست صدای اعتراضاتی که حتی دامنه وسعت آن به میان هواداران دو آتشه اش هم رسیده بود را بدون هیچ زحمتی شنود کند حتی اگر آن عده که به دورش حلقه زده بودند و با راهنمایی های نا بجای خود موجبات تیره بختیهایش را فراهم کرده بودند درگوشش پچ پچ کنند که این صداها نوار است و واقعیت خارجی ندارد!
...اما بي شك علي پروين كسي است كه در چند دهه اخير از محبوب ترين هاي ورزش و فوتبال ايران بوده است. كسي كه شايد تا مدت ها تكرار شدنش در اين فوتبال امكانپذير نباشد. سال ها نام پرسپوليس در كنار علي پروين قرار مي گرفت و خيلي ها اعتقاد داشتند اين دو مكمل همدیگر هستند؛ محبوبيت او بر هيچ كس پنهان نبوده و تا امروز هم هيچكس قدرت مقابله با آن را نداشته يا شايد اجازه مقابله به آن ها داده نشده است؛ بازيكنان بزرگي چون احمدرضا عابدزاده، فرشاد پيوس، افشين پيرواني، علي دايي و ... نزد هوادارن محبوب بوده اند و هستند ولي هيچ وقت اين محبوبيت ها توان كاستن از علاقه مندي هواداران به پروين را نداشته است.اما واقعا آیا کسی را یارای مقابله با محبوبیت پروین نیست؟در پاسخ باید یک بله به بلندای قد دایی گفت!البته که بله! اما بلا شک آن کس که توانایی این مهم را داشت کسی نبود جز خود پروین...
دیگر بر هر فوتبالدوستی -از منتقدان پروینیسم گرفته تا تیفوسیهای سلطان- مسلم شده است که در سالیان اخیر قبل از جدایی ناخواسته علي پروين از ارتش سرخش وی به سختي به جنگ خودش و محبوبيتش رفته بود و پر بیراه نیست اگر اینگونه واگویه کنیم که پروین خود کرده خویش را، به اندرونی بن بستی مختوم، به نابودی محتوم محبوبیت خود انداخته بود!
پروين؛ كسي كه روزگاري به خاطر فداكاري ها و دلسوختگي هايش پرسپوليس را سر پا نگه داشت، بنا به زعم بسیاری -از هواخواهان غیر متعهد به مکتب پروینیسم گرفته تا کارشناسان و فوتبالدوستان - چندی بود که با تصميم گيري ها و اشتباهاتش و شايد اهداف از پيش تعيين شده اش، به اين تيم ضربه مي زد(نگاه غالب در نظر نگارنده، بر احوالات پرسپولیس تحت کفالت پروین مستقل از نتایج نا موفق در تنها یک فصل آخر حضور وی در پرسپولیس است،بلکه منظور سلسله اعمالی است که پروین طی چند فصل آخر حضورش از خود نشان داد چه آن هنگام که به ظاهر از این تیم جدا بود اما در واقع علائم بیرونی خبر از اتوریته و قدرت توتالیتر وی بر ارکان و پیکره پرسپولیس می داد چه آنروز که با نشاندن ابراهیمی چهره تکراری دیروز -پس از آن همه سروصدای کاذب برای آوردن امثال ماتئوس ها -بر نیمکت یخ زده پرسپولیس فریاد همه را به آسمان برد و حتی چه آن هنگام که با محو کردن هر آنکه (امثال عابدزاده ها) با موفقیتهایشان خدشه ای بر پایه های سلطنت و افتخارات سلطان می انداختند چهره ای خبیث از خود به معرض نمایش عموم می گذاشت .حال از مسائل مسخره ای همچون مجهول بودن پست امثال فرزین در پرسپولیس بذون مربی خارجی در آخرین فصل حضور در پرسپولیس در این وانفسا بگذریم ...
پرسپولیس همان تيمي است كه روزگاري پروین ،خودش با تلاش هايش آن را زنده نگه داشت و با همان كوشش ها خویشتن را نزد مردم به حد اعلای محبوبيت رساند، اما دیر زمانی نگذشته است که زمانه شاهد آن بود که پروین با فدا كردن پرسپوليس(به هر دليلي، شخصي يا ...) روز به روز حبش را از دل هوادارن پرسپوليس و دوستداران فوتبال بیرون مي كشید.
... و اما امروز
آری سوم مهر ماه ،زاد روز علي پروين يكي ازبرترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران بود!علی آقا ۵۹ سال گذشت!تو خود تنها کسی هستی که می توانستی و هنوز هم می توانی با همان کاریزمای افسانه ایت خود را به عرش عزیز برده یا بر فرش حضیض بنشانی!
هیچ فوتبالدوست ایرانی گذشته درخشان تو را از خاطر نبرده است مگر اینکه رسیدن تو به این سن آنها را از خاطرت برده باشد!
...واما امروز که مجبور شدی (به جای آنکه خود با عزت از پرسپولیس بروی) از ارتش سرخت جدا شوی با حمایت یکی از عاشقان سینه چاکت بر مسند مدیریت(قائم مقامی) تیمی خصوصی با نام استیل آذین نشسته ای.ای کاش آن روزها که همگان به تو از پایان رسیدن دورانت به عنوان مربی خبر می دادند به فکر پستهایی اجرایی می افتادی تا شاید بدل امثال قیصر (بکن باوئر) را در ایران به نمایش می گذاشتی. اما حالا که در استیل آذین هسنی باید به گونه ای عمل کنی و سخن بگویی که دوباره محبوبیت افسانه ایت را به دست بیاوری.
حال که مکنت جناب مدیرعامل استیل آذین دست تو را باز گذاشته است خوب ات به جای گردآوری عده ای بله قربان گو و بادنجان دور قابچین مترصد شکار بهترینها باشی وگرنه خودت امروز خیلی بهتر از همیشه می دانی که دوران این گونه لمپن گرایی ها دیری است که گذشته است.
خوب است نگاهی گذرا به آن روزهای طلایی بکنی و با انتخاب راهی درست سکان کشتی تیم جدیدت را که رابطه غریب و در عین حال قریبی با آینده شخص تو دارد به ساحل نجات رهنمون کنی!
پروین از گذشته تا فردا:
تولد:3 مهر 1325-تهران
تيمهاي باشگاهي:كيان-پيكان و پرسپوليس
حضور در پرسپوليس:1349-1366
اولين بازي:27/6/49-عقاب(1-0)
آخرين بازي:26/4/1366-دارايي
بازي در پرسپوليس:292 بازي
مجموع گل ها در بازیهای باشگاهی :99 گل
دوستانه خارجي:30 بازي (7 گل)
كاپيتاني:168 بار
دوره مربيگري:دي 1360 تا شهريور 1372/مهر 1377 تا تير 1382(حدود 450 بار مربي سرخپوشان در بازيهاي باشگاهي)
*سابقه ملي
تيم ملي جوانان(1349):پروين با 24 سال سن در اين مسابقات شركت كرد!
تيم ملي(1349 -1358)
اولين بازي ملي:15 /6/49-پاكستان
تعداد بازي ملي:4 جوانان
82 بزرگسالان
تعداد گل ملي:3 جوانان
11 بزرگسالان
مربيگري:1368-1372(38 بازي)
*افتخارات ملي به عنوان بازيكن
حضور در جام جهاني 1978
حضور در دو المپيك 1972 مونيخ،1976 مونترال
قهرمان جام ملتهاي آسيا 1976
قهرمان بازيهاي آسيايي 1974
*افتخارات ملي به عنوان مربي
قهرمان بازيهاي آسيايي 1990
*افتخارات باشگاهي به عنوان بازيكن
3 بار قهرمان ليگ (50-52-54)
3 بار قهرمان تهران (61-65-66)و يكبار با پيكان(48)
2 بار قهرمان حذفي تهران(58-61)
*افتخارات باشگاهي به عنوان مربي
قهرمان جام در جام آسيا(1370)
3 بار قهرمان ليگ(77-78-80)
3 بار قهرمان جام حذفي(66-70-77)
3 بار قهرمان تهران(67-68-69)
يكبار قهرمان حذفي تهران(66)
*ركوردها
*ركوردار بيشترين بازي در پرسپوليس
*دومين گلزن برتر تاريخ پرسپوليس
*ركوردار مربيگري در پرسپوليس
*مسن ترين بازيكن وگلزن تاريخ پرسپوليس
*پر افتخار ترين مربي تاريخ ليگ با 3 قهرماني
*پر افتخار ترين مربي تاريخ پرسپوليس
*ركوردار بازيهاي متوالي در ليگ با 138 بازي براي پرسپوليس
و....
كوتاه از علی پروین
_ علی پروین سوم تیر ماه سال 1325 دركوچه غریبون به دنیا آمد.
_ بهخاطر چشمان سبزش در محل به او «علیزاغی» میگفتند، او آن زمان با دوچرخهاش لبجوی آب، كه عمیق به نظر میرسید، مثل یكبندباز به جلو میراند و آنقدر روی كارش تمركزداشت، كه متوجه اطراف نبود و جالب این كه،هیچ وقت او نمیافتاد.
_ استعداد او در طلاسازی هم زبانزد محلبود، اما این بچه باهوش به سمت فوتبال كشیدهشد.
_ حاج احمد پدر پروین از آنجا كه در بازارتهران طباخی داشت، مرد ثروتمندی بود وپروین احتیاج نداشت كه جایی كار كند، اما آنزمان رسم بر این بود كه پسران از سن پایین بهدنبال یادگرفتن حرفهای باشند.
_ زمانی كه 4 ساله بود، پیش از این كه با توپبازی كند، به آن خیره میشد و مدت زیادی آنرا نگاه میكرد.
_ بزرگتر كه شد، با توپ از كله سحر تا اذانظهر بازی میكرد، كمی كه بزرگتر شد، همیشهكاپیتان تیم محلش بود.
_ میگویند پروین، بهجز حرفهای بودن دردوچرخهسواری، عاشق موتورسواری هم بود وتك چرخهایش در خیابان عارف زبانزد خاص وعام بود.
_ لباسهایش همیشه خاكی بود، اما مادرخدابیامرزش هیچ گاه او را دعوا نمیكرد.
_ بچه محلهای پروین میگویند: او عاشقشیرینی بود و هرگاه پول تو جیبی میگرفت، بهقنادی آقا مرتضی كه سر چهارراه عارف بود،میرفت و چند عدد نان خامهای میخورد آقامرتضی هم كه پروین را خیلی دوست داشت، با او نصف قیمت حساب میكرد.
_ غروبها بچههای عارف به قهوهخانهمیرفتند، در آنجا چای میخوردند و گل یا پوچبازی میكردند; جالب این كه در «گل یا پوچ» همهیچ كس حریف او نمیشد، او در همان نگاه اولدر میان دو دسته 20 نفره، تشخیص میداد كه گلدست چه كسی است، او به دوستانش میگفت: ازچشمها میخواند كه گل در دست كیست؟
_ پروین بهجز فوتبال به والیبال عشقمیورزد و هنوز هم این ورزش را انجام میدهد،آخر هفتهها پروین در زمین والیبال است.
_ در اردوهای ملی، هماتاقی همیشگی او«ناصر حجازی» بود.
_ مامان نصرت خدابیامرز، میگفت: تمامبچههایم یك طرف، علی یك طرف، از بس كهشیطان است. برادر و خواهرهایش در 18 ماهگیشروع به راه رفتن كردند ولی علی در 14ماهگی،…
_ در محله عارف، بچههای محل به فوتبال،گاریسواری و هسته بازی خیلی علاقه داشتند.یك روز علی 500 هسته برد، اما زمانی كه به خانهباز گشت، دید كه مادرش همه آنها را دور ریختهاست.
_ ده ساله كه بود، برادرش حاج محمودبرایش یك دوچرخه مشكی رنگ هركولس خریدو او یك ساعت با آن لب جدول هنرنمایی كرد ودوستانش هم به او نگاه میكردند.
_ كتانی چینی پروین، شهره خاص و عام بود،او به آنها علاقه زیادی داشت، تنها كافی بود توپدر گوشهای بیفتد و او با چرخشی سریع به آنبرسد.
_ در زمان كودكی توپ دوست خوبش بود،حتی در زمان خواب هم آن را از خودش جدانمیكرد، او حركتهایی با توپ انجام میداد، كهبسیار عجیب و غریب بود.
_ كریستال پالاس در آن سالها برای شماره7 ایران، 500 هزار دلار میپرداخت. پدرشموافقت خود را اعلام كرد، اما مادر میگفت: توهنوز بچهای، آنجا دیوانه میشوی، نمیتوانیدوام بیاوری… در غربت روحیهات به هم میریزدو… این شد كه او از رفتن به انگلیس منصرف شد.
With Special Thanks to Asqar Zarei & Ksabz Magazine & Mahya Soltani nejadian